آیا تا به حال دقت کردید که چرا گاهی وقتها آدمهایی رو برای رابطه انتخاب میکنیم که بعداً میفهمیم اصلاً مناسب نبودن؟ چرا وقتی حالمون بده یا تحت فشار هستیم، تصمیمات عاطفی اشتباهی میگیریم؟ امروز در سایت طناز و شما میخوایم دربارهٔ این موضوع مهم صحبت کنیم و ببینیم چطور میتونیم از این دام خطرناک فرار کنیم.
مثال سه لیوان آب

چرا گاهی از اوقات ما آدمای نامناسب رو برای رابطه انتخاب میکنیم؟ خب در نظر بگیرین که ما سه تا لیوان داریم. عین همن، جنسشونم عین همه، اندازهشونم عین همه. تو این سه تا لیوان میایم به یک اندازه از یک پارچ آب میریزیم. پس آبمونم عین همه، حرارتش عین همه، همه چی عین عین هم.
حالت اول: نیاز شدید به آب
حالا من این آبو یه زمانی وقتی به شما میدم که از صبح تو گرمای 44-43 درجه بودین، آب و مایعات نخوردین. دو سه ساعتشم مثلاً ماشین پنچر شده، مجبور شدیم از ماشین بیاین بیرون، بغل خیابون وایستین تا این درست شه، عرق ریختین. میرسین خونه، من این لیوان آبو بهتون میدم. چقدر خوشتون میاد! چقدر میچسبه! چقدر موقعش درسته!
حالت دوم: نیاز متوسط به آب
یه زمان دیگه هست که هوا گرمه، شما مثلاً دو سه ساعت قبلم یه لیوان آب سیب خوردین، آب پرتقال خوردین. میاین، من عین همین آبو با همین لیوان بهتون تعارف میکنم. آبو میخورین، ولی اگه نمیخوردین هم خیلی فرقی نمیکرد. میچسبه هنوز، ولی نه مثل دفعه قبل.
حالت سوم: بدون نیاز به آب
یه دفعه زمستونه و شمام قشنگ مایعات خوردین، نیم ساعت رفتین بیرون، اومدین خونه. من این لیوانامو بهتون بدم، میگین اصلاً نمیخوامش! یعنی اصلاً لبم بهش نمیزنه. میگه نه، آب نمیخوام، مرسی، خیلی ممنون.
ما در روابط شبیه این لیوان هستیم
مام همینیم. گاهی از اوقات توی یک شرایطی قرار داریم. حالا یا به خاطر خانواده تحت فشار خیلی زیاد هستیم، سنتی هستند، یه سنی ازمون گذشته، میخوایم سریعتر وارد یه رابطه بشیم. یا رابطهای داشتیم، تموم شده، حالمون خیلی خیلی خیلی بده، هنوز مرهم نذاشتیم روی این زخما، خوب نشدیم. یا از چند جا فشارهای دیگه هست؛ فشار درس هست، فشار کار هست، فشار زندگی هست. اینا همه جمع شده، حال ما رو نامساعد کرده.
چه اتفاقی میافته وقتی حالمون بده؟
تو هر کدوم از این شرایط، ما میشیم مثل اون آدمی که تو گرمای ۴۵-۴۶ درجه بوده و اوکی نیست، و من این آبه رو بهش میدم. باور کنید حتی اگه اون آب، لیوانش به خوبی اون دوتا لیوان دیگه نبود، خنک هم نبود، یه ذره شاید کثیف هم بود، طرف میخورد، بازم تشکر میکرد!
چرا آدم نامناسب رو انتخاب میکنیم؟
اینجور موقعها ما متأسفانه به خاطر اینکه حالمون خوب نیست و داریم غیرمستقیم میگردیم که اینو سریع یه جوری خوب کنیم، وقتی کسی وارد زندگیمون میشه که مناسب نیست، خودمونم میدونیما! یعنی یه چیزایی هی داره بهمون میگه این اینش اشکال داره، اینش اشکال داره، اینش اشکال داره. ولی از اونور، اون حال بده میگه نه بابا، حالا اشکال نداره، حالا برو وارد رابطه شو، حالا الان اوکی، حالا ببین الان این کارو این کارو این کار داره، حالتو بهتر میکنه.
