سوال کامل مخاطب: دختر مجردی هستم متولد ۵۴؛ قیافهام اصلاً به سنم نمیخوره. تا حالا ازدواج نکردهام و رابطه هم نداشتهام، چون برام مهم بوده با آدم مناسب و اصیلی در ارتباط باشم. اما از هیچکدوم از مردهایی که تا حالا دیدم خوشم نیومده و تقریباً همه رو خودم بعد از ۴ یا ۵ ماه آشنایی کات کردم. حدود یکسال و نیم پیش از طریق یکی از همکاران، با آقایی آشنا شدم که ظاهراً متولد ۵۰ بود؛ من از اولش هم خیلی با این موضوع که دو تا بچه دارن راضی نبودم، ولی با خودم گفتم من که تو این سن نمیتونم بچهدار بشم، لااقل ایشون بچهشون رو داره. این رابطه مدت یکسال و نیم فقط بهصورت آنلاین بود؛ چون قرار بود عمل قلب داشته باشن و یکسری دلایل دیگه، امکان دیدار وجود نداشت. هردوی ما از همصحبتی باهم خیلی لذت میبردیم و ساعتها صحبت عمیق داشتیم. تا اینکه بالاخره آمدن دیدنم. خیلی از من خوششون اومده بود. گفتن یک اسراری رو باید به من بگن و بهم گفتن که سن واقعیشون این نبوده. راستش نمیتونم این دروغها رو هضم کنم خانم دکتر و بلافاصله کات کردم. از ایشون اصرار و عذرخواهی و از من نپذیرفتن… ادعا میکنند چون خیلی دوستت دارم نمیخواستم درباره بیماریام ناراحتت کنم؛ خدا رو شکر الان سالمم و جای نگرانی نیست. در مورد سن هم فکر نمیکردم چیز مهمی باشه. خانم دکتر من واقعاً گیج شدم؛ نمیدونم کات کردنم اشتباه بوده یا کار درستی بوده؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینین عزیزم، اولاً که چه بهتر که متولد ۴۳ هستند؛ شما چرا تیکهٔ خالی لیوان رو نگاه میکنین؟ اگه یه سال و نیم با ایشون در ارتباط هستید و از همصحبتی باهاشون لذت میبرید با توجه به اینکه آدم سختگیری به نظر میاین حیفه که این رابطه رو بهخاطر دو تا دروغی که واقعاً اصلاً مهم نبوده، بخواین خراب کنین.
در مورد سن، میگم چه بهتر که ۴۳ هستند؛ چون ۵۰ و ۵۴ (۴ سال اختلاف) خیلی اختلاف سن خوبی نیست. الان اختلاف سنتون تازه خوب شده؛ این که خیلی چیز خوبیه.
در مورد مسئلهٔ عملشون هم که باز چه بهتر که عمل قلب نداشتن. جراحی بازِ قلب اونم تو این سن، یه مشکل بزرگه؛ حالا اگه استنت میخواستن بذارن یا عمل بایپس داشتن، اینا اوکی بود و آدم میگفت لایفاستایل رو عوض میکنم و خیالم راحته؛ ولی جراحی بازِ قلب معمولاً یه مشکل خیلی بزرگیه که بعدش کلی چیزای دیگه هست. این یه مسئلهای بوده، تموم شده رفته و ایشون هم واقعاً نمیدونستن؛ ممکن بوده اصلاً از عمل بیرون نیان یا خوشخیم نباشه.
شاید با خودشون فکر کردن واقعاً برای اینکه دوستتون داشتن و احساس کردن شما بهشون خیلی علاقه دارین با خودشون گفتن: «خداینکرده اگه چیز بدی باشه، من به دلیل دیگه رابطه رو با این خانم کات میکنم که نه به دردسر بندازمش، نه بعداً زندگیش رو سخت کنم و نه ناراحتش کنم بابت خودم که بخواد غصهٔ منو بخوره یا عذابوجدان بگیره یا بخواد به زور بمونه.» اصلاً به نظر من این دو تا مسئله مهم نیست و حیفه که کات کردین. و اگر ایشون الان هنوز دارن عذرخواهی میکنن و اصرار میکنن، حتماً حتماً حتماً حتماً یه شانس دیگه بهشون بدید؛ حیفه.

