طناز و شما

چه زمانی می‌شه دروغ گفت؟ چرا هر راستی رو نباید گفت؟

دکتر طناز فرازی | روانشناس

تا حالا شده از خودت بپرسی «آیا واقعاً همیشه باید حقیقت رو گفت؟» من طناز فرازی هستم و امروز در طناز و شما می‌خوایم همین مسئلهٔ داغ رو موشکافی کنیم؛ از دروغ‌های مصلحتی کوچیک تا موقعیت‌های خیلی پیچیده‌ای که به ظاهر فقط یک جواب «بله یا نه» دارن. قراره با مثال‌های واقعی و ملموس به این سؤالات برسیم که «تا کجا می‌شه مصلحتی حرف زد؟» و «آیا صداقت مطلق همیشه کار درستیه؟»

چرا همیشه راست گفتن کار خوبی نیست؟

دروغ گفتن خوبه یا بده؟ دروغ مصلحتی داریم یا نداریم؟ تا کجا مصلحتی حساب می‌شه یا نمی‌شه؟

آدم در کل طول زندگیش دروغ نگه اگه بشه و کسی این توان رو داشته باشه، واقعاً آفرین باریکلا! ولی خیلی دیگه خیلی خیلی خیلی خیلی استثناست.

همیشه هم راست گفتن کار خوبی نیست. این حرف که آدم بگه «من خیلی خیلی آدم صادق و خوبیم و همیشه راست می‌گم» – خب خیلی کار خوبی نمی‌کنین در خیلی از موارد.

صداقت لزوماً با خوبی برابر نیست

همهٔ آدمایی که دروغ می‌گن لزوماً بد نیستند، همهٔ آدمای صادقم لزوماً خوب نیستن.

مثلاً اگه من به شما دارم سال ۳ بار خیانت می‌کنم، ازدواجمونم یه جوریه که شما نمی‌تونی ازش بری بیرون، شما یه خانمی هستی که پشتوانهٔ مالی نداری، سه تا بچه داریم، خانوادهٔ خیلی مذهبی داری که با لباس سفید باید بری، با لباس سفید باید بیای، اصلاً طلاق معنی نداره، منم خیلی آدم صادقیم، هر سالم وقتی خیانت می‌کنم میام بهت، تو می‌دونی خودتو، ولی منم میام قشنگ بهت می‌گم… آخه این معنی داره؟

من که آدم صادقیم، آدم خوبیم؟ الان واقعاً هرکی صداقت داره آدم خوبه؟ صداقت اصلاً ربطی به خوبی و بدی آدما نداره، یه چیز جداست.

مثال‌های عملی دروغ مصلحتی

دروغ گفتن به بچه‌ها

دروغ مصلحتی به بچه‌ها

یه بچهٔ کوچولوی دو سه ساله میاد پیش مامانش یا باباش، خیلی خیلی دلبسته است، خیلی وابسته است، کل دنیاش مادر و پدرش هستند، هنوز بسیار نیازمنده، هیچیش فرم و شکل نگرفته.

تازه متوجه بحث مردن شده و به این کسی که دنیاشه می‌گه که: «مامان یا بابا، تو می‌میری؟ منم؟»

که مامان یا بابای خیلی خیلی ساده، خیلی خوب، قشنگ بچه رو می‌شونه روی این کانتر آشپزخونه و براش مرگ و توضیح می‌ده و همه می‌ریم پیش خدا و منم یه روزی می‌رم و… ولی تو اینجا…!

واقعاً!! خب این بچه که کل روح و روان و زندگیش می‌ریزه به هم!

این اصلاً هنوز آمادگی این رو از نظر روحی، روانی، عاطفی نداره که من بخوام بهش بگم، من که مامانشم یا من که باباشم یه روز نیستم.

این چه کاریه فقط برای اینکه یکی به شما بگه که آفرین باریکلا دروغ نگفتی، آدم صادقی هستی؟ خیلی عذر می‌خوام، اینجوری می‌گم: این کار احمقانه است، این صداقت نیست.

