طناز و شما

با فردی که طلاق گرفته ازدواج کنیم؟

در مورد طلاق و اینکه با آدم‌هایی که ازدواج کردن و طلاق گرفتن، حالا یک بار یا دو بار یا بیشتر، وارد رابطه بشیم یا نه، یه ویدیو کوتاه تو اینستاگرام گذاشتم. یسری کامنت‌ها رو که برام فرستادن، واقعاً شوکه شدم.

یعنی واقعاً من فکر نمی‌کردم که در ایران امروز، با آدم‌هایی که من همه جا وقتی می‌شینم از ایران و ایرانی و هوش و ذکاوت و شعورشون تعریف می‌کنم، که واقعاً جزو بهترین‌های دنیان، درک بالایی دارن، فهم بالایی دارن، یه همچین کامنت‌هایی ببینم!

من طناز فرازی هستم، روانشناس و امروز در طناز و شما قراره مفصل بریم و موضوع رابطه و ازدواج با فرد مطلقه رو بررسی کنیم.

ملاک سواد و آموزش، تعداد فالور نیست

داشتن رابطه با زن مطلقه

اول از همه اینکه بعضی‌ها میان می‌گن من که اصلاً از کسی اسم نبردم، ولی خب ماشاالله فالوورا خیلی فعالن و هی اسم آوردن که آقای فلانی اینو گفته، اینو گفته، اینو گفته و پیجش هم اینقدر میلیون نفر! من ندیدم تا حالا، فقط اون کامنت که برام اسکرین‌شات گرفته بودن فرستاده بودن.

یکی از حرف‌های خیلی جالب این بود که با یک میلیون و خورده‌ای هزار نفر فالوور دارن اشتباه می‌گن! مگه حرف درست و اشتباه زدن به تعداد فالوورها یا تعداد آدمایی که آدمو می‌شناسن یا می‌بینن‌ هست؟ این چه حرفیه آخه!

من اگه الان اینجا لباسمو دربیارم، یه بار فقط یه ویدیو بگیرم بذارم، تعداد فالوور می‌شه هفت-هشت میلیون نفر تو فاصلهٔ زمانی خیلی کوتاه، خیلی کوتاه! بعد اون وقت میام هر حرفی بزنم، چون هفت-هشت میلیون فالوور دارم شما گوش می‌دین؟ واقعاً اینجوریه؟ یعنی سیستم اینجوری کار می‌کنه؟ ما تعداد رو نگاه می‌کنیم، بعد طرف هرچی گفت، گفت؟

یعنی اگه الان تعداد فالورای من با اون کاری که کردم بشه چند میلیون، هر چی بگم درسته؟

روانشناسی زرد و جذب فالوور

داشتن رابطه با مردی که طلاق گرفته

این چیزی که به اسم روانشناسی زرد در ایران باب شده و خیلی زیاده، دقیقاً هدفش جذب فالووره. خب من فالوور زیاد بشه، بعد اگه به شما بگم شما امروز اگر خودتون رو از بالای پشت‌بوم بندازین پایین، تا آخر عمرتون خوشبختین، چون من از همهٔ روانشناسای دیگه فالوورم بیشتری می‌شه (۸ میلیون!)، شما از بالای پشت‌بوم خودتونو می‌ندازین پایین که خوشبخت‌تر زندگی کنین؟

تورو خدا از این حرف‌های بچگانه نزنید! خواهش می‌کنم ازتون، این خوب نیست، اصلاً کار درستی نیست. ما خیلی آدم‌های با درک و فهم و شعور هستیم و این توانایی بهمون داده شده که خودمون بشینیم فکر کنیم، نه اینکه مثل طوطی حرف یک نفر دیگه رو تکرار کنیم. بعد هم نباید ذهنمونو ببندیم، یعنی یه چیزی بیاد ببندیم، تمام شد!

ما ایرانی‌ها میز گرد بلد نیستیم

وقتی یه نفر نشسته داره باهامون منطقی و درست صحبت می‌کنه، باید با یه فکر باز بریم بشینیم صحبت کنیم. من همیشه می‌گم ما ایرانی‌ها میز گرد یا مباحثه بلد نیستیم، ما فقط بلدیم دعوا کنیم! یعنی من میام سر میز گرد می‌شینم، شما یه چیزی که می‌گین نظرتون مخالف منه، من شروع می‌کنم داد و بیداد و «نه! اشتباه می‌کنی!»

نه! من حرف شما رو می‌شنوم، اگر درست باشه نظرمو عوض می‌کنم، سوالی داشته باشم می‌پرسم. اگه بخوام راجع به چیزی که خودم باور دارم، منطق و دلیل میارم پشتش، دفاع می‌کنم، حمله نمی‌کنم! این خصوصیت ما که دوست داریم فقط حمله کنیم بده، چون باعث می‌شه که گوش ندیم طرف چی داره می‌گه.

طلاق گرفتن یعنی آدم بدی بودن؟ نه!

