طناز و شما

عادت‌های ناخوشایند که باید از زندگی حذف بشن

ما همگی یه سری عادت‌هایی داریم که خیلی خوب و خوشایند نیستن. عادت‌هایی که شاید فکر کنیم خیلی مهم نیستن، اما آروم آروم به روابطمون آسیب می‌زنن. مثلا بهترین چیزهامونو فقط برای مهمونا نگه می‌داریم؟ یا سوالایی می‌پرسیم که به ما ربطی نداره؟ من طناز فرازی هستم و امروز در سایت طناز و شما می‌خوایم شش تا از این عادت‌های بد رو بررسی کنیم و یاد بگیریم چطور کنارشون بذاریم.

بهترین چیزها رو فقط برای مهمون می‌خوایم

چرا همیشه چیزای خوب خونه برای مهموناست

یکی از این عادتای بد اینه که بهترین چیزها رو ما همیشه برای مهمون می‌خوایم. این خیلی خوبه که ما به مهمونمون احترام بذاریم، ولی خوبه که چیزای خوب برای خودمون بخوایم و برای مهمون بخوایم.

من یادمه کوچک‌تر که بودم، همیشه بهترین قسمت خونه سالن بود که مال مهمون بود. بهترین فرش‌ها تو سالن بود، بهترین مبل تو سالن بود. و من یادمه که از همون موقع با خودم تصمیم گرفتم، وقتی اینو در اطرافیان همه جا می‌دیدم، که من هرگز وقتی بزرگ می‌شم این کارو نکنم.

از بهترین میز غذاخوریم خودم برای ناهار و شام خوردن استفاده می‌کنم. یاد گرفتم – نمی‌گم من از خیلی از همه بهترم یا باهوش‌ترم، نه – یاد گرفتم بهترین فرشم جاییه که خودم از همه بیشتر می‌بینمش. تلویزیون توی سالن که ازش، از اون نور و زیبایی و منظرش خودم استفاده کنم. مهمون هم میاد استفاده کنه، چه اشکالی داره؟ ولی خوبه که چیزای خوبمون رو خودمون استفاده کنیم.

مثال از ظاهر شخصی

یه چیزی که به این ربط داره اینه که ظاهرمون هم همینه. من تا قبل از ازدواج، همیشه هر وقت می‌خوام با نامزدم یا دوست‌پسرم برم بیرون، لباس خوبمو می‌پوشم. دوش گرفتم قبلش. ناخنام مرتبه. یکیش اینجوری نیست لاکش سرش رفته باشه، یکیش بمونه از عطر می‌زنم. موهای سفیدم نزده بیرون.

پسر باشم، دوش می‌گیرم، ادکلن می‌زنم، لباسمو ست می‌کنم. ریشم اگه ریش دارم مرتب می‌کنم، اگه ته‌ریشه می‌زنم. بالاخره به خودمون می‌رسیم.

ازدواج می‌کنیم، یه خرده ازش می‌گذره. من از صبح، آقا هستم، سر کار بودم، میام خونه، کفشمو در میارم. خب پایی که از صبح تا عصر با جوراب تو کفش شده، بو می‌ده قطعاً دیگه. حالا هر کفشی هم پاتون باشه، هرچی هم باشه، بو می‌گیره. بعد همین‌جوری میام می‌شینم، پامو قشنگ می‌ذارم اینجا این بالا، رو مبل. شما اون‌ور نشستین یا این‌ورم نشستین، یا من اینجام شما اینجا نشستین، پامو از رو شما رد می‌کنم می‌ذارم اینجا. چون همدیگرو دوست داریم. خب بابا این پای شما الان بغل دماغ منه! من شما رو دوست دارم، ولی بویی که خوب نیست، خوب نیست دیگه.

