طناز و شما

آیا می‌شه آدم‌ها رو تغییر داد؟

آیا می‌شه طرف مقابل رو بعد از ازدواج تغییر داد؟ شاید شما هم با خودتون فکر کردید که «حالا ازدواج می‌کنیم، بعد کم‌کم اخلاقاش رو درست می‌کنم» یا «نظرش رو عوض می‌کنم». طناز فرازی هستم، روانشناس و امروز در سایت طناز و شما قراره به این سوال مهم پاسخ بدیم و ببینیم تا چه حدی می‌شه آدم‌ها رو تغییر داد و کدوم قسمت‌هاشون قابل تغییره، اصلا آیا می‌شه آدم‌ها رو تغییر داد یا نه؟

چه قسمت‌هایی از وجود آدم‌ها قابل تغییره؟

چجوری می‌شه آدمارو تغییر داد؟

آیا می‌شه آدم‌ها رو تغییر داد؟ اگه می‌شه تغییرشون داد، تا چه حدی؟ چه‌جوری؟ چقدر؟ در طول چه مدت زمانی؟ آدم‌ها قسمت‌های مختلف دارن. ما یک روان داریم، رفتار داریم، شخصیت داریم، قسمت احساسی‌مون هست.

احساسات: قابل تغییرترین بخش وجود انسان

احساسات آدم‌ها که خب تکلیفش روشنه. تا دلتون بخواد می‌شه درش تغییر و تحولی ایجاد کرد. بیشترش کرد، کمترش کرد، بردش بالا، بردش پایین. اونم با کارهایی که ما نسبت به طرف انجام می‌دیم مثلاً:

  • من هرچی بیشتر توجه کنم به یه نفر
  • هرچی بیشتر قدردانی کنم ازش
  • هرچی بیشتر بهش عشق بدم

طبیعتاً از نظر احساسی حال اون آدم نه‌تنها بهتر می‌شه، اون هم احساسش، عمق، شدتش نسبت به من بیشتر می‌شه.

یک باور غلط رایج درباره عشق و توجه

این حرفم بسیار بسیار بسیار حرف بی‌مورد، بی‌پایه و اساس و بدون هیچ تحقیقیه که اصلاً من نمی‌دونم این از کجا درآمده که شما اگه به یه نفر زیادتر از حد توجه کنی، خودشو گم می‌کنه و سوءاستفاده می‌کنه! اصلاً همچین چیزی نیست، ابداً!

اگرم شما به کسی زیاد عشق و محبت و توجه می‌دید و اون رفتارش عوض می‌شه، به خاطر این عشق و محبت و توجه و اینا نیست، دلیل‌های دیگه داره که حتماً بعداً راجع بهش صحبت می‌کنیم. اما عشق، توجه و محبت کسی رو لوس و خراب و اینا نمی‌کنه، اون دلیل‌های دیگه داره.

تأثیر دوطرفه احساسات در رابطه

از نظر احساسی، وقتی به طرف امنیت بیشتر می‌دم، می‌گم حالشو خوب می‌کنه، راحت‌تر می‌شه، هم گاردهاشو بیشتر نسبت به من میاره پایین، هم اون در مقابل بیشتر به من توجه می‌کنه، اونم قدردانی می‌کنه، اونم عشقش رو به من بیشتر می‌کنه. یه چیز دوطرفه‌ست.

پس احساس یک آدم رو می‌تونیم اینجوری در جهت مثبت یا برخلافش… مثلاً یه کسی خیلی خیلی منو دوست داشته، با هم ازدواج کردیم، بعد از ۶ ماه من بی‌توجهی می‌کنم، کارهایی رو که قبلاً می‌کردم انجام نمی‌دم، یکی دو بار توهین می‌کنم، بهش اهمیت نمی‌دم، زمان باهاش صرف نمی‌کنم. خب اونم کم‌کم از نظر احساسی عوض می‌شه، اونم سردتر می‌شه، اونم توجه نمی‌کنه، اونم کم‌کم قدردانی نمی‌کنه، اونم سعی نمی‌کنه بشینه با من صحبت کنه.