من هزار بار گفتم، فکر کنم این از اون چیزاییه که هزاران بار دیگه هم ویدیوش می‌ذارم و خیلی قرص و محکم سرش وایستادم.

کسی که طلاق گرفته، معنیش این نیست که دیگه نباید فرصت داد، وای نباید باهاش رابطه داشت، نباید ازدواج کنیم! این حرف کاملاً و صد درصد اشتباهه! ۱۰۰٪ اشتباهه، نه 99/5، صد در صد اشتباهه!

رابطه با فردی که طلاق گرفته کجا اشتباهه کجا درست؟

اگر یک آدم در بازهٔ زمانی کوتاهی، مثلاً در عرض پنج سال سه تا طلاق داره، ما کنجکاو می‌شیم، تحقیق می‌کنیم، دلیلشو می‌پرسیم، از بقیه می‌پرسیم.

ولی یک نفر اومده، حالا پسر یا دختر، دختر بوده ۱۷-۱۸ سالش بوده، شهرهای کوچک‌تر، خانواده‌های سنتی، فرهنگ بسته‌تر، مجبورش کردن ازدواج کنه؛

یا پسری بوده، به زور گفتن بیا دختر خاله، دختر عمه، دختر عمو، تو باید بگیری. بعد از دو-سه سال، بچه هم نداشتن، قرص و محکم‌تر شدن، تونستن جلو فامیل وایستن.

یا طرف واقعاً آزارشون داده. اصلاً دختره رو هر روز می‌گرفته می‌زده تا بعداً همه دیگه «بابا داره دختره می‌میره!» آقا بیا جدا شو. بچه هم نداشته، بعد میاد دوباره ازدواج می‌کنه.

سه سال توی رابطه اینجوری بوده که طرف مقابل بیشترین ایرادا رو داشته، ۹۰ درصد مقصر بوده. دختره در واقع جونشو برداشته، نجات داده، جدا شده. سه سالم سعی کرده بسازه. اینکه شما میاین به من می‌گین «نه، طرف سازگار نبوده، کسی که بلد نباشه سازگار باشه به درد منم نمی‌خوره»، این طفلک که سه سال سعی کرده سازگار باشه، نشده! اون یکی آدم هم درست نشده، هنوز داره می‌زنه، سیاه و کبودش می‌کنه. دختره شده ۲۱ سالش، جدا شده، یکی-دو سال هم صبر کرده، بزرگ‌تر شده، یه درسی خونده، آروم‌تر شده، خودشو پیدا کرده و بعد ازدواج کرده.

همه ما ممکنه تو انتخاب اشتباه کنیم

همون فرد قبلی، انتخابش انتخاب درستی نبوده. ما هممون ممکنه در انتخاب دچار اشتباه بشیم. ممکنه طرف بیاد یه سری دروغ به ما بگه، ما باور کنیم. ممکنه یه سری چیزا رو بهمون نشون نده. ممکنه نه! همه چیز رو نشون بده، من هم فکر می‌کنم که می‌تونم با این آدم بسازم، ولی بعد از شش سال، هفت سال متوجه می‌شم که ما به هم نمی‌خوریم، تفاهم نداریم.

به مقاله داریم به اسمِ آیا می‌شه آدما رو تغییر داد؟ اونجا یه موضوعی رو توضیح دادم:

“شخصیت انسان‌ها تو سن خیلی پایین شکل می‌گیره، رفتارهاشون تو سن یه خرده بالاتر، و تغییر رفتار کار سختیه. شخصیت رو که تقریباً نمی‌شه تغییر داد!

گاهی آدما نمی‌ذارن که ما این شخصیت واقعی رو ببینیم، تا وقتی که کار از کار بگذره و اینجاست که متوجه انتخاب اشتباه می‌شیم و می‌بینیم که تفاهم نداریم.

موندن تو رابطه به خاطر بچه

حالا، همه اینا گذشت. من بچه دارم، سازگار می‌شم، انعطاف‌پذیری زیاد می‌کنم تا زمانی که بچه‌ها بزرگ بشن، از آب و گل‌ در بیان. یعنی ۱۵ سال، ۲۰ سال می‌مونم توی اون رابطه. ۲۰ سالم بوده ازدواج کردم، ۲۰ سالم موندم، بچه‌هام شدن ۱۹-۲۰، از خونه رفتم بیرون. دیگه نمی‌تونم، دیگه رسیده به ته قدرت سازگاریم با این آدم. جدا می‌شم، میام بیرون.

الان یه خانمم، هنوز در میانسالی‌ام، چهل و یکی-دو سالمه. دلمم می‌خواد ازدواج مجدد کنم. از کثافت‌کاری و امروز با این، فردا با اون، پس‌فردا با اونم دوست ندارم، خوشم نمیاد از این. بعد طرف بیاد بگه «نه! اگه طلاق گرفته، اگه بچه داره که اصلاً باید بره زیر گل! باید بره خودشو بکشه، خاک بریزه رو خودش، بمیره!»