یا خانوم، طرف میاد خونه، خانم نامرتب، نامنظم، اصلاً این لاکا رو زده، بعد این سرش رفته، این ناخن شکسته، اون یکی بلنده. لباسش ست نیست. بعد اون وقت می‌خوایم بریم مهمونی، دو روز قبل خانمه می‌ره موشو رنگ می‌کنه، ناخناشو… بابا اینی که اینجا پیشتون نشسته از کل اون مهمونا مهم‌تره‌ها!

آقای محترم، شما اگه از سر کار بیاین و شب قراره بریم بیرون، می‌رین دوش می‌گیرین دیگه، دوباره لباستونو عوض کنین، ادکلن می‌زنین. خب فکر کنین خونه‌م مهمونیه! بعد می‌گین «آخه یک عمر؟» بله، یک عمر! یک سری از کارها، کارای خوب، درست، امروز و فردا و یه هفته و دو هفته نداره. من هر روز زندگیم، در کل طول عمرم، باید مرتب و منظم باشم.

این هیچ ربطی هم به خیلی پولدار بودن، پولدار نبودن، اینا نداره. مرتب منظم یعنی لباسم منظم باشه. لازم نیست حتماً ست باشه. لازم نیست حتماً مال یه برند فرانسوی باشه. بو نده، تمیز باشه، اینجاش سوراخ نباشه، اینجاش اینجوری نباشه. ناخنم، اوکی نمی‌خوام لاک بزنم، بلند نیست، همشون یه اندازه کوتاه باشه، مرتب باشه. اگه لاک دارم، کش منظم باشه. مومو مرتب بسته باشم، یه گیره اینجوری این بالا الکی نزده باشم. یا اگه زدم، گیره یه جوری باشه که مو‌هام خوشکله.

اگه تیپی هستم که موهامو رنگ می‌کنم، سفید می‌شه، برای خودم و خانوادم اول رنگ کنم، نه اینکه رنگ نکنم تا بخوام برم یه مهمونی. اگه عطر دارم، برای تو خونه، برای آدمایی که دوستشون دارم، استفاده کنم.

این کارا رو وقتی ما انجام نمی‌دیم و عادت می‌کنیم که فقط برای بقیه یا جلوی بقیه یا به خاطر بقیه، تو زندگی شخصیمون کوچولو کوچولو کوچولو کوچولو یواش یواش ایجاد اشکال می‌کنه دیگه. خب پس این یکیش که چیزای خوبو به خاطر بقیه یا برای بقیه می‌خوایم، نه برای خودمون و نزدیک‌ترین آدمامون.

سوال پرسیدنِ نامناسب

یه عادت دیگه که داریم که خوب نیست، سوال پرسیدنه. من یه دفعه یکی از اعضای خیلی نزدیک خانواده بهم گفتش که «طناز جان، هر کسی هر چیزی رو که بخواد بگه برای شما، خودش توضیح می‌ده، خودش می‌گه، خودش سرش رو باز می‌کنه. لازم نیست شما از کسی چیزی بپرسی.» واقعاً هم همینه!

من اگه جایی می‌رم، طرف می‌خواد راجع به خونش که دکورشو عوض کرده توضیح بده، می‌ده. اگه بخواد بدونه من چی فکر می‌کنم، می‌گه «اینجا رو اینجوری کردم، اینجوری، تو چی فکر می‌کنی؟» اگه بخواد بگه که چه‌جوری لاغر کرده، می‌گه.

من می‌رم خونش، بعد یه کسی می‌گه «وای چقدر خوب شده! چیکار کردی؟ کجا رفتی؟» اگه می‌خوایم به یه کسی یه چیزی بگیم و یه تعریف خوبی بکنیم، هیچ اشکالی نداره. سوال بعدی رو نپرسیم. اصلاً سوال پرسیدن کلاً کار خوبی نیست. مگر اینکه ربط داشته باشه، می‌خوایم ما با هم شب بریم بیرون، ازم بپرسیم کدوم رستوران بریم، چه ساعتی بریم.