اینا دوطرفه‌ست. خوب باشه رو طرف تأثیر می‌ذاره، بهترش می‌کنه. بد باشه رو طرف تأثیر می‌ذاره، شدتشو میاره پایین.

رفتار: قابل اصلاح اما نیازمند زمان

بریم از نظر رفتاری. رفتار یه چیزیه که توی ما خیلی ریشه نداره. من اگر آدم باهوشی باشم که قبل از اینکه کسی بخواد تغییرم بده، اگر متوجه بشم که یک رفتاری خوب نیست یا اشتباهه، خودم تصحیحش می‌کنم.

مثال‌هایی از تغییر رفتار

مثلاً من غذا خوردن درست رو با کارد و چنگال بلد نیستم و خیلی تمیز غذا نمی‌خورم. بعد وارد محیطی می‌شم یا وارد خانواده‌ای می‌شم یا نوع کارم جوری تغییر می‌کنه که هی باید برم کنفرانس و اینور اونور. احساس می‌کنم که آدم‌ها یه جور خاصی دارن نگاه می‌کنن یا یه کسی یه کرد یا یه کسی یه چیزی گفت. دلم می‌خواد اصلاح کنم. باهوش هستم، شروع می‌کنم نگاه کردن، یاد می‌گیرم که نه، اینجوری غذا خوردن درست نیست، اینجوری غذا بخوریم.

گاهی از اوقات خودم متوجه نمی‌شم یا تو یک رابطهٔ بسیار صمیمی و راحت هستم با کسی که بسیار بسیار منو دوست داره و دلش می‌خواد من پیشرفت کنم و بهتر بشم و من این رو می‌دونم که اون طرف قصد بدی نداره. اون میاد به من می‌گه که مثلاً «عزیزم، اینجوری صحبت می‌کنی آدم‌ها ممکنه بهشون بربخوره. اینو اینو نگی بهتره، یا اگه اینجوری بگی قشنگ‌تره» یا «یه جایی می‌ری دستتو تو دهنت نکن، غذا رو در… مثلاً از خلال دندون استفاده کن چون این هم دهنت معلوم می‌شه، هم اینجوری می‌شه، هم اونجوری می‌شه، کار درستی نیست».

شرایط اصلاح رفتار

کم‌کم کم‌کم می‌تونیم به آدم بگیم که اون رفتار خاصی رو که درست نیست، حالا چه برای بقیه، بیشتر از همه برای خودمون، چون به نظر من بقیه خیلی اهمیتی ندارن مگه در مواقع خاص. مثلاً اگه طرف مدیر منه و کار من خوب نیست، نمی‌گم خب به جهنم، به من چه که از کار من خوشش نمیاد! اون که نزدیک نیست به من… در مورد کاری، مدیر نزدیکه به شما چون اون کار شما رو نگاه می‌کنه، بنابراین نظرش راجع به کار شما مهمه. خب یه سری آدم‌ها هستن نظرشون مهم نیست.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها و روانشناسی علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط و زندگی می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

روش صحیح اصلاح رفتار همسر

حالا من یه رفتاری دارم، چه خوششون بیاد چه نیاد. اگه همسرم، بچه‌ام، مادرم، پدرم با این رفتار مشکلی ندارن، تغییرش نمی‌دم. مگر اینکه به اون آدم‌ها مربوط باشه. حالا من همسر یه نفرم، از این رفتار خاص خوشم نمیاد. با مهربونی، مستقیم، غیرمستقیم، نه توبیخی، نه تنبیهی، نه با خُرد کردن و شکستن و آبروی طرفو بردن و گوشه کنایه‌ای حرف زدن و مسخره کردن. می‌گن اصلاح می‌شه، به مرور زمان اصلاح می‌شه.

رفتارهای عمیق‌تر: دروغ‌گویی و عادات سخت

یک سری از رفتارهای دیگه داریم حالا که یه خرده شدتشون بیشتره. مثلاً کسی عادت کرده دروغ بگه. دروغ گاهی ربط به شخصیت داره. من در یک مورد یا چندین مورد عزت‌نفسم خوب نیست یا اعتماد به نفسم پایینه، با دروغ جبرانش می‌کنم. اون سخت‌تره چون یه مسئلهٔ شخصیتیه.