این، الان به نظر شما که میاین توی پیج می‌گین «ازدواج نه! ازدواج نمی‌شه! کسی سازگار نیست!» الان این خانم به نظر شما سازگار نبوده؟ سعیشو نکرده؟ الان طلاق گرفته، تقصیر خودشه؟ خودش اشتباه کرده؟ این چه حرفیه که شما می‌زنید؟

یه مسئله مهم اینجا هست که حیفم میاد نگم، اگه کسی بچه داره و قصد جدا شدن داره، مهمترین مسئله اینه که بلد باشید با احترام جدا بشید، به‌خاطر بچه‌ها، یک مقاله داریم به اسم “آداب جدایی و طلاق” اونجا توضیح داده که:

“اگه می‌خوایم جدا بشیم، با احترام، بدون توهین، بدون دعوا. آدما می‌تونن حرف بزنن. بعد از جدایی، پدر در زندگی بچه‌اش حضور داره، مادر حضور داره. ما عادت کردیم، ببخشیدا، این بچه‌ها طفلکیا رو به عنوان وسیله استفاده می‌کنیم ازشون. تا از دست همسرمون عصبانی میشیم، چه مرد چه زن: «آی بابات اینجوری!» بابا این بچه ۱۲ سالشه، برای چی می‌شینین بهش می‌گین بابات با من این کارو کرد، اون کارو کرد؟ یا بچه می‌گه: «چرا داری گریه می‌کنی؟» «تقصیر باباته!» اینا به بچهٔ ما مربوط نیست، اصلاً مربوط نیست. بچهٔ ما دوست ما نیست، مشاور ما نیست، خواهر برادر ما نیست.”

مثال رابطه با مردی که سابقه جدایی و طلاق داشته

برای مرد و پسر هم همینطور. مثال زدم:

پسره ۱۹-۲۰ سالش بوده، اومدن یه دختر از فامیل هم سن و سال خودش گرفتن. طرفم داد و بیدادیه! مثلاً بیماری وسواس داشته. تو مثال، پسره داشته دیوانه می‌شده! «آقا حموم نرو! حموم می‌ری دست به جایی نزن! این لیوانو اینجوری بردار! اونو اونجوری!» بعد از دو سال، سه سال که خیلی سعی کرده به این خانم کمک کنه، درستش کنه، خودشو سازگار کنه، نشده. بچه هم ندارن، جدا شدن.

بعد می‌ره سر یه کاری، یه خونه، زندگی می‌سازه. ۲۵-۲۶ سالگی ازدواج می‌کنه. بعد از پنج-شش سال، یه دونه بچه یا دوتا بچه، متوجه می‌شه انتخابش اشتباه بوده. ولی چون آدم بسیار خوب و مسئولیه، خوبه و مسئوله، می‌مونه. ۲۰ سال، ۲۵ سال می‌مونه. بچه‌ها جدا می‌شن، سن ۵۵ سالگی، بعد از ۱۵-۲۰ سال ازدواج، از خانمش جدا می‌شه.

این آدم باید بره بمیره؟ دیگه حق زندگی نداره؟ یا اگه بیاد الان خواستگاری من، نوعی من چون دوتا طلاق داشته در فاصلهٔ ۳۰ سال، باید بلافاصله بهش بگم نه؟ آخه این چه حرفیه شما می‌زنید!

تورو خدا یه خورده… این مغز به این بزرگی، بهترین کامپیوتر دنیا رو به ما دادن، گذاشتن تو این سر ما که ازش استفاده کنیم. اینو نباید ببندیم بذاریمش کنار! به خدا استفاده کردن ازش ارزششُ پایین‌تر نمیاره‌ها! بعداً بخوایم بریم بفروشیم، نه اینکه دست دومه! هرچی بیشتر استفاده کنیم، ارزشش می‌ره بالاتر. یه خورده فکر کنیم، حرف بزنیم. فقط یذره…

همه آدم‌های مطلقه، روزی مثل من و شما بودن

از کجا بدانیم باید طلاق بگیریم

تمام اینایی که ازدواج کردن، جدا شدن، یک روزی مثل من و شما بودن. مجرد بوده، طرف با هزار تا امید و آرزو رفته توی زندگی. مگه کسی رو داریم که بخواد خودش یا یکی دیگه رو بدبخت کنه و با یه ناسازگاری وارد زندگی بشه؟ اونم مثل من بوده، مثل شما بوده، چند تا حق انتخاب داشته، بر اساس دانسته‌هاش، اطلاعاتش، یک انتخابی رو تو اون سنی که بوده انجام داده. بعداً بزرگ‌تر شده، عاقل‌تر شده، بالغ‌تر شده، درکش بیشتر شده، بیشتر فهمیده. فهمیده آقا این انتخاب من اشتباه بوده.

