سوال کامل مخاطب: من ۳۹ سالمه و با آقایی که دو سال از من بزرگتره، چهار ماهه که تو ارتباط هستم. ایشون بهترین پلِ ارتباطی رو پیام دادن میدونن و تمایلی به زنگ زدن ندارن. ما کلاً شش یا هفت بار تو این مدت تلفنی صحبت کردیم که بیشترین تماس از سمتِ من بوده و دو یا سه باری ایشون تماس گرفتن، بهصورتِ کوتاه. درصورتی که من بهشون گفتم که دوست دارم صدات رو بشنوم و حضوری ببینمت. کلاً سه بار همدیگه رو دیدیم. هر وقت حرفش پیش میاد که همو ببینیم، ایشون بیشتر نظرشون دیدنِ همدیگه تو منزلِ ایشونه، و من مخالفِ این قضیهام – چون ایشون صراحتاً پیشنهادِ سکس رو دادن و من همیشه مخالفت کردم.
یهبار ازشون پرسیدم که شما اصلاً به رابطهٔ جدی و رسمی فکر کردید؟ که ایشون گفتن بعد از یک یا دو سال، بله. الان موندم سرِ دوراهی و نمیدونم باهاشون ادامه بدم یا نه. چون من تو صحبتِ اخیری که با هم داشتیم، گفتم بهشون که من آدمِ رابطههای سطحی و لحظهای نیستم، به رابطهٔ رسمی و بلندمدت و هدفمند فکر میکنم. حتی یهبار خیلی محترمانه ازشون خداحافظی کردم، ولی ایشون گفتن از رفتن حرفی نزن. هم دیر به دیر دیدن همو، هم زنگ نزدن ایشون. و ایشون طبقِ گفتهٔ خودشون، خیلی سرشون شلوغه که از نظرِ من توجیهِ خوبی نیست و هر کسی برای اولویتهاش وقت باز میکنه، اگه وقتِ زیادی نداشته باشه. همهمون اندازهٔ دو دقیقه، خدایی دیگه، وقت داریم برای اینکه حتی فقط صدایِ هم رو بشنویم. همچنین، درخواستِ مکررِ ایشون به سکس.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، من از اون آدمایی هستم که توی پستی که گذاشتم برای دیر جواب دادنِ تکست و زنگ زدن، خیلی موافقم که اگه کسی دیر جواب بده، لزوماً معنیش این نیست که ما رو دوست نداره. یعنی میخوام قشنگ موضعِ من رو بدونی. ولی اینکه تو چهار ماه ما فقط شش بار یا هفت بار حرف بزنیم یعنی هر دو هفته یک بار و فقط دو سه بار همو ببینیم، این خیلی خیلی کمه.
من احساس میکنم که، ببین، اگر کارِ کسی تو این حد زیاده که دو هفته یهبار میتونه خیلی کوتاه صحبت کنه و ماهی یک بار که ماهی یهبارم کمتره، چون دو سه بار میشه تقریباً یه ماه و نیم یهبار، بتونه من رو ببینه، بعد از یک سال یا دو سال هم تغییرِ زیادی که نخواهد کرد. فرض کن اصلاً برسه ازدواج، این آدم برای شما وقت نخواهد داشت. اگر راست بگن و سرشون به این حد شلوغ باشه.
معمولاً اینجوری نیست. معمولاً وقتی کسی تو این حد حضور نداره و نیست، دلایلِ دیگهای داره: یا همسر داره، یا همسری داشته و جدا شده، ولی مثلاً دختر داره به سن و سالی که نمیتونه با کسِ دیگهای تو رابطه باشه، یا تو خانواده کسی روش حساسه. در هر حال، یه دلیلِ دیگهای هست، و این تنها دلیلش کار نمیتونه باشه.
بنابراین، من به شما پیشنهاد میدم که همونجوری که خیلی محترمانه خداحافظی کردید، دوباره محترمانه خداحافظی کنید. ایشون بگن: «نه، حرف از رفتن نزن.» اگه میخوان شما حرف از رفتن نزنید، باید ارتباطشون رو وسعت بدن تا بخواد وارد رابطه بشه.
بعد، رابطه آیا به سکس برسه یا نرسه، اصلاً این رابطه رو باهاشون نداشته باشید، رابطهٔ فیزیکی منظورمه. باهاشون خداحافظی کنید میگم، چون فرض کنید اصلاً فردا بهتون بگه: «باشه، بیا بریم عقد کنیم.» کسی که اینقدر وقتش کمه، چیکار میخواد بکنه؟ نمیتونه با شما وقت بگذرونه که اگه کارش اینجوریه.

