آیا دختر میتونه به پسر پیشنهاد رابطه بده؟ چرا وقتی چندین بار به کسی نشون میدم که ازش خوشم اومده، عکسالعملی نشون نمیده؟ آیا این به خاطر غرور یا بیظرفیتیه؟ این سوالات ذهن خیلی از خانومها رو درگیر کرده و باورهای اشتباهی راجع به این موضوع توی جامعه ما جا افتاده. امروز در سایت طناز و شما قراره به تفصیل بررسی کنیم که آیا دختر میتونه به پسر پیشنهاد رابطه بده یا نه و چرا گاهی افراد به ابراز علاقهٔ ما عکسالعمل نشون نمیدن.
آیا دختر میتونه به پسر پیشنهاد رابطه بده؟
چند وقت پیش من تو اینستاگرام گفتم که هیچ اشکالی نداره که دخترها به پسرها پیشنهاد بدن. آدم وقتی از یه کسی خوشش اومده، خب میره بهش میگه. بدترین اتفاقی که میخواد بیفته چیه؟ اینکه طرف مثلاً بخواد با دوستاش به من بخنده، یه چیزی بگه، همونجا تموم میشه دیگه. اینا که بچه نیستن، من بگم وای بهم برخورد، وای بهم خندید، وای من دیگه این کارو تکرار نمیکنم. نه اونا منو میشناسن، نه من اونا رو میشناسم، نه اتفاق خاصی میفته.
بعد خیلی کامنتا اومد که نه، پسرا این ظرفیتو ندارن و بعد اینجوری میشه و اونجوری میشه و دخترا نباید بگن و … .
غرور کاذب چیه و چرا مشکل ساز است؟
این مسئله اولاً هیچ ربطی به غرور نداره. اگه من احساس میکنم به یک کسی پیشنهاد بدم و بگه نه، غرورم میشکنه، یعنی غرور کاذب دارم. ما فقط یه مدل غرور نداریم. یه غروری داریم که اسمش غرور کاذبه، غروریه که خوب نیست.
خب پسرم میتونه همینطور باشه. اگه این باشه، چه فرقی بین پسر و دختر هست؟ پسرم ممکنه دائم بترسه که آقا، منم اگه برم پیشنهاد بدم، دختره بگه نه، من غرورم میشکنه. بنابراین این خیلی حرف درستی نیست.
بیظرفیتی پسرها: واقعیت یا فرهنگ غلط؟
اینکه «بیظرفیتن» یا «یهو ممکنه خودشونو بگیرن»، خب این یه چیزیه که اگر هست و اگر همهگیره و اگر تمام پسرها دارنش – که من خیلی بعید میدونم اینجوری باشه – یعنی اینکه یه چیز غلطی در فرهنگ ما جا افتاده.
خوب ما فرهنگ غلط رو چجوری باید اصلاحش کنیم؟ با انجام دادن اون کاری که درسته. همینجوری که خود به خود نمیشه، شب بخوابیم، صبح پاشیم یا مثلاً همینجوری الکی بدون اینکه من خانم بخوام تغییری ایجاد کنم، سه سال بگذره و بعد پسرا متوجه بشن که اگه خانوما بگن اشکالی نداره و این بیظرفیتیشون درست بشه. من که میگم معتقد نیستم بیظرفیتن، ولی اگر شما میگید که هستند، این باید اصلاح بشه.
چیزی نیست که من همینجوری ولش کنم، وگرنه من خانم ممکنه خیلی از شانسها رو از دست بدم. چون از پسره خوشم اومده، اونم متوجهش نیست و اگه من بهش بگم، شاید یک رابطه بسیار بسیار خوبی که ممکنه حتی به ازدواج ختم بشه شروع بشه. من این شانس رو دارم از خودم و از اون آدم میگیرم.
پس این حرف خیلی درست نیست. هم پسر میتونه به دختر پیشنهاد بده، هم دختر به پسر.
تجربه واقعی از تعامل اجتماعی
اتفاقاً پسرا هم تو کامنت نوشتن که «ما وقتی توی رستوران یا کافیشاپ، دختری با یه جمعی نشسته، اگه بریم بهش بگیم ازش خوشمون اومده و شماره بخواهیم یا بگیریم، دختر تحویلمون نمیگیره یا یهو فکر میکنه که واو، مثلاً اون کیه یا میگه نه!» پس این تو هر دو تا جنس دختر و پسر یکیه و فرقی نمیکنه. غرور آدمم نمیشکنه.
