پاسخ: دکتر طناز فرازی
اگر بچه ندارید که خیلی سریع جدا بشید. اگر بچه دارید، باید بشینید خیلی جدی باهاشون صحبت کنید و بهشون بگید که اگر این اتفاق بیفته… البته اگه میتونین جدا بشین؛ و آدم وقتی بچه نداره که خیلی راحت میتونه جدا شه، هیچ مانعی برای جدا شدن به نظر من وجود نداره. البته نبایدم اینجوری بگم هیچ مانعی وجود نداره؛ چون فرهنگ ما یهجوریه که تو بعضی از شهرهای کوچک هنوز جدا شدن خیلی بده و ممکنه که خانوادمون اجازه یک همچین جدا شدنیو به ما ندن.
بنابراین اگر که میشه و خانواده اوکی هستند و اجازهاش رو میدن و بچه ندارید که سریع جدا شید؛ چون این چیزی نیستش که بخواد توی یک همچین سنی درست بشه. نهایتش اینه که طرف خودش رو کنترل میکنه و بعد با بالا رفتن سالهای زندگی یا بیشتر شدن فشارا این برمیگرده.
اگر بچه دارین، بهخاطر بچه یک موقعیت به این آدم بدین، ولی جدی! یه بزرگتری که هم ایشون قبولش داره هم شما قبولش دارید رو بیارید بشونید. اگه امکان جدا شدن و طلاق رو دارید، بهشون بگید جلوی اون آدمِ موجهِ بزرگتر که: «من چون شما رو دوست دارم، زندگیمو دوست دارم، بچههامو دوست دارم، دو ماه دیگه بهتون فرصت میدم.»
نگین: «دفعه اولی که دستت بلند شد من میذارم میرم!»؛ چون طرف باید یک فرصتی داشته باشه که رو خودش کار کنه، تمرین کنه و یاد بگیره. ممکنه دفعه بعدی که عصبانی میشه سه روز دیگه باشه، خب طبیعتاً از دستش درمیره و توقع بچگانهایه.
آدم زمان میذاره، میگه: «من به شما سه ماه، چهار ماه، ۵ ماه، ۶ ماه (نهایتش دیگه شش هفت ماه) وقت میدم که کنترل داشته باشی رو خودت. عصبانی میشی، دیرتر عصبانی بشی. یا اگه عصبانی میشی مثلاً بری بیرون بدویی، تخلیهاش کنی، دوستاتو ببینی، یه کاری بکنی که بخواد به زدن ختم نشه. اما اگر بعد از این ۶ ماه شما نتونی این کار رو انجام بدی، من قانونی اقدام میکنم و از شما جدا میشم.»
آدم همین رو میگه و تمام. بعد، اون طول مدت رو صبر میکنه، گیر نمیده، سریع عصبانی نمیشه سعی میکنه خودش به طرف کمک کنه که اون تغییر رو ایجاد کنه. اگه شد چه بهتر، اگه نشد تمام؛ چون این خیلی سخته.

