پاسخ: دکتر طناز فرازی
بعضی جاها هستش که نه، ما سعی نمیکنیم حلش کنیم یا بمونیم و یکی از جاهایی که گفتم همین مسئله فیزیکی بود. وقتی که به زدن و کتک خوردن برسه (هر کی هر کی رو بزنه، حتی اگه من اینقدر قوی باشم که جواب زدن رو بدم)، نمیشه دیگه ساخت و راهحل پیدا کرد. معمولاً باید جدا شیم دیگه؛ مگه اینکه طرف از شدت ناچاری مجبور به تحمل باشه، در غیر این صورت جدا میشیم. این قسمت اول جواب؛ که نه، نباید بمونه له بشه.
ولی اگه بتونه یعنی چی؟ اگه بتونه یعنی اینکه نره یه جایی که بدتر باشه؛ یعنی روزی هزار بار حاضر باشه کتک بخوره ولی اونقدر تحقیر نشه. اگه جایی رو برای رفتن داشته باشه، آواره از این خونه به اون خونه نشه، اگه شرایطش از اینی که هست بهتر بشه، خب چرا که نه!
در مورد این سوال که میگید: «خودت بودی قبول میکردی؟»، نه، من هیچوقت قبول نمیکردم. دلیلش چیه؟ دلیلش اینه که اولاً من بخوام ازدواج کنم، در انتخاب همسر بسیار بسیار دقت میکنم. اون ۲۵-۲۶ موردی رو که براتون ضبط کردم اونا رو حتماً در نظر میگیرم. دلایلم برای ازدواج حتماً درست خواهد بود؛ فقط به خاطر سنم، یا چون بقیه میگن، یا چون اینه، ازدواج نخواهم کرد. مطمئن هستم که خودم اگر ازدواج نکنم، به حدی از توان رسیدم که شخصاً میتونم از خودم نگهداری کنم و از پس مخارج خودم بر بیام. تا زمانی که من نتونم همچین کاری بکنم، شخصاً ازدواج نمیکنم.
بنابراین اینکه میگین: «خودت قبول میکنی؟»، این در مورد منه. ولی من و شما و ایکس و ایگرگ، آدمهایی با وضعیتهای متفاوتی هستیم؛ با توانهای متفاوت، گذشتههای متفاوت، دقت متفاوت در انتخاب. اصلاً چشممونو بستیم وارد رابطه شدیم، بنابراین اینا خب همه مهمه.
بعدم اینکه میگید: «چرا مرد بزنه و زن بشینه نگاه کنه؟»، خب قطعاً جوابش زدنِ متقابل نیست (اون بزنه، منم بزنم که دیگه واویلا میشه). کتک خوردن هم راهحل نیست، اما بارها گفتم اگر منِ نوعی فکر طلاق رو بخوام بکنم، باید اول مطمئن باشم که بعد از جدا شدن میتونم زندگی آرومتر و بهتری داشته باشم و از این بالاتر خواهد بود (در یکی دو تا مورد، در پنج تا مورد، در شش تا مورد) و بعد جدا بشم.
همین که بگیم: «نه، چون اینجوری شده من جدا شم، همین امروز!»، کار درستی نیست. گاهی از اوقات آدم باید بمونه تا پشت خودش رو ببنده، یه حرفه یاد بگیره، یه کاری رو شروع کنه و بعد جدا بشه. بعضی از اوقات هم نه، آدمها پشتوانهای دارن (منظورم شخص سومِ مرد نیستا، خانواده منظورمه)، جدا میشن.

