طناز و شما

دلایل سرد شدن رابطه و یکنواختی رابطه

در مورد دلایل سرد شدن رابطه که دلیل سرد شدن آقایون از رابطه چیه، چرا خانوما ز رابطه سرد می‌شن، نشونه‌های سرد شدن مرد از زن یا برعکسش چیه و کلا علت سرد شدن و بی توجی تو رابطه چیه کلی سوال وجود داره. ما تو روابط عاطفی دو تا موضوع سرد شدن رابطه و یکنواختی رو داریم که خیلیا باهم اشتباه می‌گیرن. طناز فرازی هستم روانشناس و امروز تو سایت طناز و شما می‌خوایم به طور کامل دربارهٔ سرد شدن رابطه‌ها و اینکه چجوری سردی رو تو رابطه از بین ببریم صحبت کنم.

تفاوت یکنواختی و سرد شدن رابطه

اول از همه طبق معمول باید تعریف درست رو بلد باشیم. خیلی از اوقات رابطهٔ من و همسرم یا من و دوست پسری که مدت‌هاست با هم در ارتباطیم—بیشتر از دو سال، سه سال، ۴ سال—سرد نشده، یکنواخت شده. حالت یکنواختی با حالت سرد بودن دو تا چیز کاملاً جدا هستند.

یکنواختی با زمان اتفاق می‌افته. اتفاق بدی هم رخ نداده، رابطمونم با هم اوکیه، دعوا و جر و بحثم نداریم، اختلاف سلیقه‌های خیلی شدید بزرگ و جر و بحث و دعوام نداریم، ولی کم‌کم من یا شما احساس می‌کنیم که رابطمون مثل قبل نیست.

خیلی هم طبیعیه. ما یه ماشین جدید—حالا من آدمو با ماشین مقایسه نمی‌کنما، دارم مثال می‌زنم که اون حس رو بتونم بهتون منتقل کنم—من که کفش دوست دارم، اصلاً خودم یک کفش جدید می‌گیرم. تا یه مدت خیلی نسبت بهش هیجان دارم، می‌پوشمش دو جا، سه جا، چهار جا. بعد هنوز خیلی دوسش دارما، اما اون هیجانی که اون اولی که کفش خریدم داشتم دیگه ندارم. مثل کفش‌های سیندرلا که گفتم گرفتم—اگه بدونین وقتی این کفش به دست من رسید من چه ذوقی داشتم! تا یه ماه خوابم نمی‌برد. ولی بعد رفت تو کمد و موند و اوکی، هنوزم خیلی خیلی دوسش دارم، خیلی مواظبشم، اما اون هیجانو نسبت بهش ندارم.

در مورد آدم‌ها هم همین اتفاق می‌افته. ما کسانی رو که دائم از صبح تا شب، شب تا صبح باهاشون هستیم، بعد از یه مدتی یک حالت یکنواختی در هر حال پیش میاد. حالا بسته به نوع زندگیمون یا خیلی زودتر اتفاق می‌افته یا یکم دیرتر. اگه همهٔ کارامون راس ساعت و منظم و مرتب باشه و هیچ‌کدوم یکم شر و شیطون نباشیم و کارای جدید و تازه انجام ندیم، زودتر اتفاق می‌افته؛ اگه نه، دیرتر.

اگه توی رابطهٔ دوست دختر دوست پسری هستیم که چیزای جدید بهش اضافه نمی‌شه—یعنی الان خونمونو عوض کنیم بزرگ‌تر کنیم، الان این گلدونو من مثلاً می‌ذارم کنار، یه گلدون تازه می‌خرم، بچه میاد، بچه داره بزرگ میشه، اتفاقای مختلف می‌افته—خب طبیعتاً زودتر یکنواختی پیش میاد تا وقتی که در رابطه با کسی هستیم که این تغییرات دائم هست.

یکنواختی با سردی فرق می‌کنه. یکنواختی یعنی من شما رو دوست دارم، زندگیمو دوست دارم، با هم مشکلی نداریم، فقط همه چیز خیلی تکراری شده. برای همه ممکنه پیش بیاد، هیچ مسئله‌ای نیست، از تکراری بودن درش میاریم.