چرا نمی‌شه جوابشو نداد؟

اینم که آدم بگه خب نه جوابشو نمی‌دیم… بچهٔ دو سه ساله اونجا نشسته، پاشو کرده، تو یه کفش می‌خواد بدونه، چجوری می‌خواین جوابشو ندین؟ مجبورتون کنه، حواسشم نتونیم پرت کنیم، باید جوابشو بدین چی؟

یا بیایم بگین نه، خوب خیلی نرم‌تر براش توضیح می‌دیم. این دیگه نرم و خشک و سفت و خشن و غیر خشن نداره که یا می‌میریم یا نمی‌میریم. مال بچه سیاه و سفید، قشر خاکستری نداره که مثلاً حالا من می‌میرم کم کم، می‌میرم تا اون موقع تو بزرگ شدی… این هیچ نوعی نداره.

یا باید دروغ بگم یا نگم. و هر آدم سالم از نظر روانی و روحی که بچش رو دوست داره و نمی‌خواد بچش رو آزار بده، دروغ می‌گه به بچش اون موقع. به بچهٔ دو سه ساله این توضیح رو نمی‌ده، اجازه می‌ده بچه بزرگ‌تر بشه، خودش می‌فهمه دیگه، همین سوال را از شما اصلاً نخواهد پرسید چون متوجه همه چیز خودش می‌شه.

دروغ گفتن به والدین مسن

یه نمونهٔ دیگه دروغ مصلحتی: من پدر یا مادرم که سنشون خیلی زیاده رو بردم دکتر، گفتن این آدم مثلاً این غده رو داره و تا سه ماه دیگه بیشتر نیست. و اگه بهش بگین، این سه ماه ممکنه بشه سه هفته.

منم می‌شناسم این آدمو، می‌دونم که روحیهٔ ضعیفی داره، روحیهٔ مبارزه، جنگ و اینا نداره. این مسئله عمل کردنی هم نیست، دارو درمانی هم نیست. اینکه بگین وای حالا شاید معجزه‌ای اتفاق افتاد بهش بگین، اینجوری نیست. این آدم قراره بین ۳ تا ۴ ماه دیگه از بین بره، همه کاراشم کرده.

من بچه‌شم می‌دونم که کار نکرده، نداره که اگه من الان بهش بگم بگه «آقا من تو این سه ماه می‌خوام این سفرم برم، این کارم بکنم». نه، ناتوانه، یه جوریه که نمی‌تونه مسافرت بره، کار خاصی نمی‌تونه انجام بده.

خب چرا بهش بگم که این سه هفته آخر رو زجرش بدم، منتظر رفتن باشه؟ بهش نمی‌گم. سختی نگه داشتنش تو دلم رو می‌پذیرم.

از اونجا که بیام بیرون، از من این مادر یا پدر بپرسه «دکتر چی گفت؟» می‌گم «گفت نه، همه چیز خیلی خوبه، عالیه، تموم شد».

این گفتن داره؟ واقعاً الانم باز نیاین بگین «نه، حقشه که بدونه». نه؛ این حق رو—مثل مادر و پدر که تشخیص می‌دن در یه زمانی که آقا بچه این کارو باید انجام بده—همه حقوق دارن، همه آزادی دارن، ولی الان من به‌عنوان یه آدمی که در جایگاه هستم، بهتر فکرمه، در هر دلیلی کار می‌کنه، تشخیص می‌دم که این حق رو به این آدم در این شرایط روحی، فیزیکی، سنی ندم.

با مادر پدریم، کسی سن خاصی، سنشون بالاتره، مثل بچه می‌شن دیگه بالای هفتادوپنج، هشتاد سال؛ من تشخیص می‌دم نگم، تموم شد و رفت. اینم در مورد آدم بزرگ.

دروغ در روابط زناشویی

دروغ گفتن در روابط عاطفی

فرض کنید که من نوعی یه دوستی دارم، این آدم یک زندگی قبلی داشته دیگه قبل از اینکه ازدواج کنه. (من اصلاً اینو تایید و تشویق و ترغیب نمی‌کنم، نمی‌گم آدم‌ها برید این کار را انجام بدید، دارم مثال می‌زنم.)

