سوال کامل مخاطب: شوهرم بهشدت اهل قهر کردنه و متأسفانه این عادت سمی رو به بچههامون هم یاد داده. داستان از این قراره که ما قسط وام خونه رو نصف-نصف میدادیم، اما از وقتی من تعدیل نیرو شدم، شوهرم مجبوره سهم من رو بده و با اینکه از پسش برمیاد، مدام این موضوع رو مثل پتک میکوبه تو سرم و منت میذاره. تمام کارهای خونه هم رو دوش منه و کمک نمیکنه. وقتی هم بهش میگم اگه فشار روت هست خونه رو بفروشیم یه جای کوچیکتر بگیریم، دادوبیداد راه میندازه، زیر بار نمیره و دوباره قهر میکنه! با شوهری که هم سر پول منت میذاره و هم مدام قهر میکنه چطور برخورد کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، تعدیل نیرو شدن و اینکه نتونستید کار پیدا کنید یه چیزیه که تقصیر شما که نیست؛ یه چیزیه که پیش اومده. سر کار بودید و مرتب هم داشتین با همدیگه این قسطا رو پرداخت میکردین، الان یه مشکلی پیش اومده که دست نه شماست، نه ایشون.
باید بشینید باهاشون یهبار صحبت کنین، بگین که: «من گشتم کار نبوده، اگه شما کاری سراغ دارین میدونی خب بگو، من میرم، من خوشحالم میشم، دوستم دارم. اگر نیست، نمیشه سر چیزی که تقصیر من نیست آدم هی بخواد قهر کنه محیط خونه رو خراب کنه یا دادوبیداد راه بندازه.»
در مورد کارهای خونه هم خب من دارم همه رو انجام میدم.. اگه بهتون گفتن: «نه من خریدو میکنم»، شما وقتی بخواین یه حرفی بزنین باید حرفتون یک پایه و اساس قوی داشته باشه. اگه ایشون واقعاً خرید رو ایشون داره انجام میده، آشپزی رو شما میکنین، بعد مثلاً بچهها رو ایشون میخوابونه، ظرفو شما میشورین، نمیتونین بهش بگین بیاد تو کارای خونه کمک کن. یا ایشون بچهها رو از مدرسه میاره، شما میبرین، تقریباً کار خونه تقسیم شدهست دیگه؛ بنابراین این جواب نمیده. مگه اینکه واقعاً همه کارهای خونه و بچهها رو بگیرین دست خودتون و بگین: «آقا من دارم الان که سر کار نمیرم کل این قسمت رو انجام میدم، شما هم داری اون قسمتو انجام میدی؛ بهمحض اینکه برم سر کار درست میشه.»
بعد هم بهشون بگین: «من دارم به شما راهحل میدم، میگم بفروشین بریم جای کوچکتر، شما قبول نمیکنی. پس الان چهکار باید بکنیم دقیقاً؟»
اگر اینو جواب نداد، دفعه بعدی که قهر کردن شما هم پاسخ مناسب میدین به قهرشون که متوجه بشن قهر سازنده نیست و اتفاق خوبی هم بعد از قهر نمیافته. قهر کردن؟ باشه قهرن دیگه؛ لزومی نداره شما کارهای خونه رو بکنین، نکنین. لباسها رو نشورین، اتو نکنین، فقط کارای بچهها رو انجام بدین و یهسری از کارای خونه دیگه یعنی کارایی که مربوط به ایشونه رو انجام ندین! برای اینکه اگه قهره خب قهرین دیگه، لزومی نداره با هم در ارتباط خاصی باشیم تا آشتی کنیم.
اگر بدتر شد و باز دوباره به قهرشون ادامه دادن، بذارین اصلاً بدون اینکه توضیح خاصی بدین بگین: «من دارم سه روز میرم پیش این دوستم.» نه اینکه یه جایی برین که هیچکس ندونه نگران بشه؛ بگید: «من ۵ روز دارم میرم پیش مامانم، شما این خونه و این بچهها. چرا؟ چون قهر داری میکنی، من حالم بد شده، فشارم رفته بالا، روح و روانم ریخته بههم و دکتر گفته که احتیاج به آرامش دارم. و برای اینکه این مسئله روح و ذهنمو میریزه بههم، فیزیکمو میریزه بههم و من دو تا بچه دارم دوست دارم صحیح و سالم و زنده بچههامو بزرگ کنم.»
یعنی منطقی جواب رو بدین و کار رو براشون سخت کنین که اگر دفعه بعد خواستن قهر کنن، بدونن اوکی، اگه قهر کنن ممکنه بذاره باز ۵ روز برهها! بعد من با کار، با دو تا بچه، با مدرسه برو بیا، غذاشون، این… باید چیکار کنم؟ یاد میگیرن که این کار رو انجام میدن ندن.
ولی گفتما، بازم دارم تأکید میکنم: به روش درست! نه اینکه من چمدونو بردارم برم، اصلاً نگم کجا رفتم، چه خبر، کی برمیگردم. آدم میگه: «دارم میرم فلانجا، دارم میرم بعد از ۵ روز برمیگردم. اگه بعد از ۵ روز برگردم باز اوضاع همینجوری باشه، حالم بریزه بههم، نمیدونم… شاید یه هفته بتونم تحمل کنم، شاید دو هفته، معلوم نیست.» قشنگ باید صحبت کنید؛ نه با دادوبیداد و نه تهدید.
این رفتن تهدیدی نیست؛ چون من نمیگم از زندگی میرم بیرون، نمیگم میخوام طلاق بگیرم، نمیگم اگه یهبار دیگه قهر کنی من ولت میکنم. دارم میگم: «آقا من ضعیفم، من مشکل دارم، تو که قهر میکنی من بهم فشار میاد، نمیتونم تحملش کنم، فشار خونم رفته بالا!» متوجه منظورم هستین؟ دعوا نمیخوایم با کسی بکنیم؛ میخوایم متوجهشون بکنیم که قهر یکسری تبعاتی داره که سازنده و خوب نیست. بنابراین این کارو لطفاً انجام ندین.