وابستگی به جای دلبستگی
غافل از اینکه چون از نظر احساسی در پایینترین سطح خودمون قرار داریم، خیلی خیلی سریع وابستگی ایجاد میشه، نه دلبستگیها، وابسته این شخص میشیم! و یک علاقهای هم به وجود میاد و یه جورایی احساس میکنیم که این آدم شده فرشته نجات من. در حالی که اون فرشته نجات من نشده، زمان داره به من کمک میکنه که حالم بهتر بشه.
همونطور که در مقالهٔ تفاوت عشق، دوست داشتن و خواستن توضیح دادم:
وابستگی با دوست داشتن و عشق و دلبستگی فرق میکنه. هر نوع وابستگی مثل یک اعتیاده و یک رابطه بیمارگونهست.
بعد از مدتی چه اتفاقی میافته؟
بعد از گذشت 3 ماه، ۶ ماه، یک سال، متوجه میشیم، کاملاً خودمون میدونیم، بدون اینکه حتی کسی بهمون بگه، که این شخص، شخص مناسبی برای ما نیست. اینش اشکال داره، اینش اشکال داره، اینش اشکال داره. و بعد نمیدونیم از این رابطه چه جوری بیایم بیرون یا چه جوری تمومش کنیم.
چون انقدر این وابستگی اعتیادگونه، به خاطر اون حال بدی که اون موقع داشتیم، به این شخص زیاد شده که احساس میکنیم درست نیستا، همچین اتفاقی برامون نمیفته، ولی احساس میکنیم اگر الان ازش جدا بشم، زندگیم میریزه بهم. اگه جدا شم میمیرم. اگه جدا شم دیگه هیچ وقت حالم خوب نمیشه. اگه جدا شم آدم خوب پیدا نمیکنم. اینطور نیست! حالا راجع به این الان صحبت میکنیم.
زمان مناسب برای شروع رابطه
اما وقتی حالمون بده یا وقتی زیر فشار خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی زیاد هستیم، زمان مناسبی برای شروع یک رابطه جدید، برای شروع یه کار جدید، برای اینجور چیزا که خیلی مهمه، زمان مناسبش نیست.
امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدمها علاقه دارید، در بخش آموزشهای رایگان، مطالب متنوع دیگهای هم هست که هر کدوم به یکی از چالشهای روابط میپردازن. دعوتتون میکنم که با استفاده از لینکهای پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:
- تعیین تکلیف رابطه عاطفی
- چقدر اختلاف سنی برای ازدواج خوبه؟
- چجوری همسرم رو امتحان کنم؟
- خودارضایی و دیدن پورن در افراد متاهل
- گفتن گذشته خود به همسر
- واکنش به دیر جواب دادن پیام
- مزایا و معایب مهاجرت
- با فردی که طلاق گرفته ازدواج کنیم؟
- آداب هدیه دادن و هدیه گرفتن
- ازدواج منطقی یا ازدواج احساسی
- عادتهای بد اجتماعی
- برای تصمیم گیری درست با کی مشورت کنیم؟
- آداب دعوا کردن، قهر کردن و جدایی در روابط عاطفی
چه کارهایی کمک میکنه حالمون بهتر بشه؟
اینجور موقعها آدم یه خورده وقت میذاره، کارهایی میکنه که به خوب شدن حالش کمک کنه. اینجور موقعهاست که وقتی یه اذیت و آزاری شدیم:
- با کمک یه روانشناس (یا اگه با روانشناس نمیتونیم، یه دوستی که عاقله، شنونده خوبه)
- با استفاده از مدیتیشن
- با انجام ورزش
- با استراحت
میتونیم حال خودمونو بهتر کنیم.
آیا تجربههای قبلی یعنی همیشه همینه؟
حالا اینکه یک آدم وارد زندگی ما شده یا دوتا یا سهتا و خوب نبودن و همشونم تو یه مورد اشکال داشتن، معنیش این نیست که اون چهارمی یا پنجمی یا ششمی هم همینجورین. اصلاً معنیش این نیست!
ما قضاوتهایی رو که از اشخاص دیگه یا رابطههای دیگهمون داریم، با خودمون تو رابطه جدید نمیبریم. درس رو میگیریم! وقتی اذیت میشیم، یاد میگیرم که خب این اتفاق میفته، من چه جوری باید رفتار کنم، چه جوابی باید بدم، عکسالعملم مناسب بود یا نه، اگر این و این و اینو با هم توی آدم دیدم، نشونه چیه.
