طناز و شما

ما در مقابل بچه‌ها چه مسئولیتی داریم؟ مسئولیت والدین در برابر فرزندان

یه لحظه تصور کنید: شب‌های بی‌خوابی، گریه‌های بی‌وقفه، نگرانی‌های بی‌پایان، و در عین حال، اولین لبخند، اولین قدم، اولین «مامان» یا «بابا» گفتن… بچه‌داری یعنی پذیرش مسئولیتی که هیچ تاریخ انقضایی نداره؛ از اون لحظه‌ای که اون موجود کوچولو به دنیا میاد تا آخرین نفسی که می‌کشید، شما مسئولش هستید.
نه وقتی ۱۸ سالش می‌شه این مسئولیت تموم می‌شه، نه وقتی ازدواج می‌کنه، نه حتی وقتی خودش بچه‌دار می‌شه! طناز فرازی هستم و امروز در سایت طناز و شما می‌خوایم صادقانه دربارهٔ واقعیت‌های بچه‌داری، مسئولیت‌های والدین و راه‌های صحیح تربیت فرزند صحبت کنیم؛ حرف‌هایی که شاید خیلی‌ها دوست نداشته باشن بشنون، اما باید گفته بشه.

بچه‌دار شدن اجباری نیست

وظایف پدر و مادر نسبت به بچه ها

اولاً اینکه بچه‌دار شدن اجباری و حتمی و بایدی نیست. همه لزوماً نباید بچه‌دار بشن. و من خودم عاشقانه بچه دوست دارم، اما اینجوری نیستش که اگه بچه‌دار نشین زندگی تباه شده، از بین رفته. یا اگه بشین، یهو یک تغییر وحشتناک بزرگ آنچنانی اتفاق افتاده. ابداً!

بچه بسیار بسیار سخته از همه نظر. مسئولیت زیاد داره، بزرگ کردنش سخته. یک رشته‌ایه که تا زمانی که شما نفس می‌کشید، شما رو نگه داشته و تو حال خوب و بدتون تأثیر می‌ذاره.

تحقیقات علمی دربارهٔ خوشحالی و بچه‌داری

و تحقیق… تو رو خدا الان حمله نکنین! خیلی این بحثش طولانیه، حتماً راجع بهش صحبت می‌کنیم که چرا ما احساس می‌کنیم که وقتی بچه داریم زندگیمون از وقتی نداریم بهتره. اما تحقیق نشون می‌ده آدم‌هایی که ازدواج کردن و بچه ندارن، میزان خوشحالیشون از کسانی که ازدواج کردن و بچه دارن بیشتره. اینو علم داره به ما می‌گه.

برای اینکه ما طبیعتاً وقتی بچه داریم، یکی ازمون بپرسه می‌خوای یا نمی‌خوای، بخش احساسیش قاطی می‌شه. به خصوص ما تو کشورهای خاورمیانه، نه، معلومه که بهتره! من هرگز نمی‌خوام نداشته باشمش! کسی نمیگه نداشته باشمش. داریم قبل و بعد رو مقایسه می‌کنیم: کدوم آرامش بیشتر بوده؟ کدوم وقت برای خودت بیشتر داشتی؟ کدوم از نظر مالی دست و بالت بازتر بوده؟ کدوم استرسش کمتر بوده؟

عشق: شرط اساسی بچه‌دار شدن

بچه‌دار شدن عشق بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار زیادی می‌خواد! اگر عاشقانه بچه دوست ندارید، بچه‌دار نشین. بچه اینکه یه کسی باشه اموالم بهش برسه، نیست. بچه اینکه یه کسی باشه زمان پیری دستمو بگیره، نیست. بچه اینکه یه کسی باشه بعداً تنهاییمو پر کنه یا دوستم باشه یا اینا، نیست. بچه یه موجود کوچولوی گوگولی نازیه که ما به دنیاش میاریم. از اول تا زمانی که زنده هستیم براش مسئولیم.

مسئولیت تا آخر عمر

این مسئولیت تایمم نداره! آی ۱۶ سالش شد تموم شد، ۱۸ سالش شد تموم شد، الان ازدواج کرد من مسئولش نیستم!
خیر! من این بچه رو به دنیا آوردم، من تصمیم گرفتم بیارمش اینجا و تا زمانی که زنده‌ام و نفس می‌کشم مسئول هستم.

