پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب در فرهنگ ما، چون… من نمیگم این درسته ها، اصلاً راجع به درستی و غلطیش الان صحبت نمیکنم… در فرهنگ ما چون این مسئله حداقل در بیشتر موارد جا افتاده که مرد پشتیبان زن هست، حامی [هست] و مایحتاج خانواده را تأمین میکنه، برای همینه که در مورد خساست یا حسابگری یا اینجور چیزای مادی بیشتر در مورد آقایون صحبت میشه. ولی سؤال شما بسیار سؤال بهجاییه؛ بله، در مورد خانمها مطرح هستش. بعضی از خانمها هستند که هم مرد کار میکنه، هم خانم کار میکنه بیرون از خونه و کارای خونه رو هم یا با هم انجام میدن یا مثلاً شخصی هست که میاد تو کارای خونه کمک میکنه و هزینهاش رو مرد میپردازه؛ و بعد خانم میگه که: «نه، حقوق من مال خودمه و اصلاً به شما ربطی نداره.» خب اگر این خانم، کسی تو کار خونه کمکشون نمیکنه و عصر که خانم و آقا با هم برمیگردن منزل، آقا میرن رو مبل میخوابن فوتبال میبینن و اون خانم که خستهست بعد هنوز آشپزی رو انجام بده، به کارای بچهها برسه، کیف مدرسهشونو مرتب کنه، به این یکی دیکته بگه، شب بچه رو بخوابونه، صبح بیدارشون کنه، صبحانه بده؛ اگه اینجوری باشه، خب بله حقوق اون خانم به اون آقا هیچ ربطی نداره.
چون خانم هم داره کارهای منزل رو انجام میده و هم داره بیرون از خونه کار میکنه، درحالیکه اون آقا فقط داره بیرون خونه کار میکنه؛ بنابراین نه، حقوق خانم مال خودشه. ولی اگه هر دو دارن با هم همکاری میکنن یا میگم هزینههای انجام کارها توسط شخص سوم رو مرد داره میده، بعد خب این میشه یک نوعی یا خساست یا شاید اسمشو بشه گذاشت خودخواهی که خانم بگه: «نه، من کارای خونه رو هیچکدوم رو انجام نمیدم و اصلاً بچهها رو آخر هفته شما ببر پارک، صبحها شما ببر مدرسه، عصر من میارم.»
یعنی بقیه کارا مساوی داره انجام میشه، یه سری کارا رو هم به کسی خارج از خونه سپردن که هزینهشو مرد داره میده. خب میشه خودخواهی دیگه که: «پول من مال منه، ولی مال تو رو همه خرج کنیم.» این خیلی کار درستی نیست. ولی خب کیس با کیس فرق میکنه؛ چون خیلی از خانمها در ایران کار نمیکنن و اون پساندازی که جمع میکنند معمولاً از طریق کادوهایی که دریافت میکنند (حالا یا سر مناسبتهای خاصه یا از عروسی مونده) اونو سرمایهگذاری کردن یا گذاشتن تو بانک و دارن بهرهشو میگیرن. خلاصه یهجوری اینمدلیه که دارن یک پولی درمیارن یا تو خونه دارن یه کار کوچولویی میکنن. خب دیگه این خیلی خساست و حسابگری معنایی پیدا نمیکنه و اون پول مال اون خانمه، برای اینکه… میگم کاراشو داره انجام میده.
این بغل هم حالا یه چیز کوچیکی هست، ممکنه آدم بگه که میخوایم یه خونه بخریم بعد همهچیز عادلانه باشه. مرد میگه که: «میخوام یه خونه بخرم، اینقدر کم دارم، شما اینقدر پسانداز کردی به من کمک کن.» اوکی، بهاندازه اون پساندازی که همسرتون داره بهتون میده (یه دانگ خونهست)، اون یه دانگو بکنین به اسم خودش. من اصلاً نمیخوام از خانمها یا از آقایون دفاع کنم، من فقط از بچهها دفاع میکنم. اگه قرار باشه طرف بگیرم، طرف بچهها رو میگیرم، طرف خانمها یا آقایون نیستم؛ وسط هستم و طرفِ رعایت حق.
این حق از یک زندگی به زندگی دیگه متفاوته، ولی خب همهجا میشه رعایتش کرد. و خانمها اگر وضعیت مالیشون از آقایون بهتر باشه، معمولاً اون چیزی که من در طی اینهمه سال زندگی و تجربه و کیس دیدم، نه حسابگرن نه خسیس؛ یعنی برای کسی که دوستش دارند اگه وضع مالیشون خوب باشه خیلی راحت و بدون حسابکتاب کردن و معمولاً افراطی خرج میکنند. برای همینه که راجع به خانمها خیلی صحبت نمیکنیم؛ چون براساس احساسات تصمیم میگیرند، منطقشون تو اینجور موقعها میاد پایینتر، احساسات قویتره و بنابراین دستبهخرجشون خیلی خوبه. حتی اگه همسطح مرد یا یهخرده ازش پایینتر باشن و طرف رو خیلی دوست داشته باشند، باز هم بدون حسابکتاب خرج میکنن.
در زندگی یهخرده متفاوت میشه، چون خانمها ترس دارند و این ترس بهخاطر یکسری از قوانینیه که حالا به درست یا غلط سالهاست در مملکت ما بوده. من به شما قول میدم (اینو با اطمینان کامل میگم) که اگر الان یه قانون میذاشتن که شما هرچی قبل از ازدواج دارید مال خودته (اصلاً هیچ حرفی توش نیست چه خانم چه آقا)، هرچی از لحظهای که ازدواج میکنید میسازید یا درمیارید یا به زندگیتون اضافه میشه (چه از طرف خانم باشه چه از طرف آقا باشه چه هر دو)، اگر روزی بخواید جدا بشید این میشه نصف، من به شما قول میدم اگر یک همچین قانونی داشتیم، خانمها نه میخواستن از شما پولی دریافت کنند! نه خیلی راجع به کادو حرف میزدن، نه میگفتن: «این پسانداز منه، به شما نمیدم»، برای اینکه اون ترس از رها شدنِ بدون هیچی تموم میشد و از بین میرفت.
بنابراین در جواب سؤال شما بله، این مسئله خسیس یا حسابگر رو راجع به یه بچه ۱۴-۱۵ ساله هم چه دختر باشه چه پسر باشه میشه گفت. در هر سنوسالی، با هر جنسیتی در هر کجای دنیا آدما ممکنه خسیس باشند، ممکنه ولخرج باشن، ممکنه حسابگر باشند و فقط مربوط به آقایون نیست.
اما در کشور ما با شرایطی که هست، خانمهامون خسیس و حسابگر نیستند، در یک جاهایی میترسند. و در جاهای دیگه هم، اون چیزی که آدم در اجتماع میبینه، معمولاً وقتی کسی رو دوست دارن و با کسی وارد رابطه میشن (نه اون اولش، من با یکیدو ماه اول کار ندارم)، دستودلبازتر از آقایون هستند؛ برای اینکه احساساتشون معمولاً به منطقشون غلبه میکنه.