ترس از قضاوت جامعه

آیا طلاق بد است؟

اینقدر هم قوی و قرص و محکم هست! برخلاف خیلیایی که می‌مونن تو ازدواج که البته خیلی‌هاشون از ترس آدمایی مثل من و شما که می‌گیم «وای طلاق! اصلاً دیگه دست بهش نزن! بدبخت می‌شه!» تحمل، می‌مونه تو زندگی. بچه نداره‌ها! می‌دونم انتخاب اشتباه است، از نظر مالی و اینا اوکیه، فقط نمیاد بیرون که این اسم طلاق روش نیاد! چون یه آدم بی‌شعوری مثل من میاد می‌گه که «طلاق گرفته، دیگه نمی‌شه با این ازدواج کرد!» درسته اینا؟ این چه حرفیه!

همهٔ این آدم‌ها مجرد بودن، همه می‌خواستن ازدواج خوب داشته باشن، همشون به هزار امید و آرزو می‌رن توی یه زندگی. حالا نشده! زمین و آسمون که به هم نرسیده!

آمار واقعی طلاق‌ها

همهٔ آدما که مورد و مسائل بزرگ ندارن از هم جدا بشن. از هر صد تا طلاقی که اتفاق می‌فته، دیگه پر پر پر پرش ۲۰ تا شاید اینجوری باشه که یکی از دو طرف یه مشکل حاد عجیب غریب داشته که باعث شده اینا جدا بشن. اون هشتاد درصد دیگه سر چیزهای کوچیکه معمولاً. ولی تعدادش زیاد می‌شه، نمی‌شه دیگه تحمل کرد. طرف اومده بیرون.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

تناقض در نگاه ما

اون وقت از اونورم که آخه تحمل‌هامون خیلی کمه! از اینور می‌گیم کسی که طلاق گرفته نه! یعنی واقعاً یه جوری شدیم ما! خدا خرما رو با هم می‌خوایم! طرف مجرد باشه، طلاق هم نگرفته باشه، ولی تجربش هم زیاد باشه! این کارم بکنه، اون کارم نکنه، منم اینجوری کنم!…

تا یه اتفاقی میفته این جملات گفته می‌شه! «من تحمل…» «من جدا می‌شم!» اگه یکی دیگه جدا بشه خیلی بده، ولی من اگه جدا بشم دلایل خیلی قرص و محکمی داشتم! من با بقیه فرق می‌کنم! نه به خدا! هیچ‌کدوم با هیچ‌کدوم فرقی نمی‌کنیم! اصلاً فرقی نمی‌کنیم! اینجوری قضاوت کردن خیلی قضاوت بدیه!

مقایسه با روابط قبل از ازدواج

تازه، تازه یه چیزی می‌خوام بگم بهتون. اون آدم‌هایی که رفتن و جدا شدن… ببینید، باز هم تاکید می‌کنم: کسی سه بار، چهار بار جدا شده در یک فاصلهٔ زمانی سه، چهار، پنج، شش ساله، اونو باید آدم خیلی دقت کنه. ولی طرف تو فاصلهٔ ۲۰ سال دوبار جدا شده، تو فاصلهٔ ۵ سال یا طلاق داشته، ازدواج کرده، بعد از ۴ سال، ۵ سال جدا شده، اینا اصلاً چیز عجیب غریبی نیست! اصلاً مورد و مشکل نیست که ما اینقدر داریم بزرگش می‌کنیم! «وای طلاق! وای بدونم! وای چی! وای تحقیق کنم!» عه!

نکته مهم درباره طلاق

بعد یه چیز دیگه، قبل از اینکه این مورد مهمه رو بگم: طرف صد تا دوست دختر یا صد تا دوست پسر داشته قبل از اینکه بیاد اینجا بشینه از من خواستگاری کنه یا بیاد خواستگاری یا بیاد سراغ من، من یا اون.

صد تا، ۵۰ تا، ۴۰ تا، ده تا، اصلاً پنج تا رابطهٔ دوست دختر دوست پسری داشتیم، فقط چون من این امضا رو پای این ورق نکردم جلو چند تا شاهد، اون که مهم نیست! آقای ایکس با یه میلیون و نیم آدم نمیاد بگه «بابا طرف تو پنج تا رابطهٔ دو-سه سالهٔ طولانی بوده، هیچ‌کدوم نتونسته نگه داره!» تو این هفت سال یه خورده دقت کنید! اون اشکالی نداره چون امضا نکرده!

ولی یه بنده خدای دیگه، هیچ رابطه‌ای تو قبلش نبوده، پاک و پاکیزه، یک انتخاب کرده، انتخاب اون می‌شه پیراهن عثمان! طرفش نرینا چون امضا کرد! «چرا ازدواج کرد؟»

هیچ‌کس ازدواج نمی‌کنه! خب برای همین ازدواج نمی‌کنن! برای همین نمی‌خوان! یا می‌شینیم از دور «فلانی عجب آدم ترسو ضعیفیه‌ها! جدا نمی‌شه!» خوب جدا شو، برو دنبال زندگی! نه! ضعیف نیست، ترس هم نیست! از ترس آدم‌های مثل من و شما، بدبخت جدا نمی‌شه، تو زندگی‌مون داره زجر می‌کشه!