یادتون تو مقاله آدم مناسب برای رابطه رو چجوری پیدا کنیم؟ توضیح دادم،

شخصیت انسان‌ها تو سن خیلی پایین شکل می‌گیره، رفتارهاشون تو سن یه خرده بالاتر، و تغییر رفتار کار سختیه. شخصیت که تقریباً نمی‌شه! پس زمان می‌خواد، من بخوام به یه نفر یاد بدم که «شما اینجوری رفتار کن، چون من این رفتار، این رفتار، این رفتار رو نمی‌پسندم» یا «این دو تا رفتار تو سعی کن عوض کنی، این دو تا رو من قبول می‌کنم».

گاهی عادت کردم، مثلاً به من می‌گن که چیزهای خیلی ساده‌ها: «ناهار چی خوردی؟» قورمه سبزی خوردم، می‌گم چلوکباب. «کی رسیدی خونه؟» ساعت ۳ رسیدم… هیچ دلیل خاصی هم نداره‌ها! نه می‌ترسم، نمی‌خوام چیزیو مخفی کنم، عادت کردم. عادت بدیه.

اینجور چیزها رو ما خودمون نمی‌تونیم به طرف کمک کنیم که اصلاح کنه. باید از یه کسی که واردتره مثل یه روانکاو یا یه مشاور کمک بگیریم، کمکمون کنه که این رو توی پارتنرمون، دوستمون، بچه‌مون، مادرمون، پدرمون، خواهرمون، برادرمون اصلاح کنیم.

تغییرات ظاهری: ساده‌ترین نوع تغییر

چرا آدما تغییر می‌کنن؟

این از مسائل رفتاری خیلی چیزها رو شامل می‌شه. نوعی که آدم می‌شینه، پا می‌شه، غذا می‌خوره، حرف می‌زنه، می‌خنده، شوخی می‌کنه، نمی‌کنه. همهٔ اینا یه سری چیزها ظاهریه. اینام که خیلی ساده‌ست، خیلی هم راحت می‌شه غیرمستقیم درستش کرد.

من از مدلی که همسرم لباس می‌پوشه یا از این رنگ‌ها خوشم نمیاد یا بهش نمیاد. من باهاش می‌رم خرید. من براش… «اینو اینو من برات گرفتم، خیلی خوشگله‌ها! اینو امروز می‌پوشی با هم بریم بیرون؟» طرف که نه نمی‌گه، کم‌کم کم‌کم عوض می‌شه. خیلی ساده‌ست، خیلی راحت، هیچ مشکلی هم پیش نمیاد.

چگونه با تغییرات ظاهری برخورد کنیم؟

فقط نباید عکس‌العمل نشون بدی. مثلاً اگر مرد هستم، همسرم یه چیزی برام می‌گیره، می‌گه «این رنگ خیلی بهت میاد، بپوش بریم بیرون». «یعنی من خودم تشخیص نمی‌دم؟ یعنی این بده؟» حالا فرض کنید که تشخیص نمی‌دید یا این آدم رنگ‌ها رو بهتر می‌شناسه. اینکه چیز بدی بهتون نمی‌گه که!

الان من و شما شدیم «ما». من هیچ‌وقت نمیام یه کاری بکنم که برای شما خوب نیست یا بده یا برعکس. شوهر، آدم میاد به خانمش می‌گه که «رنگ موی شرابی فکر کنم خیلی بیاد بهت». «باز کی رو کجا دیدی از شرابی خوشت میاد؟ من شرابی کنم؟ عمراً! اصلاً! به خاطر فلانی؟» به هر دلیلی، اگر از اون فلانی خوشش می‌اومد یا اینو… خب که می‌رفت با اون! اومده یه چیزی رو که دوست داره و احساس می‌کنه به شما میاد یا قشنگ می‌شه بهتون می‌گه.