سوالاتی که نباید بپرسیم

ولی سوال پرسیدن راجع به خونه، زندگی، بچه چی می‌خونه، چقدر درآمد داره، کجا… بعضیا واقعاً بامزه‌ن‌ها! مثلاً می‌گن که «خب شوهرت چیکار می‌کنه؟ این کار چقدر در ماه حقوق می‌گیره؟» اینو من خودم راجع به شوهرم نمی‌دونم! من ازش تا حالا نپرسیدم. مثلاً ۲۰ سال ازدواج کردیم، بعد شما میاین خونهٔ من از من می‌پرسین که شوهر من چقدر درآمد داره!

«عه رفتین مسافرت! راستی بلیطتون چند بود؟ رفتین مسافرت، اونجا هتل چقدر بود؟» چرا می‌پرسین؟ اگه می‌خواین بگین «نه، خب می‌خوام بدونم»، این… شما، این اینترنت، این تلفن، این وب‌سایت، برین نگاه کنین!

همینا تو ارتباطای عاطفیمون هم صدق می‌کنه. تو مقاله اعتماد و حریم خصوصی در روابط توضیح دادیم،

حریم خصوصی یعنی اینکه حتی وقتی عاشقانه کسی رو دوست داریم و باهاش زندگی می‌کنیم، یه چیزایی هست که نمی‌تونیم و نباید بهش بگیم. مثلاً وقتی دوستم رازی رو فقط به من می‌گه، یا وقتی مراجع روانشناس تاریک‌ترین نقطهٔ زندگیشو برام تعریف می‌کنه، یا حتی وقتی خواهرم از دعواش با همسرم برام پیام می‌ده – اینا چیزاییه که باید بین خودمون بمونه.

پس سوال پرسیدن درباره چیزای خصوصی دیگران، نقض همین حریمه.

این سوالا رو از آدما نپرسیم. اگر کسی بخواد توضیحی راجع بهش بده یا بگه، می‌گه. رفته بودیم ترکیه، خیلی قیمت هتل خوب بود، غذام روش بود، اینقدر شد نفری، عالی بود، اینجوری بود، اونجوری… خودش می‌گه. اگه نمی‌گه، من لازم نیست بپرسم.

پس سوال کلاً نپرسیم. مگه اینکه یه کسی می‌دونیم حالش خوب نیست، مریض بوده، الان می‌پرسیم «خوب شدی؟ بهتر شدی؟ چیزی لازم داری من برات بیارم؟» این مدلی بله، دربارهٔ اطلاعات نه.

نظر دادن بی مورد

نظر دادن بی مورد

بعدیش اینه که نظر ندیم. من یه جا نشستم، یه جمعی هم نشستن، یکی می‌گه «آره بچه‌م اینجوری اینجوری، حساسیت داره». کسی هم ازم هیچی نپرسیده، من تند تند «یه بچه اینو بهش بده بخوره، این کارو بکنه، اون کارو بکنه». بابا نپرسیدن طناز ازت! هیچ‌کس هیچ سوالی از شما نکرده.

یا من یه صفحه دارم، مثل اینجا، صفحهٔ منه، پیج منه، میام توش توضیحات می‌دم. یا اگه جایی نشستم، کسی هست، تا وقتی از من نپرسیدن «نظر شما راجع به بچه‌ای که پرخاشگره چیه؟»، من میام به طرف بگم – داره اون داره فقط توضیح می‌ده، آره بچه‌ام یکم اینجوریه، اونجوریه، بی‌تابی می‌کنه – من بگم «اها یه بی‌تابی می‌کنه! اینجوری کن، اینجوری کن». خوب نپرسیده از من!

این اسمش می‌شه دخالت. این اسمش محبت و «نه می‌خواستم بهش کمک کنم» و اینا نیست. طرف کمک بخواد، خودش می‌گه از آدم کمک می‌گیره. یا خصوصی یا تو همون جمع یا بالاخره یه جوری از آدم کمک رو می‌خواد. کسی از آدم سوالی داشته باشه، می‌پرسه.

