طناز و شما

روش‌های درست و اشتباه تنبیه کردن بچه‌ها

بچه‌ها گاهی کارهایی انجام می‌دن که ما رو عصبانی می‌کنه. اما سوال اینه که چطور باید واکنش نشون بدیم؟ آیا تنبیه کردن جلوی بقیه درسته؟ تنبیه فیزیکی و کتک زدن بچه چطور؟ اگه بچه خونهٔ کسی یه چیزی رو شکست، باید چیکار کنیم؟ طناز فرازی هستم روانشنس و امروز تو سایت طناز و شما می‌خوایم به طور کامل دربارهٔ روش‌های درست و اشتباه تنبیه بچه‌ها صحبت کنیم.

چرا بچه رو جلوی بقیه تنبیه نکنیم؟

آیا تنبیه بچه کار درستیه؟

قبلاً هم دربارهٔ تنبیه بچه‌ها صحبت کردیم و باز هم تکرار می‌کنم و بارها و بارهای دیگه هم می‌گم که بچه رو ما جلوی بقیه تنبیه نمی‌کنیم. این کار اصلاً درست نیست و جوری عزت نفس بچه‌مون رو خورد می‌کنه که بعداً ساختن و بالا بردنش کار سختیه. دردسرهاش هم وقتی بزرگ می‌شه برمی‌گرده به سمت خودمون، به‌خصوص در دوران نوجوانی. بعداً هم در زندگیش اثر زیادی خواهد داشت.

یکی از چیزهای دیگه‌ای هم که همیشه گفتم و باز هم اون رو تکرار و تکرار و تکرار می‌کنم اینه که تنبیه شدید روی بچه کار نمی‌کنه. تنبیه فیزیکی اصلاً قابل قبول نیست. تو کامنت‌ها برام می‌نویسن که پدر بچه یا مادر بچه جلوی جمع رفته و زده تو گوش بچه. آخه این چه کاریه؟ باور بفرمایید که حیوانات خانگی رو هم الان با تنبیه فیزیکی تربیت نمی‌کنن. بعد ما بچهٔ جگرگوشه‌مون رو که از پوست و خون و استخوانمونه تنبیه فیزیکی کنیم؟ هرگز! نه در حضور دیگران، نه وقتی خودمون تنها هستیم.

پس تنبیه شدید هیچ‌وقت، و تنبیه جلوی بقیه هم هیچ‌وقت.

سوءتفاهم رایج دربارهٔ تنبیه نکردن

این حرف‌ها این سوءتفاهم رو ایجاد کرده که خب پس هیچ کاری نکنیم! یا بعضی‌ها به من گفتن: «شما همین شماها هستید که باعث شدید الان بچه‌های بی‌تربیت زیاد بشن.» نه به خدا! اینجوری نیست.

من نگفتم بچه وقتی کار اشتباهی می‌کنه تشویقش کنین یا هیچی بهش نگین. گفتم در حضور جمع نگید، و اون هم به صورت کلی هست و کیس‌های خاص فرق می‌کنه. آخه چرا ما باید همه چیز رو یهو ببریم به انتهای یک نمودار، از این ور یا از اون ور، و اصل حرف طرف رو بذاریم کنار؟

اینکه آدم اصلاً دربارهٔ کارهای اشتباهی که بچه انجام میده هیچ تذکری بهش نده و در منزل بهش آموزش نده که یک سری کارها رو انجام نده، بسیار کار اشتباهیه. پس این بچه از کجا یاد بگیره؟ علف هرز که نیست خودش برای خودش بزرگ بشه!

اصلاً منظور اون نیست. منظور اینه که کارهایی که عزت نفس بچه رو خورد می‌کنه و خراب می‌کنه رو انجام ندیم، تا بعداً دچار دردسر نشیم و بچه‌مون هم وقتی داره بزرگ می‌شه دچار چالش‌های زیاد نشه.