حالا یه رنگ مو دیگه عوضش کنین، خوشتون نیومد یه هفته دیگه برین. «عزیزم، اینو به خاطر تو شرابی کردم ولی ببین خیلی قشنگ نیست، اینجوری اونجوریه، بعد برم برش گردونم رنگ خودش». اینقدر این موضوع سخته که گوشه کنایه بزنیم، متلک بگیم، اصلاً از هیچی یهو یک بحث و دعوا و جار و جنجال درست کنیم، بین خودمونم فاصله بندازیم که «چرا به من گفتی؟ من رنگ… اون… پس پس تو منو اینجوری دوست نداری؟ پس از من اینجوری خوشت نمیاد؟» انقدر پیچیده و بزرگ نکنیم مسائلو دیگه! پس اینارم می‌شه اینجوری تغییر داد. آدم می‌گه مستقیم، غیرمستقیم. اینم از ظاهر.

شخصیت: غیرقابل تغییرترین بخش وجود انسان

حالا می‌رسیم به شخصیت. شخصیت از اون چیزاییه که در سن پایین شکل می‌گیره. برای همینم من روی بچه‌ها و تعلیم و تربیتشون بسیار بسیار حساسم، خیلی حساسم. چون از زمانی که به دنیا میان تا ۷، ۸، ۹ سالگی ماکسیمم، واقعاً ۸۰ درصد از این شخصیت فرم گرفته. اون ۲۰ درصد دیگه هم می‌مونه تا ۱۱، ۱۲ سالگی، نهایتش چهار پنج درصدش بمونه تا ۱۸، ۱۹ سالگی که اونم به نظر من کمتر. بقیه‌ش چیزهای رفتاریه که بره تو اجتماع اینو یاد بگیره، اونو یاد بگیره، این کارو بکنه، اون کارو نکنه. شخصیت نیست.

تفاوت بین رفتار و شخصیت

اینکه من می‌رم از دوستام یاد می‌گیرم مشروب بخورم، شخصیت من آدم مشروب‌خور نیست. اون یک چیزیه که یاد گرفتم به دلایل دیگه‌ای. حالا اعتیاد همیشه یک دلیل ریشه‌ای داره که اون تو شخصیته، که اون برمی‌گرده به وقتی که من داشتم بزرگ می‌شدم. اما خود این مسئله چیزی نیستش که من تو شخصیتم باشه که برم مشروب بخورم. نه!

شخصیت از اون چیزاییه که نه شما می‌تونین تغییرش بدین، نه خود طرف. مثل رفتار که اگر متوجه بشه… حتی اگر خودش بخواد، یعنی اگر بدونه، بدون این قسمت از شخصیتش اوکی نیست و بخواد تغییرش بده و پیش بهترین مشاورها و روانشناس‌هام بره، شخصیتش رو نمی‌تونه عوض کنه.

آیا شخصیت اصلاً قابل تعدیل هست؟

می‌تونه تا حدودی، اونم با یک واقعاً قدرت زیاد، اونم اگه همهٔ این شرایطی که گفتم باشه – نه اینکه من به زور یکی رو ببرم که بخوام تغییرش بدم – خودش بخواد، دوست داشته باشه، سعی بکنه، زمان بذاره، پیش مشاور، روانشناس، روانکاو مدت طولانی بره، می‌تونه یه خرده تعدیلش کنه. یعنی یک سری حد و حدود و گارد و مرزبندی برای خودش بذاره که هی به خودش یادآوری کنه که به زور این کار رو انجام نده، تعدیلش کنه. نمی‌تونه تغییرش بده.

من که اصلاً نمی‌تونم شخصیت یه نفر دیگه رو خودم تکی تصمیم بگیرم که تغییرش بدم مثلاً این آدم درونگراست، من میام برونگراش می‌کنم، انقدر می‌برمش اینور اونور… نه! نمی‌تونیم. شخصیت تغییر نمی‌کنه.

اهمیت شناخت قبل از انتخاب همسر

بنابراین قبل از اینکه ما کسی رو انتخاب بکنیم… کسایی که انتخاب کردنی نیستند: ما مامان بابامون، مامان بابامونن. خواهر برادرمون، خواهر برادرمونن. بچه‌مون، بچه‌مونه. بچه‌مون دست خودمونه‌ها، یک لوح سفید، یک خمیر خیلی نرم می‌دن دستمون، من دارم می‌سازمش. هر اتفاقی هم که بیفته، مسئول مستقیم شخص بنده هستم. هیچ غُری هم نمی‌تونم بزنم بعداً که… آیا این خیلی به‌صورت نادر و استثنا پیش میاد که من و پدر بچه تمام سعی و تلاشمونو کرده باشیم، کارارم درست انجام داده باشیم، یک دفعه بچهٔ ما چند تا مسئلهٔ شخصیتی خیلی عجیب غریب داشته باشه که مسئولش ما نباشیم؟ بسیار بسیار کم پیش میاد. پس اون دست خودمونه.