اگر جداً کسی یهو به دلتون میشینه، برین و بهش پیشنهاد بدید. چه اشکالی داره؟ آدم تا زمانی که مؤدبانه و محترمانه به کسی میگه که دوست داره بیشتر بشناستش، هیچ مشکلی نداره. اگر اون طرف بیظرفیته، خب چقدر خوب شما متوجه میشید که اون آدم بیظرفیته. دیگه خیالتون راحت میشه، دیگه اون اما و اگر تو سرتون نمیاد که «اگه رفته بودم جلو، اگه اینو گفته بودم، اگه اونو گفته بودم». میفهمید که نه بابا، این آدم اصلاً به درد نمیخوره.
دلایل عدم عکسالعمل به ابراز علاقه

بعد میرسیم به اینجا که غیرمستقیم بخوایم به کسی نشون بدیم. خب غیرمستقیم بدیش اینه که گاهی طرف حواسش نیست، حتی اگه ما چندین… اگه یه بار باشه که ممکنه اصلاً متوجه نشه. اگه چندین بار هم باشه، شاید چون دلش قرص و مطمئن نیست که این چیزی که داره احساس میکنه از طرف من یا میبینه، جدی جدی داره میبینه یا میگه نکنه اشتباه کنم، نکنه این، نکنه اون، خب نشون نمیده، مگه اینکه خیلی دیگه به صورت واضح غیرمستقیم نشون بدیم که من از شمای نوعی خوشم میاد.
حالا سوالی که شده بود اینه که من اگه مستقیم یا غیرمستقیم نشون بدم و طرف هم متوجه بشه و یه جمعیه که ما چندین بار همو دیدیم و این اتفاق افتاده و عکسالعملی نشون نده، این معنیش چیه؟
دلیل اول: تفاوت در سلیقه و تیپ
این چند تا دلیل میتونه داشته باشه. یکیش اینه که اون آدم از تیپ ما… من آدم خوبیم، اونم آدم خوبیه، ولی اون از نوع من، از تیپ من، از آدمی با کاراکتر و اخلاق من خیلی بهش نمیخوره و نمیتونه باهاش ارتباط برقرار کنه. سلیقش این چیزی که من هستم نیست.
معنیشم این نیست که من بدم یا خوبم یا وای، پس اون اصلاً در حد من نیست، بره با هرکی که لیاقتشه. این طرز حرف زدنا زشته. آدما سلیقههای مختلف دارند.
یکی از بدن عضلانی خوشش میاد تو پسر، یکی یه خورده توپرتر دوست داره، یکی لاغر دوست داره، یکی قد خیلی بلند دوست داره، یکی نه، هم قد خودش دوست داره. آقایون برعکس: یکی موی بور دوست داره، یکی مشکی، یکی قلمی، یکی توپر، یکی سینه کوچیک، یکی سینه بزرگ، یکی موی بلند، یکی موی کوتاه. از آدم به آدم سلیقهها فرق میکنه دیگه.
تازه این فقط ظاهره. یه کسی یه آدم برونگرای بگو بخند، شوخطبع، خوشمزه دوست داره. یکی دیگه یه آدم ساکته، آرومی که خیلی قاطی جمع نمیشه دوست داره. یه کسی یه آدم خیلی جدی دوست داره، یه خورده مثلاً تیپ خشن داشته باشه. یه کسی نه، یه آدم خیلی ملایم، آروم، مهربون دوست داره. اینا سلیقهایه.
اینکه من طبق سلیقه طرف نیستم، معنیش این نیست که بیام بهش فحش و بد و بیراه بگم یا بگم «اصلاً بره به هر کی لیاقتش». اینا لیاقتش خیلی هم خوبه، خیلی هم اوکیه، فقط من تیپش نیستم دیگه.
پس اولین دلیلی که ممکنه کسی با اینکه من دارم خیلی به صورت واضح بهش نشون میدم که ازش خوشم میاد، عکسالعمل نشون نمیده، اینه که من تیپش نیستم.
