خیلی از ما دوست داریم یه ارتباط عاطفی خوب رو شروع کنیم، اما نمیدونیم که طرف مناسب رو چطور باید پیدا کنیم. این سوال ذهن خیلیها رو درگیر کرده. تو سایت طناز و شما میخوام مفصل بررسی کنم که چطور میتونیم آدم مناسب رو برای رابطه پیدا کنیم.
انواع مختلف آدمها و نگرشهاشون
اینجا چند تا چیز مختلف هست. یا من آدمی هستم که به خاطر نوع بزرگ شدنم، بافت اجتماعی که توش هستم، فرهنگم، اعتقاد به قضا و قدر و قسمت دارم. یه آدمی هستم که احساس میکنم باید خودم اون چیزی رو که میخوام پیدا کنم، یا دوست دارم که کسی من رو انتخاب کنه.
اگه به قضا و قدر و قسمت معتقدم، خب پس کار خاصی نباید انجام بدم دیگه. زندگیم رو طبق روال عادیش میبرم جلو تا ببینم چی پیش میاد، چون کوچکترین دخالتی ممکنه که اون قضا و قدر و قسمت رو به هم بزنه.
اگه آدمی هستم که دوست دارم من رو پیدا کنن، این یه داستان جداست. یه آدمی هستم با یه خانوادهٔ سنتی و فرهنگی که خیلی اجازهٔ بیرون رفتن و گشتن و در محیطهای مختلف بودن رو ندارم.
راههای مختلف آشنایی برای ازدواج

خوب، اگه اینجوری باشه، چند تا راه هست:
ازدواج فامیلی
یکی ازدواج فامیلیه که اون مبحث و مقولهاش جداست. من نه میگم نه، نه تبلیغ میکنم براش، بعد مفصل راجع بهش حرف زدم که اون کاملاً مشخصه. چون آدم رفت و آمد فامیلی داره، همدیگه رو میبینه، تاریخچهٔ هم رو میدونن. البته در بیشتر خانوادهها اون که هیچی.
روابط مجازی
نوع دوم میشه روابطی که از راه دور هست، روابط مجازی. روابط مجازی چیه؟ من یا توی یه شبکهٔ اجتماعی با یه کسی آشنا میشم، یا توی سایتهایی که مخصوص دوستیابی یا همسریابی هستن.
این سایتها و شبکهها لزوماً خوب یا بد نیستن. خیلی از ازدواجها هست که مجازی شروع میشه و ازدواجهای خوبی هم هست. خیلیاشونم هست که بده و زود تموم میشه.
امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدمها علاقه دارید، در بخش آموزشهای رایگان، مطالب متنوع دیگهای هم هست که هر کدوم به یکی از چالشهای روابط میپردازن. دعوتتون میکنم که با استفاده از لینکهای پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:
- چجوری تکلیف رابطه رو مشخص کنیم؟
- خودارضایی و دیدن پورن در بچهها
- آیا باید از گذشته همسر آیندهمان بپرسیم؟
- وقتی دیر جواب میده چیکار کنیم؟
- علت انتخاب پارتنر اشتباه
- مشکلات مهاجرت کردن
- امتحان کردن شریک عاطفی
- آداب قهر و دعوا در روابط
- ازدواج با عشق یا عقل؟
- با فردی که طلاق گرفته ازدواج کنیم؟
- شخصیت کاریزماتیک یعنی چی؟
- تغییرات خانمها در دوران یائسگی
چهجوری باید بفهمم رابطه مجازی خوبه یاد؟
خب اولین شرطش اینه که شما در این ارتباط مجازی باید بتونید طرف رو ببینید. اینکه من بخوام به یه کسی بگم که «شما یه لباس تنگ بپوش من ببینمت» نه ها، اونجوری نه!
ولی اولین قدم در آشنایی اینه که من از این چیزی که دارم میبینم خوشم بیاد، یا حداقل اگه خیلی خوشم نمیاد، بدمم نیاد. حداقل بیتفاوت باشم تا اخلاقش رو بشناسم، ببینم آیا این اخلاق و رفتار چیزی هست که بیتفاوتی من رو تبدیل به دوست داشتن کنه، خوش اومدنم رو بیشتر کنه، دوست داشتن کنه، عشق و عاشقی کنه یا نه.
توصیههای مهم برای روابط مجازی
اگه ارتباطی رو مجازی شروع میکنید یا از طریق شبکههای اجتماعی، سایت همسریابی، دوستیابی:
عکس واقعیتون رو بذارید و حتماً ویدیو کال با طرف بکنید که مطمئن بشید کسی که دارید در اون باهاش صحبت میکنید، حتماً همونیه که عکسش رو دیدید یا براتون فرستاده.