پذیرش یا انتخاب؟

ولی بقیهٔ آدم‌های دورمون… من که مامان و بابا و خواهر و برادر و دختر پسرعممو انتخاب نمی‌کنم. هستن همون‌جوری که هستند. ما این آدم‌ها رو با خوب و بدشون مثل یک پکیجی می‌پذیریم و تو زندگیمون نگه می‌داریم.

یکی که لزومی نداره خیلی باشه… مثلاً من اگر از دخترداییم خوشم نمیاد، می‌تونم باهاش رفت و آمد نکنم، می‌تونم رابطمو مثل مو باهاش باریک کنم، فقط توی مراسم خیلی خاصی ببینمش. لزومی نداره باهاش برم بیام. اما شخصیتشو نمی‌تونم عوض کنم. لازم نیست که بخوام بپذیرمش و به خودم فشار بیارم.

اما یه کسی مثل مامان و بابا، خواهر برادر که آدم نمی‌تونه بذاره کنار، پس همین‌جوری خوب و بد و اینا درهم قاطی می‌پذیرم، قبولشون می‌کنم، غُر نمی‌زنم. هستن دیگه!

انتخاب آگاهانه در روابط عاطفی

اما کسی رو که خودم قراره انتخاب بکنم، مثل اگه صاحب یه کار هستم، آدم‌هایی که قراره در فاصلهٔ نزدیک باهام کار بکنند، دقت می‌کنم. اگر می‌خوام همسر انتخاب کنم، دقت می‌کنم.

تو مقاله برای خواستگاری چه سوالاتی بپرسیم؟ یسری نکات خیلی مهم رو اشاره کردم که اتفاقا اینجا می‌تونید استفاده کنید،

قبل از جواب “بله” دادن، به‌جای اینکه بپرسید “خب تو گذشته با چند نفر بودی!!!” باید چیزهای شخصیتی رو تست کنیم. مثلا:

آیا این آدم آدم مسئولی هست یا نیست؟ چون این جزو رفتار نیست. من یا مسئول هستم یا نیستم. آیا این آدم دلش برای کار می‌سوزه، سادس؟ آیا این آدمی هستش که بتونه توجه کنه، عشق بورزه، بلده؟ اصلاً خیلی‌ها بلد نیستنا! دلشون می‌خواد، طرف نمی‌دونه چه‌جوری. به نظرش همین که با شما ازدواج می‌کنه و مسئولیت خانواده رو از نظر مالی می‌پذیره – مرده – این یعنی آخر دوست داشتن. بلد نیست جور دیگه‌ای. هیچ‌وقتم یاد نگرفته، یادم نمی‌گیره.

یا مثلاً یه خانوم، اینکه بخواد همه جا با شما بیاد، مهمونی و بگه و بخنده و با آدم‌ها راحت ارتباط برقرار کنه، توش نیست. آدمی بوده که توی خانواده‌ای بزرگ شده، رفت و آمد کم بوده، این مدلی بزرگ شده. خیلی اصلاً آدم اجتماعی نیست، درونگراست.

معیارهای انتخاب همسر

اینا رو وظیفهٔ منه که قبل از اینکه این آدمو استخدام کنم یا با این آدم یک رابطهٔ طولانی رو بخوام شروع کنم یا بخوام ازدواج کنم، تشخیص بدم. یا همون‌جوری این آدمو بپذیرم، یعنی بگم «آره، این آدم تو این پنج تا چیز شخصیتی که برای من مهمه…» چون ما همه که همه چیز برامون مهم نیست.