ولی نمیگم اینی هم که داره میاد حتماً اینجوریها! نه، این یه آدم جدیده با یه شخصیت جدید از یه خانواده جدید. اگه اینم یه سوالی رو که اون آدم اول از من پرسیده از من بپرسه، که معنیش نیست حتما کار دو و سه و چهار و پنج و شش رو انجام میده. اصلا اینجوری نیست!
قانون طلایی: حال خوب، انتخاب خوب
پس وقتی حالمون خوب نیست، وارد رابطه جدید نمیشیم. چون میشه مثل آبه، اشتباه فکر میکنیم، اشتباه قضاوت میکنیم.
و وقتی حالمون خوب نیست، چرا باید صبر کنیم حالمون خوب بشه؟ هم برای اینکه انتخاب اشتباه نکنیم، هم برای اینکه همه اینا رو با خودمون نکشیم ببریم تو رابطه جدید.
تنهایی دلیل نیست برای رابطه اشتباه
یه مسئله دیگه اینکه ما هیچ وقت از بیکسی نمیریم با هر کسی وارد رابطه بشیم. درسته ما موجودات اجتماعی هستیم و تنها بودن اذیتمون میکنه، آزارمون میده. این حرفی هم که بعضیا میان میزنن که در تنهایی خودت این کارو بکن، این کارو بکن، این کارو بکن، درست نیست.
تفاوت خلوت و تنهایی

خلوت با تنهایی فرق میکنه. تنهایی یعنی دور من از آدم خالیه، من هیچ رابطه خوب و مناسبی ندارم. نه فقط با پارتنر عاطفی تنها، یعنی من با خواهرم، برادرم، فامیل، مامان بابا، دوست، آشنا، پارتنر عاطفی، با هیچ کدوم از اینا احساس نزدیکی نمیکنم. هیچ کدوم از اینا حضور پررنگی در زندگیم ندارن. من تنهام.
این آزاردهنده است. این آدمو ناراحت میکنه. از نظر روانی آدمو به هم میریزه و حالت خوبی نیست. و ما در تنهاییمون نه رشد میکنیم، نه بهتر ، نه خوب میشیم، نه… فقط گاهی تنهایی لازمه که یک بحران، و اونم نه زیاد.
یه عزیزی رو از دست دادیم، یه رابطه طولانی خراب شده، گاهی دلمون میخواد هیچکس دورمون نباشه، خلوت کنیم. نه اینکه تنهاییم، آدما هستند، یه خورده بهمون فضا بدن که طوفان تومون بخوابه.
خلوت همیشه حال رو بهتر میکنه. خلوت باعث رشد میشه. تو خلوت ما خیلی چیزا رو سبک سنگین میکنیم. اما تنهایی در هیچ شرایطی خوب نیست.
تنهایی یک مشکل، رابطه اشتباه هزار مشکل
اینو من میدونم، میفهمم و میدونم به آدم فشار میاد. اما حتی زمانی که ما تنهاییم و داره بهمون این فشار میاد، با فردی که میدونم درست نیست (چون حسامون همیشه به ما راست میگه) نمیرم یک ارتباطی رو شروع کنم فقط چون تنهام.
تنهایی یه مشکله. من تنهام، کسی دورم نیست، دارم یه خورده افسرده میشم. وارد شدن در ارتباط با آدم نامناسب میشه ۱۱۰۰ تا مشکل! نه فقط یه مشکل، میشه ۱۱۰۰ تا مشکل!
همیشه آدم بهتر هست، پس چی؟
یه مسئله دیگه که اونم ربط به این چیزا پیدا میکنه اینه که خب حالا این حال بدمون خوب شد، اوکی شدیم، یک ارتباطی رو شروع کردیم. از کجا معلومه که آدم بهتر نمیاد؟ خواستگار بهتر نمیاد؟ یه شخص بالاتر وارد زندگیم نمیشه؟
من خیالتونو راحت کنم که همیشه هست و همیشه میشه! شما همیشه ممکنه خواستگاری بهتر از این یکی براتون بیاد. همیشه از این آدمی که الان باهاش در رابطه هستین یا همسرتونه، آدم بهتری وجود داره. همیشه هستا، برای همه!
