یکی از سوالات مهمی که زوجهای جوان و حتی متأهلها با اون مواجه میشن، این موضوع امتحان کردن شریک عاطفی یا همسرشونه. کی باید شریکمونو امتحان کنیم؟ چه چیزهایی رو میتونیم محک بزنیم؟ آیا بعد از ازدواج هم این کار منطقیه؟ امروز تو سایت طناز و شما قراره بهطور کامل این موضوع رو بررسی کنیم و ببینیم چه زمانی امتحان کردن منطقیه و چه زمانی فقط آسیب میرسونه.
زمان مناسب برای امتحان: قبل از تعهد جدی
ما قبل از اینکه با کسی وارد یک رابطه پایدار و طولانی بشیم، باید وقت کافی گذاشته باشیم برای شناختنش. اگه این کارو نکردیم، بعد از اینکه ازدواج کردیم یا عقد کردیم یا نامزد کردیم یا دو ساله تو رابطمون هستیم، چه امتحانی چه آزمایشی یه خورده بیفایده نیست به نظرتون؟
این کار مال قبلشه دیگه. الان مثلاً سه سال گذشته، یه بچه یهساله هم داریم، بعد من تازه یادم میفته بیام شما رو راجع به این مسئله یا اون مسئله امتحان کنم؟ بیفایده است دیگه.
محدودیتهای امتحان کردن
یه مسئله دیگه اینه که تو بعضی چیزا امتحان کردن یا محک زدن طرف ممکنه، تو بعضی چیزا ممکن نیست. مثلاً اگه شما آدم یه خورده باهوش یا مراقبی باشین، من شما رو یه جا ببرم وقتی میخواین با من ازدواج کنین – چه دخترین چه پسرین – و مثلاً به شما مواد یا ماریجوانا یا یه چیز ساده تعارف کنم (حالا منظورم کوکائین و هروئین و اینا نیست) یا سیگار تعارف کنم، و شما از قبل میدونین که من یا خانوادهام به این مسئله حساسیم یا یه چیزی شنیدین یا محتاطین، قطعاً میگین نه.
ولی بعد که ازدواج کنیم، شاید خیلی راحت قبول کنیم که خب حالا امتحان کنید، خب حالا گاهی آدم تو مهمونی این کارو میکنه یا با مشروب یا چیزای دیگه.
پس اینام خیلی چیزایی نیستش که من بتونم قبل از ازدواج شما رو محک بزنم یا آزمایش کنم.
موارد قابل امتحان قبل از ازدواج

امتحان توجه و محبت
در مورد چی میشه محک زد قبل از ازدواج؟ مثلاً توجهتون به منو میتونم آزمایش کنم. بگم «حالم خوب نیست امروز، مثلاً سردرد داشتم، حالت تهوع داشتم» ببینم شما فقط میگین «خب باشه، پس من میرم، بعداً با تماس میگیرم» یا میگین «کاری از دستم برمیاد؟ میگین بیام ببرمت دکتر؟ یه چیزی میخریم؟» میگین «مثلاً من فلان چیزو تو خونه داریم، خیلی برای حالت تهوع خوبه»؟ میایم دم در.
امتحان حساسیت و انعطاف
تو رستوران نشستیم، من میگم «وای چقدر اینجا سرده!» شما کاپشنتونو درمیاری بدی به من یا طرفو صدا میکنی میگی «آقا مثلاً این پنکه بالا سر ما رو خاموش کن» یا میگی «نمیخوای از اینجا بری؟ میخوای جامونو عوض کنیم؟» یه حرکت اینجوری انجام میدین یا نه؟
پسر هم باشین همینطور، دختر رو میتونین در محبت و توجه محک بزنین؛ اینکه چقدر روی شما حساسیت داره و اینکه آیا از حد خارجه یا نه!
