سوال کامل مخاطب : دربارهٔ رابطه با مردی که از رابطهٔ قبلیش فرزند داره، ممکنه پست بذارین؟ من اخیراً از یک رابطهای بیرون اومدم که شرایط مشابه وجود داشت و با وجودی که پارتنرم به من علاقهٔ شدیدی داشت، همواره این حس رو داشتم که براش «پدر بودن» خیلی مهمتر از «پارتنر بودنه».
بهطور مثال توی موقعیتهای مهم (مثل تولد یا عید) اگه امکان اینکه من و بچههاش هم زمان کنارش باشیم وجود نداشت، اون میخواست و انتخاب میکرد که با بچههاش باشه. من خیلی بهش اعتراض کردم و ناراحتیم رو بیان کردم، ولی به نظرم رسید که این رابطه نیازهای من رو برآورده نمیکنه؛ با توجه به اینکه خودم بچه ندارم و پارتنرم برام بالاترین اولویت هست.
الان واقعاً احساس عذابوجدان و گناه دارم که نکنه کسی رو که خیلی دوستم داشت، سر حساسیت بیمورد و گذشت نکردن از دست دادم. هرچند میدونم حسم حسادت نبود، ولی مطمئن نیستم درست بوده یا از تروماهای خودم نشأت داشته. اگه پستی در اینباره بسازین عالی میشه؛ چون من در شرایط سنیای هستم که اکثر مردهای مناسبم بچه دارن و دوست ندارم اگه مسیری رو اشتباه میرم، همونطور ادامه بدم. من خانم هستم، سنم ۴۰ و پارتنرم ۵۰. من ایرانی و پارتنرم اروپایی.
پاسخ طناز فرازی:
من حتماً در این مورد یه پست میذارم؛ چون سؤالتون بسیار بسیار سؤال خوبیه. نه، این حالت شما از تروماهاتون نیست. باید این مسئله رو بپذیرید که برای کسانی که بچه دارن (چه مرد و چه زن)، همیشه بچه اولویت داره؛ نه برای اینکه بچه رو از شما بیشتر دوست دارن، بلکه چون بچه نیازمندتره.
حتی پدر و مادرها با بچههاشون اینجورین؛ همیشه به اون بچهای بیشتر توجه میکنن که ضعیفتره، مشکل داره، درسش خوب نیست یا فیزیکی عقبتر از بچههای دیگه هست. نه چون اون بچه رو بیشتر دوست دارن آدم همهٔ بچههاش رو یکسان دوست داره، بلکه برای اینکه اون نیازمندتره.
ما به عنوان انسان این جوری طراحی و دیزاین شدیم که به کسی که بیشتر بهمون احتیاج داره، توجه بیشتری بکنیم. شما این رو با دوست داشتن قاطی میکنین و میگین «چون بچهها اولویت هستن، پس من مهم نیستم؛ پس منو دوست نداره»؛ نه.
اگه شما به ایشون نزدیک بشین، خب شما هم سر عید، کریسمس و مناسبتهای خاص با ایشون و بچهها خواهید بود. باید زمان بدین تا بعد از یک مدتی که گذشت، متوجه بشین چی میگم. ولی اگه بخواین با این دید جلو برین که «چون طرف برای من اولویته، منم باید براش اولویت باشم»، هر ارتباطی رو که شروع کنین، هرگز به رابطهٔ خوب نخواهد رسید.
شما سر جای خودتونین و بچهها سر جای خودشونن؛ اونا بچهان و تا بزرگ بشن، به پدر و مادرشون احتیاج دارن. این آدم باید نقش پدر رو بهخوبی ایفا کنه و نمیتونه نکنه؛ بچهها مسئولیتش هستن و اون بچهها رو به دنیا آورده. این اصلاً ربطی به این نداره که شما رو دوست نداره؛ شاید اون شما رو از اون چیزی که شما اونو دوست دارین، بیشتر دوست داشته باشه. بنابراین نه، لطفاً اینا رو با هم قاطی نکنین.