اینجا بد نیست یه موضوعی رو که تو مقاله “آدم مناسب رابطه رو از کجا پیدا کنیم؟” توضیح دادم رو یادآوری کنم:
من یه آدم مناسب رو وقتی پیدا کردم و دیدم، به یکی از این روشها شناخت ایجاد شد، ۵۰-۶۰ درصد اوکی بود، بقیهاش رو میرم و با هم میسازیم. کوتاه میام، اون کوتاه میاد، انعطافپذیری نشون میدم، حتی اشتباه میکنه یا اشتباه میکنم. گاهی اشتباههای بسیار بسیار بسیار سخت. چشمم رو میبندم روی اون اشتباه، فرصت رشد میدم، فرصت تغییر میدم، تا اون نیمهٔ گمشدم ساخته بشه.
دلیل دوم: داشتن رابطهٔ فعلی
دومیش اینه که ممکنه این آدم – چه دختر چه پسر – با کسی در ارتباط باشه، الان یه رابطهای با کسی داره. درسته که ما جمعهای مهمونیمون یکیه، شاید دوست نداره اون آدم رو که یک رابطه خاص باهاش داره قاطی این جمع بکنه به ۱۱۰۰ دلیل. شاید اون آدم به این جمع نمیخوره. شاید خیلی نسبت به این رابطهای که داره حالت محتاط داره، حمایتگره، نمیخواد اون آدمو – چه دختر چه پسر – قاطی کنه.
شاید اون طرف در فاصله دوره، رابطه مجازیه، اینجا نیست. شاید سرش خیلی شلوغه با کار، نمیتونه تو تمام این مهمونیا بیاد. شاید اصلاً هنوز مطمئن نیست. یه ارتباطی بوده، حالا شده رابطه، ولی چون مطمئن نیست، نمیخواد بیاره تو جمع دوستا که بعد پسفردا بگن «چی شد، اون آدم هست، نیست؟»
بنابراین هیچکس تو اونجا هم نمیدونه که این آدم یه رابطه داره، ولی داره. بنابراین به ایما و اشاره و ابراز علاقههای دیگه خیلی تمایلی نداره یا عکسالعمل نشون نمیده.
امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدمها علاقه دارید، در بخش آموزشهای رایگان، مطالب متنوع دیگهای هم هست که هر کدوم به یکی از چالشهای روابط میپردازن. دعوتتون میکنم که با استفاده از لینکهای پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:
- تغییرات رفتاری خانمها در دوران حاملگی
- چه آدمهایی تو زندگیشون بیشتر خوشحالن؟
- چرا بعد از ازدواج احساسات تغییر میکنه؟
- ارتباط با پارتنر بعد از کات
- به رابطه تموم شده برگردیم؟
- رابطه خانومها با مرد متاهل
- چگونه هدفگذاری کنیم؟
- رابطه با داد و ستد متفاوته
دلیل سوم: ترس از خراب شدن جمع دوستان
دلیل سومش اینه که یک سری از آدمها عقیده دارند که توی جمعی که جمع دوستانی هست که ما دائم همو میبینیم و میریم و میایم، بهتره وارد روابط احساسی نشیم. چون اگر بشیم و خدای نکرده به جایی نرسه یا مشکلی پیش بیاد یا جر و بحثمون بشه یا دعوامون بشه، این جمع خوب دوستانهای که ما خیلی مدت داریم و ازش لذت میبریم، با هم مسافرت میریم، بیرون میریم، اینور میریم، اونور میریم، هفته سه شب دور هم جمع میشیم، این به هم بخوره.
یا آدما دیگه خیلی راحت نباشند، معذب بشن اگه جفت ما تو این جمع باشیم، یا مجبور باشن طرف بگیرن. اینجا هم به دو قسمت تقسیم بشه. یا اگه جای اون هست من نباشم، جای من هستم اون نباشه. دلیل قابل قبولی هم هست. واقعاً گاهی از اوقات آدم نمیخواد این چیزیه که دوست داره، ساخته، یه مدت طولانی هست، نمیخواد به همش بزنه.