دخالت در دکور و زندگی دیگران

طرف اصلاً نظر منو راجع به تغییر دکور خونش نپرسیده؛ منم تا می‌بینمش میام و می‌گم. «ای وای اینجا چقدر قشنگ شد! رنگ اینو اگه اینجوری می‌کردی بهتر نمی‌شد؟ این مبلتو بزاری اونجا، خیلی نماش قشنگ‌تر می‌شه‌ها!» طرف خونشو با هزار شوق و ذوق مرتب کرده، گذاشته، این چیدمان و رنگارم خودش دوست داره. بعد من بیام این وسط نظر بدم که چیه؟

اصلاً هر کسی‌ام که هستم – مامانشم، مادرزنشم، مادر شوهرشم، خواهر شوهرم، خواهر خودشم، برادر شوهرشم، برادر زنشم، پدر شوهرشم – به من چه؟ بیام بگم «چرا این فرشو خریدین؟ اون یکیو خریده بودین بهتر بود. چرا اینو اینجا گذاشتین؟»

بچه‌تونو داره فقط داره یه توضیح… «اینجوری شد، بچه تو اینجوری، اینجوری کن». چرا نظر بدم؟ بخوان، مهم باشه، نظرمو بخوان، می‌پرسن ازم.

طعنه و کنایه به جای حرف مستقیم

یه مسئلهٔ دیگه که خیلی خوب نیست اینه که ما حرفمون رو رک و مستقیم، مودبانه ولی رک و مستقیم نمی‌زنیم. میایم با طعنه و کنایه صحبت می‌کنیم. طعنه و کنایه با توهین فرقی نمی‌کنه؛ به نظر من، اتفاقاً اون طعنه و کنایه، این تیزی سر شمشیرش خیلی به مراتب بدتر از توهین، خیلی بدتر پاره می‌کنه.

اون توهینه تیزه، می‌بره می‌ره، شما دردو حداقل احساس نمی‌کنید وقتی طرف پاره کرد. اما این یکی سرشم کُنده، مثل اینکه اینجوری دارن می‌ذارن، یواش یواش با این طعنه کنایه می‌برن گوشت آدمو.

با آدمای مهم چطور حرف بزنیم؟

اگه یه کسی برای من مهم نیست، نزدیکم نیست بهم… اصلاً برای چی با طعنه و کنایه و مستقیم و غیرمستقیم حرفی رو بهش بزنم؟ این آدم مهم نیست تو زندگی من، ولش کنیم.

اگه کسی برای من در زندگی مهمه، یکی از آدم‌های که نقش و تاثیرش زیاده، چرا با طعنه کنایه؟ که اذیت بشه؟ که این گوشته رو یواش یواش با یه کارد کُند ببرن؟ مستقیم حرفمو بهش می‌زنم. رک، راحت. حالا یا جوریه که می‌شه در این جمع خانوادگی مطرح کرد یا خصوصی.

اما گوشه زدن، مثلا «عه راستی، شنیدم فلانی مهمونی داده بودا!» چرا؟ چون مثلاً این دعوت شده، منم نبودم، به منم نگفته. دوستمه، دارم غیرمستقیم بهش می‌گم. چه کاریه؟

غیبت و پشت سر دیگران حرف زدن

یکی از کارهای دیگه که اصلاً و ابداً خوب نیست اینه که راجع به آدمی، زمانی که خودش در اون جمع حضور نداره، حرف بزنیم.

اگه می‌خوایم خوبیشو بگیم، راجع بهش تعریف بکنیم، چه بهتر! باشه، بگین. هزار برابر اون چیزی که تا الان می‌گفتین بگین. اگه می‌خواین چیزی راجع بهش بگین که خوب نیست، خواهش می‌کنم صبر کنید خودش حضور داشته باشه. در حضور خودش بگین که بتونه از خودش دفاع کنه.