چطور یکنواختی رابطه رو از بین ببریم؟

چجوری رابطه مون رو گرمتر کنیم؟

من همیشه رابطهٔ جنسیم با شما شب ساعت ده و نیم تو تخته، یه دفعه صبح این کارو می‌کنم، یه دفعه به جای تخت روی مبل این کارو انجام می‌دم، یه دفعه تو آشپزخونه. فرما و حالت‌ها و مدلاشو عوض می‌کنیم.

ما همیشه تعطیلاتمون مثلاً این ۱۰ روز تابستون شماله. این دفعه دو بار شمالو نمی‌رم، یهو به جاش اون پولی که می‌خواستم بذارم دو تا ده روز برم شمال، ۲ سال جمع می‌کنم، ۵ روز می‌رم ترکیه. تغییره!

ما همیشه شب شام خونه می‌خوریم. شروع می‌کنم هفته‌ای یه شب میریم بیرون شام می‌خوریم. اگه نمی‌شه بیرون شام خوردن، همین غذای خونه رو می‌برم جایی که حال و هواش فرق می‌کنه. می‌ریم جادهٔ شمال، همون ساندویچ درست می‌کنم، می‌ریم تو جادهٔ شمال، منظرهٔ خوب، غذامونو می‌خوریم، برمی‌گردیم. تغییر و تنوع ایجاد می‌کنیم—در همه چیزها، هم در رابطهٔ جنسی، در نوع صحبت کردن.

این معنیش یک آدم دیگه‌ای شدن نیستا! اینا چیزهای روزمره‌ست که من جاشو عوض می‌کنم، مدلشو عوض می‌کنم، برنامه‌هامو یه خورده اینور اونور می‌کنم. خونم همیشه همین چیدمان بوده، حالا اونا رو از اونور میارم اینور، از اینور می‌رم اونور، مدل خونه عوض می‌شه. کار خاصی نیست که—نه مثلاً من که نمی‌تونم دو بار همهٔ وسایلو بفروشم! افراط و تفریطش نکنید. همینی که هست رو مثال غذا رو براتون زدم: نمی‌شه از نظر مالی نمی‌شه یه شب بریم بیرون، اون غذا رو برمی‌داریم، با اون غذا می‌ریم بیرون. این‌ها چیزهاییه که تغییر ایجاد می‌کنه.

من هیچ وقت برای خانمم گل نمی‌خریدم، الان ۱۰ روز یه بار یه شاخه گل می‌گیرم می‌رم خونه. من مثلاً هیچ وقت بغل شوهرم نمی‌شستم فوتبال ببینم، الان یه پاپ‌کورن درست می‌کنم، یه چیپس می‌خرم با ماست، میارم می‌ذارم، باهاش فوتبال می‌بینم. این کی بود؟ این چی شد؟ اینا یه بار نه، دائم. لازم نیست کسی به زور کاری رو انجام بده.

تغییر ایجاد می‌کنم و این تغییرات بسیار بسیار خوبه. باعث می‌شه که یا اصلاً به اون یکنواختی نرسیم، یا اگه می‌رسیم عوض بشه و توجه و عشق و علاقه و اینا—یعنی عشق و علاقه سر جاش هست، توجه کم می‌شه—و اون برمی‌گرده، چون از این حالت ثابت یکنواخت رابطه میاد بیرون.

پس این اسمش سرد شدن نیست، این یکنواختیه. تغییر ایجاد می‌کنم، درست می‌شه.

تأثیر تغییرات بزرگ زندگی بر رابطه

حالا ما یه سرد شدن در رابطه داریم که در مورد زن و مرد متفاوته. به دلایل مختلفی ممکنه این سردی پیش بیاد.

رابطه‌هایی که خیلی توشون دعوا و جر و بحثه و خونه‌هایی که بسیار بسیار ناآرام هستند، زودتر توشون این سردی پیش میاد. چرا؟ خونه باید یک محیط امن و آروم باشه، یه جایی که من هر جایی هستم از اونجا دلم بخواد برم خونم. حتی اگه می‌رم به مسافرت، وقتی برمی‌گردم خانه بگم: «آخی رسیدم خونه!» خونه باید اینجوری باشه.