اگه این مطلب براتون مفید بود و دوست داشتین، حتماً سری به بقیه مقالات سایت بزنین. یک مجموعه کامل از راهنماها و نکات کاربردی درباره روابط عاطفی، ازدواج، خانواده و زندگی شخصی داریم که میتونه توی مسیر بهتر شدن زندگیتون کمکتون کنه.برای دسترسی میتونید از لینکای زیر استفاده کنید:
- از کجا همسر مناسب پیدا کنیم؟
- در خواستگاری چه سوالی بپرسیم؟
- داشتن رابطه جنسی قبل از ازدواج
- با همسر وابسته به خانوادهاش چگونه رفتار کنم؟
- چجوری تکلیف رابطه رو مشخص کنم؟
- چجوری اخلاق همسرم رو تغییر بدم؟
- پرخاشگری کودک دو ساله
- آداب قهر کردن در رابطه
- موقع کادو گرفتن چی بگیم؟
- آیا طلاق گرفتن بده؟
- انتظار و توقع در روابط عاطفی
- بهترین زمان سکوت در روابط عاطفی
- عادتهای ناخوشایندی که بهتره تغییر بدیم
امتحان انعطاف در برنامهریزی
امروز قرار داشتین باهاش. شب قبلش – نه همون روز – «عزیزم ببخشید، فردا فلان کار مهم تو کارخونه پیش اومده، تو دفتر پیش اومده، سر کارم رئیسم اینو گفته. اشکال نداره دو ساعت دیرتر ببینمت؟ اشکال نداره به جای فردا شب، پسفردا شب ببینمت؟» ببینین عکسالعمل طرف چه جوریه. یهو میشه داد و بیداد و قهر و ناراحتی؟ وقتی حرفتون منطقیه میپذیره، نمیپذیره؟ اینجور چیزا رو میشه تست کرد، محک زد.
چیزهایی که نمیشه امتحان کرد
اما اینکه من مثلاً میخوام ببینم آیا شما خیانت میکنین یا نه رو که نمیشه محک زد. وقتی شما دارین با من میرین میاین، خب اون موقع حواستون جمعه، تازه اگه من شما رو توی موقعیتی قرار بدم، خیلی جالبه!
یه کلیپی فرستادن که یه پسر بدبخت بیچاره – دلمم انقدر براش میسوزه – رفته خواستگاری یه دختری. اونام گفتن «حالا جواب میدیم» یعنی فقط رفته خواستگاری، هیچ اتفاقی نیفتاده. نه حرف جدی زدن، نه بلهبرون بوده، نه هیچی.
بعد اونا تصمیم گرفتن که برای محک زدن این پسر، در یک موقعیت خیلی خیلی سخت قرارش بدن، بعد ببینن که آیا این پسر مثلاً جواب میده به اون دختره یا نه. بعد پسرم بعد از کلی فشار گفته مثلاً «خب بعد اون پس این دیگه نمیتونه، ما دیگه…» «بابا هنوز نه به داره، نه به باره!» بعد «شما دارین… آخه نکنین از این کارا، درست نیست!»
محدودیتهای بیشتر امتحان کردن
یا مثلاً ما میگیم که «من میخوام خسیس بودن نبودن یا مدل خرج کردن این آدمو امتحان کنم.» خب وقتی من دارم با شما به قصد ازدواج میرم بیرون، خیلی کم پیش میاد که بخوام بگم که «نه مثلاً من این غذا رو برات سفارش نمیدم، اون غذا رو سفارش میدم.» معمولاً نمیکنم این کارو دیگه.
یا اگر که اصلاً باورم اینه که همه کارو باید با هم انجام بدیم یا دونگی انجام بدیم، از همون اول همون مدلیم دیگه، محک زدن نداره. معمولاً آقایون اینجورین، اگه سیستمشون اونه همونه دیگه، اگه کسی رو بخوام محک بزنم که فایدهای نداره. میشه چیزای خیلی کمی رو اینجوری آزمایشی آدم بفهمه.
بقیهاش موقعیت باید پیش بیاد. رفتیم توی مهمونی، شما عصبانی میشی، من ببینم چه جوری عکسالعمل نشون میدی. داریم راه میریم، یه کسی یه حرفی به من میزنه، ببینم شما چه جوری عکسالعمل نشون میدی. غیر از اینا خیلی محک زدنی نداریم.
خطرات امتحان کردن بعد از ازدواج

حالا بریم سراغ وقتی که ما وارد یک ارتباط طولانیمدت شدیم یا ازدواج کردیم. یسری کارا هستن که نباید به هیچ وجه انجام داد. بیاید بررسی کنیم.
هشدار نسبت به دوستان منفی
بعد یک پیج خیلی خوب یا یک دوست خیلی عالی – اگه دوست اینجوری دارین، همین الان شماره تلفنشو پاک کنید از تلفنتون، همین الان بذارینش کنار – دوستی که بیاد به شما بدون دلیل خاصی بگه که «ای! به این مسئله شک کردی؟ بیا شوهرتو اینجوری اینجوری امتحان کنیم.»
