سوال کامل مخاطب: خانمی ۳۷ ساله هستم. قبلاً ازدواج کرده بودم و جدا شدم. حدود یک ساله با آقایی ۳۷ ساله آشنا شدم که ایشون هم جدا شدن و یه دختر ۵ ساله دارن. اوایل ایشون آمادگی رابطه نداشتن به دلیل آسیبهای زیادی که از رابطهٔ قبلی دیده بودن و از من میخواستن بهشون زمان بدم. رابطهٔ ما خیلی بالا و پایین داشت و چند بار به هم خورد. الان میگن آمادگی رابطه رو دارن، ولی وابستگی خیلی شدیدی به دخترشون دارن. تا جایی که برای اینکه دخترش ناراحت نشه، جلوی اون با من مثل غریبه رفتار میکنن و حتی بهش نگفتن که ما در حال دیت هستیم. بیشتر مسئولیت بچه با ایشونه و پدر خیلی خوب و مسئولیتپذیری هستن، اما برای رابطهٔ ما زمان کمی دارن. من ایشون رو دوست دارم و میدونم انسان خیلی خوبیه، ولی نمیدونم با این شرایط چطور ادامه بدم. از طرف دیگه، از وقتی مادر بچه فهمیده ما در ارتباطیم، تلاش کرده رابطهٔ ما رو خراب کنه و این بار روی ذهنیت بچه متمرکز شده. قبلاً دخترش رابطهٔ خوبی با من داشت، ولی الان تحت تأثیر مادرش روی من خیلی حساس و سرد شده. الان در موقعیتی هستم که با کسی هستم که دوستش دارم، اما به خاطر وابستگی شدیدش به بچه و مداخلهٔ مادر بچه، رابطهمون به مرحلهٔ بعدی نمیرسه. حتی خودش چند بار پیشنهاد زندگی مشترک داده، ولی بعد به خاطر بچه عقب کشیده و این روند «یک قدم جلو، دو قدم عقب» تکرار میشه. میخوام بدونم چطور میتونم با این شرایط کنار بیام و آیا راهی برای پیشرفت این رابطه وجود داره یا بهتره تصمیم دیگری بگیرم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، وابستگی و دلبستگی که دختر به پدر داره و پدر به دختر خیلی قویه، مثل مادر به پسر. بنابراین این چیزیه که نه تنها با زمان کمتر نمیشه، بلکه هر چقدر این بچه بزرگتر بشه و به دوران تینیجری نزدیکتر بشه، رابطهاش با پدرش بیشتر خواهد شد. اگر شما هنوز با پدرشون ازدواج نکرده باشید یا در حال زندگی نباشید، نسبت به شما گارد بیشتری خواهد گرفت به خاطر حرفهای مامانش و رابطتون هی سردتر و سردتر و با فاصلهٔ بیشتر و خرابتر میشه.
شما یا باید بپذیرید که این آدم این رابطه رو با بچهاش داره، این حساسیتها رو داره و احتمالاً با زمان بیشترم میشه. من یا این رو میپذیرم، میام با شما زندگی میکنم یا نمیپذیرم. دربارهٔ زندگی کردنم یه بار بگین، همین حرفهایی رو که به من زدین بگین که من شما رو دوست دارم، متوجه این مسائلتونم هستم، وسطش دخترتونم هست، نمیخوام بیام، درکتون میکنم، ولی آیا این به جایی میرسه یا نه؟ اگر نه که خب هیچی، نمیتونید تحمل کنید، بیاین بیرون. اگر بله، کی ازشون زمان بگیرید؟ کی این قراره به جایی برسه؟ شش ماه وقت میخواید؟ یه سال وقت میخواید که منم تکلیفم رو بدونم؟

