پاسخ: دکتر طناز فرازی
خیالتونو راحت کنم؛ جوری نیست که ما بخوایم از طرف بپرسیم و حتماً مطمئن باشیم که طرف راستشو به ما میگه. بهترین حالت اینه که زمان بدیم و در طول زمان سعی کنیم که در مورد گذشتهش یه چیزایی رو بفهمیم. حالا با حرفایی که پیش میاد، با دیدن خانواده و فامیل، و جاهای مختلف رفتن، بالاخره آدما صحبت میکنن، حرف میزنن و یه سری چیزا رو میفهمیم.
اگر چیزی در مورد گذشته شما برای من بسیار بسیار مهم باشه، و شما آدمی هستین که منو خیلی خیلی دوست دارین یا از من بسیار خوشتون اومده، و من مستقیم اینو از شما بپرسم و شما بدونید که جواب شما جوابی نیست که من میخوام، چیکار میکنی؟ من اگه باشم، شخصاً اگه واقعاً از طرف خوشم بیاد و بخوام که این آدم همراه من در زندگی باشه و بدونم نسبت به یه چیزی در گذشته حساسه و ازم بپرسه، سعی میکنم یهجوری راستشو بهش نگم!
خب همه آدما همینن؛ وقتی واقعاً یکیو دوست دارن، ازش خوششون اومده و میخوان پدر بچهشون یا مادر بچهشون باشه، خیلی طبیعیه. وقتی بدونن طرف روی این مسئله حساسه که «آقا این لیوان سفیده»، اونم لیوان سفید دوست نداره و استفاده نمیکنه، من نمیگم تو خونهم لیوان سفید دارم. نمیگن، ولی لیوانای سفید رو هم جمع میکنن و دیگه استفاده نمیکنن ها.
نه اینکه آدم در مورد یک چیزی که ادامه داره و شما بعداً میفهمین دروغ بگه؛ چون اونو که خب میریم زیر یه سقف، طرفم بعد میفهمه و بعد دیگه میشه قوز بالا قوز (نور علی نور) و خیلی بد میشه. چون نه تنها این کسی رو که دوست داشتم از دست خواهم داد و ارتباط خراب میشه، یه مهر هم میخوره تو شناسنامهام، دلمم میشکنه. بعداً مقایسه خواهم کرد و ممکنه هیچوقت آدم مناسب رو دیگه پیدا نکنم (چون با این آدم که خیلی دوسش داشتم مقایسه میکنم)؛ تازه کلی زمان میبره که حالم بخواد خوب شه.
ولی اگه یه چیزی بوده که در گذشته بوده و تمام شده و شما بهش حساسین، وقتی از من بپرسین، من دستمو نمیذارم رو اون نقطه حساس شما و فشار بدم که شما بخواین تصمیمتون رو بر اساس اون عوض کنید. اگر چیزی باشه که بتونم اصلاحش کنم (مثل همون قضیه لیوان)، همه لیوانای سفید رو جمع میکنم، به شما هم نمیگم که من قبلاً از لیوان سفید استفاده میکردم. مهمم نیست برام، واقعاً دیگه نمیکنم این کارو.
برای همین جواب واقعبینانهش اینه که اگه راجع به گذشته کسی چیزی میخوایم بپرسیم که به ما مربوط میشه (مثلاً من که از یه کسی بپرسم مامان بابات با هم دعوا میکردن یا نمیکردن، به من چه! اصلاً چیز بیموردیه)، اما راجع به شخص خودش و چیزهایی که به من و زندگی آیندهمون مربوط میشه، اگه چیزی باشه و بخوام بپرسم، خیلی رک باید ازش اون سوال رو بپرسم؛ بدون اینکه جوابشو از قبل بهش گفته باشم.
یعنی من نگم من چه رنگ لیوانی دوست دارم، بعد بپرسم تو تو چه رنگ لیوانی قبلاً چایی میخوردی؟ و امیدوار باشم که طرف بهم جواب درستو بده!
ولی بهترینش بازم میگم، زمان دادن و وقت گذروندن با اون آدم و آدمهای نزدیک بهش هست. سوال مستقیم معمولاً خیلی جواب نمیده.

