سوال کامل مخاطب: من زن ۴۸ سالهٔ مطلقهای هستم که روی پای خودم هستم و با پسری در رابطهم. خیلی هم به هم علاقه داریم، ولی بهخاطر شرایطم، اون پسر نمیتونه حرکتی بزنه. خب بهش حق میدم؛ مخالفتِ خانواده. ولی خیلی به هم علاقه داریم. چندین بار خواستیم جدا بشیم، ولی نتونستیم. یهجورایی گیر کردیم تو رابطه. چیکار کنیم استاد؟ من حق دارم که اون پسر رابطه رو جدی کنه یا نه؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
این آقا چون سنشون الان ۳۶ ساله و خب میگم از 31، دو سالگی با شما وارد ارتباط شدن، بچه نبودن. و توی این سن اونقدر دیگه تغییر نمیکنن که من به شما بگم «الان خوبه، ولی ممکنه که پنج سال، شش سال دیگه یهو نظرِ این آدم عوض بشه».
از سمتِ شما مشکلی نیست، چون دخترتون بزرگن و همسر دارن. و حتی اگر اولش از دستتون ناراحت بشن، کمکم مسئله رو خواهند پذیرفت. و در واقع الان دیگه حقی نسبت به شما در این مورد به خصوص ندارن که بخوان بهتون بگن «مامان، ازدواج بکن یا نکن، یا با چه کسی ازدواج کن». شما مامانِ ایشون هستین، همیشه هم مامانشون هستین، همیشه هم حمایتشون میکنین، اما این قسمت از زندگیتون الان در این سن و سالِ دخترتون به خودتون مربوط میشه.
حالا بریم سراغِ آقا پسر. من نمیدونم که این پسر پسر بچهٔ اوله، تنها پسرِ خانواده است، یه بچه است، چند تا بچه است، کجا زندگی میکنن، از نظر فرهنگی چقدر خانوادهشون به شما میخورن چون اینا همه در راضی کردنِ خانواده مهمه، یا در جدا شدن و کندن از خانواده.
اگر پسری تو این سن تصمیم بگیره بهخاطر عشق و علاقهای که از شما داره از خانواده جدا بشه، احتمالِ اینکه بعداً اگه یه بچه از چندین بچه باشه و پسرِ دیگه در خانواده باشه، و یا پسر دیگه نباشه ولی مادر، پدر مستقل هستند، پدرشون فوت نشده که بچه بخواد از مادر حمایت کنه. اگه اینا نباشه و بچه یکی از چندین بچه باشه و تصمیم بگیره از خانواده جدا بشه، احتمالِ اینکه پشیمون بشه و بعداً مقصر بدونه شما رو بسیار بسیار کمه.
اما اگه بچهٔ اول، بچهای که روش حساب میکنن، پدرشون خدای نکرده فوت کردن، مادر و یکی دو تا از خواهرا به ایشون هم وابسته، هم نیاز دارن، هم دلبسته هستن، این کار رو یه خورده سخت میکنه. و بهتره که با رضایتِ خانوادهٔ ایشون این کار انجام بشه.