اون دوستتون نیست! دوست خوب، رابطهای رو که شما ساختید و خوبه و داره میره جلو، سعی میکنه نگه داره، کمکتون میکنه که بزنینش به هم. اگرم به این حرف بهش بگین که «این اتفاق، این اتفاق، این اتفاق افتاده» سعی میکنه بفهمه چرا، سعی میکنه حرف دو طرف رو گوش کنه.
ما کسایی که همیشه به کمکمون میان، لزوماً دوستامون نیستند و این یه داستان خیلی جالبی داره. حالا هی حرف تو حرف همیشه، ولی جاش اینجاست.
داستان گنجشک: درسآموزی عمیق
یه گنجشکی داشته توی زمستون پرواز میکرده و برف و اینا بوده و بالش سنگین میشه و خیس میشه ، میفته پایین توی یه برف. نشسته بوده رو زمین، فرو میره تو برفا، داشته یخ میزده. خیلی عذر میخوام اینجوری میگم، یه گاوی داشته رد میشده، دستشویی میکنه روی این گنجشک. این دستشویی گنجشکه رو گرم میکنه و کمکم این یخا باز میشه و یه خورده حالش بهتر میشه. بعد شروع میکنه به صدا دادن از خودش و جیکجیک کردن. یه روباهی داشته رد میشده، این جیکجیکو میشنوه، اینا رو میزنه کنار و گنجشک رو درمیاره، میخوره.
منظور از این داستان اینه که هر کسی که شما رو توی موقعیت بدی قرار میده یا میندازه، لزوماً دشمنتون نیست و بدتونو نمیخواد. گاهی ممکنه که از روی خیر و صلاحه و به نفع شما تموم بشه. و هر کسی که شما را از اون موقعیتی که به نظر بد میاد میکشه بیرون، لزوماً دوستتون نیست. گاهی ضربههایی بهتون میزنه که بسیار بسیار بد و جبرانناپذیره.
مثالهای نادرست امتحان کردن
حالا از حذف اینجور دوستا از لیست موبایلتون که بگذریم – چه خانم، چه آقا – بریم سراغ امتحان. من ازدواج کردم، یهو یه کلیپی تو اینستاگرام میبینم، یه کسی یه حرفی توی یوتیوب میزنه، یه دوستی میاد میگه «فلانی اینجوری کرد، شوهرش اینجوری شد» یا مثلاً – چه اسمی هم بگم بر نخوره، آخه الان هر اسمی بگم بده – اسم آقایون «آقای ایکس.» «بیا الان این همسرت آقای ایکسو امتحان کنیم، ببینیم که این مثلاً اگه یه خانمی بهش تلفن کنه جواب میده یا نه.»
این دوست منی که این همسر من یا نامزد من یا دوستپسر ۵ ساله من صداشو نمیشناسه، زنگ میزنه. این آقام قطع میکنه، میگه «خانم مزاحم نشین.» بعد منی که این آقا رو خیلی خیلی خوب میشناسم – چون زیر یک سقف دارم باهاش زندگی میکنم یا چهارپنج ساله دارم باهاش میرم و میام و تمام نقطه ضعفهاشو میدونم – میدونم الان این دکمه رو فشار بدم این اتفاق میفته، اینو بگم خوشش میاد، از این بدش میاد، موقعیت براش سختتر میکنم.
میام مثلاً یه خانومی رو میذارم تو کافیشاپی، درست اون شکل و شمایلی که میدونم این آقا میپسنده، حرفایی رو که میدونم این آقا دوست داره یادش میدم، بهش یاد میدم چه جوری بره جلو – مثلاً اول کمک بخواه – بعد یعنی یه سناریو براش میچینم که این بره همسر منو با کل اون نقطه ضعفها و چیزهایی که توی یک زن دوست داره امتحان کنه.