پس اینکه ما از اول تا آخر برابر بچه‌مون مسئولیم که هیچ حرفی توش نیست. اینکه اگر عاشقانه بچه دوست ندارید بچه‌دار نشید، هیچ حرفی توش نیست. اینکه زندگی با بچه بسیار بسیار سخت‌تره و مسئولیت‌هاش بیشتره از همه نظر نسبت به زندگی که بچه توش نیست، هیچ حرفی توش نیست و اینکه این یک تصمیمیه که هر دو نفر باید حتماً بخوان تا بچه‌دار بشن، اینم هیچ حرفی توش نیست.

مثل کوه باشیم، نه منت‌گذار

حالا ما برای بچه‌مون باید مثل کوه باشیم. این یعنی چی؟ من سر بچه‌ام برای کارایی که انجام میدم منت نمی‌ذارم. من مسئول این بچه‌ام. می‌خواستم بچه‌دار نشم، به همین سادگی!

یعنی اگه بچه برگرده به من بگه: «بابا…» حرف بیخود نه ها! این نه که بچه… الان بچه‌ها زود به دل نگیرین! نه اینکه الان موبایلتون مثلاً آیفون ۱۲، چون پدر مادر نمی‌تونن بکننش ۱۵، پس آدمای بدین! نه! داریم راجع به چیزهای اصلی زندگی صحبت می‌کنیم.

این موضوع یادم میاره که وظایف و مسئولیت‌ها چقدر پیچیده‌ان. تو مقالهٔ توقع، انتظار و مسئولیت در روابط عاطفی گفتیم که:

«من اگه مادر هستم، وظیفه دارم از بچه‌هام مراقبت و مواظبت کنم و اون‌ها رو به بهترین نحو بزرگ کنم. حالا یا خودم این کارو انجام می‌دم یا کمک می‌گیرم یا پرستار می‌گیرم تو خونه یا بچه‌م رو می‌ذارم مهدکودک. در هر حال، به عنوان مادر، شما هر جای دنیا که برید – پدر هم وظیفه داره‌ها – ولی به عنوان مادری که بچه به دنیا آورده، اون اولویتش اولش با منه.»

و دقیقاً به خاطر همین وظایف سنگینه که نباید سر انجامشون منت بذاریم.

مسئولیت‌های اصلی والدین

راجع به اون رفاه، سقفی بالا سرتون باشه. حالا یه اتاق یا پنج تا اتاق، مهم نیست. غذاتون درست باشه. تحصیلتونو بتونن، مدرسه بفرستنتون، دانشگاه بخواین برین بتونن کمکتون کنن. چیزای اینجوری! نه اینکه همه مامان باباها باید بیان برای ما خونه بگیرن، آپارتمان بگیرن، ماشین بدن. نه! اصلاً منظور این نیست.

«من می‌خوام رنگ مومو ماهی یه بار عوض کنم، پدر مادرم باید پولشو بدن. اگه ندن بدن!» بل نگیرین الان! منظور من توی این حرفی که دارم با مادر پدرها می‌زنم، مسئولیت‌های اصلیه.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

منت نذارید!

من باید برای بچه‌ام یک سری چیزهای رفاهی را فراهم کنم و به خاطر اونا منت سرش نمی‌ذارم. اگر بچه‌دار شدم و باید بمونم تو خونه و بچه‌ام رو تا یک سن خاصی بزرگ کنم که بعد بتونم بفرستمش مدرسه و نمی‌تونم الان بفرستم مهد کودک یا کودکستان، پزشکی هم خوندم، بنابراین نمی‌تونم کار کنم چون دلمم نمیاد بچه‌مو دست کسی بدم یا توانایی مالیشو ندارم، بعداً برنمی‌گردم به بچه‌ام صدها بار بگم که «به خاطر شما من موندم تو خونه‌ها! به خاطر شما من درسمو ادامه ندادما! به خاطر شما کارمو اینجوری کردم! اگه می‌کردم اینو، اینو داشتم!»

به اون چه مربوطه؟! می‌خواستین بکنین! شما تصمیم گرفتین نکنین. این بچه الان باید بیاد جوابشو بده؟ به اون چه؟! اگه تصمیم گرفتید که انجام بدید، بدید. اگر تصمیم گرفتین انجام ندین این کارو، خودتون تصمیم گرفتین. منتش رو سر بچه‌ها نذارین! چون اون وقت ارزش اون کارتون رو هم به صورت کامل از بین می‌برین. دیگه اون کارتون هیچ مفهومی نداره. هی بگین «به خاطر تو…» بابا بسه دیگه! چند بار؟ چند دفعه؟

تربیت بدون توبیخ و تنبیه

این از اولیش. دومین مسئله اینه که ما بچه‌مون رو با توبیخ و تنبیه و مجازات تربیت نمی‌کنیم. بچه یک گوشت… یک تیکه گوشت به دنیا میاد با یک صفحه لوح سفید و مثل خمیر می‌مونه. من این بچه رو دارم تغییر میدم، دارم فرم میدم، دارم شکل میدم و دارم سقف و ستون شخصیتش رو می‌سازم. مسئولش منم!