اگه خونهٔ من جایی باشه که می‌گم: «چه خوب شد مثلاً تو ترافیکم، یه نیم ساعت دیرتر برسم. حالا برم به مامانم یه سر بزنم بعد برم خونه. حالا مثلاً می‌رم خونه، زود بریم بیرون پیش یه سری از دوستامون»—این یعنی من با خونه به یک دلیلی اوکی نیستم، چه خانم چه آقا.

گاهی این وضعیت کوتاه‌مدته و وقتی که یک تغییر شدید بزرگ اتفاق می‌افته. یه نمونهٔ خیلی بارزش که برای همه پیش میاد، بچه‌دار شدنه.

خیلی از مردها—چون ساختار بیولوژیکشون و ساختار عاطفیشون مثل خانم‌ها نیست—این تغییر بچه که «این الان محدودهٔ من بوده، الان میام سر و صدا هست، نمی‌خوابه، زنم پیشم نیست، قبلاً به من توجه می‌کرده الان نمی‌کنه، دو دقیقه دارم باهاش حرف می‌زنم یهو باید بره سراغ بچه»—شعور داره‌ها این آدم، بی‌شعور نیست که نفهمه، ولی میزان تغییر انقدر بزرگ و انقدر زیاده که هضمش و قبولش براش طول می‌کشه. چون مثل من، مثل شمای مادر، یا ایکس ایگرگ، این‌ها در وجودش نیست که خیلی راحت باشه براش این پذیرش.

تازه واسهٔ خود خانومام نیست! انقدر من تو کامنتا دارم تو اون پیج طناز و گوگولیا می‌بینم که خسته شدن—عاشق بچه‌شوننا، ولی خستن. احتیاج به یک آرامش، به دو روز استراحت، به هفته‌ای سه چهار ساعت استراحت دارند.تغییر بزرگ اینجوری که پیش میاد برای مرد یا برای زن مثل چی:

همسرش، نوع کارش عوض می‌شه. قبلاً همیشه مثلاً ۹ صبح می‌رفته، ۷ بعد از ظهر خونه بوده. الان مجبوره ۶ صبح بره چون کارو بزرگ کرده، یا مثلاً از اونجا اومده بیرون، کارگاه خودش زده، کار سخت‌تر شده، ۱۰ شب میاد، ۱۱ شب میاد، مجبوره مسافرت‌های کوتاه بره، از اینجا باید اینا رو بخره، از اونجا اون مواد اولیه رو بگیره. و انقدر این تغییر در فاصلهٔ زمانی کوتاه زیاده که من رو شروع می‌کنه اذیت کردن.

ما این اذیت شدن رو—که طرف یهو می‌کشه عقب یا سکوت می‌کنه یا دیرتر میاد یا کارهایی که قبلاً با ما انجام می‌داد رو انجام نمی‌ده—می‌ذاریم به حساب سردی. این هم سرد شدن نیست، یکنواختی هم نیست. این احتیاج به زمان داره برای پذیرش تغییرات بزرگ.

من میام خونه، همسری که قبلاً هر شب شامو با هم می‌خوردیم، الان یهو ظرف دو ماه از ۵ سال هر شب شام با هم خوردن، ظرف دو ماه یهو شده هفته‌ای یه شب شام با هم خوردن. خب ناراحته! می‌فهمه‌ها، بازم میگم مثل اون آقایی که می‌فهمه، بی‌شعور نیست، این خانمم می‌فهمه، شعور داره، می‌دونه شما برای اون و زندگی دارید زحمت می‌کشید، اما تغییر بزرگه و سنگینه و این خانم مثل شمای مرد طراحی نشده که یک ضرب اینا رو دو دو تا چهار تا کنه بذاره سر جا. احساساتی‌تره، می‌خواد با شما باشه، اینم از رو دوست داشتنه، نمی‌شه.