اگه این مطلب براتون مفید بود و دوست داشتین، حتماً سری به بقیه مقالات سایت بزنین. یک مجموعه کامل از راهنماها و نکات کاربردی درباره روابط عاطفی، ازدواج، خانواده و زندگی شخصی داریم که می‌تونه توی مسیر بهتر شدن زندگیتون کمکتون کنه.برای دسترسی می‌تونید از لینکای زیر استفاده کنید:

جرأت حرف زدن رو داشته باشیم

من اگه جرأت این رو ندارم که در حضور شما حرفی رو راجع به شما بزنم، پس بهتره وقتی نیستید هم نزنم. مگه من یک آدم ترسوی بزدلم؟ یا دارم دروغ می‌گم؟ یا دارم چاخان پشت سر هم می‌بافم که وقتی شما نیستین بخوام اون حرف رو بزنم؟

شما هستین، همون حرفو می‌زنم. فرقی نمی‌کنه که. پس اگه چه نیستین چه هستین، اون حرفو می‌زنم. بهتره خودتون حضور داشته باشید. اگر حرف من صحت داره، اگه حرف من درسته، اگه یک منطقی پشتشه. اگه یک شواهد و دلایلی براش دارم، شما هستین می‌گم. چرا پشت سرتون؟

استثنا: درد و دل

مگر اینکه باز از اون استثناهاش، بخوام درد و دل کنم راجع به دلگیری ناراحتی که از کسی دارم. که اونم باور کنیم، به خود اون شخص بگین راحت‌تره، زودتر حل می‌شه. شاید اصلاً سوءتفاهم بوده. ولی خب حالا اگه همون موقع نمی‌تونین بگین، لازمه به یکی بگین. ولی به خدا کار خوبی نیست‌ها! ولی خب باشه.

اما در غیر این صورت، من بیام بگم «فلانی آدم خوش‌جنسیه، بدجنسیه، دروغگو، دروغگو نیست، دیدی چیکار کرد؟» به خودش بگین! و اگه منی که این خانم اینجا نشسته پیشم، حالا من اسم دوستای خودمو می‌گم، یه خانمی که خیلی باهاشون راحتم، خانم آرزو اینجا نشستن، دوست نزدیک من هستن. من دارم بهشون غر می‌زنم راجع به، نمی‌دونم، برادرم مثلاً.

آرزو جون باید برگردن به من بگن که «طناز جان، مثلاً به خودش گفتی؟» یا شناخت خیلی کافی و خوبی از برادر من دارن، درد و دل منو گوش می‌کنن و می‌گن «آره حق با توئه، کاش اینجوری نمی‌کرد». یه خورده آرومم می‌کنن. یا می‌گن «ول کن حالا، مهم نیست، بگذر». یا می‌گن «خب اگه موضوع اینجوریه، چرا به خودش نگفتی؟ می‌خوای به اونم بگیم بیاد؟ می‌خوای حرف اونم بشنویم؟»

اینجوری خیلی راحت‌تره. به خصوص وقتی جمعیت زیاده. مثلاً ۵-۶ تا خواهر برادرند، یه گروه دوستن، یه سری دختر خاله پسر خاله اینان که همه با هم می‌رن میان. اینجور موقع‌ها بهتره طرف حضور داشته باشه. پشت سر کسی تا اونجایی که می‌تونیم… می‌دونم گاهی پیش میاد‌ها، من خودمم این کارو می‌کنم، ولی تا اونجایی که می‌تونیم بهترین کار را انجام ندیم. و این با تمرین درست می‌شه. اگه هر دفعه من می‌خوام این کارو بکنم، هی به خودم بگم، کم‌کم دیگه این کارو انجام نمی‌دم، تموم می‌شه.