روش تایم‌اوت برای تنبیه بچه

توی ویدیو و مقاله «دو سالگی وحشتناک در بچه‌ها» دربارهٔ بچه‌هایی که دو سالگی شروع می‌کنن به لج و لجبازی کردن، یه روش به اسم تایم‌اوت رو توضیح دادم.

تایم‌اوت یکی از تنبیهاتیه که ما معمولاً برای بچه در نظر می‌گیریم. زمانش یک دقیقه به ازای هر سال سن بچه‌ست. یعنی بچهٔ ۲ ساله ۲ دقیقه، ۷ ساله ۷ دقیقه، و ۱۰ ساله ۱۰ دقیقه می‌ره یک جا می‌شینه بدون اینکه هیچی دستش باشه. یه گوشه می‌شینه جایی که من هم هستم، نه اینکه بندازمش تو اتاق و در رو روش قفل کنم، یا بندازمش تو دستشویی و در رو ببندم. نه! در سکوت می‌شینه و کاری انجام نمی‌ده.

وقتی بچه تصادفی یه چیزی رو خراب می‌کنه

اگر ما خونهٔ کسی مهمان هستیم و بچهٔ من در حالی که داره می‌دوئه—کسی هم بهش نگفته ندو، یعنی جاییه که همهٔ بچه‌ها دارن می‌دون و بازی می‌کنن، خودِ صاحب‌خونه هم دو تا بچه داره و کاری نیست که بچهٔ من داره خلافی انجام می‌ده، همه دارن یه بازی رو می‌کنن و صاحب‌خونه هم باهاش اوکیه—تصادفاً یه کار اشتباهی بکنه، دستش بخوره لیوان قهوه بریزه روی فرش، یا دستش بخوره یه چیزی بشکنه، من بچه رو تنبیه نمی‌کنم.

من می‌رم پیش بچه و می‌گم: «مامان مواظب باش، اتفاق بوده.» بعد به عنوان مادر از صاحب‌خونه عذرخواهی می‌کنم و می‌گم: «معذرت می‌خوام، قصدی که نداشته، تصادفاً این اتفاق افتاده. شما لیواناتون رو از کجا خریدین؟ من عینش رو بگیرم براتون بیارم.» یا خودم می‌رم یه دستمال برمی‌دارم—اصلاً مهم نیست کجاست، کیه، چیه—بچهٔ منه! این کارها چیزی از شأن آدم نه تنها کم نمی‌کنه، اضافه هم می‌کنه.

یا باباش می‌گه: «با کدوم دستمال می‌تونم فرش رو تمیز کنم؟» خیس می‌کنه، میاد، تا اونجایی که میشه تمیزش می‌کنه. اگر جوریه که نمیشه، ازشون می‌پرسه: «شما فرشاتون رو کجا میدید بشورن؟ اجازه بدید من این فرش رو بدم براتون بشورن و برگردونم.» گلدون میفته، خاکش می‌ریزه بیرون، می‌رم می‌ذارم سر جاش، خاکش رو جمع می‌کنم، تمیز می‌کنم. من عذرخواهی می‌کنم چون بچه قصدی نداشته و کار بدی هم نکرده، تصادفاً اتفاق افتاده.

ما سر یه چیزی که تعمدی نیست هیچ‌کس رو دعوا نمی‌کنیم. اتفاقه، اتفاق می‌افته.

وقتی بچه عمداً کار اشتباهی انجام می‌ده

حالا یه مثال دیگه می‌زنم. بچه‌ها همه نشستن و دارن مثلاً مونوپولی بازی می‌کنن، یه بازی نشستنی انجام می‌دن. به بچهٔ من گفته شده که اینجا بدو بدو نکن، ولی داره می‌دوئه و یک چیزی رو می‌شکنه.