بعد شروع می‌کنه عکس‌العمل نشون دادن. اون یه شبی هم که هستین خیلی بهتون توجه نمی‌کنه که ناراحتیشو بهتون ابراز کنه—غیرمستقیمه‌ها، منظوری هم پشتش نیست. باز می‌گم تو این شرایط تغییرای بزرگ، این نیستش که من شما رو دوست ندارم یا نمی‌خوام یا با شما مشکل دارم، اصلاً و ابداً.

تغییر بزرگه و باید زمان بدیم، با طرف در موردش صحبت کنیم که آروم بشه، و باید اون احساس امنیت رو بهش بدیم که «بابا همه چیز اوکیه، هیچ اتفاقی نیفتاده، کوتاه‌مدته. این بچه تا یه ساله که شب و نصف شب شیر می‌خواد، بعد اوکی می‌شه، من می‌ذارمش سر جاش، منم میام پیش شما می‌خوابم تا صبح. من تا ۶ ماه دیگه کارم اینجوریه، بعد بهتر می‌شه، دوباره کم‌کم نزدیک می‌شه به اون حالتی که قبلاً بوده.»

پس دو تا حالت شد: یکی یکنواختی، یکی تغییرات بزرگ.

سرد شدن واقعی رابطه چیست؟

حالا می‌رسیم به این مسئلهٔ سرد شدن رابطه.

سردی زمانی اتفاق می‌افته که در رابطهٔ من با شما اختلالی ایجاد می‌شه. ربطی به تغییرات بزرگ خارج از این رابطهٔ ما یا یکنواختی نداره. ما یهو دیدمون در چند تا زمینه با هم متفاوت می‌شه، اعتمادمون در یک یا چند تا زمینه نسبت به هم از بین میره، دیدگاهمون نسبت به آینده دیگه یکی نیست، جر و بحث‌ها و دعواها یا داد و بیدادهامون خیلی با هم زیاد می‌شه.

جر و بحث بین زن و شوهر عادیه. زن و شوهری که هیچ جر و بحث—نه دعوا و کتک و کتک‌کاری—هیچ اختلاف نظر و بحثی با هم در هیچ موردی نداشته باشند، خیلی نرمال نیستند. همه دارند. اما از یک حدی که زیادتر می‌شه، وقتی می‌رسه به روزی یکی دو بار بحث کردن و بالا گرفتن بحث و بالا رفتن صدا، این ایجاد اشکال می‌کنه.

زمانی که ما خانواده‌های هم رو وارد مسائلی می‌کنیم که خودمون دوتا با هم داریم و اون آدم هم به خانواده‌اش دلبستگی داره—دختر یا پسریه که در خانواده بزرگ شده—زمانی که از بچه‌ها استفادهٔ سلاح‌گونه می‌کنیم بر ضد پدر یا مادر، زمانی که طرف مقابلمون رو به هر دلیلی—از جای دیگه ناراحتیم، از دست خودش ناراحتیم—می‌کوبیم و خراب می‌کنیم و عزت نفس یا اعتماد به نفسشو در زمینه‌های مختلف می‌شکنیم یا می‌بریم زیر سوال، توهین می‌کنیم بهش یا لج و لجبازی…

من هزاران بار گفتم: اینکه الان من نوعی با شمای آقا سر مسئلهٔ ایکس—حالا مسئلهٔ ایکس چیه؟ ما هر جمعه شما می‌گی ناهار بریم خونهٔ مامان شما، شام بریم خونهٔ مامان من. من الان دارم می‌گم نه، از الان به بعد ناهار بریم خونهٔ مامان من، شام بریم خونهٔ مامان شما. یا مثلاً «مامان شما اینجوری شده اینجوری شده، نریم این دو هفته.»

اولاً که خب اینکه با مامان شما اینجوری شده به اون آدم ربطی نداره، خود من باید مشکلمو با مامان ایشون حل کنم. اینکه یه بحث دیگه‌ست. گفتم: من به عنوان آدم بالغ وقتی با هر کسی از طرف خانوادهٔ همسرم—چه خانم چه آقا—مشکل دارم، خودم مستقیم باهاشون صحبت می‌کنم. این مسئله رو به همسرم انتقال نمی‌دم که گفتم یکی از دلایل سرد شدن رابطه‌ست. چون ما هی طرفو می‌ذاریم توی موقعیتی که «بین من و کسان دیگه‌ای که دوست داری انتخاب کن!» این خیلی کار زشت و بدیه.