نگاه از بالا به پایین به بقیه

و اما یکی از اوناییش که اصلاً اصلاً خوب نیست، نگاه از بالا به پایینه.؛در هر موردی، به هر کسی. اگه من یک میلیون تومان پول دارم و آرزو جون ۱۰۰ میلیون، خب این خیلی کار بدیه که وقتی اینجا پیش من نشستن، بخوان نوع رفتارشون یا نوعی که می‌شینن یا نوعی که لباس می‌پوشند یا نوع حرکات بدن، جوری باشه که به من بفهمونند که «من از تو خیلی پولدارترم‌ها».

یا من رفتم یه جایی، یه سری گارسونم دارن غذا رو سرو می‌کنن، یه کسی وسط، حالا مثلاً یه کاریم، یه تکستیم، یکی از سر میز که دوسته صدام کنه. «جانم، چی شد؟» اینا… گارسون اگه بیاد بگه «شما امر دیگه‌ای ندارین؟» «خیر»، اینجوری هم نگاش کنم که «مگه نمی‌بینی من سر کارم؟ چرا اینجوری وسط حرفم می‌پری؟»

یا مثلاً چون ماشین من، فرض کنیم، بنزه، ماشین مثلاً آرزو جون تویوتاست، من مدلی که از ماشینم پیاده می‌شم و درو می‌بندم و اینا، یه مدل خاصی باشه که یعنی «من ماشینم اینه، مال شما اینه‌ها». چه کاریه؟

همه انسانیم

من نه به خاطر پول بیشتر، نه به خاطر سواد بیشتر، نه به خاطر قیافه، نه به خاطر تیپ، نه به خاطر خونهٔ بزرگ‌تر کوچیک، بخواد به هیچ دلیلی نباید نگاه از بالا به پایین به هیچ آدمی داشته باشم.

یادمه یه شعری هم اتفاقاً در این مورد داشتیم وقتی بچه بودیم توی کتابامون که جداً معلوم نیست که اون آدمی که من دارم نگاه از بالا بالا به پایین بهش می‌کنم، از من بهتر نباشه‌ها! ممکنه اون بسیار بسیار بسیار از من انسان‌تره، از من برتره، از من بالاتره، از من مهربون‌تره، اصلاً آدم‌تره از من! بعد من اون وقت اینجا نشستم به خیال خودم که «وای من اینو اینو این…» یه نگاه بالا به پایین که چی؟ برا چی؟

اصلاً این چیزا آخه مهمم نیست! می‌دونین این چیزا در این حد که به آدم یک شناختی از انسان‌ها و دنیا بده، اون سواد و تجربه یا چیزهای مادی، تا اون حدی که یک رفاه نسبی بده، مهمه. از اونجا به بعدش، بود نبود، زیاد شد کم شد، نباید قانوناً تو خوشحالی و زندگی من تاثیر بذاره. مگر اینکه کمبودهای بسیار بسیار زیاد دیگه‌ای از جاهای دیگه دارند. وگرنه اثر خاصی نداره.

جمع‌بندی

پس نگاه بالا به پایین نداشته باشیم. وقتی شخصی حضور نداره، غیبت نکنیم، پشت سرش حرف نزنیم. ازمون سوال نپرسیدن، بیخودی جواب ندیم، نظر ندیم. از آدما سوال سعی کنیم نپرسیم، به خصوص سوال‌هایی که خصوصیه، سوال در مورد خودم، خونم، زندگیم، کارم می‌خوام بپرسم، بپرسم. در مورد اون آدم نه.

چیزای خوب رو برای خودم هم استفاده کنم و بخوام. یادم نیست، فکر کنم یکی دیگه هم بود، ۶ تا بود.

خیلی مواظب خودتون و روح و روانتون باشید. این روح و روان و این رفتارها، زندگی ما، خوشحالیمون و آینده‌مون رو می‌سازه.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org