چون خیلی از اوقات پیش میاد که آدمها، نه برای اینکه بخوان سر ما رو کلاه بذارن یا به ما دروغ بگن (آدمهایی که بیمار و مریضن تعدادشون خیلی کمه)، از روی ترسهاشون، از روی اینکه ممکنه اگه ما اینو ببینیم بهشون فرصت ندیم که بخوایم بشناسیمشون یا خودشون رو نشون بدن، اشتباه میکنن و راستش رو نمیگن، دروغ میگن.
این بعداً خیلی ایجاد مشکل میکنه چون دل طرف مقابل رو خیلی بد میشکنه. من وقتی با این عکسی که دیدم (حالا خوبه، بده، متوسطه) یه ارتباط فکری برقرار کردم و روی این بنا دارم بقیهش رو بر اساس شناخت میسازم، بعد یههو بعد از دو ماه، سه ماه، چهار ماه، پنج ماه، شما میاید خواستگاری یا یه قرار میذاریم بیرون، من با خواهر بزرگم میام، شما مثلاً با برادرتون میاید، همدیگه رو میبینیم که ببینیم آیا خواستگاری انجام بشه یا نشه، رابطه پیشرفت بکنه، اگه شما اونی که من میگم نباشید، تمام دنیا میریزه به هم! چون دلبسته شدم، شما رو الان دوست دارم، چه دختر باشم چه پسر، و یههو شوکه میشم.
این نه تنها این رابطه رو خراب میکنه و به جایی نخواهد رسید، بلکه باعث میشه که من بعداً هم دیگه به کسی نتونم اعتماد کنم.
حد و حدود در روابط مجازی
پس یه راه پیدا کردن آدم مناسب برای رابطه، روابط مجازی هست، ولی با حد و حدود مشخص. کارهای عجیب و غریب نکنیم. لازم نیست طرف بدن برهنهٔ من رو ببینه، لازم نیست حتماً سکس چت کنیم، لازم نیست کارهای عجیب و غریب انجام بدیم.
شناخت، شناخت یعنی شناخت اخلاق شما، رفتار شما در موقعیتهای مختلف، حرف زدن باهاتون راجع به خانوادهتون، سوادتون، کجا کار میکنید، راجع به اینجور چیزاست، همین.
قرار گرفتن در موقعیتهای مناسب
یه نوع دیگه از پیدا کردن آدم مناسب اینه که من نمیخوام دنبال طرف بگردم، دوست دارم از این تیپهایی هم که انتخاب بشم، دوست دارم کسی بیاد به سمت من، نه اینکه من برم.
به هر دلیلی، غرورم اجازه نمیده، خوشم نمیاد، باورم اینه که این کار اشتباهه. چه دختر چه پسر، فرقی نمیکنه. باید خودم رو تو موقعیتهای مناسب قرار بدم.
موقعیتهای مناسب برای آشنایی

یعنی چی؟ جاهای مختلف. از سر کار، سر کار آدمهای مناسب نیستن یا هر کی رو دیدم خوشم نیومده یا کسی طرفم نیومده.
- برم پیادهروی، جایی که آدمهای هم سن و سال من هستن
- برم کوهنوردی
- برم کلاس نقاشی مختلط
- برم کلاس مجسمهسازی
- یه ساز انتخاب کنم
- برم تئاتر، برم سینما
- چیزهایی که بهشون علاقهمندم و کلاس دارن یا یه موقعیت خاصه و مختلطه، محیط سالمه
- میرم دو تا، سه تا کافی شاپ معروف، میتونم با دوستام برم بشینم
- رستوران، هفتهای یه بار برم رستوران، جایی که میدونم بچهها، کسایی که سن و سالشون به من میخوره هستن
- اجازه دارم مهمونیهای مختلف برم
بالاخره یکی از این چند دفعه، کسی هست که من رو ببینه و بیاد جلو، یا کسایی هستن و من این موقعیت رو دارم که نگاه کنم، برم جلو و انتخاب کنم. میگم اینو میخوام، اینو نمیخوام، این خوبه، این بده.
جستجوی مستقیم
راه بعدی اینه که خودم برم دنبال چیزی که میخوام. یعنی چی؟ اگر جایی فردی رو میبینم که از اون ظاهر خوشم اومد، همیشه یادمون باشه: اون ظاهری که میبینیم، اون رفتار اولیه که میبینیم، سنگ اول. خوشم اومد، میخوام بیشتر آشنا شم، برم جلو.