هیچ کسی نیست که بتونه بگه من با این آدم در رابطهام و از این آدم بهتر وجود نداره. همیشه از آدمی که ما باهاش در ارتباط هستیم، هر نوع ارتباطی، از مامان ما مامان بهتر هست، از بابامون بابا بهتر هست، از خواهر برادرمون خواهر برادر بهتر هست، از همسرمون همسر بهتر هست، از بچههامون بچههای بهتر هست.
پس چیکار کنیم؟
ولی اینا بچههای منن! این مامان منه! این بابا منه! این همسر منه! الان اون من رو انتخاب کرده، من اون رو انتخاب کردم، شروع کردیم.
بهترش باشه، هست که هست! خوش به حال اونی که اون بهتره رو میگیره. من اینو دارم، اینو میسازم، رو این کار میکنم، این رو هی بهتر و بهتر و بهتر میکنم.
چون شما اینو بذارین کنار، برین سراغ اونی که بهتره، از اونم باز بهتر هست! میخواین چیکار کنین؟ میخواین تا آخر عمرتون هر سه چهار سال پارتنر عوض کنین چون یه آدم بهتر میاد؟
ساختن به جای جستجو
ما وقتی انتخاب کردیم، شروع میکنیم به ساختن. ما وقتی انتخاب کردیم، رو خودمون کار میکنیم، انعطافپذیریمونو زیاد میکنیم، گذشتمونو زیاد میکنیم، یه سری چیزا رو تو طرف میپذیریم، اون یه چیزایی رو میپذیره، با هم میسازیم، میریم بالا.
یادتونه تو مقالهٔ آدم مناسب برای رابطه رو چجوری پیدا کنیم؟ چی گفتم؟
رابطه ساختنیه، نه پیدا کردنی. باید زمان بذاریم برای شناخت و ساختن.
ارزش تاریخچه مشترک
یک تاریخچه داریم ما. یکی از سختترین چیزا وقتی ما میخوایم یک ارتباط طولانی رو با یک نفر کات کنیم و تموم کنیم، اون تاریخچهای که باهاش ساختیم اذیتمون میکنه. برای اینکه اینو من قطع کنم، با این نفر بعدی هیچ کدوم از اینا رو ندارم.
من و تو دوران دانشگاه ندیده، دوستامو ندیده، مامان بابام الان فوت کردن، هیچ ایدهای از مامان بابام نداره، بزرگ شدن بچهمو ندیده، این موقع نبوده، اون موقع نبوده. حرفهایی که من میتونم باهاش بزنم خیلی کم و محدود میشه. و این تاریخچه حیفه!
بنابراین بله، همیشه از هر چیزی که ما داریم، چیزهایی که داریم و هر شخصی که در زندگی ما با هر نسبتی هست، از همش بهتر وجود داره. از خونه و زندگی و ماشین تا مادر و پدر و بچه و همسر. ولی این آدم برای من بهترین آدم ممکنه. هرکی میخواد هر چقدر ازش بهتر باشه، به من چه!
صبر کنید تا حالتون خوب بشه
ازتون خواهش میکنم یه خورده زمانی که حالتون بده، دوام بیارین. یه خورده تحمل کنید. اجازه بدین دوستان نزدیکی که دارین، فامیل، خانواده، مشاور بهتون کمک کنن، حالتون خوب بشه. بعد یک شخص، کار جدید…
خدایی نکرده تو کار، کارتون ورشکست شدین، یه تجربه است. ولی برا منی که الان همه سرمایهمو گذاشتم، ۵ سال زندگیمو گذاشتم، ورشکست شدم، خیلی سخته این رو فقط به عنوان یه تجربه ببینم و درسشو بگیرم و رد شم برم. اصلاً میگم نه! زندگیم چی شد؟!
باور بفرمایید که زمان و کمک باعث میشه خیلی زود بهتر و بهتر و بهتر بشین.
