سوال کامل مخاطب: من و پارتنرم (یعنی من متولد ۸۱ و ایشون ۶۷) چهار سال با هم دوست بودیم و من شروعکننده رابطه بودم. چهار سال دوست بودیم، کلی همو دوست داریم ولی الان از عدد اختلاف سنیمون میترسیم.
من میترسم چون دلم میخواد ازدواج کردیم چند سال بعد بچهدار شیم؛ مثلاً وقتی همسرم ۴۵ سالش میشه، همش میگم اختلاف سن بچم با شوهرم زیاد میشه. یا میگم شوهرم ممکنه خودش انرژی نداشته باشه، مثل دهه سی تا چهل سالگیش. همش به خدا گله میکنم چرا شرایط طوری نبود که ما زودتر بریم سر خونه زندگیمون که بیشتر بتونیم با هم باشیم.
تنها ترس من عدد اختلاف سنیمونه و نمیدونم چیکار کنم. الان هم به خاطر شرایط سخت مهاجرتی که پارتنرم داشت، سه ماه از هم دوریم. نمیدونم چیکار کنم؛ هم خیلی دوسش دارم و باهاش کلی راحت و رفیقم، هم از این اختلاف میترسم. ممکنه کمکم کنید؟
پاسخ : دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، من بارها گفتم الان بازم میگم؛ اختلاف سن یکی از فاکتورهاییه که ما وقتی میخوایم با کسی وارد یک ارتباط طولانی مدت بشیم بهش نگاه میکنیم. جز اون، چندین و چند تا (یعنی میگم حداقل من همش میگم بین ۲۰ تا ۳۰ تا بسته به دستهبندی که بکنیم) فاکتور دیگه هست که نگاه میکنیم.
بعد خب اگه یه نفر از اون (حالا تو این فرض کنیم ۲۲ تا فاکتور من از ۱ تا ۲۲ دارم دیگه) طرف از ۱ تا ۱۴ رو داره، ۱۶ و ۱۸ و ۲۲ رو مثلاً نداره، یکی دیگه رو کم داره… خب وقتی از یک تا ۱۱-۱۲ رو داره، بقیه رو هم کم و بیش داره، خیلی اشتباهه که من به خاطر ترس از یکی از این فاکتورها بگم نه، اصلاً میخوام رابطه رو بزنم به هم!
بعد هم الان کلاً سن ازدواج و سن بچهدار شدن همه جا نسبت به قبل رفته بالاتر و خیلیا هستن که در سن نسبت به سالهای قبل و آدمهای قبلی دیرتر بچهدار میشن و اوکی هم هستند. علم پیشرفت کرده؛ یه آدم ۴۰ ساله الان، با یه آدم ۴۰ ساله ۲۰ سال پیش قابل مقایسه نیست. از اون طرف شرایط زندگی هم سختتر شده، شرایط اقتصادی سختتر شده و آدما دیرتر به جایی میرسند که بتونن یک یا دو تا بچه رو به راحتی ساپورت کنند.
برای همین شما همه اینا رو باید بذارین تو کفه ترازو و ببینین که آیا این چیزای خوب به ترس شما غالب میشه یا نه. اما ترستون ترس خیلی پایه و اساسداری نیست که بگید اون وقت اختلاف سن با بچهها، با پدر زیاد باشه؛ کجا گفتن که این مورد مشکلی ایجاد میکنه؟

