آیا الان توی یه رابطه هستید که نمیدونید قراره به کجا برسه؟ نمیدونید طرف مقابل نظرش چیه و قصد ازدواج داره یا نه؟ این سردرگمی و بلاتکلیفی یکی از دغدغههای رایج خیلی از جوونهاست که توی رابطههای عاطفی گیر کردن. امروز در سایت طناز و شما میخوایم بهطور کامل بررسی کنیم که چه موقع و چطور باید تکلیف یه رابطه رو روشن کرد و چرا کش دادن روابط بلاتکلیف میتونه آسیبزا باشه.
روابطی که از ابتدا تکلیفشون مشخصه
زمانی که با کسی تو رابطه هستیم و تکلیف رابطه مشخص نیست چیکار کنیم؟ خب این چند تا حالت داره. یا من از اون ابتدا مشخصه، طرف اومده خواستگاری، یا آنلاین آشنا شدیم، یا یه جایی توی یه مهمونی همدیگه رو دیدیم و کاملاً مشخصه که داریم یک رفت و آمدی میکنیم، یا حرف میزنیم، یا ناهار و شام بیرون میریم به قصد ازدواج.
این نوع رابطهها نباید بیشتر از سه ماه، ۶ ماه، ۹ ماه، نهایتاً یک سال طول بکشه. چون اگر بیشتر طول بکشه، خراب میشه. ما اون شناختی رو که میخوایم از یک نفر به دست بیاریم، واقعاً ۶ ماه، ۹ ماه، یک سال کافیه.
استثنا: مگر اینکه طرف در یک فاصلهٔ خیلی دوری باشه، من خیلی کم ببینمش، اون خارج از کشور باشه، من داخل کشور باشم، دو تا شهر متفاوت باشیم. ممکنه بیشتر طول بکشه، ولی اونم خیلی خوب نیست.
چرا رابطههای طولانی قبل از ازدواج خطرناکه؟
برای اینکه ما رفتارمون با یک نفر در زندگی زناشویی با رفتارمون با یک نفر در دوستی کاملاً متفاوته. توقعهایی که ما از یک نفر داریم تو هر کدوم از این دو تا رابطه با هم فرق میکنه.
برای درک بهتر این موضوع، بهتره مقاله عشق، دوست داشتن و خواستن در روابط عاطفی رو بخونید که توضیح دادم:
دوست داشتن یعنی اینکه من یک شناخت نسبی از شما دارم از شخصیتتون، از زمینهتون، از پیشزمینهای که دارین، از خانوادهتون، از همه اینها و بر اساس این شناخت کمی که دارم، این علاقه داره شکل میگیره، یک دلبستگی داره ایجاد میشه، نه وابستگی.
مثالهای تفاوت توقعات قبل و بعد از ازدواج
وقتی یه نفر مدت طولانی با من دوست باشه… الان تو رو خدا حمله نکنین بگین «نه، من با شوهرم، من با زنم ۵ سال دوست بودیم، الانم ۲۰ ساله رابطهٔ خیلی خوبی داریم». جز کیسهایی هستید که خیلی پیش نمیاد. معمولاً اینجوریه که وقتی این دوستیها طولانی میشه، این روابط طولانی میشه و وارد ازدواج میشن، خراب میشه. ادامه ممکنه بدن، ممکنه ۲۰ سالم تو ازدواج بمونن، ولی خوشحال نیستند یا خیلی اصطکاک و کشمکش پیش میاد.
برای چی؟
- من در دورهٔ دوستی از شما توقع ندارم هفتهای یه بار بریم خونهٔ مامانم اینا، ازدواج که میکنیم میشه جز یکی از کارهایی که باید انجام بدیم.
- من در دوستی شما رو به عنوان یک پدر یا مادر ندیدم، بعد از اینکه ازدواج میکنیم ممکنه اون نقشی رو که شما دارید به عنوان مادر یا پدر اجرا میکنید، درست نباشه.
