پاسخ: دکتر طناز فرازی
با توجه به اینکه جفتتون سن و سالی ازتون گذشته و باتجربه هستین، خب به نظرم خیلی رک و راحت صحبت کنین. آدم یه روز که حال جفتتون خوبه، خسته نیستین و همهچیز برقراره، میگه که: آقای ایکس! ما ازدواج که هیچوقت نمیخوایم بکنیم، ولی من میخوام بدونم که مثلاً الان قراره با هم خونه بگیریم و با هم زندگی کنیم؟ یا من تو خونه خودم باشم، شما تو خونه خودت و هفتهای چهار پنج شب با هم باشیم؟ با هم مسافرت بریم؟ مهمونیامون با هم باشه؟ بیا یکسری کارها رو تعریف کنیم؛ نه اینکه مجبور باشیم.
چون کسی که نمیخواد ازدواج کنه، یعنی زیر بار یکسری مسئولیتها و محدودیتها نمیخواد بره. فرقی نمیکنه که شما اسم ازدواج روش بذارین یا بدون ازدواج بخواین اون مسئولیتها یا محدودیتها رو بذارین رو شونهش؛ بازم ازتون فاصله میگیره
بنابراین وقتی دارین مطرحش میکنین، همون اول بگین که
هیچ اجباری نیست، هیچ مسئولیتی نیست، هیچ محدودیتی نیست؛ فقط یه سری چیزا رو من میخوام بدونم. اینم که الان حرفشو میزنیم معنیش این نیستش که یه قانون نوشتیم که اگه یه خرده اینور اونور بشه ایجاد اشکال میکنه، فقط یه سری چیزا رو میخوام بدونم. و بعد اون چیزایی که تو ذهنتون هست رو ازشون بپرسین.