این نکته خیلی مهمه که بفهمیم بچه با بزرگسال چه فرقی داره. یادتونه تو مقالهٔ آیا می‌شه آدما رو تغییر داد؟ صحبت کردیم که:

«شخصیت انسان‌ها تو سن خیلی پایین شکل می‌گیره، رفتارهاشون تو سن یه خرده بالاتر، و تغییر رفتار کار سختیه. شخصیت که تقریباً نمی‌شه! پس زمان می‌خواد، من بخوام به یه نفر یاد بدم که “شما اینجوری رفتار کن، چون من این رفتار، این رفتار، این رفتار رو نمی‌پسندم” یا “این دو تا رفتار تو سعی کن عوض کنی، این دو تا رو من قبول می‌کنم.”»

اما بچه فرق می‌کنه! بچه هنوز شخصیتش شکل نگرفته، مثل خمیره که داریم شکلش می‌دیم. برای همینه که مسئولیت ما انقدر سنگینه.

یاد بگیریم، نه تجربی عمل کنیم

اگر اتفاقی میافته یا جایی جوری هست که انتظارش رو ندارم، اول از همه که باید کمک بگیرم. مگه ما همه مادر به دنیا آمدیم؟ این همه تحقیق، کتاب، مقاله، ریسرچ، این همه مشاور…

بچه می‌شه ۲ سالش، اینجا اصلاً به «terrible twos» معروفه که بچه تو دو سالگی یه دفعه یه خورده یاغی می‌شه، یه کارایی می‌کنه، یه رفتارایی نشون میده و این تموم می‌شه. اینو من اگه بلد باشم باهاش چه کار کنم، نه بچه رو دعوا می‌کنم، نه سرش داد میزنم، نه تو اتاق حبسش می‌کنم، نه اسباب بازی رو که دوست داره ازش می‌گیرم. اینا کارای اشتباهه!

بچه‌داری تجربی نیست

و اینا رو ما باید یاد بگیریم. بچه‌داری تجربی نیستش که من این کارو بکنم ببینم خراب شد، بعد اون یکی کارو بکنم! چون گاهی از اوقات این کارهایی که من انجام میدم، اثراتی تو این بچه می‌ذاره توی شخصیتش و روی روانش که سال‌ها بعد تو زندگی خودش و من کلی ایجاد اشکال می‌کنه. این همینجوری نیستش که!

بابا قبل از بچه‌دار شدن، این همه وقت می‌ذارین برای چیزای دیگه که خیلی لازم نیست. اگه واقعاً تصمیم دارین، می‌گیرین بچه‌دار بشین، یا اگه اتفاقی حامله شدین، می‌خوین بچه رو نگه دارید، نُه ماه وقت دارین! ۵ تا کتاب بخونین! چه مادر، چه پدر… راه، من روی صحبتم با مادرا نیست، خیلی پدر نقش مهمی داره در بزرگ کردن بچه. یک کتابی بخونین، یه بابا راهنمایی بگیرین، پیش یه مشاور برین.

ما صبر می‌کنیم یه چیزی که اتفاق بدی افتاد، به یه جایی رسید که بن‌بسته، نمی‌تونیم کاری انجام بدیم، بعد تازه میریم پیش مشاور، پیش راهنما. یه کلاف سردرگم ۲۰ هزار تا گره رو می‌خوایم بدیم دستش، باز کنیم! خب قبل از اینکه به اینجا برسه، برید و یاد بگیرید که اصلاً این اتفاقا نیفته!

آدم برا چیزهای خیلی مهم بزرگ زندگیش یه خورده وقت می‌ذاره دیگه. ما یه مومونو می‌خوایم بریم رنگ کنیم، ۴ ساعت براش، ۵ ساعت ترافیک باشه، ۶ ساعت، ۷ ساعت وقت می‌ذاریم. اون وقت برای بچه‌دار شدن، دو ساعت در روز، یه ساعت در روز، نیم ساعت در روز نمی‌خوایم وقت بذارین؟! اینا رو آدم باید یاد بگیره.

تشویق به جای تنبیه

پس بچه رو با توبیخ و تنبیه نیست. ما با تشویق به بچه یاد میدیم. اگه یه کاری می‌کنم که درست نیست، من هی نمیگم این کار رو نکن!