فواید حال خوب برای تصمیمگیری
وقتی بهتر بشین، حالتون خوب بشه:
- فکر بهتر کار میکنه
- خلاقیت بهتر میشه
- انعطافپذیری آدم اگه رابطه باشه بیشتر میشه
- صبر و تحمل آدم بیشتر میشه
- انتخاب بهتر آدم میکنه
- تصمیم بهتر آدم میگیره
چه عجلهای دارین آخه؟ یک عمر داریم! کلی طولانی! زودتر به یه جایی برسیم که خب بعدش چیکار کنیم؟
توهم «بعداً زندگی میکنم»
یه کار دیگهای هم که میکنیم خیلی جالبه. منتظریم یه اتفاقی بیفته که بعدش شروع کنیم زندگی! نه، حالا الان من دیپلممو بگیرم، بعد دیگه این کارو میکنم. نه، حالا الان لیسانسم تموم شه. حالا ازدواج بکنم. حالا الان بچهدار شم. حالا بچه ۱۰ سالش بشه، این کار میکنم.
همیشه از این «حالا» و «بعد» و «الان»! اینه چرا منتظریم یه اتفاقی بیفته که زندگی کردنو شروع کنید؟
آدم بدون همسرم میتونه زندگی کنه، خیلی هم اوکی باشه. بدون بچهام میشه. با بچهام میشه. با همسرم میشه. با بچه کوچیکم میشه. با بچه بزرگم میشه. با یه کارگاه هم میشه. با یه کارخونه میشه. با کارمند بودنم میشه.
زندگی کردن رو از الان شروع کنین!
راههای مختلف برای رسیدن به هدف
اگرم خدایی نکرده اتفاقی میفته که یک تجربه دارین که ناخوشایند، در هر زمینهای، زمان بدید، بهتر میشین. تصمیم بهتر میگیرین، آدم بهتر انتخاب میکنین، کار بهتر شروع میکنید. هیچ عجلهای نیست!
الانم تو رو خدا نیاین بگین که آخ خانم دکتر، پس منظور شما اینه که من ۵۰ سالگی برم دانشگاه؟ نه! منظورم این نیست که هیچ کاری نکنین! کار رو تا اونجایی که میتونین، در حد توانتون هست، انجام بدید. اگر جواب داد چه بهتر، اگر نداد، دوباره یه تعریف دیگه، یه مسیر دیگه.
مگه مگه ما فقط یه راه داریم که بخوام من از اینجا به اون نقطه برسم؟ ۱۰۰ تا راه هست!
هر وقت این حرفو میزنم خندم میگیره. یاد این تیکه از فیلم (مارمولک) که آقای پرویز پرستویی بازی میکرد، میگفتن «راههای رسیدن به خدا بسیار است». واقعا همینه!
شما به هر جایی یا هر چیزی که بخواین برسین، ۱۰۰ تا راه برای رسیدن بهش هست. حالا یکیشو امتحان کردین، بنبست بود، این یکی خوب نبود، این یکی چالشاش زیاد بود، یه راه دیگه! یه مسیر دیگه! انقدر سخت نیست که.
حرف آخر: مسئولیت خودمان
ما خودمون زندگی رو برای خودمون سخت میکنیما! نصف بیشتر حالهای بدی که داریم، تقصیر زمین و زمان و آدمای دیگه نیست. بیشترش متوجه خودمون و نوعی که دادهها رو داریم پردازش میکنیم و نوعیه که داریم فکر میکنیم. یه خورده اینا رو تغییر بدیم، خیلی حالمون بهتر میشه.
اگه نکتهای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنتها برام بنویسید. سوالاتتون رو میبینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر میکنم تا یک گفتگوی عمیقتر و زندهتر با هم داشته باشیم.
راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و میتونید با استفاده از لینکهای پایین به اونا دسترسی داشته باشید:
- روابط عاطفی
- قبل ازدواج رابطه جنسی داشته باشیم؟
- برای خواستگاری چه سوالاتی بپرسیم؟
- وابستگی شدید همسر به خانواده
- چه زمانی میشه دروغ گفت؟
- آیا میشه آدمها رو تغییر داد؟
- ازدواج فامیلی خوبه یا بد؟
- چجوری ببخشیم و فراموش کنیم؟
- حریم شخصی در روانشناسی
- چجوری رابطه رو گرم کنیم؟
- توقع، انتظار، مسئولیت و وظیفه در روابط عاطفی
- سکوت در روابط عاطفی
- تقسیم مسائل مالی بین زن و شوهر شاغل
- بازگشت به رابطه شکست خورده
- شخصیت کاریزماتیک مردانه

