سوال کامل مخاطب: خانومی ۵۰ ساله هستم و جدیداً تو فضای مجازی با پسری ۳۶ ساله آشنا شدم که خیلی بهم وابسته شده؛ حالا باید چیکار کنم؟ درضمن من یائسه شدم و در مورد بچه بهش گفتم؛ اونم گفت فعلاً نمیخوام. ممنونم اگه راهنمایی کنید. درضمن ازدواج کردم، دارم جدا میشم؛ نمیدونم آخرش چی میشه و باید چیکار کنم. ایشون مجرد هستن.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
این شرححالی که شما به من گفتید، یک شرححال بسیار بسیار بسیار مناسب برای شکست و تو ذوق خوردن و از چاله به چاه افتادنه. شما هنوز جدا نشدید. این ارتباطی که با این آدم گرفتید، اوضاع رو خیلی بدتر میکنه؛ چون ممکنه باعث بشه شما روی یک تصمیم اشتباه به دلیلی که اصلاً دلیل خوبی نیست و آیندهاش نامشخص و نامعلومه بیشتر وایستید.
دوماً اینکه پسر ۳۶ ساله ممکنه دو سه سال دیگه نظرش عوض بشه و بچه بخواد. بهتون هم گفته «فعلاً» من بچه نمیخوام؛ خب اگه بعداً بخواد، شما نتونید، چی؟ شما که سنتون بالاتره، سریعتر دلبسته میشید و سریعتر و بیشتر وابسته میشید. وقتی این ارتباط تموم بشه، خیلی بیشتر زجر خواهید کشید. سه تا بچه دارین که اگه به هم بریزین، اونها هم از به هم ریختگی شما بههم میریزن؛ یعنی کلی چیز رو میخواین سرِ یه چیزی که قطعاً اتفاق میافته، بههم بزنین.
ببینین، آدم باید یه خرده واقعبین باشه. من تیپ روانشناس نیستم که بیام «یکدوسهچهار» بدم یا بیام به شما یه حرف الکی رو که خوشتون میاد بشنوین، بزنم. الان با این شرایط اقتصادی که ما در ایران داریم، چرا یک پسری که از شما ۱۴ سال کوچکتره و مجازی هم با شما آشنا شده شما دارین میگین مجازیه دیگه، هیچ خبر دیگهای هم نبوده باید بیاد و شما رو انقدر عاشقانه دوست داشته باشه که بخواد باهاتون باشه و از بچه هم بگذره؟ آیا شما مولتی میلیونرین و به خاطر پولتون داره میاد؟ که خیلی دلیل بدیه. سه تا بچه داره تازه؛ این آدم یک خانم ۵۰ ساله با سه تا بچه رو برای چی باید بخواد؟ بیلیونرین؟ ملکهٔ زیبایی سال ۲۰۲۵ شدین؟ یک اخلاق فرشتهگونهٔ واو دارید؟ هیچکدومِ ما معمولاً اینجوری نیستیم؛ نه اینکه بخوام به شما خداینکرده توهینی کنم.
هیچکدوم از ما خانمها اینجوری نیستیم که هم این باشه، هم اون باشه، هم اون باشه و چهارپنج تا از این چیزا بهصورت زیاد باشه که یک پسری که از من ۱۴ سال کوچکتره بیاد سراغ منی که ازش بزرگترم و سه تا بچه هم دارم و بخواد که با من یک زندگی خیلی خوشبخت رو بهصورت طولانی مدت ادامه بده. احتمالش خیلی خیلی خیلی خیلی کمه. بعد تازه هم بگه من «فعلاً» بچه نمیخوام؛ یعنی راه رو داره قشنگ باز میذاره برای اینکه بعداً بگه من گفتم فعلاً، حالا الان میخوام؛ شما هم که نمیتونی، شما رو به خیر و ما رو به سلامت.
اینکه شما دارید با سه تا بچه جدا میشید رو من اصلاً قضاوت نمیکنم؛ اون یه تصمیمیه که گرفتین و حتماً دلایل خودتونو دارین و به خودتون مربوطه. اما اینکه جدا نشده وارد یک همچین رابطهای در فضای مجازی شدید، ایراد داره؛ چون روی تصمیمگیریهاتون تأثیر مستقیم و منفی میذاره. بعد هم با کسی این کار رو کردید که شما رو از اون موقعیت مادری هم پایین میاره و خدشهدارش میکنه. سه تا بچه راجع به مامانی که با یه آدمی که ۱۴ سال از خودشون کوچکتره و هنوز از باباهه جدا نشده و رفته تو رابطه، چه فکری ممکنه بکنن؟ چه حسایی توشون بهوجود میاد؟ اصلاً به این قسمتش فکر کردین؟
اینکه نمیدونین آخرش چی میشه، هیچی؛ آخرش این میشه که در بهترین حالت بهترینِ بهترینِ حالت ممکن که تازه معمولاً پیش نمیاد یک رابطه شکل میگیره و خیلی هم خوبه و چند سال با هم هستید. بعد ایشون خیلی راحت چون فرد جدیدی میاد که میخواد باهاش زندگی بسازه از شما جدا میشه و شما یک دورهٔ بسیار بسیار بسیار بسیار سخت رو از نظر عاطفی و روانی میگذرونید که اون دلبستگی و وابستگی بخواد تموم شه و درست شه. درست میشه ها؛ ولی یهو یه سال و نیم دو سال طول میکشه و تو اون یک سال و نیم دو سال، اثرات بسیار بدی هم روی بچههاتون میذارید؛ حالا دیگه بقیهش با خودتون.