دلیل چهارم: خجالتی بودن
یه دلیل دیگه اینه که بعضیا خجالتین. ممکنه که نشون ندن، ولی اصلاً روشون نمیشه. میفهمه من دارم چی میگم، ولی تا وقتی که مستقیم نیام بهش بگم و شروعش نکنم، از اینکه اون بخواد بیاد جلو – چه دختر باز چه پسر، یعنی تو پسرام این خیلی هست، فقط مخصوص دخترا نیست – پا پیش نمیذاره , خجالت میکشه. نه اینکه بترسه که خب من الان برم جلو، اگه اینجوری شد، اگه مثلاً چی بگم، بعد مثلاً این اینو گفت، بعدش چی بگم. یه خورده تو این مسئله اعتماد به نفسشون پایینه، کمه، خیلی خجالتیام نمیتونم.
بنابراین من فرقی نمیکنه چند صد بار بخوام نشون بدم، چقدر قرص و محکم نشون بدم، چقدر واضح باشه، اون آدم عکسالعمل نشون نمیده.
دلیل پنجم: بیرون اومدن از رابطهٔ قبلی
یه دلیل دیگش اینه که ممکنه یک رابطهای رو تازه ازش اومده بیرون و رابطه بسیار عمیق بوده یا خیلی طولانی بوده. حالش الان خوب نیست. یا چند تا رابطه پشت سر هم داشته، کوتاه کوتاه، هیچ کدومشون خوب تموم نشده. الان اصلاً دلش نمیخواد، هم شرایط وارد شدن به یک رابطه جدید رو نداره، هم دلش نمیخواد اصلاً، هم چشمش ترسیده که خب مثلاً اینجوری شد.
یا شاید داره رو خودش کار میکنه که آماده بشه برای ورود به یک رابطه جدید، ولی الان توی اون موقعیت و تو اون نقطه نیست که بتونه چیز جدیدی رو شروع کنه، چه با من چه با ایکس چه با ایگرگ. معنیشم این نیست که از من خوشش نمیاد. الان فقط وقتش نیست. اینم باز چیزیه که آدم نمیاد اعلام کنه.
اگه بفهمه من ازش خوشم آمده، بیاد منو بشونه بگه «دختر خوب یا پسر خوب، من خیلی خوب متوجهم که تو از من خوشت اومده، منم از تو خوشم میاد، بدم نمیاد، دوست دارم، ولی الان نمیتونم برای اینکه الان تازه مثلاً از یه رابطه اومدم بیرون»… فقط عکس العملی به اینکه من ازش خوشم میاد نشون نمیده.
دلیل ششم: غرور کاذب طرف مقابل
یه دلیل دیگش اینه که اون آدمم مثل کسایی که میان کامنت میذارن که «نه، من اگه به یه نفر بگم و اون جواب نده، من غرورم میشکنه، بیارزش میشم، خورد میشم، اینجوری میشم، اونجوری میشم». خب پسرام اینو دارن، دخترام اینو دارن.
بنابراین طرفی که من دارم بهش نشون میدم به صورت غیرمستقیم یا مستقیم – ولی بهش نمیگم – ممکنه اونم این احساسو میکنه که «خب این داره میگه، ولی اگه من یهو برم جلو، اگه نشه یا بگه نه، اگه من اشتباه متوجه شده باشم، خب من غرورم میشکنه یا خورد میشه».
گاهی هم یه چیزی که متاسفانه این بده و اگه این دلیلشه، بهتره این کارو نکنیم.
دلیل هفتم: فشار اجتماعی دوستان همجنس

دوستای من از جنس خودم – یا خانم یا آقا – من میفهمم که این پسر یا دختر از من خوشش میاد، منم از اون خوشم میاد، اتفاقاً دوست دارم یک ارتباطی رو باهاش شروع کنم. حالا شاید به رابطه ختم بشه یا نه، فرق اینم قبلاً گفته بودیم دیگه: ارتباط زمانیه که اولش تلفنی و اینا آدم یه چیزیو شروع میکنه، ولی یا یکطرفهست. ارتباط یا خیلی خیلی محدوده، احساس توش نیست. وقتی احساس قاطیش بشه و دوطرفه بشه، میشه رابطه اسمش.