- من شرایط مالی، انتظارات و توقعات مالی که از شما قبل و بعد از ازدواج دارم، متفاوته.
- من انتظارات و توقعاتی که برای خونه و نظم و ترتیبش و آشپزی و اینجور چیزا از شما دارم، قبل و بعد از ازدواج متفاوته.
مثال عملی تفاوت رفتار قبل و بعد از ازدواج

قبل از ازدواج من دوست دختر شمام، اگه هفتهای دو روز بیام خونتون، اون دو روزی هم که پیشتونم یه ناهار بپزم، هزار بار قربون صدقم میرین و «وای» و «مرسی» و اینا. ولی وقتی ازدواج کردیم، شدم همسر و خانم خونه هستم و بیرون کار نمیکنم، شما اونجوری دیگه قربون صدقهٔ من نمیرین با اینکه هر روز دارم ناهار و شام درست میکنم. چون دیگه به عنوان همسری که خانم خونهدار هستم، این جزو وظایفم تعریف شده.
ولی وقتی دوست دخترتونم، وظیفه نیست. میام، خب دارم یه کار خارج از اون وظیفه انجام میدم. بعد این به منی که خانمم برمیخوره که «تو قبلاً من دو روز برات غذا درست میکردم، این همه تشکر، الان چرا چیزی نمیگی؟»
چیزای کوچیک اینجوری خیلی خیلی زیاده و وقتی تعدادشون زیاد میشه، رابطه رو به هم میریزه.
امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدمها علاقه دارید، در بخش آموزشهای رایگان، مطالب متنوع دیگهای هم هست که هر کدوم به یکی از چالشهای روابط میپردازن. دعوتتون میکنم که با استفاده از لینکهای پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:
- پارتنر مناسب رابطه رو چجوری پیدا کنیم؟
- قبل ازدواج سکس داشته باشیم یا نه؟
- طرز برخورد با شوهر وابسته به خانواده
- اختلاف سنی مناسب برای ازدواج
- چه زمانی میشه دروغ گفت؟
- آیا میشه آدمها رو تغییر داد؟
- غذا نخوردن و نخوابیدن کودک دو ساله
- اول عاشق شویم یا اول ازدواج کنیم؟
- با فردی که طلاق گرفته ازدواج کنیم؟
- آداب دعوا کردن، قهر کردن و جدایی در روابط عاطفی
چطور تکلیف رابطه رو روشن کنیم؟
بنابراین حالا گفتیم یک سری رابطه هست که به قصد ازدواج شروع میشه، اصلاً دو طرف دارن دنبال همسر میگردن، از اون اولم به هم میگن، تکلیفم روشنه. پس این رابطه بیتکلیف نیست.
اگرم بعد از سه ماه، ۶ ماه طرف به نتیجه نرسید، آدم بهش میگه: «خب چی شد؟ من مثلاً نظرم اینه، شما نظرت چیه؟» خیلی رک میپرسین، تعارف که ندارین.
تو مقاله برای خواستگاری چه سوالاتی بپرسیم؟ یکسری سوال مهم رو گفتم که تو شروع رابطه هم میتونید استفاده کنید، مثل:
سوالات مهم درباره آینده: کار کردن – آیا هر دو باید کار کنید یا یکی از شما تو خونه بمونه؟ بچهدار شدن – چند تا بچه میخواید؟ چه موقع؟ مهاجرت – قصد مهاجرت دارید یا نه؟ اهداف بلندمدت – برنامههاتون برای ۵-۱۰ سال آینده چیه؟
این سوالات تو ابتدای رابطه هم میتونه خیلی کمکتون کنه.
پاسخهای احتمالی طرف مقابل به سوالات قبلی
- یا میگه احتیاج به دو ماه بیشتر دارم برای شناخت
- یا میگه شناختم کامل نشده، شما میپرسین چقدر زمان میخواد
- یا قبول میکنین یا نه
- یا میشه یا نمیشه و تمام
وقتی رابطه کلا به قصد دوستی باشه
یک سری ارتباط دیگه هست که به قصد دوستی شروع میشه، دوستی هم هست، دوستی هم ادامه پیدا میکنه و جایی تموم میشه. ارتباطات دوست دختر دوست پسری رو، اگر طولانی میشه، در همون دوست دختر دوست پسری نگه دارید و بعد تمومش کنید.
