پاسخ: دکتر طناز فرازی
اینکه حسِ ما بهمون یه چیزی میگه، درسته؛ اما نمیتونیم روش حساب کنیم. اینکه من بهعنوان یک خانم چه خونهدار و چه شاغل بخوام یک شغل دیگه هم بهعنوان «کارآگاهی» برای خودم انتخاب کنم و شروع کنم دنبال سند، دلیل و مدرک گشتن، کارِ خیلی درستی نیست.
ببینین، بعضی اوقات هم زن و هم مرد به نقطهای از زندگیشون میرسن که حالشون خوب نیست و برای بهتر شدنِ اون حال، یک سری تغییرات لازم دارن. ممکنه من الان دارم فقط با کسی صحبت میکنم؛ نه برای اینکه اون فرد رو دوست دارم، میخوام باهاش باشم یا قصد دارم به شما خیانت کنم؛ فقط برای اینکه اون آدم باعث میشه من «اون چیزی باشم که خودم دوست دارم باشم» و الان نمیتونم.
این ارتباطها خیلی موقت، کوتاه و زودگذره و به جای خاصی هم نمیرسه شاید در حد همون صحبت، تکست و چت باشه و والسلام. هم خانمها این کار رو بسیار زیاد انجام میدن، هم آقایون؛ این جوری نیست که فقط یک جنس این کار رو بکنه. ممکنه این موضوع حس بدی توی شما ایجاد کنه، ولی چیز خاصی نیست. مثل چی بهتون بگم؟ فرض کنین مثل وقتی که آدم بچهش رو بزرگ میکنه و اون بچه داره جدا میشه تا برای دانشگاه بره یه شهر یا کشور دیگه. حسی که به شما میده حس خیلی خوبی نیست چون بچهتون داره میره، ولی مشکلی هم ایجاد نمیکنه. بهخدا اینم دقیقاً مثل همونه.
ما فقط حساسیتهای بیخودِ زیاد داریم. اینکه زن و مرد با هم دوست باشن و بدون اینکه چیز احساسی پیش بیاد حرف بزنن، در همهٔ جوامع یک چیز نرماله. در جامعهٔ ما چون از اول خانمها با هم و آقایون با هم بودن، این مسئله یه خرده اشکال ایجاد میکنه، اما طبیعیه. چون یک مرد اون حرفهایی رو که با یک زن میزنه، نمیتونه با یک مرد بزنه و به همون نتیجهها برسه.
بنابراین نه عزیزم؛ نه دنبال چیزی بگردین، نه به روش بیارین. بهخصوص که میگین سن و سالی گذشته و حتماً چندین ساله که ازدواج کردین. صبر کنین.