مغز و دستورات منفی

مغز ما این «نون» اول کلمات را متوجه نمی‌شه. من به شما بگم به آدم برفی فکر نکن. الان تنها تصویری که تو ذهنتون میاد آدم برفیه! نمی‌تونین بهش فکر نکنین. مغز این رو متوجه نمی‌شه. منفی رو متوجه نمی‌شه. فقط می‌شنوه اون چیزی رو که شنیده، شروع می‌کنه پردازش کردن.

شما هی به بچه بگین این کارو نکن، این کارو نکن، اینجوری نشین… فایده نداره! اون کاری که درست‌تره و هی بهش بگید و تشویقش کنین.

روش‌های تشویق

شکلات دوست داره؟ روزی یه دونه شکلات بشه. اگه مثلاً اینو اینجوری بکنیم، میریم با هم شکلات می‌خوریم. خودتونم دخیل کنین! «با هم این کارو می‌کنیم».

بچه چرچیل نیست!

مسئله دیگه اینکه یادتون باشه بچه چرچیل نیستش که بشینه فکر کنه! تا سن سه چهار ساله، از وقتی به دنیا میاد تا سه چهار سالگیش، نقشه بکشه که «من این کارو بکنم که بعد اینجوری شه که مامان بابام این کارو بکنن».

اگه گریه می‌کنه، می‌خواد بیاد بغلتون. در اون زمان، در اون لحظه، به بغل شما، به بوتون، به گرماتون، به آرامشتون احتیاج داره. به یک دلیلی مضطرب شده، به یک دلیلی بی‌قرار شده.

«نه! بچه‌م بغلیه! یا بغلی می‌شه!» خب بغلی باشه! تا ۱۲ سالگی که نمی‌خواد بیاد تو بغلتون بچسبه بهتون! یه جایی این بغلی بودن تموم می‌شه. تا وقتی بغلی هست لازم داره، این تماسو لازم داره، این بودن با شما رو لازم داره.

تناقض عجیب ما آدم‌ها

مسئولیت پذیری والدین در برابر کودک

ما خیلی آدمای جالبی هستیم! از یه سنی که می‌گذره، بیست و چند سالمون که می‌شه، در به در دنبال یه کسی می‌گردیم که ما رو عاشقانه دوست داشته باشه. ما دنیاش باشیم! چاق می‌شیم، لاغر می‌شیم، زشت می‌شیم، درس می‌خونیم، نمی‌خونیم، ناخنمون مرتبه، نیست، اخلاقمون خوبه، بده… عاشقانه در همه شرایط و همه حالات ما رو بخواد!

بعد بچه‌دار می‌شیم. دنیاش ماییم! همه جور ما رو می‌خواد. دعواش می‌کنی، ما رو همونقدر دوست داره. کتکش می‌زنی، ما رو همونقدر دوست داره. غذا بهش می‌دیم، نمیدیم، نون پنیر میدیم، بهترین غذا رو میدیم، بوی گند عرق میدیم، نمیدیم، چاق میشیم، لاغر میشیم، خونه هستیم، نیستیم… دنیاش، همه‌چیش ماییم! دنیاش ماییم! اینجوری ما رو دوست داره.

بعد بهش توجه نمی‌کنیم! باز دنبال توجه و عشق و محبت از طرف بقیه! بابا اینجاست! ایناها! اون چیزی که دنبالش می‌گردین اینجاست! بعد ازش در میریم. می‌خواد بغلمون کنه، نه! بعد اون وقت میریم می‌شینیم: «این یه ذره هم مثلاً این شوهره به من توجه نمی‌کنه…»

بابا این بچه رو دریابید! اینکه یه آدم بزرگه، اینو یه کاری کنین که درست و خوب بار بیاد!

نقش والدین در آیندهٔ روابط فرزندان

مسئول نصف جدایی‌ها، طلاق‌ها، ارتباط‌های بد، ما مامان باباها هستیم که یک کارهایی در زمان بچگی بچه‌مون می‌کنیم، یه اشکالاتی ایجاد می‌کنیم، بعد بچه میره یه کاری می‌کنه، تازه اون موقع قرن: «بابا تو که یه رابطه رم نمی‌تونی نگه داری!» خب من کردم! شما کردی که الان نمی‌تونه!

الانم تو رو خدا! اینا، خانم دکتر، شما اینجوری میگی، بعد بچه‌ها میان اینو میگن… من گفتم بچه‌ها بل نگیرن! یه سری چیزا هست مسئولیت ما نیست. ولی یک سری چیزها هست مسئولش مایم. در بچگی بچه‌ها، در زمان تینیجری و نوجوانی و ایناش، خیلی مهم نیست شما هستین، نیستین، باشین، نباشین. اصلش اون موقعیه که به دنیا میاد تا هفت هشت سالش می‌شه. حالا میگم این خیلی حرف داره، خیلی جای ساعت‌ها می‌شه حرف زد.