گفتم، بازم میگم: اینجور ارتباطها زمانی که میشه ازدواج، به مشکل میخورند در بیشتر موارد. ما هم همهمون جزو اون استثناها نیستیم که همه بگین «نه، مال من استثناست». باور بفرمایید که باید گوش کنین به حرف کسایی که تجربشون از شما بیشتره. فکر نکنین که کیس شما با همهٔ عالم و آدم متفاوت هست.
من نمیگم دوستی که مثلاً یه سال باشه، یه سال و نیم باشه، داغون میشه ازدواج کنن. ولی اگر سه سال، چهار سال رابطهٔ دوست دختر دوست پسرتون گذشت، سعی کنین دیگه اونو به ازدواج بیخودی نکشونین.
اون طرفم، خداییش، اگه دوستتون داشت و میخواستتون، تو اون دو سال، سه سال تصمیمشو گرفته بود. دیگه چه خانم، چه آقا.
- نه دختر، پسری رو که اونقدر دوست داره برای ازدواج میخواد، بهش نمیگه و ول میکنه
- نه پسر میذاره دختر همینجوری بلاتکلیف بمونه
چون ممکنه یه کیس دیگه بیاد و طرف بره. بنابراین اگر کسی واقعاً شما رو برای ازدواج بخواد، دیگه بعد از دو سال دوستی بهتون میگه. دیگه اگه نگه، یعنی اینکه نمیخواد.
استثناها: زندگی مشترک بدون ازدواج
مگر اینکه من با یه کسی دوست دختر دوست پسریم، حالا در خارج از ایران که خیلی راحتتره، در ایران نمیدونم بهش چی میگن، ازدواج سفید میگن، صیغهٔ محرمیت میگن. ما رفتیم و داریم تو یه خونه عملاً با هم زندگی میکنیم. اون متفاوته. عقد نکردیم، ازدواج نکردیم، ولی داریم زندگی میکنیم.
این یعنی زیر همون یه سال و نیم، دو سال، وارد زندگی مشترک شدیم. دیگه حالا چه رو کاغذ امضا بکنیم، چه نکنیم.
وقتی زندگی مشترک ندارید
اگر زندگی مشترک با کسی ندارید، حتی اگه خیلی همو میبینین و خیلی با هم حرف میزنین و دوست دختر دوست پسرین و از ۲ سال میگذره، دیگه خیلی به امید ازدواج، به چشم ازدواج به هم نگاه نکنید.
میخواست اتفاق بیفته، تا الان:
- یا حرفش زده شده بود، گفته شده بود
- یا طرف میگفت «میخوام باهات ازدواج کنم»
- منتظرم این کارم بشه
- منتظرم این خونه رو بگیرم
- منتظرم ماشینمو عوض کنم
در هر حال، حرفش زده میشد.
وقتی نمیدونیم از رابطه چی میخوایم!

اگر رابطهای رو شروع میکنیم، نه خودمون میدونیم چرا، نه طرف. یهو یه کسی رو یه جایی میبینیم، اینترنتی آشنا میشیم و این رابطه شکل میگیره. نه من تکلیفم روشنه، نه اون که اصلاً از این رابطه چی میخواستیم.
اینجور موقعها نباید بگید که «روم نمیشه». حالا هر کدومتون، چه پسر چه دختر، که زودتر تکلیفتون با خودتون روشن شد:
- اگه یه رابطهٔ عادیه و قصد و غرضی ندارین، که اصلاً لازم نیست حرفی بزنین یا چیزی بگین.
- اگر شما اونقدر از طرف خوشتون اومده که دارید فکرهای بیشتری میکنید (که معمولاً برای دخترا زودتر اتفاق میفته، چون احساساتیتر هستند و حساستر و زودتر دلبسته میشن).