من از صاحب‌خونه عذرخواهی می‌کنم و همهٔ اون حرف‌ها رو تکرار می‌کنم. حرفم که تموم شد و یه دو سه دقیقه گذشت، به شما قول میدم بچهٔ کوچیک—ما داریم راجع به بچه‌های کوچک صحبت می‌کنیم، از وقتی به دنیا میان تا پنج شش سالگی—بچهٔ کوچیک به محض اینکه یه کار اشتباهی انجام میده، چه به من نشون بده چه نه، اون غرور خوبش که داره فرم می‌گیره و محدودیت‌هاش باعث می‌شه که قرص و محکم جلوی من وایسته، ولی تو دلش غوغاست! می‌ترسه بچه که وای الان من چی‌کار کردم.

وقتی من این حرف‌ها رو به صاحب‌خونه زدم، بعدش دست بچه‌م رو نمی‌گیرم بکشم جلوی همه. بهش می‌گم مثلاً: «بیا بریم یه چیزی رو تلفن بهت نشون بدم.» گفت نمیام. «نه یه دقیقه بیا، خواهش می‌کنم، به خاطر مامان.» می‌برمش تو یه اتاق دیگه و بهش می‌گم: «دیدی چی‌کار کردی؟ الان با این کاری که کردی، من می‌خواستم این هفته این ماشین رو برات بخرم، ولی نمی‌تونم بگیرم. چون باید پول ماشین رو بدم لیوان‌های خاله رو که شکستی بخرم و بذارم سر جاش. بنابراین شما حرف گوش نکردی و اون ماشین رو نخواهی داشت. این لیوان هم شکسته. قبل از اینکه بریم و می‌خواستیم خداحافظی کنیم، از خاله عذرخواهی کن به خاطر اینکه لیوان‌ها رو زدی شکستی.»

جلوی بقیه بچه رو دعوا نکردم، جلوی بقیه بچه رو خورد نکردم. بردمش یه اتاق دیگه.

وقتی بچه غذا می‌خوره و دستش کثیفه

بچهٔ من تو مهمونی می‌خوره و دستش که کثیفه می‌خواد بماله به جایی. اولاً من مادرشم یا پدرشم، پا می‌شم و دستش رو تمیز می‌کنم. دوماً اینکه من باید به بچه‌ام یاد داده باشم در منزل و وقت اضافی گذاشته باشم که وقتی می‌خوای یک چیزی بخوری، می‌شینی، می‌ذاری تو بشقاب، می‌خوری، تموم شد پا می‌شی می‌ری.

اگه یاد ندادم، قصور از منه نه از اون بچه. اگه یاد دادم و بچه در زمانیه که داره لجبازی می‌کنه، می‌‍گم: «مامان بیا بشین پیش من، من اینو برات پوست بکنم خوشگل بذارم بخور برو.» بچه گوش کرد، گوش کرد. گوش نکرد، می‌گم: «مامان می‌خوای چیزی نخوری تا بریم خونه؟» گوش نکرد، دستش رو تمیز می‌کنم. گوش نکرد، دست بچه رو می‌گیرم می‌برم یک جای دیگه و دوباره بهش توضیح می‌دم که این رفتار شما درست نیست و اگر این کار رو بکنی بریم خونه تایم‌اوت داریم.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها و آموزش‌های مربوط به بچه‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید.

اخطارهای کوچک به جای تنبیه بزرگ

می‌دونین باید ما مدل‌های اخطار کوچیک کوچیک برای بچه داشته باشیم، نه تنبیه بزرگ. بچه اجازه داره روزی ۴۵ دقیقه تلویزیون ببینه. می‌گم: «مامان از ۴۵ دقیقه تلویزیون دیدنت ۲۰ دقیقه‌ش، یعنی نصفش، رفت. اگر می‌خوای نره، این کار رو انجام نده. بیا بغل دست من بشین غذات رو بخور برو.»