جمع‌بندی: بچه، دوست نیست

الان در مورد این قسمت مسئولیت است. من به عنوان یک مادر یا پدر، مسئول بچه‌ام هستم تا زمانی که زنده‌ام. نوع مسئولیتم فرق می‌کنه، شکلش عوض می‌شه، اندازش متفاوت می‌شه با سن بچه، ولی مسئولم.

من سر بچه‌ام هرگز منت نمی‌ذارم برا چیزی. اگه کاری رو می‌کنم، کردم. منتشو سر بچه نمی‌ذارم. می‌خوام نکنم!

بچه‌م دوست من نیست. بچه‌مه! همراه من نیست. پرستار من نیست. شریک موقع تنهایی من نیست. عصای دست پیری من نیست. بچه‌ام بچه‌مه! بعدم بال و پر می‌گیره و می‌ره.

اگه خیلی من خوب تربیتش کرده باشم و اگه از نظر احساسی باندی که با بچه‌م ایجاد کردم عمیق و محکم باشه، بچه‌م هست و در زندگیم حضور خواهد داشت. اگه این کارو نکرده باشم، نمی‌تونم توقعی از بچه‌ام داشته باشم. مگر اینکه بچه از کارهای بد من یاد گرفته باشه که اون کارای بدی که من کردمو نکنه و حضور داشته باشه.

توصیه به والدین و فرزندان

من بچه‌مو با تنبیه و مجازات و خرد کردن و شکوندن تربیت نمی‌کنم. با حرف‌های درست در جهت درست و با تشویق درستش می‌کنم.

من به بچه‌ام نمیگم: «دیدی من بهت گفتم! اگه اون کارو کرده بودی…»

بچه‌م به حرف من گوش نمیده، به اگه گوش بده چه بهتر! حتماً راجع به اینم ویدیو می‌ذارم که خیلی از اوقات مامان باباها منظورشون این نیست که ما نمی‌فهمیم یا بلد نیستیم. چون ما رو بسیار بسیار خوب می‌شناسند و چون تجربه‌شون از ما بیشتره، می‌دونن این راهی که ما بریم به کجا میره. نوعی که بهمون میگن بده، منظور بدی ندارن. و اگه به حرفشون گوش کنیم، پله‌های ترقی رو خیلی سریع‌تر و خیلی تندتر میریم بالا. خیلی زودتر به چیزایی که می‌خوایم می‌رسیم. اون یه بحث دیگه‌ست.

دستگیری به جای سرزنش

ولی من به عنوان پدر یا مادر، اگه بچه‌م به حرفم گوش نکرد و زمین خورد، نمیرم وایسم سرزنش و ملامتش کنم. بغل دستش دارم راه میرم. دستشو می‌گیرم، بلندش می‌کنم. خاکشو می‌تکونم. اگه شلوارش پاره شده، شلوار جدید میدم بپوشه، به راهش ادامه بده. غر نمی‌زنم، تحقیرش نمی‌کنم. هی هم نمیگم: «من که گفتم! من که می‌دونم!»

خب من که باید بدونم! ۲۰ سال، ۳۰ سال از بچه‌ام بزرگترم، تجربم بیشتره. اون بچه‌است!

توصیه به جوانان

و بچه‌ها، الان من به مامان بابا یه سری حرفا رو زدم. نخواین همه چیزو خودتون تجربه کنین! درسته که ما خیلی زمان داریم، ولی حیف بیخودی هدر بشه! وقتی می‌تونیم کلی ازش لذت ببریم. شما هرچی زودتر به یه سری چیزایی که دوست دارین برسین، از اونور زودتر کیفشو می‌کنین. ماشین خوب رو زودتر بگیرین، خوب، زودتر ازش لذت می‌برین دیگه!

اگر به یک سری حرف‌هایی که بهتون می‌زنن، بدون قضاوت، بدون عکس‌العمل نشون دادن گوش کنین، تندتر میرین جلو. مادر پدر، شما رو عاشقانه دوست دارن. چیزی که به ضررتون باشه که نمیان بگن! اگرم گاهی اشتباه می‌کنند، به خاطر اینه که مطالعه‌شون کمه، نمی‌دونن، شاید تجربه‌شون کافی نیست. ولی با اون سواد و مطالعه و تجربه‌ای که دارن، همیشه بهترین پیشنهاد رو به شما میدن و همیشه از روی عشقه، نه از روی بدخواهی.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org