و پسره هیچ حرفی بهتون نزده و نمیزنه، همینجوری هم زمان داره میگذره. حالا بعضیاتون خواستگار دارید یا خواستگارهای دیگهای دارید یا آدمای دیگهای میتونن بیان تو زندگیتون و برن، و همه رو گذاشتین روی هولد، یه دکمهٔ توقف زدین تا تکلیفتون با این آدم روشن شه.
خب بپرسین!
وقتی شما تکلیفتون روشن شد، هی به من میگین تو دایرکت «ما چه کار کنیم؟» رک بپرسین. از چی میترسین؟
دلایل نپرسیدن و چرا انجامشون اشتباهه؟
ما اگه نمیپرسیم چند تا دلیل داره:
۱. یا خجالت میکشم که این خجالته کار دستم میده، زندگیمو به هم میریزه. پس بهتره خجالتو بذارین کنار.
۲. یا میترسم از چی میترسم؟ از این میترسم که اگر من به این بگم که «تکلیف چی شد؟ آیا میخوای ازدواج کنی یا نه؟» و این آدم یهو بگه نه و فکر کنه قصد من ازدواجه و دوستیم به هم بخوره و بذاره بره، من چه کار کنم؟
اینکه ترستون بیخوده، چون این آدم اگر بخواد بذاره بره، الان اگه بره، شما اون ناراحتی که میشید و ضربهای که میخورید و اذیتی که میشید کمتره، زمانی که طول میکشه تا حالتون بخواد بهتر بشه هم کمتره.
برای همین نترسین، چون این اتفاق در هر حال میفته.
ترس از دست دادن بهترین گزینه
اگه از این میترسین که «خب اگه آدم بهتر از این پیدا نکنم؟» فرض کنیم که اون آدم بهتر رو پیدا نکنید. این آدمم عالیه، وقتی شما رو نمیخواد، میخواین چیکار کنین؟ چون بهتر از این پیدا نمیشه، تا آخر عمرتون تو همین رابطهٔ بلاتکلیف همینجوری برین جلو که حالا این یا بخواد یا نخواد؟
گاهی آدما احتیاج به یه هول دارن
بعضی از اوقات هم آدما، چه دختر چه پسر، یه هول احتیاج دارند. اگه به اندازهٔ کافی زمان از روی این رابطه گذشته و شما به یک نتیجهٔ قاطع رسیدید که میخوام این رابطه رو یا ادامه بدم، دوست دارم به اینجا برسه، یا نه…
اگه طرف گفت نه و جواب رد داد، اوکیم.
چون وقتی این حرفو بزنین، اون وقت اگه بهتون بربخوره، طرف بهتون بگه «نه، من قصد ازدواج با تو ندارم»، تکلیفتون روشن میشه.
واکنشهای ممکن بعد از روشن شدن تکلیف
دیگه یا ناراحت میشین، بهتون برمیخوره، چه دختر باشین چه پسر:
- میذارین میرین، رابطه رو قطع میکنین، میرین دنبال آدم دیگهای، شانسهای دیگهای، اصلاً یه کار دیگهای، میذارین ازدواج و دوست دختر دوست پسری و اینا رو فعلاً کنار.
- یا از دستش ناراحت میشین، باهاش قهر میکنین، بعد از یکی دو ماه آشتی میکنین، میگه «نه، حالا دوست باشه تا من بخوام واقعاً به سن ازدواج برسم» یا کیس مناسبی پیدا کنم.
- یا اینکه میپذیرین، میگین: «نه، من انقدر عاشق این طرفم، اگه ۵ سالم باهاش ارتباط باشم، بعد بگه خداحافظ بره، اشکالی نداره چون دوستش دارم.»