دوست صمیمی، این خانمم در جریان کل زندگیش هم بودم، خیلی هم آدم راحتی بوده. بعد عاشق می‌شه، انتخاب می‌کنه، ازدواج می‌کنه، ازدواج بسیار خوبی هم داره. اما همسرش نوع نگاهش متفاوته، نمی‌تونه دوست عادی بودن زن و مرد رو درک کنه.

از خانواده‌ای هست که دوست عادی معنی نداره براش. که شما با یه گروهی بزرگ شدی، اصلاً ایران نیستینا، خارج از ایرانم هستین، مثلاً درس خوندین، شما بابا دانشگاه کلی دوست داشتی اینجا، دوست داشتی اونجا، دوست داشتی، طرفم نمی‌تونه قبول کنه.

حالا شما یکی از این دوستاتون که خیلی هم دوست خاص نزدیکی بوده، منم الان دبی دارم زندگی می‌کنم، داره بعد از سال‌ها داره می‌گه که مثلاً: «خانم ایکس من دارم میام سه ساعت فرودگاه دبی هستم قبل از اینکه برم تهران، ۱۵ ساله ندیدمت، خیلی خوشحال می‌شم با هم یه قهوه بخوریم.»

من خیلی دلم می‌خواد دوستمو ببینم، ولی اگر به شما که همسرمی بگم، یک آتیشی به پا می‌شه که اون سرش ناپیدا.

توجه مهم: من نمی‌گم این کار خوبیه ها؛ بهتره که آدم بگه و اگر همسر آدم دوست نداره، اصلاً این کار رو نکنه حتی اگه خودش می‌خواد؛ ولی همه اینجوری نیستن.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

راه‌حل عملی

دوست من میاد پیش من می‌گه: «طناز من می‌خوام برم فلانیو دو ساعت فرودگاه ببینم، قهوه بخورم، هیچ کار خلاف و خطایی هم نمی‌خواد بکنه. تازه بچه‌ها رو اگه دیر شد شما از مدرسه بردار، به مثلاً علی هم بگو که من رفتم سلمونی.»

من می‌گم «اوکی باشه»، بهشم می‌گم «مطمئنی می‌خوای این کارو بکنی؟ حالا اگه علی یه موقع خدایی نکرده بفهمه…» می‌گه «نه اوکیه دیگه، مواظب باش.»

ایشون می‌ره فرودگاه یه کافی بخوره. آقای علی هم به هر دلیلی، حالا چون من رفتم دنبال بچه‌ها دو دقیقه دیر شده، بچه زنگ زده «مامان نیومده»، من بچه‌ها رو بردم مثلاً از مدرسه، بهشون ناهار دادم، زنگ زده، دیده بچه‌ها نیستن.

منم دوست صمیمی زنگ زده به من:

+ الو طناز؟
– بله
+ خوبی؟
– آره!
+ می‌دونی کجا رفته؟

سه تام بچه دارن قد و نیم قد.»

منم آدم خیلی خیلی صادق و خوب شروع می‌کنم به علی جون توضیح دادن: «علی جون می‌دونی راستی ما دانشگاه که بودیم، ما یه دوستی داشتیم، خیلی پسر خوبی بود، تو گروه دوستامون بود، هیچ اتفاقی هم نیفتاده، دوست عادی هم هست، حالا بعد از ۱۵ سال اومده، حالا می‌دونی اتفاقی که نمیفته…»

آخه احمقانه است دیگه! چه توضیحیه من الان بیام به آقای علی بدم؟ یه شری درست کنم که ممکنه خدایی نکرده اصلاً کل این رابطه رو یا بزنه به هم یا دیگه تا آخر عمر علامت سوال باشه تو ذهن اون آقا؟ هر وقت این خانم می‌ره بیرون با سه تا بچه؟

اشتباهه دیگه. کار درست اینه که: «هیجان رفته سلمونی، حالا موبایلشم شاید تو کیفشه، سلمانی شلوغه، متوجه نشده. از قبلم به من گفته بود، هماهنگ بودیم که من بچه‌ها رو بردارم چون کارش سلمونی ممکنه طول بکشه.» تموم شد.

الان می‌خوای بگی نه آخه من با عذاب وجدان…!