وقتی ما با کسی ازدواج می‌کنیم، معنیش این نیستش که کل دنیا می‌ره کنار، اینجا سیاه می‌شه، یک نقطهٔ سفید هست و اون منم و من از همه مهم‌ترم و من همیشه اولم و هرچی که من بگم و همه چیز با من. نه! شما یک قسمتی از زندگی من هستید، یکی از بزرگ‌ترین قسمت‌های زندگی من هستید، اما همش نیستید. من به عنوان یک انسان قبل از شما یک زندگی داشتم، الان هم اون زندگی در جریانه، شما اومدین قسمت بیشتر اینجا رو گرفتین.

فشار که بیارم که فقط من، همش من، دائم من، اینو حذف کن، اینو حذف کن… «من مشکل دارم، من با این دوست شما از این دوست شما و خانمش خوشم نمیاد.» شما می‌خوای ببینیشون، ببینشون، من نمی‌بینمشون. «من با مامان شما مشکل دارم»، یا میام به عنوان یک آدم بالغ می‌شینم با مامان شما صحبت می‌کنم در وقتی شما حضور ندارید، مشکلمونو حل می‌کنیم، یا مسئله که حل نمی‌شه من احترام می‌ذارم، حرفی نمی‌زنم، یا اون احترام گذاشتن دیگه یه کاریه که از عهدهٔ من و صبر و حوصلم خارجه یا خیلی بدجوره، من نمیام، شما برو، بچه‌ها برید و بیاید. چه اشکالی داره؟

این فشارها که میاد باعث می‌شه که به زبان خیلی ساده می‌خوره تو ذوق من و من از شما ناامید می‌شم در مورد هر کدوم از این مسائل—اعتماد، توهین، بقیه رو وسط کشیدن، اینا یا لجبازی.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

لجبازی و قاطی کردن مسائل

مثلا من با شما سر ناهار و شام خونهٔ مامان بابا مشکل داریم. حالا هفته‌ای مثلاً دو بار با هم رابطهٔ جنسی داشتیم، دیگه من با شما رابطهٔ جنسی ندارم چون اون مسئله حل نشده.

عه! آخه مگه ما بچه‌های ۱۷-۱۸ ساله‌ایم؟ مگه ۲۰ سالمونه؟ اون مسئله سر جای خودش، چه ربطی به سلام و صبح بخیر و بغل صبح داره؟ چه ربطی به گفتگوی سر میز شام داره؟ چه ربطی به رابطهٔ جنسی تو تختخواب داره؟ اینا همه سر جای خودشه، اون سر جای خودش. من در مورد اون مسئله با شما مشکل دارم، هنوزم مشکل داریم، در موردشم حرف می‌زنیم تا یا حل بشه یا یکی اون بپذیره یا من حذفش کنم، بگم شما برو من نمیام. اما اون چه ربطی به این مسئلهٔ تخت داره؟

وقتی لجبازی بخوایم بکنیم یا مسائلو قاطی کنیم… و یه کار خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی بد دیگه: دائم تهدید به رفتن یا طلاق.

حرف رفتن و طلاق رو ما هرگز نباید بزنیم. مگه طلاق و رفتن شوخیه که تا تقی به توقی می‌خوره «برو خونهٔ مامانت! برو طلاقتو می‌دم، خلاص!» بعد دو روز بعد «شوخی کردم، حالا عصبانی بودم یه چیزی گفتم.»

