سوال کامل مخاطب: من خانم ۴۲ سالهای هستم و یک دختر ۱۴ ساله دارم. مدت یک سال پیش، من و شوهرم تصمیم به جدایی گرفتیم و حدود چهار ماه پیش جدا شدیم. امنیت مالی و جانی و آرامش نداشتم، الان آرامش دارم. تقریباً حدود ۶ ماهی هست من با آقایی آشنا شدم. ایشون کار میکُنن و به من گفتن تصمیمشون دوستی نیست و جدی هستن تو رابطه؛ گاهی نیاز جنسی هم دارند و قراره وقتی بیان همدیگه رو ببینیم. ولی من گاهی حالم خوبه، گاهی بد. سردرگمم، نمیدونم چهکار کنم. آقا ۴۶ سالشه، ولی ازدواج نکردن. دو بار نامزد داشتن که میگن بهخاطر شرایط سخت کارشون اونا نتونستن بمونن. میگن یکیشون توقعات خیلی بالایی داشتن و دیگری وقتی ایشون از سفر برگشتن، نامزدی را به هم زده بودن. یهوقتایی دلم قرصه، یهوقتایی میگم نکنه دروغ میگن؛ چون شوهر سابقم اعتیاد داشتن و فحاشی و دستبزن، گاهی یهجورایی میترسم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
خب ببینین، اینجا اول برای من یه سؤال پیش میاد که شما یک سال پیش تصمیم جدایی گرفتین، چهار ماه جدا شدین، بعد شش ماه با این آقا آشنا شدین؛ یعنی قبل از اینکه جدا بشین بهصورت کامل، این آشنایی شروع شده. این خیلی ساین خوبی نیست. نه بهخاطر اینکه چون جدا نشدین، برای اینکه ما زمانی که جدا میشیم، احتیاج به یک مدتی داریم برای اینکه حالمون خوب بشه.
کسی که حالش بده و از یه رابطهای که ناسالم و ناامن بوده اومده بیرون، مثل آدمیه که داره غرق میشه. الان من یه شاخهای که پر از خار هم بفرستم جلو شما، شما دستتونو میگیرین بهش که بیاین بالا که فقط غرق نشین، آب نره تو ریهتون. کاری ندارین اون شاخه تمیزه، کثیفه، روش کرمه، روش خاره، کوچیکه، بزرگه؛ تا زمانی که به شما کوچکترین کمکی بکنه از نظر غرق نشدن، دستتونو میگیرین بهش،و ازش استفاده میکنیم.
برای همینه که توصیه میشه زمانی که ما از یک رابطهٔ طولانیمدت (نه رابطههای کوتاه، رابطهٔ شما یک رابطهٔ عمیق و طولانی بوده که یک بچه هم ثمرش هستش)، از یک رابطهٔ طولانی و ناسالم به هر دلیلی میایم بیرون، احتیاج ب (براساس اینکه اون رابطه چقدر طول کشیده و عمق رابطه چقدر بوده، بچه توش بوده، نبوده) بعدش به یک مدت زمان احتیاج داریم برای اینکه حالمون خوب بشه. خودمونو پیدا کنیم که از روی ناچاری و از روی تنهایی و از روی احساساتی که یهو قلابِ همشون آزاد شده و نمیدونیم کجا باید این قلابها رو دوباره بذاریم که تو هم قاطی نشن، گره نخورن، از روی این حالتها نریم و با یک نفر وارد یک رابطه بشیم.
اینی که شما هنوز طلاقتون کامل نشده وارد این رابطه شدین (دو ماه قبلش) و این رابطه را با یک حس خوب و بد دارین میبرین جلو، خوب نه، کار خیلی خوبی نیست. و من جای شما باشم این رابطه رو ادامه نمیدم. هیچ رابطهٔ دیگهای رو هم تا دو، سه ماه، چهار ماه، ۵ ماه شروع نمیکنم. یکم به خودم میرسم، ورزش میکنم، از نظر ظاهری به خودم میرسم، مدیتیشن انجام میدم. اگه کتابی رو دوست داشتم بخونم وقت نبوده، کاری رو دوست دارم شروع کنم، با بچهام وقت بگذرونم، با دوستام، با خانوادهام وقت بگذرونم؛ این کارا رو انجام میدم، بعدش وارد رابطه میشم.