مسئولیت روشن کردن تکلیف با کیه؟
این وظیفهٔ اون آدم مقابل، چه دختر چه پسر، نیست که بیاد تکلیف رو برای شما روشن کنه. این شمایید که زمانی که تکلیفتون با خودتون و رابطه مشخص شد، اگر از این بلاتکلیفی که طرف مقابل براتون ایجاد کرده ناراحتین، ازش بپرسید.
تو زر ورقم نپیچین، چون بچه که نیستین شما. غیر مستقیم وقتی میپرسین، اگر اون آدم به هر دلیلی نخواد جوابتونو بده، خوب هی جواب نمیده، خودشو میزنه به اون راه.
جوابتون رک و راحت و خیلی بیپرده و راست ازش بپرسین. سوال بد زشتی که نیست که: «آقا، من از تو خوشم اومده، دارم امروز فکر ازدواج میکنم، شما نظرت چیه؟»
- یا میگه نمیخوام
- یا میگه میخوام
- یا میگه زمان میخوام
نمیگیره بکشتتون که!
بعدم میگم، اگر طرف نخواد و شما دلبسته و وابستش شدید، بهتره الان بدونین. چون با عقل و درایت کامل در این رابطه میمونین و میدونین که بعدش قراره چی بشه. وگرنه از پا در میایم.
وقتی طرف قول میده ولی عمل نمیکنه
یه موقع هم هست که شما از طرف میپرسین، طرفم میگه «بله، قصد من ازدواجه». بعد شما، بالاخره قصد ازدواج یه زمانی، یه تاریخی، طرف باید بده دیگه، چه دختر چه پسر.
مثالهای بهانههای تکراری
بعد بهش میگین «کی؟»
- دختره میگه که مثلاً «تا درسم تموم شه، یه سال و نیم مونده». شما یه سال و نیم صبر میکنین، درسش تموم میشه، میگین «خب چی شد؟ بیایم خواستگاری؟» «نه، حالا الان بذار برادرمم این کارش تموم شه.»
- یا پسر، برعکس: «نه، مثلاً بذار این کارمو تازه شروع کردم انجام شه، بتونم خونه رهن کنم.» بعد پول رهن خونه مثلاً جور میشه. «نه، حالا یه شش ماه، یه سال دیگه این ماشین رو بخرم.»
اینجوری وقتی از یک به دو به سه رسید، رابطهتون رو قطع کنید.
نتیجهٔ قطع رابطه
اگه طرف جدی باشه باهاتون، یه تکونی میخوره، به خودش میاد:
- یا میاد خواستگاریتون
- یا اگه شما برین خواستگاریش، دختر باشه، جواب بله رو بهتون میده
چون متوجه میشه که نبودتون چقدر سخت خواهد بود.
یا قطع کنید که تکون رو بخوره و بهتون نزدیک شه و قبول کنه، یا رابطه قطع شه.
چون این آدم:
- یا احتیاج به یه هول داره
- یا اصلاً قصدش اون نیست، داره معطل میکنه
دلایل معطل کردن
حالا یا داره دنبال کس دیگهای میگرده، ببینه بهتر از شما هست یا نه (که به نظر من کاملاً این کار اشتباهه).
ما یه کیس مناسب رو انتخاب میکنیم، اون هم ما رو انتخاب میکنه و روش میسازیم. چون همیشه از این چیزی که من دارم، چه این گله، چه مادر پدر، بچه، همسر، خونه، فرش، لباس، بهترش هست. اون بهتره رو بگیرم، باز از اون بهتر هم هست.
ما نمیتونیم کل زندگیمونو صبر کنیم یا هی مقایسه مقایسه که بریم بهتر و بهتر و بهتر. اینجوری موهامون میشه رنگ دندونامون، سنمونم میشه ۱۲۰ سال و هنوز اون بهترین بهترین رو پیدا نکردیم، تنها میمونیم.
نکنین این کارو! کسی که مناسبه و بهتون میخوره و ۶۰-۷۰ درصدش اوکیه، بقیهاش خیلی مهم نیست.