کامنت‌هایی که شما درباره طلاق نوشتید

کامنت‌ها! وای می‌گین که «طرف از اونجا که اهل ساخت و ساز نبوده، نمی‌تونه با ما هم بسازه!»

پاسخ:

اولاً اینکه مگه شما یا من آدم مورد و مشکل‌داری هستین که بخوایم با یه سری مشکل بریم که طرف بخواد بسازه؟ جفتمون باید با هم بسازیم!

دوماً از کجا می‌دونین این طرف مشکل داشته؟ شاید این که خیلی سعی کرده بسازه، مشکل از طرف همسرش بوده! «این خیلی معنی ساخت و سازه اتفاقا…» «حتماً این مشکل داشته!»

یکی دیگه می‌گیه که «آدم زمانی که ازدواج اول رو کرده، باید دقت می‌کرده، انتخاب درست می‌کرده. حالا از کجا معلوم که انتخابش سر من درست باشه؟»

این حرفی که دارین می‌زنین، خودتونو دارین می‌برین زیر سوال، نه اونو! یعنی شما یه موردی دارین که طرف باید خیلی دقت کنه انتخابتون کنه؟ چه حرفیه آخه!

تحمل کلمه طلاق

یه چیزی خیلی جالبه: ما تحمل کلمهٔ طلاق رو نداریم! تا کسی بگه، همهٔ آنتن‌ها می‌ره بالا! پرچم قرمز! فرصت نمی‌دیم! یعنی با یه چیزی به این کوچیکی نمی‌تونیم بسازیم، بعد می‌خوایم وارد یک زندگی بشیم با کل مسئولیت‌ها و دردسرها و گرفتاری‌ها و استرس‌هایی که میاره، می‌خوایم سازگار باشیم، بسازیم، تحمل کنیم، زندگی رو ببریم بالا؟

من اصلاً همین‌جا از آدم‌های بسیار نازنینی که اشتباه کردن و انقدر قوی بودن و انقدر جرأت داشتن که اشتباهشون رو درست کردن و جدا شدن…

من از شماهایی که طلاق گرفتین، تو این ویدیو خواهش می‌کنم: اگر سراغ آدمی رفتید، حتی اگه خیلی دوستش داشتید، به محض اینکه دیدین طلاقتون رو داره می‌کشه وسط یا «چرا؟» و «چی شد؟» و خانوادش، سریع ولش کنین‌ها! چون این آدم، آدم زندگی نیست!

من کاملاً حرف برعکسشو می‌زنم! این آدمی که تحمل یک همچین چیز ساده رو نداره، آدمیه که بعداً در زندگی‌تون هزار تا مشکل براتون ایجاد می‌کنه.

من وقتی به این بلوغ روانی نرسیدم که بتونم یه چیزی رو با منطق خودم بشینم تجزیه تحلیل کنم، می‌رم می‌شینم حرف یک نفر رو که بسیار بسیار اشتباهه توی کیس خاص، یه چیز خاص، یعنی اصلاً وای وای! اونو گوش می‌دم. من شرایط ورود به یک زندگی و پذیرش مسئولیتشو ندارم. تموم شد و رفت! تموم شد، ولش کنید، برین سراغ بقیه!

افراد مطلقه، آدم‌های بهتری برای ازدواج هستند

از اون طرف، کسانی که ازدواج کردن و جدا شدن، اگر می‌گم یه بار بوده یا تو مثلاً ۲۰ سال دوبار بوده، بسیار بسیار آدم‌های بهتری هستند برای ازدواج! چون تجربهٔ زندگی داره این آدم. این آدم قشنگ یاد گرفته: اینجا این کارو بکنم، اینجا این کارو نکنم، این کار درسته، این کار اشتباهه. سازگاری رو یاد گرفته. خیلی از جاهایی که تیز و تند بوده، ساییده شده، صیقل خورده تو این زندگی. خیلی بهتر از یه آدم مجردی که هیچی بلد نیست، تازه می‌خواد بیاد وارد بشه یاد بگیره!

یادتون باشه افراد مطلقه تمام مراحل انعطاف‌پذیری، گذشت و بخشش رو تجربه کردن. در مقالهٔ تفاوت انعطاف‌پذیری، گذشت، بخشش و تحمل توضیح دادم:

“انعطاف‌پذیری یعنی من مثل مومم، مثل خمیرم. هر جوری بخوام خودم رو شکل می‌دم. من نه دردم میاد، نه اذیت می‌شم، نه ناراحت می‌شم، نه عصبانی می‌شم، نه عکس‌العمل نشون می‌دم. هیچی! قشنگ مثل خمیر نرم می‌شم. معنیش شخصیت و کرکتر ضعیف نیست. قوی‌ترین آدم‌ها هستند که بیشترین میزان انعطاف‌پذیری رو دارند.”

کسی که تجربه طلاق رو داره، همهٔ این مراحل رو یاد گرفته: کجا انعطاف نشون بده، کجا بگذره، کجا ببخشه، و کجا دیگه نباید تحمل کنه. این تجربیات گرانبها رو یه آدم مجرد شاید نداشته باشه.