بیخود! شما عصبانی بودی یه حرفی زدی؟ مگه این بچه‌بازیه که عصبانی بودم یه حرفی گفتم؟ مگه شما ۴ سالته الان باید تایم‌اوت بدیم که دیگه این حرفو نزنی؟ یه کنترلی، یه حدی، یه حدودی! می‌خوای بحث کنی، بحث کن، چه ربطی به طلاق داره؟

یا خانم‌ها تا یه چیزی می‌شه می‌رن خونهٔ مامانشون، برنمی‌گردن. وا! شما خونتون اینجاست! شما از خونه جایی نمی‌ری! اصلاً شما تو خونت می‌مونی، مشکلتو تو خونهٔ خودت حل می‌کنی. یعنی چی شال و کلاه جمع می‌کنم میرم؟

این حرف‌ها باعث می‌شه که احساس امنیت در من نسبت به شما کم می‌شه. احساس امنیت تو این رابطه نمی‌کنم—از نظر عاطفی، از نظر اینکه شما می‌مونی، از نظر اینکه شما دوستم داری، از نظر اینکه من هنوز برات همونی هستم که بودم. چون یا داری توهین می‌کنی یا دائم جر و بحث داریم، محیط خونه ناآرومه، اوکی نیست، من دیگه خیلی دلم نمی‌خواد بیام خونه.

این چیزهاست که باعث ایجاد فاصله و سردی می‌شه.

وقتی تا تقی به توقی می‌خوره، جمع می‌کنیم میریم خونهٔ مامانمون، داریم یه چیز مهمی رو تو دل طرف می‌شکنیم. همون‌طور که در مقالهٔ چجوری رابطه پایدارتری داشته باشیم؟ توضیح دادم:

چرا از خونتون برین بیرون؟ چه کاریه؟ این کار، ببینین، این یک چیزی رو توی دل طرف مقابل و ذهن طرف مقابل می‌شکنه. من اون اعتمادی که به شما دارم که هر اتفاقی در زندگیمون بیفته، شما هستید و می‌مونید رو کم‌کم از دست می‌دم. می‌گم این تا تقی به توقی می‌خوره، جمع می‌کنه میره. این خیلی کار بدیه.

پس این رفتار «جمع کردن و رفتن» دقیقاً همون چیزیه که احساس امنیت رو از بین می‌بره و رابطه رو سرد می‌کنه.

چرا سرد شدن رابطه خطرناکه؟

نشانه های سرد شدن مرد از زن

این سرد شدن رو بهتره حواسمون باشه که پیش نیاد. چون زمانی که پیش میاد، اینجوری نیستش که ما اگه سه بار بحث کردیم یا ۶ ماه یک سال مشکل داریم طرف سرچ بذاره بره. وقتی یک شخص نسبت به دیگری—زن نسبت به مرد یا مرد نسبت به زن—سرد می‌شه، یعنی اینکه مدت‌ها یک مسئله یا چندین مسئله ادامه داشته. و این خیلی خیلی خیلی بده چون وقتی مدت‌دار بشه، از اون طرف درست کردنش هم خیلی کار راحتی نیست. من خیلی تغییر باید ایجاد کنم تا بخوام این سردی رو از بین ببرم، محیط رو دوباره آرام کنم، امن کنم، اعتماد برگرده، حسای خوب برگرده، احترام برگرده که این سردی بخواد از بین بره.

این سردیا اینجوری نیستش که من برم یه دونه دعا بگیرم بریزم تو آب، طرف بخوره، سردی عوض شه! یا مثل این پیجای زرد: ۱ ۲ ۳ ۴ ۵ رو انجام بدید تا رابطه‌تون به حالت اول برگرده درست شه. نه! این یک دو سه چهار پنجی نیست. این طول کشیده تا اینجوری شده، طول می‌کشه تا درست بشه، و خیلی انرژی و وقت و زمان می‌خواد از طرف من و از طرف همسرم.

هرکی میزان تقصیرش بیشتر بوده—همیشه هم من گفتم دو نفر مقصرن، یا ۵۰-۵۰ است یا ۴۰-۶۰ یا ۹۰-۱۰—هرکی میزان تقصیرش بیشتر بوده، بیشتر باید زحمت بکشه برای درست کردن این رابطه. وگرنه اینجوری نیستش که نه، این کارو این کارو این کارو بکن، هفته‌ای مثلاً سه بار برو با طرف تخت، تموم می‌شه دیگه، گرم می‌شه، رابطه درست می‌شه. خیر!