یک تا ۱۰ داریم:

  • این باشه، این باشه، این باشه
  • این اگه نبود خیلی مهم نیست
  • این اگه نباشه اصلاً کلاً نمی‌شه
  • این حالا بود بود، نبود نبود

اینا مال هر کسی با آدم دیگه فرق می‌کنه. اگر از این ده تا، طرف مثلاً این ۵ تایی مهمشو داره، این دوتای وسطی… این سه‌تای آخرو نداره، می‌ذارم تو کفهٔ ترازو. چون این همچین چیزی ممکن نیستا که ما یه کسیو پیدا کنیم که این چک‌لیست ما رو همشو تیک بزنه. همچین چیزی نداریم.

من می‌ذارم تو کفهٔ ترازو. این آقا، این آدم، شخصیتش از این نظر، این نظر، این نظر اوکیه. این چی؟ خب حالا این مهم نیست. همین‌جوری می‌پذیرمش. اینو راجع بهش می‌دونم، می‌پذیرم.

اشتباه بزرگ: فکر تغییر دادن بعد از ازدواج

نه اینکه این فکر خیلی اشتباه که «حالا باهاش ازدواج می‌کنم، تغییرش می‌دم. حالا ازدواج می‌کنیم، نظرش عوض می‌شه». طرف از اول نشسته روبروی من می‌گه: «خانوم یا آقا، من بچه نمی‌خوام. من بچه دوست ندارم». به ۱۱۰۰ علت؛ ممکنه:

  • خودش بچگی سختی داشته
  • ممکنه از نظر اجتماعی که توشه تشخیص داده که بچه خوب نیست
  • ممکنه اصلاً مسئولیت‌پذیری بزرگ کردن یه آدم براش وحشتناکه
  • ممکنه خانم از نظر احساسی نمی‌تونه
  • ممکنه که مادر پدرشو زود از دست داده، می‌ترسه سر بچه این بلا بیاد

یعنی گاهی از عشق زیاد ما بچه نمی‌خوایم، نه اینکه دوست نداریم و سر و صداشو دوست نداریم.

عواقب نادیده گرفتن شخصیت طرف

طرف، این خانم یا آقا، نشسته خیلی رک، خیلی واضح داره به من می‌گه «من بچه نمی‌خوام». من عاشق بچه‌ام. وقت… اما چون این آدم مثلاً از ۱۰ تا چیزی که من می‌خوام ۸ تاشو داره، با اینکه بچه برا من خیلی مهمه، می‌گم «نه خب، من کس دیگه‌ای رو ممکنه پیدا نکنم این هشت تا رو داشته باشه. الان می‌گم اوکی، حالا ازدواج می‌کنی، منو دوست داره، یه‌جوری راضیش می‌کنم دیگه» یا «نه مثلاً، این کارو می‌کنم دیگه، وقتی شد می‌خواد چی بگه؟»

نه! اینجوری نیست. این چیزها تغییر دادنی و راضی کردنی و اینا نیست. و اینکه من خودم خودسر یه کاری بکنم، رابطه رو قطعاً می‌زنه، خراب می‌کنه. اگه نه همون موقع، ۱۰ سال بعد، ۱۵ سال بعد.

چرا بعضی ازدواج‌ها بعد از سال‌ها به طلاق می‌رسند؟

این همه شما ازدواج می‌بینین که بعد از ۱۵ سال طلاق می‌گیرن، بعد از ۲۰ سال، بعد از ۲۵ سال. چرا؟ چون یه چیزی که اتفاق افتاده رو مجبور شدن تحمل کنند به یک دلیل خاصی. به محض اینکه اون دلیل تموم بشه یا از وسط برداشته بشه، اون آدمی که زیر فشار بوده میاد می‌گه «خب، الان جدا شیم». مالی باشه، بچه باشه، کاری باشه، بالاخره یه دلیلی هست دیگه. اون دلیل که برطرف بشه، طرف می‌گه خداحافظ. بعد از ۲۰ سال ازدواج! بعضی‌ها نوه دارن، از هم جدا می‌شن.

راه‌حل: شفافیت از ابتدا

بنابراین اگر چیزی در شخصیت طرف… اولاً شناختش به عهدهٔ ماست. نه اون طرف بیاد اعلام کنه. اگه بیاد اعلام کنه، بگه که چه بهتر! اگه خودش بیاد دفترچه راهنما، کاتالوگشو به من بده، چقدر عالی!