بعد این خانمم میره. حالا اون روز شانس بد این همسر بدبخت من، حالشم خوب نیست، یه چیزی شده، مثلاً میگه که «نه، خواهش میکنم بفرمایین بشینین، یه چایی براتون بگیرم.» وای! کل زندگی میریزه به هم و «تو خائنی» و «تو…»
مثال شکلات و اراده
بابا من شکلات دوست دارم ولی نمیخورم چون الان قند دارم. من نمیگم که ازدواج کردن مثل قندها – این مثالیه که الان به ذهنم اومد – قند دارم، نمیخورم، دست به شکلات نزدم، نه میزنم. شما میایی شکلات میذاری جلو من، من میگم که «نه مرسی، نمیخوام.» یه شکلات بهتر میذاری جلو، میگم «نه مرسی، نمیخوام.» بعد بهم ناهار نمیدی، یه پیادهروی سه ساعته میبری میاری خونه، مثلاً هوام سرده، چاییرم میریزی میزاری.
بعد یه شکلاتی هم که خیلی کمه – مثلاً وقتی یه کسی میاد از ترکیه برامون میاره – اونم میذاری جلوم. «نمیخوری؟ یه نصفه بخور.» خب طرف برمیداره و نصفه رو میخوره دیگه. آخه این چه کاریه؟ من یه کسیو تو این موقعیت قرار بدم، هی هم بدترش کنم، بعد بگم «خوردیا؟ ببین ببین تو اراده نداری، تو نمیتونی، تو آدم بدی هستی.» آخه مگه من مریضم؟ مگه بیمارم؟ این چه طرز امتحان کردنه؟
اصلاً برای چی امتحان کنیم؟
راهحل: گفتگوی صادقانه
من اگه چیزی پیش میاد، به شما شک میکنم، میام میشینم با شما صحبت میکنم. من یک آدم باشعور بالغ، شما یک آدم باشعور بالغ.
«عزیزم، خانوم من، همسر من، مرد عزیز، زن عزیز من، دیدم تو هر وقت موبایلت دستته داری میخندی، با منم چند روز کمتر حرف میزنی. داری چیکار میکنی؟» باهاش حرف بزنین که بهتره.
اگر الان میخواین بگین «نه، ازش بپرسم دروغ میگه،» خب کسی که به شما دروغ میگه، شما فکر میکنین با امتحان خیلی راحت مچشو میگیرین؟ آدم زرنگیه احتمالاً دیگه، سخت میتونین امتحان کنین. و بعدم بکنین حرفی که میزنن، «من میدونستم دوست توئه.» بعد میخواین چیکار کنین؟ تازه بعد بدهکارم میشین. میشه «من میدونستم دوست توئه، تو خیلی کار بدی کردی، این چه کاری بود؟ من حالا خوبه با تو این کارو بکنم؟» میذاره میره خونه مامانش، باهاتون حرفم نمیزنه، بعد تازه باید برین معذرتخواهی هم بکنید. خوبه؟
یا آقایون همینطور، مثلاً «اینو امتحانش کردم، اینجوری کردم، اونجوری کردم، اونجوری کردم، بعد دیدم این کارو کرد.»
مسائل مالی و امتحان غلط
به خصوص چیزهای مالی بحث میشه که خانوما میگن «خوب چرا اختیارو نمیده؟» بعد آقای میگه «آره من مثلاً یه دفعه کارتو بهت دادم، رفتی اینجوری اینجوری کردی، من میخواستم امتحانت کنم.»
آخه چه طرز امتحان کردنه؟ اگه مشکلی هست در خرج، از همون اول که میخواین کارتو بدین، امتحان نکنین. «همسر عزیزم، من دارم این کارتو بهت میدم، خواهش میکنم امروز بیشتر از ۵۰۰ هزار تومان خرج نکن.» تموم شد و رفت! اگه مشکلی داشته باشه، باهاتون سر اون مشکل، باهاتون میگه چرا، شما جوابشو به صورت منطقی میدین.
نه «من دیگه کارت نمیدم چون سه بار امتحانت کردم، بهت دادم، هر دفعه رفتی این کارو این کارو این کارو کردی.» چه کاریه؟ چه طرز حرف زدنه؟ چه مدل برخورد با کسیه که من خودم بله گفتم برای اینکه به زندگی باهاش ادامه بدم؟
توهین به شعور مشترک
به قرآن اینا، به خدا توهین به شعور خودمونا! هم من شما رو انتخاب کردم، هم شما منو، وقتی داشتیم انتخاب میکردیم این عقل و فهم و شعورمون کجا بوده؟ حالا اونایی که ازدواج مدل یه خورده اجباریه…
ببینین من متوجهم که بعضی از ازدواجها سنتی اتفاق میفته، ولی خیلی کم پیش میاد که بیان اینجا یه شاتگان بذارن، مامانباباتون تو ازدواج کنن، بگن «یالا! یا ازدواج کن یا از خونه میندازیمت بیرون!» سنتی طرف میاد، خوشتون نمیاد، بگین نه. سن ازدواج و اینارم که حرف زدیم، پسر و دختر «آی دیر شد!» «آی این شد!» نه، دیر نمیشه، اتفاقی نمیافته.