یک خطر رابطه‌هایی که سرد می‌شن اینه که فضا رو باز می‌کنند برای ورود شخص سوم.

منی که حالم خوب نیست، منی که از طرف شما دائم داره بهم توهین می‌شه، دارم تحقیر می‌شم، احترام از بین رفته، غرورمو می‌شکنی، عزت نفسمو میاری پایین، رفتی خیانت کردی، توجه نمی‌کنی، کارامو نمی‌بینی، هیچ قدردانی و قدرشناسی نیست—چه زن چه مرد—همش داد و بیداد و دعواست، محیط خونه رو ناآروم کردی… داری یه خلأ درست می‌کنی. این خلأ جای خالیه، جا داری باز می‌کنی برای حضور شخص سومی که بیاد و این چیزهایی که شما به من نمی‌دی رو به من بده.

الان همه فکر می‌کنن که خیانت‌، کارِ مرده. من در طول این سال‌هایی که کار کردم—که سال‌های بسیار زیادی بوده، شما بشینین ۵ هزار و خورده‌ای کیس ثبت شده رو تقسیم کنین، ببینین چقدر روزای تعطیل و تابستون و یه سری تعطیلات بذارین کنار، ببینید چقدر آدم باید کار کرده باشه، تازه اینا کیس‌های ثبت‌شده‌ست—منی که این همه کیس دیدم دارم به شما می‌گم که الان در حال ۱۰ سال اخیر، میزان خیانت خانم‌ها به آقایون و آقایون به خانم‌ها تقریباً برابری داره می‌کنه. اینجوری نیست که فقط آقایون خیانت کنن.

خیانت کار بدیه، اصلاً کار خوبی نیست، به هر دلیلی که می‌خواد باشه. من الان حکم نمی‌دم که اگه اینجوری شد خلع بود بروید، اصلاً و ابداً. من دارم می‌گم که چطوری ما خودمون با دست خودمون رابطه‌هامونو می‌ندازیم تو یک سرازیری که یه چیزی که خوب و قشنگه و می‌تونسته عالی پیش بره، برسه به جایی که یک گپ بزرگ، یک خلأ بزرگی درست بشه که دیگری فرصت داخل شدن بهش رو پیدا کنه. و هر کسی می‌تونه دچار این مسئله بشه‌ها، هر کسی می‌شه، بستگی داره که چقدر اون خلأ بزرگ باشه.

هر کسی یک میزان توانی داره. تا یک اندازه یکی می‌تونه ۵ تا ۶ تا ۱۰ تا کار منفی از توهین و تحقیر و خساست و نبودن و چیزای فیزیک ۵ سال تحمل کنه، یکی می‌تونه ۱۵ سال، یکی فقط یکیشو می‌تونه تحمل کنه دو سال، یکی پنج تاشو سه سال. آدم و آدم فرق می‌کنه، زن با مرد فرق می‌کند، ولی هر کسی رو ما به اندازهٔ کافی تحت فشار بذاریم، به احتمال بسیار بسیار زیاد این کار رو خواهد کرد—در حد و حدودهای متفاوت.

استثنا داریم، بله، ولی استثنا کمه. هر کسی یک آستانهٔ تحملی داره، اگه ازش بگذره و فرد مناسب سر راهش قرار بگیره، حالا ممکنه نره با طرف تو تخت همبستر بشه، ولی ممکنه شروع کنه باهاش چت کردن. اینم خیانته. هر چیزی که حسی توش باشه… من بهتون گفتم خیانت در درجه‌های مختلف خیانت. حتماً این نیستش که من نوعی لباسمو درآرم، ایشون هم لباسشو در… اینجا کسی نشسته‌ها! بعد با هم بریم تو تخت، بعد منم یه شوهری اینجا داشته باشم، بعد بشه خیانت به اون. خیر. من اگه در رابطه با کسی حس خاصی هست، این اسمش خیانته. قضاوتم نمی‌کنم، کار من قضاوت نیست، کار من حل کردن مسئله‌ست.