اونم خیلی دوست داره یک ارتباطو شروع کنه و بعد به رابطه برسه، شاید خیلی هم پیشرفت کنه، خیلی هم عالی باشه. چرا این کارو نمیکنه؟ چون دوستای همجنس – مثلاً – یه جا نشستن، منو مسخره کردن که «این مثلاً فلانی ریختش اینجوریه، قیافش اینجوریه، وای چه اخلاقی داره».
من چون الان تو این گروه دوستا هستیم، با خودم فکر میکنم که «وای، همه راجع به این آدمی که من ازش خوشم میاد و این چیزی که اینا دارن راجع بهش میگن، برای من اصلاً مسئله نیست یا من همچین چیزی تو این آدم ندیدم یا اصلاً از این مورد تو این آدم خوشم میاد». بقیه هیکلشو مسخره میکنن، من این تیپ رو دوست دارم.
اما چون بقیه دارند اینو میگن و من عزتنفسم شاید یه خورده پایینه، شاید اعتماد به نفسم یه خورده پایینه که انقدر قرص و محکم نیستم جلو بقیه وایستم، میخوام بگم «نه، من از این خوشم میاد میخوام» و اونا رو سرجاشون بشونم، چون این حالت رو ندارم، با این جریان میرم. یعنی میگن «نه»، منم میشینم یا سکوت میکنم یا «آره، خوب نیست» اینا، در حالی که خودم دلم میخواد.
گاهی هم تو جمع دوستا این اتفاق میفته که اون دختر یا پسر با اینکه ما احساس میکنیم اونم از من خوشش میاد، ولی پا پیش نمیذاره یا وارد این رابطه نمیشه، چون بقیه اون وقت یا جلوش وایمیستن یا مقابلش وایمیستن یا مسخره میکنن یا یه خورده شرایط پیچیده بشه.
دلیل هشتم: وفاداری به دوستان
یه دلیل دیگهای هم که ممکنه باشه اینه که توی اون جمع، من از آقای ایکس خوشم میاد، تمام پسرای دیگم با آقای ایکس دوستن. دیگه آقای ایکس میدونه که آقای ایگرگ منو خیلی دوست داره و دنبال یه راهی که به من پیشنهاد بده یا به من نزدیک بشه. خانومام همینطور. من پسرم از خانم زد خوشم میاد، خانم زد میدونه که خانم دبلیو عاشق منه، دنبال یه راهی داره، میگرده که بیاد به من پیشنهاد بده که با من وارد یک دوستی بشه.
خب من وقتی توی گروه دوستم، یه مرام و یه معرفت و یه احترام و یه چیزای اینجوری هم هست دیگه. وقتی میدونم این دوست من خیلی خیلی از این دختر خوشش میاد، این دخترم میفهمم از من خوشش میاد، ولی خوب جواب این خوشاومدن و سیگنال و اینا رو نمیدم دیگه، برای اینکه بده، زشته.
مگه اینکه این دوست من… اگه من آقای ایکسم، این دوست من آقای ایگرگ که این دختره رو دوست داره، اون متوجه بشه که «بابا این دختره هی داره به این نشون میده که ازش خوشش میاد»، خودش بیاد به من بگه «من از این خوشم میومد، الان دیگه نمیاد، مثل اینکه این از تو خوشش میاد. اگه میخوای باهاش دوست باشی، ارتباطی برقرار کنی، شروع کنی، بشناسیش، هیچ اشکالی نداره».
اون موقع من میتونم عکسالعمل نشون بدم به این ابراز احساسات شما یا به این سیگنالهایی که دارین غیرمستقیم میفرستید. ولی اگه کسی تو اون گروه از جنس من باشه که میدونم به شما علاقه بسیار زیادی داره و داره دنبال زمان مناسب میگرده یا داره سعی میکنه یه چیزیو که شما خوشتون نمیاد تو این آدم درست کنه، بعد پا پیش بذاره، قطعاً از روی مرام و معرفت و احترام و اون رابطه دوستی که داریم و اون احترامی که واسه کل گروه قائلم، من به شما عکسالعمل نشون نمیدم تا تکلیف این آدم با شما مشخص بشه.
اگه نکتهای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنتها برام بنویسید. سوالاتتون رو میبینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر میکنم تا یک گفتگوی عمیقتر و زندهتر با هم داشته باشیم.
راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و میتونید با استفاده از لینکهای پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