و من به همه پیشنهاد می‌کنم:

  • به خاطر سلامت احساسی و روانی و فیزیکی خودتون
  • به خاطر آرامش زندگی خودتون
  • به خاطر خوشحالی خودتون
  • برای اینکه یک زندگی خوب بسازین

قبل از اینکه اصلاً کسی بخواد شما رو تو موقعیت‌های مختلف قرار بده یا ازتون بپرسه، خودتون دفترچه راهنماتونو نه‌تنها به طرف بدین، سه چهار بار براش بخونین!

چیزهایی که باید از ابتدا بگویید

چجوری آدمارو تغییر بدیم؟

بهش بگین: «آقا، من اینجوریم، اینجوریم، اینجوریم. اینا اخلاقای خوبمه، اینا اخلاقای من که خیلی خوب نیست، اینا رو دارم روش کار می‌کنم درست کنم. اینا رو دوست دارم، اینا رو دوست ندارم».

چرا بخوایم با آزمون و خطا راجع به ما یه چیزیو بفهمن که ایجاد مشکل کنه؟

مثال‌های عملی:

  • «من از رنگ قهوه‌ای خوشم نمیاد. به شما که مردی، دوست‌پسرمی، همسرمی، اصلاً دوستمی، می‌خوای برا من کادو بگیری، همون اول می‌گم: عزیز من، تو کادو گرفتن دوست داری، منم خیلی دریافت کردن کادو رو دوست دارم، عاشق اینم کادو بگیرم. فقط ازت خواهش می‌کنم هیچ‌وقت برا من چیزی رنگ قهوه‌ای نخر چون من اصلاً از این رنگ خوشم نمیاد»
  • «من کتابخون نیستم، برای من کتاب هدیه نگیر»
  • «عطر، من سلیقهٔ شخصی دارما، چه پسر چه دخترا، حتماً خودم باید بو کنم انتخاب کنم. هرچی می‌خوای برا من بگیری بگیر، عطر نگیر»

الان یه چیز کوچیکشه‌ها!

موارد مهم‌تر برای اعلام

  • اگه اخلاق‌های خاص دارم
  • اگه رفتارهای خاص دارم
  • اگه یه چیزی خیلی اذیتم می‌کنه
  • اگه یه چیزی رو خیلی دوست دارم
  • اگه به مامانم به دلیل خاصی خیلی نزدیکم
  • اگه بابام مثلاً تو یه شهر دیگه‌ست ولی ماهی یه بار باید برم ببینمش

فواید شفافیت از ابتدا

اینا رو خودتون به طرف، همه رو بگین از اون اول. چون اگر طرف اینا رو بشنوه و به شما اوکی بده:

  1. هم خیالتون راحته که شما رو کُلتونو دیده و پذیرفته
  2. هم از اونور هرگز بهانه‌ای نداره که بعداً بهتون بگه «آها! اینو به من نگفته بودی، برای همین من الان دارم زندگیتو تیره و تار می‌کنم»
  3. اینو نمی‌دونستم برای همین الان دارم از نظر روحی روانی پدرتو در میارم
  4. اینو نگفته بودی برای همین من الان نمی‌تونم بذارم بری

بگین که:

  • هم بهانه‌ای دست طرف نباشه که بخواد شما رو بذاره زیر فشار
  • هم اذیت نشین
  • هم تایم داشته باشه ببینه همین‌جوری بپذیرتتون

باور کنید، زندگی بسیار بسیار بسیار اینجوری شیرین‌تر، راحت‌تر می‌شه و آرامشتون خیلی بیشتر می‌شه.

نتیجه‌گیری

پس چیزهای ظاهری رو می‌شه عوض کرد. رفتارها رو می‌شه، بعضیاشو خودمون با خود طرف، بعضی‌ها رو با کمک. احساس، ربط مستقیم به اون چیزی داره که ما داریم. احساس که بهش داریم نشون می‌دیم، قدردانی، توجه، محبت، می‌تونیم احساس طرف رو عمیق‌تر و بیشتر یا کمتر کنیم. شخصیت رو کاریش نمی‌تونیم بکنیم، عوضش نمی‌تونیم.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org