وقتی طرف از اول میگه قصد ازدواج نداره
بنابراین این رابطههای بلاتکلیف، وظیفهٔ منه که تکلیف رو روشن کنم. و جوابی رو که گرفتم، بر اساس تواناییهای خودم، حس و حال خودم، قدرت خودم، میزان خوشحال شدن، ناراحتی خودم، آیندهٔ خودم، تصمیم بگیرم که آیا میخوام (این طرف گفت نه) ادامه بدم یا نه.
هشدار مهم
یه چیز دیگه هم خواهش میکنم یادتون باشه: زمانی که یک آدم میاد رک و مستقیم به شما میگه که «من قصد ازدواج ندارم»، از اول بهتون گفته، یه سال بعدشم میگه، دو سال… فکر نکنید که اگر باهاش ادامه بدید، نظرش عوض میشه.
نظرش عوض نمیشه!
اگر هم من به زور نظرش رو عوض بکنم، بعد از یک سال، دو سال، سه سال که از ازدواج گذشت، به همون دلایلی که نمیخواست ازدواج بکنه، میره سراغ اون چیزا. و بعد من میمونم و یک زندگی که نمیدونم باید باهاش چه کار کنم.
چون:
- یا جدا میشه از من
- یا به اون کارهایی خواهد رسید که به خاطر اونها قصد داشته ازدواج نکنه
- احساس میکرده که زن یا مرد ازدواج نیست
و من بهم فشار میاد.
نادیده گرفتن حرفهای واضح طرف
بنابراین زمانی که کسی رک و راست میاد بهتون میگه و میشینه، فکر نکنین:
- «نه، حالا گفت»
- «نه، حالا داره شوخی میکنه»
- «نه، حالا نظرش عوض میشه»
طرف داره میگه، من هی نمیشنوم! چون:
- من از اون خوشم میاد
- یا من میخوام باهاش ازدواج کنم
- یا من میخوام تو زندگیم باشه
اینو ندیده میگیرم، اینو نشنیده میگیرم. مثلاً طرف میگه:
- «بچه نمیخوام»
- «من اهل این نیستم»
- «اهل اون نیستم»
من اصلاً اینا رو نمیشنوم، فقط اون چیزاشو دارم میبینم که خودم میخوام.
نتیجهگیری
اگر میخواهیم کسی رو، باید همهٔ چیزش رو با هم ببینیم:
- چیزاییش که خوبه
- چیزایش که خوب نیست
- چیزایش که مطابق سلیقهٔ منه
- چیزایش که مطابق سلیقهٔ من نیست
و بعد بریم جلو.
رابطههای بلاتکلیف رو نذارید طولانی بگذره، اذیت میشین. تکلیفش رو از یک جایی به بعد، بر اساس شناختی که از خودتون دارین و اون چیزی که خودتون احساس میکنین، روشن کنید.
اگه نکتهای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنتها برام بنویسید. سوالاتتون رو میبینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر میکنم تا یک گفتگوی عمیقتر و زندهتر با هم داشته باشیم.
راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و میتونید با استفاده از لینکهای پایین به اونا دسترسی داشته باشید:
- روابط عاطفی
- چه زمانی همسر خود را امتحان کنیم؟
- دیدن پورن و خودارضایی واقعا بده؟
- کنجکاوی در گذشته همسر
- دیر جواب دادن پیام نشانه چیست؟
- مشکلات مهاجرت کردن
- چرا آدم اشتباه برای رابطه انتخاب میکنیم؟
- ازدواج فامیلی خوبه یا بد؟
- چجوری شیک و باکلاس کادو بدیم؟
- حریم شخصی بین زن و شوهر
- عادتهای بد اخلاقی
- چجوری یک رابطه عاشقانه و پایدار بسازیم؟
- انتظار و توقع مرد از زن در رابطه
- عواقب سکوت در روابط عاطفی
- آداب مشورت و تصمیمگیری کردن
- بازگشت به رابطه پس از جدایی
- تفاوت انعطافپذیری، گذشت، بخشش و تحمل در روابط عاطفی