این کار، شما الان همه کاراتون—من یا شما—در زندگیمون درست بوده؟ هیچ کار خلاف و خطایی هم انجام ندادیم؟ هیچ عذاب وجدانی هم از هیچ جا نداریم؟ این الان می‌خواد بیاد بشه عذاب وجدان؟ اگه من در موردش دروغ بگم، اشکال نداره؛ با این عذاب وجدانام می‌شه زندگی کرد. اگرم کسی خدا نکرده بعد از هزار سال اون دنیا سر پل اومد شما رو نگه داشت گفت «چرا در این مورد دروغ گفتین؟»، شما منو صدا کنین، اون آتیش جهنمش مال من؛ من به جاتون می‌رم اون‌جا، خوبه؟ چه کاریه؟

دروغ در مورد ظاهر

یه مثال خیلی ساده‌ترش: من یک مردم، خانمم زایمان اول، باردار شده، زایمان کرده. خب بعد از زایمان خانم‌ها همه می‌دونن که بدن بلافاصله که برنمی‌گرده سر جاش، طول می‌کشه یه مدت.

من حالا اون افسردگی بعد از زایمان به خاطر به هم ریختگی هورمون‌هارم یکم گرفتم، بچه‌ام هست، خوابم ندارم، اینا. یه مهمونیم قراره بریم، یه لباسم گرفتم، لباسم داره تو تنم زار می‌زنه برای اینکه هیکلم درست نیست، سر جاش نیست.

بعد می‌رم به شوهرم می‌گم با یه حالتی که مثلاً «این الان خوبه؟ من پوشیدم؟»

منم به عنوان همسر بسیار بسیار آدم صادقیم و دروغم نمی‌گم، می‌گم: «نه عزیزم این که اصلاً افتضاحه تو تنت، خیلی چه قیافه‌ای واقعاً!» یا طرف چاق شده به خاطر زایمان، هی «من چاقم، زشتم، اینا…» «زشت شده ها، همه جاش باد کرده، زشتم شده.»

من بهش باید بگم «آره تو زشتی»؟ نه، نه تنها نمی‌گم زشتی، می‌گم «نه خیلی خوشگلی، قربون صدقشم می‌رم.» خب دروغه دیگه، اینا همش دروغه.

تشخیص دروغ خوب از بد

برای همین ما نمی‌تونیم بگیم «نه من هیچ وقت دروغ نمی‌گم»، «نه دروغ خوب نیست»، «نه اگه دروغ بگم آدم بدیم»، «اگه دروغ نگم اینجا آدم بدیم» – چون دل یک آدم حساس که بچهٔ من تو شکمشه من شکوندم، اونجوری می‌شم آدم بد.

برای همین این فکر که «وای دروغ بسیار بده و هرگز نباید دروغ گفت» و «می‌شه این بعضی چیزا راه نداره که من یه جور دیگه بگم، بهتر بگم»… باید دروغه رو بگم و دلیلشم دلیل خوب قابل قبولیه.

برای هرکی هم تعریف کنم می‌گن «آفرین که راستش رو نگفتی». این تشخیصش با شماست.

نکات مهم درمورد دروغ مصلحتی

  • من نمی‌گم آدم بره هر خلاف و خطایی بکنه بعد بیاد درموردش دروغ بگه – اون دروغ، دروغ بدیه
  • برای ما هزار مدل، هزار رنگ مختلف دروغ داریم: سفید، سیاه، سبز، آبی

بعد فکر کنیم آقا الان من دارم دروغ می‌گم، آدم بدیم؟ چون دروغی که دارم می‌گم و می‌شه نگفت و کاری که کردم اشتباهه یا نه؟

دروغ الان اینجا لازمه که من این دروغ رو به این آدم به این دلیل، این دلیل بگم – تموم شد و رفت

نتیجه‌گیری

همه دروغ‌ها خوب نیست، همه دروغ‌ها هم بد نیست. بستگی به اون شخص و شرایط و عواقب بعدیش داره.

ما این مغزی که تو سرمونه مال اینه که فکر کنیم، تشخیص بدیم که آیا الان در اینجا جای مناسبی هست یا نه. بعضی از اوقات آدم نمی‌شه، آدم هر چیزی رو که می‌دونه که نمیاد بگه، خودش خود به خود… اون که کاملاً اشتباهه.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org