این موضوع خیلی مهمه که بدونیم نقش ما در شکل‌دهی شخصیت بچه چقدر بزرگه. اینو تو مقالهٔ مسئولیت والدین در برابر بچه‌ها گفتم:

ما بچه‌مون رو با توبیخ و تنبیه و مجازات تربیت نمی‌کنیم. بچه یک تیکه گوشت به دنیا میاد با یک صفحهٔ لوح سفید و مثل خمیر می‌مونه. من این بچه رو دارم تغییر میدم، دارم فرم می‌دم، دارم شکل می‌دم و دارم سقف و ستون شخصیتش رو می‌سازم. مسئولش منم!

پس وقتی می‌دونیم که بچه مثل خمیره و ما داریم شخصیتش رو می‌سازیم، باید با روش‌های درست این کار رو انجام بدیم، نه با تنبیه شدید.

وقتی بچه یه بچهٔ دیگه رو می‌زنه

تنبیه بچه ای که بقیه رو کتک می زنه

می‌ریم مهمونی و بچهٔ من یه بچهٔ دیگه رو می‌زنه. اولاً اگه بچه‌ها تو اتاقن و این اتفاق افتاده و من ندیدم چی شده—چون بچهٔ من بچهٔ شیطونیه—معنیش این نیست که بچهٔ من زده. زدن کار خوبی نیست! زدن از اون قانون‌هاییه که ما برای بچه‌مون می‌ذاریم—باز با توجه به مقاله و ویدیوی «دو سالگی وحشتناک»، حتماً اول اون رو ببینین.

ما قانون می‌ذاریم و هیچ‌کس تو خونه هیچ‌کس رو نمی‌زنه. نه بچهٔ من کسی رو می‌زنه، نه من وقتی عصبانی می‌شم بچه رو می‌زنم یا تنبیه فیزیکی می‌کنم، نه من بابای بچه رو می‌زنم. الان می‌خندین می‌گین مگه خانم‌ها می‌زنن؟ به خدا انقدر کامنت داریم از آقایون ناراحت که خانمم منو می‌زنه، من چی‌کار کنم! نه ما کسی رو می‌زنیم، نه کسی ما رو می‌زنه، نه ما بچه رو می‌زنیم. هیچ‌کدوم! نزدن قانونه، زدن نداریم. این قانون خونه‌ست و بچه عادت می‌کنه.

چطور ماجرا رو بررسی کنیم؟

اگه بچهٔ من بچهٔ شر و شیطونیه و اینم قانون خونه‌ست، و اتفاقی نیفته، الان از اتاق اومدن بیرون و یکی گریه می‌کنه. بچهٔ منم خودش رو داره کنترل می‌کنه—بچهٔ قویه، گریه نمی‌کنه—و اون یکی بچه می‌گه: «این منو زد.»

من نمی‌کشم دست بچه‌م رو تنبیهش کنم که چرا زدی! نه! بچه‌م رو میارم و می‌گم: «چی شد؟ چی شد که زدی؟ چه اتفاقی افتاد؟» نمی‌پرسم ازش «آیا زدی یا نه» که این حق انتخاب رو بهش بدم که چون الان ترسیده دروغ بگه. می‌گم: «مامان جان، خودت تعریف می‌کنی چی شد که زدی.»

شاید حکایت جوال‌دوز و داد زدن باشه. این یه چیزی زده، این زدتش، یا یه چیزی گفته. ما خیلی از اوقات داریم بچه رو میاریم، بعد که من می‌شینم صحبت می‌کنم معلوم می‌شه که مثلاً اون یکی بچه به مامان یا بابای بچه یه توهین بدی کرده و این پسر بچهٔ ۶ ساله‌مون رو زده، اما اون از ترسش نمیاد این اعتراف رو بکنه.