اما اینکه ازدواج کردین، بعد یه چیزی پیش اومده، یه چیزی ته دلتون داره آزارتون میده، برین امتحان کنین طرفو یا برین چک کنین یا برین شنود بذارین یا دنبالش تو خیابون راه بیفتین یا یه کس دیگهای رو – بدتر از اون – تو خیابون دنبالش بفرستین، اینا خیلی بچهبازیه!
حرف بزنین!
ایجاد جایگزینهای مثبت
حرف بزنین! حرف نمیتونین بزنین؟ از یکی دیگه خواهش کنین حرف بزنه. حرف میزنین، جواب نمیده؟ یک راه دیگه پیدا کنین.
اون موقعهایی که احساس میکنین که طرف مثلاً غرق میشه تو تلفنش – من اینو قبلاً هم گفتم – من اگه به شما بخوام بگم «پای تلفنت نشین» یا «پای آیپد نشین» یا «تکی نرو فیلم ببین» باید بگم «بیا بریم با هم راه بریم، بیا با همین سریالو ببینیم، بیا با هم یه چایی بخوریم، بیا این دسری رو که دوست دارم درست کردیم» یا مرد همینطور.
میخواین خانمه با دوستش نشینه سه ساعت؟ «وای بازم با این دوستت رفتی پای تلفن!» خب «نرم، الان شما میخوای چیکار کنی؟ شما نشستی رو مبل، پاتو گذاشتی بالا، داری فوتبالتو میبینی، من الان چیکار کنم؟ با این دوستم باشه حرف نمیزنم؟ من اینجا بشینم بغل شما ساکت که داری فوتبال… من فوتبال دوست ندارم.»
یا با هم میشینیم فوتبال میبینیم، یا اگه من پای تلفن با دوستمم – برای ساعت سوم، بار دوم در روز – شما چیکار داری؟ اعتراض وقتی وارده که من بتونم یک چیز دیگهای به جاش به شما نشون بدم.
اگر احساس میکنید توی اون تایم خاص، زمان خاص، موقع خاص، طرف داره یه کاری رو انجام میده که اوکی نیست یا خوب نیست یا شما دوست ندارین، یه چیز دیگه به جاش بذارین. به همین راحتی.
نتیجهگیری نهایی
اما امتحان کردن یا جواب نمیده – یعنی طرف بعداً ازتون طلبکار میشه – جواب نخواهد داد یا جوابی که میده ناخوشاینده. چون ما میدونیم اون آدم چه اخلاقی داره و با توجه به شناختی که ازش داریم، داریم امتحان میکنیم. این امتحان منصفانه نیست، درست نیست. پس ازتون خواهش میکنم این بحث «امتحانش کردم، آزمایشش کردم» اینا رو بعد از ازدواج و رابطههای طولانی کاملاً بذارین کنار. قبلشم در مورد مواردی که بشه امتحان آزمایش کرد – نه اینکه نشه – این کار خوبی نیست.
راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و میتونید با استفاده از لینکهای پایین به اونا دسترسی داشته باشید:
- چند سال تفاوت سنی در ازدواج مناسب است؟
- چه زمانی میشه دروغ گفت؟
- عشق چیست؟
- خودارضایی و دیدن پورن در کودکان
- گفتن گذشته خود به همسر
- آیا دیر جواب دادن به پیام نشانه بیعلاقگی است؟
- مزایا و معایب مهاجرت
- عاشق آدم اشتباه شدن
- روابط عاطفی
- ازدواج فامیلی چه خطراتی دارد؟
- تفاوت بخشش و گذشت
- حریم خصوصی در رابطه عاطفی
- ازدواج عاشقانه یا منطقی؟
- چجوری یک رابطه رو پایدار نگه داریم؟
- آدم شاد کیست؟
اگه نکتهای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنتها برام بنویسید. سوالاتتون رو میبینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر میکنم تا یک گفتگوی عمیقتر و زندهتر با هم داشته باشیم.