چه کسی به شما گفته کسی که طلاق گرفته، بده؟

کی به شما گفته کسی که طلاق گرفته خیلی بده؟ مورد مشکل داره؟ این چه حرف بی‌پایه و اساسیه! «من این… من اون… من حرفی که می‌زنم درسته!» بابا حرفی که می‌زنیم، چهار تا دلیل، منطق، تجزیه، تحلیل! فقط چون من اینو اینو اینو خوندم که دلیل نمی‌شه هرچی بگم درسته!

چقدر طلاق زیاد شده

بعد چطوری می‌شه آدم یه حرفی بزنه، اینجوری با زندگی مردم بازی کنه؟ آمار طلاق الان تو کشور ما ۶۰-۷۰ درصده! بعد می‌گین چرا ازدواج اتفاق نمی‌فته؟ چون طرف میاد سراغمون: «نه اینکه سنش کمه!» «اینکه پول نداره!» «اینکه طلاق گرفته!» «اینکه…» خوب پس کی بیاد ما رو بگیره؟ یا ما بریم کی رو بگیریم؟ همه که جزو این گروه دارن می‌شن الان!

بده! انقدر بده! می‌گم اینایی که الان دارن طلاق می‌گیرن… چند سال پیش بود، خیلی سال قبل از کووید بود، یه آماری برای من فرستادن. سال فارسیش یادم نیست، ولی فکر کنم ۲۰۱۸ یا ۲۰۱۹ میلادی بود. یه آمار برای من فرستادن که توی اون سال، این آمار محضری‌ها، یعنی چیزایی که محضری ثبت شده، ۶۲ درصد از ازدواج‌هایی که توی اون سال اتفاق افتاده بود، به آخر سال نرسیده جدا شده بودن!

۶۲ درصد! این خیلی زیاده! یعنی عجیب غریب! حالا آمار طلاق همه جای دنیا زیاده، ۶۰-۷۰ درصد، ولی تو یک سال این خیلی عجیب، عجیب غریب زیاده! یعنی همهٔ این آدما رو بریزیم سطل آشغال؟

ایرادات بی‌پایه و اساس که باعث طلاق می‌شن

بعد می‌گیم چرا کسی نیست! خب هر کسی میاد، یه ایراد بی‌پایه و اساس عجیب غریب روش می‌ذاریم! آخه من کامنت اومده که طرف به زاویهٔ فک و ته‌ریش و خط ریش حساسه…! حساسیت! همون خونهٔ مامان بابامون بمونیم بهتره‌ها! چه پسر، چه دختر! یا پسره به فلان چیز حساسه!

خب آمادگی ازدواج نداریم! بچه‌ایم! سن شناسنامه رفته بالا، ولی سن عاطفی و روانی‌مون همون ۱۴-۱۵ سالگی گیر کردیم! چه ازدواجی؟ ازدواج معنی نداره اصلاً اینجوری!

طرف فوق العادست و همه ملاک‌های منو داره، اما مطلقه‌ست…

به قرآن عین کامنتیه که فرستادن!

کسی میاد، یه آقایی میاد، خیلی هم متشخص، خوب، محترم، دوستشم دارم‌ها! از همه چیشم خوشم اومده، خانوادمم خوششون اومده. همه چی طرف خوب، خانواده را… ولی طلاق گرفته! «آخه حیفه تو که مجردی با این که یه بار طلاق گرفته!» ای بابا! واقعاً؟ جداً؟ فقط چون یه بار جدا شده؟ این چه باورهای اشتباهی که ما داریم توی جامعه رواج می‌دیم، گسترش می‌دیم!

زندگی‌ها رو داریم می‌ریزیم به هم! یه ارتباط‌هایی رو که می‌شه قشنگ‌ترین رابطه‌ها باشه، بهترین ازدواج‌ها باشه، داریم از همین الان می‌ریزیم سطل آشغال به خاطر اینکه یه حرف اشتباه رو داریم می‌زنیم!

من با برگردونده یکی دیگه نمی‌رم تو رابطه!

بعد یک خانم دیگه اومده بودن که من این حرفو خیلی می‌زنم که آدم وقتی با یه کسی توی رابطه هست و رابطه به صورت کامل تموم می‌شه، باید همیشه یادمون باشه چرا تموم شده و دوباره سراغ اون رابطه که کامل تموم شده نریم. چون چیزی معمولاً توی اون آدم یا ما تغییر نکرده، به خصوص اگه یه سنی بالای ۲۴-۲۵ سال باشه.

بعد تو کامنتا اینو گفتن:

آدم وقتی یک رابطه‌ای رو تجربه می‌کنه، ذاتش… کنار! یکی از اقوام به من گفته بود: «مثل اینه که یه غذایی رو خوردی و برمی‌گردونی، دوباره که برگردونده خودتو نمی‌خوری!» این در مورد شخص خودمه!