این بی‌توجهی‌ها و توهین‌ها یه تأثیر دوطرفه دارن. همون‌طور که در مقالهٔ آیا می‌شه آدما رو تغییر داد؟ توضیح دادم:

از نظر احساسی، وقتی به طرف امنیت بیشتر می‌دم، می‌گم حالشو خوب می‌کنه، راحت‌تر می‌شه، هم گاردهاشو بیشتر نسبت به من میاره پایین، هم اون در مقابل بیشتر به من توجه می‌کنه، اونم قدردانی می‌کنه، اونم عشقش رو به من بیشتر می‌کنه. یه چیز دوطرفه‌ست. خوب باشه رو طرف تأثیر می‌ذاره، بهترش می‌کنه. بد باشه رو طرف تأثیر می‌ذاره، شدتشو میاره پایین.

پس وقتی ما با توهین و بی‌توجهی و تحقیر رابطه رو سرد می‌کنیم، طرف مقابلم دقیقاً همون رفتار رو نشون میده و سردتر می‌شه. این یه چرخهٔ معیوبه که باید جلوشو بگیریم.

جمع‌بندی: چطور از سرد شدن رابطه جلوگیری کنیم؟

سرد شدن نسبت به همدیگه با یکنواختی فرق می‌کنه، با تغییرات بزرگ فرق می‌کنه. ۱۲۳۴ نیستش که یهو طرف سرد بشه. یک سری از اتفاق‌ها برای یک مدت طولانی افتاده که سرد شدیم نسبت به هم، و باید به همین میزان—یا حالا یه خورده کم، یه خورده بیشتر—رو رابطه کار کنیم که این سردی بخواد از بین بره. ۱۲۳۴۵ هم نداره که دو هفته یا سه هفته‌ای این سردی رو من بخوام بذارمش کنار.

این سردی در رابطه خیلی خوب نیست. بهتره پیشگیری کنیم تا بخواهیم حلش کنیم بعد از اینکه به وجود اومد. خطرش کجاست؟ خطرش اینه که زمینه رو برای خیانت در انواع مختلف آماده می‌کنه—حالا یا طرف این کار رو انجام می‌ده یا انجام نمی‌ده.

و خیلی از اوقات به صورت غیرمستقیم این خیانتی که انجام می‌شه—نمی‌گم همیشه—خیلی از اوقات طرف مریضه، طرف حالش خوب نیست، طرف توقع بیخوده. اما در روابطی که سرد می‌شن—دارم میگما، در روابطی که سرد می‌شن نه بین تمام زوج‌ها همه جا هر وقت خیانت اتفاق می‌افته—در روابطی که سرد می‌شن و بعد خیانت اتفاق می‌افته، در بیشتر مواقع من نوعی هم سهم بسزایی داشتم در پیش آمدن این خیانت، نه فقط کسی که رفته اون خیانت را انجام داده.

برای همین ازتون خواهش می‌کنم مواظب رابطتون باشین.

اگه الان می‌خواین بگین «خب خانم دکتر اگه سرد شده چه کار کنیم؟» تمام این چیزهایی که من گفتم رابطه رو سرد می‌کنه، اینا رو بذارید کنار:

  • با احترام با هم صحبت کنید
  • میزان حستون رو به هم بیشتر نشون بدین، احساستونو به هم نشون بدین
  • توهین نکنین به هم
  • هر بحثی رو فقط همون بحث نگه دارین—اگه من با شما الان سر پولی که نمی‌دین برم سلمونی مشکل دارم، یهو «سر عقدم این کارو کردی، خالتم اینجوری کرد، باباتم اینجوریه» اینا رو نمی‌کشم وسط
  • مواظب محیط خونه باشید—محیط خونه باید محیط مثبت، امن و آرومی باشه، جوری که من زن و شمای مرد همیشه دلت بخواد بیای خونه
  • اینا رو باید درست کنی، نوع برخوردم رو باهاتون اصلاح کنم، لجبازی نکنم

این‌ها انجام نشن، اون سردی درست می‌شه کم‌کم. ولی زمان می‌خواد و استمرار و خسته نشدن. همیشه یادمون باشه: طول کشیده تا اینجوری شده، الانم طول می‌کشه تا درست شه.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org