پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، در اینکه زن با مرد متفاوته و آستانه تحملش در خیلی از موارد (آستانه تحمل فشار، آستانه تحمل درد، آستانه تحمل خیلی چیزهای دیگه) در زن از مرد بالاتره و در این مورد زن از مرد قدرتش بیشتره، هیچ شکی نیست؛ و هرکی این حرف رو میزنه (منجمله خود من) داره درست میگه. اما اینکه شما میگین وقتی زنی تحملش تموم شده…
اولین قسمت اینه که ما باید یاد بگیریم مسائل رو حل کنیم. اینکه من یه چیزی رو میبینم ایراد داره، هی از روش رد بشم و بگم: «نه اینو ولش کن، اونم ولش کن، اینم ولش کن»، این درست نیست. اینکه ما میگیم یه سری چیزهایی رو بپذیریم و با پذیرش اون موضوع زندگی کنیم، در مورد چیزاییه که قابل تغییر نیستن. مثل چی؟ اوکی، یه نفر این اخلاق خاص رو داره (یه اخلاق، نه همهچیز با هم) و بقیه چیزای این آدم خوبه و این یه چیز خاصش رو نمیشه تغییر داد. یه چیزیه که رفتیم صحبت کردیم، با هم حرف زدیم، روانشناس رفتیم، گفته: «آقا این تغییرش ممکن نیست، نهایتش یهخرده تعدیل بشه» که با سن معمولاً برمیگرده. بنابراین، شما یا باید بپذیری و تحمل کنی یا نه.
من اون رو تحمل میکنم، ولی در بقیه موارد سکوت نمیکنم. اینکه من میگم آدم عکسالعمل نشون نده و دادوبیداد نکنه و یه کارهای عجیبوغریب نکنه، با حرف نزدن و سکوت کردن کاملاً متفاوته؛ ما سکوت نمیکنیم! وقتی از اون تبوتاب موضوع افتاد و اون خاکوخل که خوابید (نه وقتی طوفان به راهه من همون موقع بخوام بشینم حرف بزنم و همون موقع حلش کنم؛ نه!)، آروم که شدیم، جفتمون میشینیم راجعبه اون مسئلهای که بینمون هست و ایجاد اشکال کرده صحبت میکنیم که حلش کنیم.
معلومه وقتی ۱۰ تا چیز حلنشده بمونه و سالها این روند ادامه پیدا کنه، یه جا میبُره؛ آدم هرچقدر هم قوی باشه تحملش تموم میشه. ولی اونم باز تقصیر منه که سکوت کردم و حرف نزدم. حرف زدنِ درست، منطقی و آروم برای حل مسئله است، نه برای انگشت اتهام به طرف هم گرفتن و همدیگه رو خرد کردن و شخصیت همدیگه رو زیر سؤال بردن. حرف زدن در جهت حل مسئله، با دادوبیداد و دعوا و عکسالعمل و سکوت متفاوته و بهترین کاره. چون میگم، مسائل اگه حل نشه و روی هم جمع بشه، از تابوتوان همه خارجه و میرسه به اینجا که: «آقا من دیگه تحملم تموم شده.» خب چرا تحمل؟ آخه این اینه… خب خانم، چرا حرف نزدی؟ چرا حلش نکردی؟ چرا سعی نکردی درستش کنی؟
و تو رو خدا به من نگین که: «نه، من هر کاری کردم این درست نشد!» شما هر کاری نکردین؛ احتمالاً یه دونه، دو تا راه رو هی تکرار کردین. وقتی راه اول و دوم جواب نمیده، میریم سراغ راه سوم و روشمون رو عوض میکنیم. شاید روشی که من دارم میرم برای حل کردن این مسئله اشتباهه، خودم هم چیز دیگهای به ذهنم نمیرسه، پس میرم پیش کسی که از من بیشتر میدونه، بیشتر بلده، واردتره، تجربهش بیشتره و از اون کمک میگیرم.
اما باور کنید باور کنید که واقعاً بیشتر از ۷۰ درصد مسائلی که بین زنوشوهرا پیش میاد، خیلی سادهتر از اون چیزی که فکر میکنین میشه حلش کرد. فقط چون ما آدمای مغروری هستیم و ایگوهای بزرگی داریم و هی احساس میکنیم: «آی به اینم برخورد؟ به اون برخورد؟ چرا من برم جلو پیشقدم بشم؟ چرا من حرف بزنم؟ من که همینم که هستم و تغییر نمیکنم، اون خودش رو عوض کنه! نه، من این کارا رو کردم حالا نوبت اونه…» چون هی داریم چرتکه میندازیم (میگم یهخرده مغروریم، ایگومون بزرگه، انگشتمون اتهامیه و نمیتونیم با هم حرف بزنیم)، ایجاد اشکال میکنه؛ وگرنه حل میشه.