بعد یه خانمی اومدن حرف خودمو به خودم زدن که «من برگردونده کس دیگه رو نمی‌خورم!» نه عزیز من! این حرف شما اشتباهه! من به سوشی حساسیت داشتم، خوردم، حالم به هم خورده. شما ممکنه سوشی رو خیلی هم دوست داشته باشید! اصلاً ما مثل هم نیستیم! من به گریپ فروت حساسیت دارم، می‌خورم، کل تنم می‌ریزه بیرون. شما می‌خوری، چربیتو میاره پایین، خیلی هم برات عالیه! اونی که برگردونده منه، لزوماً برگردوندهٔ شما نیستا! از این حرف‌های عجیب غریب نزنین! میایم پیچیدش می‌کنیم و شاعرانش می‌کنیم و عارفانش می‌کنیم!

رابطه یا ازدواج با کسی که بچه داشتن مشکله؟

و یکی از حرف‌های دیگه اینه که اگه طرف طلاق گرفته باشه، بچه داشته باشه چی؟ من نمی‌دونم بچه مگه چه چیز بدیه؟ بچه که چشم و چراغه! بچه که نوره! بچه که سراسر عشقه!

بچه حاضر، اونجا که بیاد یه کسی باشه که این بهش همش عشق بده، یه خورده توجه بگیره، صد خورده توجه بده! انقدر محبت کنیم، هزار تا هزار برابر بیشتر از اون به ما محبت کنه! من نمی‌دونم ما چرا این حرفا یادمون رفته که بچه خیر و برکته! بچه چشم و چراغ خونه‌است! بچه اصلاً سر و صدا و شادی‌است!

حالا طرف جدا شده، یه بچهٔ کوچیک داره. مگه بیماری لاعلاج داره؟ وقتی بچه داره، من می‌رم با یه فکر باز، دل باز، برام بچه پدری یا مادری می‌کنم. این چه اشکالی داره؟

جاهای دیگه انقدر دارن پیشرفت می‌کنن! طرف خودش بچه داره، می‌ره بچه برمی‌داره! بعضیا که اصلاً بچه برمی‌دارن، هیچی! می‌رن بچه که از نظر فیزیکی مشکل داره و خیلی هم نگهداریش سخته برمی‌دارن. خودشونم دارن، بچه‌ها بعدش دو-سه سال بچه‌شون بزرگ‌تر می‌شه، می‌رن برمی‌دارن.

ازدواج با مرد مطلقه

بعد من نشستم وسط یه مملکتی که از نظر هوش و ذکاوت و عقل و مغز دومی-سومی در جهان‌اند، دارم می‌گم «نه! طرف چون بچه داره، اصلاً حرفشو نزن!» به خدا زشته! به قرآن بده! تورو خدا نکنین از این کارا! از این حرفا نزنین! نه برای خودتون، نه برای بقیه!

طرف از یه نفر خوشش اومده، داره صدای ویس گریه گذاشته برای من! خودش اوکی بوده، خانوادش اوکی بودن، بعد یهو خالش اومده نشسته که «نه! آخه این مرد که یه بار جدا شده!» حالا این همه آدم! حالا همه چیزو داره می‌زنه به هم! به من چه؟ به ایکس چه؟ به ایگرگ چیه؟

من اگه با این آدم، دختر یا پسر، خانم، آقا، تفاهم دارم، آدم… همه چیش… از این ده تا چیزی که من می‌خواستم، هفت تاشو داره، ولی طلاق گرفته باشه… مگه هرکی که طلاق گرفته حتماً دیوونه و خل و چل و آدم‌کش بوده؟ طلاق گرفته؟ یا مثلاً یه شخصیت دوقطبی داشته؟ یا جانی بوده؟ یا مرتب طرفو می‌گرفته، هر روز می‌زده؟

شما دورتون هیچ‌کس نبوده که دوستش داشته باشین و خیلی خوب می‌شناسینش و طلاق گرفته و تقصیر خودش نیست؟ تقصیر طرف مقابل یا تقصیر خانواده‌ها بوده؟ اصلاً تقصیر هیچ‌کدوم نبوده؟ یا اصلاً نه تقصیر خانواده‌ها بوده، نه خودشون، سنشون کم بوده، تغییر کردن، عوض شدن، خیلی پیش میاد!

راهشون دوتا راه جدا شده یا سر یه چیزی به تفاهم نرسیدن. بعد از سه سال، ۴ سال ازدواج، ایشون تصمیم گرفته مهاجرت کنیم، ایشون گفته نه. خیلی هم با هم عاقلانه صحبت کردن، هر کدوم دلایل خودشونو داشتن، نشده. جدا شدن که ایشون مهاجرت کنه، ایشون بمونه.

این یعنی من سازگاری ندارم؟ نه عزیز من! این اصلاً اسمش این نیست! این یعنی من یک آدم بالغ هستم و وقتی می‌بینم یک چیزی کار نمی‌کنه، عقل و شعورم می‌رسه، قبل از اینکه بچه رو بخوام وارد بکنم، جدا می‌شم. تموم می‌شه، می‌ره!