من از بچه‌ام می‌پرسم و اگه من این بچه رو تربیت کردم و بچهٔ من بگه که این این کار رو کرد که من زدمش، اینم باز می‌گم توی اتاق—من و بچه‌م و اون بچه و مامانش، چهارتایی می‌ریم تو اتاق. اگه بچهٔ من گفت که این اتفاق افتاده، من بچه‌م رو باور می‌کنم. تحت تأثیر جمع نمی‌گم «حتماً تقصیر تو بوده!» نه! بچه‌ها تو این سن نمی‌تونن دروغ‌های به این عجیبی بسازن.

وقتی بچه می‌گه این، اینو راجع به بابا گفت، منم زدمش، یا مثلاً خیلی از اوقات میاد یه پسری می‌خواد بگه «تو مثل دخترا می‌مونی، تو دختری!» اینا بچه هم می‌گیره می‌زنتش چون می‌خواد قدرتش رو بهش ثابت کنه. خب اون بچه هم خیلی حرف بدی زده!

من نمی‌گم زدن خوبه‌ها! من به بچه‌ام می‌گم: «شما درست می‌گی، اون حرف خیلی بدی زده، ولی شما باید جوابش رو می‌دادی، نباید می‌زدی. الانم با هم آشتی کنین. شما معذرت‌خواهی کن که این حرف رو زدی، شما هم معذرت‌خواهی کن.» نه اینکه فقط یه بچه معذرت‌خواهی کنه. آشتی می‌کنن.

باز تو ویدیوی «۲ سالگی» من مدیریت احساسات رو برای بچه‌های کوچک توضیح دادم که ما چه‌جوری این کار رو انجام می‌دیم، چه کارهایی داریم، و بچه چه‌جوری عادت می‌کنه. خواهش می‌کنم گوش بدید، چون بچه که اینها رو بلد باشه، وقتی که کسی سعی می‌کنه با اعصابش بازی کنه، مدیریتش می‌کنه و از دستش در نمی‌ره.

کارهایی که نیاز به تذکر فوری ندارن

بعضی از اوقات هست که بچه جایی بیرون یه کاری انجام می‌ده که بده، ولی بدیش اینجوری نیست که انقدر خطرناک یا بد باشه که من همون موقع باید بهش بگم «یه دقیقه بیا با من بریم» و تذکر بدم و بگم که موقع خداحافظی عذرخواهی کنه. نه جلوی همه، موقع خداحافظی به‌صورت خصوصی عذرخواهی کنه.

یه کاری کرده که کار درستی نیست. من اگه مثلاً خواهرمه، خب با سر ازش عذرخواهی می‌کنم جلوی همه، یا یه نگاه بهش می‌کنم که بفهمه من فهمیدم، و بعد من اون کار رو درستش می‌کنم یا جبران می‌کنم. منزل کسیه، بسته به صمیمیت، یا با نگاه و سر که ببخشید من متوجهم، یا گفتنیه. ولی بچه‌ام رو اونجا نمی‌برم تو اتاق بهش حرفی بزنم.

مثلاً بچه نباید تو اتاق خواب یه نفر می‌رفته، رفته. ولی نه چیزی رو خراب کرده، نه به چیزی دست زده. جایی رفته که اجازه نداشته بره. من عذرخواهی می‌کنم از صاحب‌خونه، ولی جلوی صاحب‌خونه یا بقیه بچه‌م رو خراب نمی‌کنم و بچه‌ام رو مجبور نمی‌کنم برای این کار معذرت‌خواهی کنه.

عذرخواهی کردن؛ چه‌قدر و چه زمانی؟

عذرخواهی خیلی خیلی کار خوبیه و خیلی خوبه که ما بلد باشیم—چه ما یک بزرگسالیم، چه من که بچه‌ام—که اگر کار اشتباهی کردم، بلافاصله عذرخواهی کنم. عذرخواهی مثل آب رو آتیش می‌مونه. اجازه نمی‌ده که یک موضوع بزرگ‌تر بشه، خراب بشه، و به جاهای دیگه کشیده بشه.

اما عذرخواهی متناوب زیادی اصلاً خوب نیست چون آدم رو خُرد می‌کنه. عذرخواهی رو آدم جایی می‌کنه که لازمه.