این نه ایراد، نه اشکال، نه کار بدیه، نه خلاف. پیشنهاد میدیم به طرف مقابل که «من شما رو دیدم، از شما خوشم اومده، دلم میخواد بیشتر باهاتون آشنا بشم. امکانش هست یا نه؟»
خیلی ساده است. طرف یا میگه بله، یا میگه نه، یا میگه ببخشید من در رابطه هستم با کسی، یا میگه خیر الان نمیتونم، حرفش رو میزنه.
این هم جاهای مختلف هست. میشه تو مسابقه ببینم، میشه تو مهمونی ببینم، میشه بیرون رستوران باشه. خیلی جاهای مختلف هست که من میتونم آدمهایی رو ببینم که ازشون خوشم میاد و برم جلو و پیشنهاد بدم.
اهمیت زمان در شناخت
هر کدوم از این راهها که بخوام با کسی توش آشنا بشم، حتماً حتماً حتماً باید زمان بهش بدم برای شناخت. به خصوص روابط مجازی.
اگه من یه نفر رو دو بار در هفته میبینم و روزی نیم ساعت، یه ساعت باهاش صحبت میکنم، خب ۶ ماه، ۷ ماه، ۸ ماه کافیه که در اون حدی که میتونم بشناسمش.
چون یادمون باشه، شناخت ما هرگز از یه حدی بیشتر نمیشه. چه شما ۵ سال این رابطه رو کش بدید، چه سه سال، چه یک سال، چون نمیشه اون طرف رو تو کل موقعیتهای ممکن ببینید. یه قسمتیش واقعاً مال زندگی مشترکه. آخرش ۶۰-۷۰ درصده، بیشتر نمیشه.
ولی این شناخت ۶۰-۷۰ درصدی، هر کدوم از این انواع باشه، مهمه.
چطور مطمئن بشم این آدم مناسب منه؟
حالا یه مسئلهٔ دیگه هست که خب، من این آدم رو دیدم، خوشم اومد، از کجا مطمئن باشم که این همون آدمیه که من رو خوشبخت میکنه یا من خوشبختش میکنم یا رابطم باهاش کار میکنه؟
اصلاً نمیتونید مطمئن باشید، ابداً!
داستان سقراط و نیمههای پرتقال

یه داستانی هست (حالا واقعی یا غیر واقعیش رو نمیدونم) اینکه خیلی خیلی سالها پیش از سقراط میپرسن که ما چهجوری نیمهٔ گمشدهمون رو پیدا کنیم؟ سقراط میگه که یه جعبه پرتقال بیارید. میارن. میگه تمام این پرتقالها رو نصف کنید. نصف میکنن. میگه قاطی کنید. قاطی میکنن. میگه برشون گردونید تو جعبه. برمیگردونن. یه دونه از این نصفهها رو برمیداره، بعد میگه: «خب حالا نصفهٔ دیگه این رو پیدا کنید.»
به نظر شما میشه؟ نمیشه!
واقعیت زندگی
اینجوری نیست که من بگردم یا من بشینم انتخاب بشم یا یه رابطهٔ مجازی رو وارد بشم و عشق گمشدم، نیمهٔ گمشدم، مرد آرزوهام، زن آرزوهام رو پیدا کنم و باهاش زندگی کنم و خوشبخت بشم.
واقعیت زندگی، داستانهایی که ما از کودکی باهاش بزرگ شدیم، سفید برفی و سیندرلا، زیبای خفته، نیست که یه دفعه یه نفر از گرد راه برسه و ناگهان عاشق هم بشیم. نه!
تازه این کارتونها به نظر من خیلی عجیبن، چون فقط تا اینجایی رو نشون میدن که ما از هم خوشمون اومده و ازدواج کردیم. سختترین قسمتش تازه بعد از این ازدواج و زیر یه سقف رفتن شروع میشه!
من فکر میکنم هر کدوم از این کارتونها رو اگه ادامهش رو میساختن، اینا قطعاً با هم دعواشون شده بود و جدا شده بودن و طلاق گرفته بودن. اصلاً فکر نمیکنم هیچ کدوم با هم میموندن، چون هیچ شناختی نبوده. فقط من یکی رو دیدم، یه لحظه عاشقش شدم (که عشق و عاشقی لحظهای نداریم)، بعدم رفتم گشتم، پیداش کردم و سریع هم عروسی کردیم. نیست اینجوری!
حقیقت دربارهٔ رابطه
ما یه شخصی که ۵۰-۶۰ درصد از اون چیزهایی که میخوایم و میتونیم باهاش زندگی کنیم و دوست داریم رو داره، زمانی که پیدا کردیم یا سر راهمون قرار گرفت، انتخاب میکنیم و بقیهاش رو باهاش میسازیم.
نیمهٔ گمشده پیدا کردنی نیست، ساختنیه!
آدم مناسب من رو باید مثل یه مجسمهساز تراشش بدم. اینجوری نیست که از اول بهم بدن، بذارم اون گوشه، ازش نگهداری کنم. نه!