شما دورتون هیچ‌کس نبوده که دوستش داشته باشین و خیلی خوب می‌شناسینش و طلاق گرفته و تقصیر خودش نیست؟ تقصیر طرف مقابل یا تقصیر خانواده‌ها بوده؟ اصلاً تقصیر هیچ‌کدوم نبوده؟ یا اصلاً نه تقصیر خانواده‌ها بوده، نه خودشون، سنشون کم بوده، تغییر کردن، عوض شدن، خیلی پیش میاد!

مثال: اختلاف بر سر مهاجرت

راهشون دوتا راه جدا شده یا سر یه چیزی به تفاهم نرسیدن. بعد از سه سال، ۴ سال ازدواج، ایشون تصمیم گرفته مهاجرت کنیم، ایشون گفته نه. خیلی هم با هم عاقلانه صحبت کردن، هر کدوم دلایل خودشونو داشتن، نشده. جدا شدن که ایشون مهاجرت کنه، ایشون بمونه.

این یعنی من سازگاری ندارم؟ نه عزیز من! این اصلاً اسمش این نیست! این یعنی من یک آدم بالغ هستم و وقتی می‌بینم یک چیزی کار نمی‌کنه، عقل و شعورم می‌رسه، قبل از اینکه بچه رو بخوام وارد بکنم، جدا می‌شم. تموم می‌شه، می‌ره!

نه اینکه سازگار نیستم! یعنی آدم حتماً باید بخوره تو سرش و تحمل کنه و یک زندگی که بسیار بسیار سخت و بد رو ادامه بده تا اسمش بشه آدم سازگار؟ اون خوبه؟

نکته مهم در انتها

بعدم می‌گم مهم‌ترین نکته: بعضیا خیلی تجربهٔ روابط عاطفی طولانی عمیقشون زیاده، فقط امضاش نیست! اینو چرا ما یادمون می‌ره؟ اون مشکل نداره!

طرف با پنج-شش نفر تو این چند سال رابطهٔ طولانی داشته، اگه طلاق باشه با یه نفر، مشکله! این یعنی من از شعور کافی برای تجزیه تحلیل کردن مسائل برخوردار نیستم.

اگر من همچین شخصیتی دارم، خیلی خوبه که بشینم، چه پسرم چه دختر، خونهٔ مامان بابام! بچه بهتر که ازدواج نکنم تا زمانی که این شعور عاطفی رو پیدا کنم! یاد بگیرم تجزیه تحلیل کردنو، یاد بگیرم خودم همهٔ جوانب رو بسنجم و فکر کنم و تصمیم بگیرم و بعد وارد رابطه‌ای که بخواد ازدواج و بچه‌دار شدن اینا باشه بشم.

من قبلاً گفتم، بازم می‌گم: آدم‌های مجرد از آدم‌هایی که ازدواج کردن خوشحال‌ترن! میزان خوشحالیشون بالاتره! آدم‌هایی که ازدواج کردن و بچه ندارن، میزان خوشحالیشون از اونهایی که ازدواج کردن و بچه دارند بیشتر!

چرا؟ هر کدوم از این اتفاق‌ها که می‌فته، مسئولیت‌های ما زیاد می‌شه. با توجه به اون مسئولیت‌ها و افرادی که باید در ارتباط باهاشون باشیم و همه چیز رو خوب نگه داریم و باید تحمل بکنیم، باید گذشت کنیم، باید ندیده بگیریم، فشارهای رومون زیاد می‌شه، اضطرابامون زیاد می‌شه، مسئولیت‌ها زیاد می‌شه.

و این کار هر کسی نیست! بچه‌دار شدن کار هر کسی نیست! ازدواج کار هر کسی نیست! اگر می‌تونیم، اگر سواد عاطفی رو داریم، چه بهتر! عالی! نداریم، نکنیم!

نتیجه‌گیری

طلاق به خودی خود مشکلی ایجاد نمی‌کنه. تعداد زیاد در فاصلهٔ زمانی کم، بله بده. طلاقی که من ده بار به شما گفتم «آقا من به آدم معتاد نمی‌تونم فرصت بدم»، شما هی تکرار کردید، تکرار کردید، تکرار کردید، جدا شدیم. من که به شما فرصت دادم و الان اسمم مطلقه‌است، مشکلی ندارم. شما که الان جدا شدیم از هم، اسمتون مطلقه‌است و نمی‌تونین بذارین کنار، شما مورد دارید!

تو طلاق دو نفر داریم. یکی همیشه سعی می‌کنه بسازه، درستش کنه، بیشتر از دیگری. نمی‌شه! تموم شد و رفت!

طلاق به خودی خود چیز بدی نیست که «وای طرف طلاق گرفته! خط بکش دورش! وای بچه داره! اسمشو نیار! حرفشو نزن!»

خیر! اگر اینجوری فکر می‌کنیم، فکرمون صد درصد، صد درصد اشتباهه! ۱۰۰٪ اشتباه!

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org