بچه کوچیکه، توقع زیادی نداشته باشیم

ما خیلی از اوقات اشتباهمون اینه که از بچه توقع داریم مثل من آدم بزرگ فکر کنه. من آدم بزرگ که سال‌ها پدر مادرم برام زحمت کشیدن، الان می‌دونم نباید بی‌اجازه در اتاق کسی رو باز کنم. ولی این فقط یک بچهٔ سه چهار ساله‌ست، خیلی کوچولوعه، تمرکزش کمه. همه چیز باید بارها و بارها و بارها تا این می‌خواد به ۱۱-۱۲ سالگی برسه، مدل‌های مختلف تکرار بشه. باید تجربه کنه، یاد بگیره.

یاد می‌گیره نباید در اتاق کسی رو باز کنه، ولی موضوع انقدر مهمی نیست که من بچه‌م رو مجبور کنم معذرت‌خواهی کنه. اتفاقی نیفتاده! در رو باز کرده، رفته تو اتاق، متوجه شده، کسی اومده، بیرون اومده. نه دست زده، نه چیزی رو خراب کرده، نه اتفاقی افتاده.

بچه نباید این لیوان رو برمی‌داشته توش آب بخوره، اینو برداشته توش آب خورده. اشکالی نداره، بابتش عذرخواهی نمی‌کنه. گلدون رو نباید از اینجا یه خورده هول می‌داده اون‌ور. اینا چیزایی نیست که من هی بچه رو مجبور کنم دائم و بارها و بارها عذرخواهی کنه.

شما فکر می‌کنین چه اتفاقی براش می‌افته؟ عزت نفسش خیلی میاد پایین!

می‌گم عذرخواهی عالیه‌ها، خوبه برای بچه، برای آدم بزرگ، به‌جا و بلافاصله. اینکه من غرور دارم و … نه، بلافاصله عذرخواهی می‌کنم.

بعضی‌ها با رفتارشون عذرخواهی می‌کنن

البته باید بگم بعضی از ما آدم بزرگ‌ها عادت داریم که عذرخواهی نمی‌کنیم، با رفتارمون عذرخواهیمون رو نشون می‌دیم. این هم اشکالی نداره، برای بعضی‌ها سخته، زوری هم نیست.

من یادمه که مامان من یکی از آدمایی بودن که عذرخواهی براشون سخت بود. هر وقت که مامان یه کاری می‌کردن که—البته به ندرت پیش میومد، بیشتر که تقصیر بچه‌هاست!—همیشه تقصیر مامان بود، یا یه‌جوری عکس‌العمل نشون می‌دادن به یه موضوعی که یه خورده زیادی بود و مثلاً من ناراحت می‌شدم یا دلم می‌شکست، من که بلافاصله می‌رفتم تو اتاقم کارم رو می‌شستم، پشت میز تحریرم می‌شستم و شروع می‌کردم—حالا یا نقاشی می‌کردم یا درس می‌خوندم یا هرچی—بعد مامانم اون میوه‌ای رو که من دوست داشتم پوست می‌کندن، می‌آوردن پایین، تو اتاق می‌ذاشتن، سرم رو ماچ می‌کردن، می‌رفتن.

این یعنی اینکه ببخشید. این تو ذهن مامان من یعنی ببخشید.

یا مثلاً می‌رفتن بیرون، اون شیرینی که دوست داشتم می‌خریدن و می‌گفتن: «طناز بیا چایی با شیرینی!» این یعنی ببخشید و هیچ اشکالی نداره.

هیچ اشکالی نداره یکی وقتی با یه کسی دعواش می‌شه ببخشید رو اینجوری بگه که «حالا حرف نمی‌زنیم‌ها، چایی ریختم، میای بخوری؟» این یعنی غیرمستقیم حالا بیا چاییت رو بخور، راجع به اون موضوعی هم که مشکل داری ما هم صحبت می‌کنیم.