چطور این ساختن انجام میشه؟
این تراش خوردنها و تراش دادنها در زندگی پیش میاد:
- با اصطکاکهایی که پیش میاد
- با بحثهایی که میشه
- با خوشحالیها، با ناراحتیها
مثل دو تا سنگ که لبههای تیز دارن. من انقدر این دو تا رو به هم میکشم که این تیزیها از بین میره و اینا خیلی راحت روی هم میغلتن، مثل چرخدندههای یه ساعت.
دیدین چهجوریه که این یه دایره، هر جایی که یه زبونه به طرف بیرون داره، این یکی دایره همون جا یه فرورفتگی داره؟ خیلی قشنگ اینا توی همدیگه میچرخن، این دو تا چرخدنده.
زندگی مشترک، نیمهٔ گمشده، عشق و عاشقی هم همینه. من یه آدم مناسب رو وقتی پیدا کردم و دیدم، به یکی از این روشها شناخت ایجاد شد، ۵۰-۶۰ درصد اوکی بود، بقیهاش رو میرم و با هم میسازیم.
کوتاه میام، اون کوتاه میاد، انعطافپذیری نشون میدم، حتی اشتباه میکنه یا اشتباه میکنم. گاهی اشتباههای بسیار بسیار بسیار سخت. چشمم رو میبندم روی اون اشتباه، فرصت رشد میدم، فرصت تغییر میدم، تا اون نیمهٔ گمشدم ساخته بشه.
چرا این کار سخته؟
این چیزها راحت نیست. شخصیت انسانها تو سن خیلی پایین شکل میگیره، رفتارهاشون تو سن یه خرده بالاتر، و تغییر رفتار کار سختیه. شخصیت که تقریباً نمیشه!
پس زمان میخواد، من بخوام به یه نفر یاد بدم که «شما اینجوری رفتار کن، چون من این رفتار، این رفتار، این رفتار رو نمیپسندم» یا «این دو تا رفتار تو سعی کن عوض کنی، این دو تا رو من قبول میکنم.»
نیمهٔ گمشده اینجوریه: ساختنیه، خیلی پیدا کردنی نیست.
باور غلط دربارهٔ آدم خوب بودن
یه حرف دیگه هم که بزرگترا گاهی میزنن که خیلی حرف درستی نیست، اینه که «شما اگه آدم خوبی باشی و کار بدی نکنی و بشینی دعا کنی و آزار و اذیتت به کسی نرسه، حتماً چیز خوبی قسمت و نصیبت میشه.»
نه! اینجوری نیست.
ما خودمون باید دقت کنیم در شناخت. چند صد هزار تا آدم خوب میخواید من بهتون معرفی کنم؟ عالی، خوب، خیلی خانم، خیلی آقا، همهچیز عالی، ولی همسرشون اصلاً همسر مناسبی نبوده، پدرشون هم درآورده، بعد از چند سالم جدا شدن.
اینجوری نیست که با دعا یا با فقط آدم خوب بودن ما اون فرد مناسب رو پیدا کنیم. نه! باید دقت کنیم، باید سوالهای درست بپرسیم، باید درست پیش بریم.
مراقبت از رابطه
یه رابطه مثل یه گل میمونه. گل تو گلدون میارن به من، سبز، قشنگ، خوشگل. من اینو ببرم بذارم یه جای تاریک سرد، بهش آبم ندم، خراب میشه. رسیدگی میخواد. رابطههام همین شکلیه.
اگه نکتهای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنتها برام بنویسید. سوالاتتون رو میبینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر میکنم تا یک گفتگوی عمیقتر و زندهتر با هم داشته باشیم.
راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و میتونید با استفاده از لینکهای پایین به اونا دسترسی داشته باشید:
- روابط عاطفی
- روز خواستگاری چه سوالاتی بپرسیم؟
- وابستگی همسر به پدر و مادرش
- رابطه جنسی قبل ازدواج
- اختلاف سن مناسب برای ازدواج
- دروغ گفتن در روابط عاطفی
- تفاوت وابستگی با دلبستگی؟
- چرا آدمها تغییر میکنن؟
- مشکلات ازدواج فامیلی
- موقع کادو دادن چی بگیم؟
- عادتهای اشتباه در زندگی
- انتظار و توقع مرد از زن در رابطه
- عواقب سکوت در روابط عاطفی
- چرا نباید در روابط حسابکتاب نگه داریم؟
- رابطه جنسی قبل از ازدواج برای ساکنین خارج از کشور
- آداب جواب دادن به سوالاتی که ازمون میپرسن
- چجوری رابطه پایدارتری داشته باشیم؟