بچه‌ها هم همینن می‌دونی. یه کار بدی کرده، نمی‌گه ببخشید. مثلاً ماشین‌هاش رو میاره و می‌گه: «میای با این ماشین با من بازی کنی؟» این یعنی ببخشید دیگه! یا مامان مثلاً این اینجوری شده، میای اینو برداری؟ حالا هیچ‌وقت به من نمی‌گه «بیا منو کمک کن اینو از اینجا بذارم اینجا.» این یعنی ببخشید. اشکالی نداره، کم‌کم یاد می‌گیره، فشار نیارید.

ببخشید و عذرخواهی به‌جاش خیلی خوبه، زیادیش مثل همهٔ چیزهای دیگه خوب نیست.

جمع‌بندی؛ چند تا مثال مهم

پس من چند تا مثال براتون زدم:

  • وقتی بچه غیرعمد کاری رو انجام می‌ده، اتفاقه
  • وقتی که تخلف از طرف بچه‌ست و هی کاری رو گفتیم نکن، انجام می‌ده، یا تعمدیه
  • وقتی کاریه که خطرناکه، مثل زدن و ایناست
  • وقتی خونهٔ کسیه که غریبه
  • وقتی خونهٔ خودمونه

راجع به تایم‌اوت توضیح دادیم، راجع به اینکه تنبیه خشن نکنیم توضیح دادیم، و گفتیم معنی اینکه «بچه رو جلوی جمع خراب نکنید» این نیست که همون موقع تذکر ندید.

می‌شه اگه کار خیلی بدی کرده و خطرناکه، می‌بریمش توی اتاق دیگه، باهاش صحبت می‌کنیم، اما جلوی جمع خیر. اگه اینجوری نیست، میریم خونه، باهاش صحبت می‌کنیم، جلوی جمع خیر.

اینی که شما می‌گین بعضی مامان‌باباها راحت نشستن و هیچی نمی‌گن، این تقصیر بچه نیست. اون مادر یا پدر ایرادی برشون وارد هست و بلد نیستند که باید چه‌جوری بچه رو تربیت کنند. بازم تقصیر این بچه نیست.

نقش والدین در شکل‌دهی شخصیت بچه

بچهٔ کوچولو مثل یه خمیر سفید بدون هیچ خط و خش و خال و نقطهٔ سیاه و قرمز و آبی میدنش دست ما. این منم که این خمیر رو یه کاری می‌کنم که یه جاش اوکی، یه جاش اوکی نیست. این منم که روی این لوح سفید می‌تونم خط‌های سیاه بی‌ربط بکشم، می‌تونم یه نقاشی خیلی قشنگ بکشم.

نقش ما در تربیت و بزرگ کردن بچه‌هامون خیلی خیلی مهمه. مهم‌ترین سال‌ها از وقتیه که بچه به دنیا میاد تا هفت هشت سالگی. بچه ۶۵-۶۶ درصد از کل شخصیتش و اون چیزی که در آینده خواهد داشت، تو این سن‌ها فرم می‌گیره و تشکیل می‌شه. بعداً تمام کاریش نمی‌شه کرد.

تو مقالهٔ برطرف کردن نیاز بچه‌های زیر ۷ سال توضیح دادم:

بچه که از نظر توجه و عشق و احساس پره، مثل یه آدمیه که بر علیه یک بیماری ویروسی یا باکتریایی واکسینه شده. خوب، قطعاً یا نمی‌گیره، یا اگر بگیره خیلی خفیف‌تر از منی که هرگز واکسن نزدم اون بیماری رو می‌گیره، و خیلی سریع‌تر خوب می‌شه و اثری هم روش نخواهد گذاشت.

پس سرمایه‌گذاری روی این سال‌های اول، یعنی آرامش برای تمام عمر.

حواسمون به بچه‌هامون باشه.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org