چرا همسرم در بعضی روزها عصبیتره؟ چطور در دوران بارداری بهش کمک کنم؟ بعد از زایمان چه کارهایی انجام بدم؟ اینا سوالاتی هست که خیلی از مردها باهاشون مواجه میشن ولی جواب درستی براشون نمیدونن. من طناز فرازی هستم و امروز در سایت طناز و شما میخوام به طور کامل دربارهٔ دورانهای حساس هورمونی زنان صحبت کنیم و بهتون بگم که چطور میتونین در این دورانها از همسرتون بهترین حمایت رو داشته باشین.
دوران پریودی خانمها چجوریه؟

خوب، بریم سراغ دوران قاعدگی یا پریود خانمها، دوران حاملگی و دوران پیش یائسگی. اینا موقعهایی هست که هورمونهای یک خانم به شدت به هم میریزه. این به هم ریختگی هورمونی اثرات خیلی خیلی زیادی روی شرایط عاطفی خانمها میذاره، روی نیازهای جنسیشون میذاره و روی میزان توجه و محبتی که نیاز دارن تا از ما بگیرن.
دلیل تغییر رفتار خانمها در دوران پریود
از پریود شروع میکنیم. معمولاً به خاطر بالا رفتن و پایین رفتن هورمونها، قبل از اینکه خانم پریود بشه—نه بعدش—یعنی وقتی که یک خانم پریود میشه، دیگه حالش تقریباً اوکیه، خوب میشه. مگه کسایی که پریودهای خیلی سنگین دارن یا دردهای خیلی شدید دارن که خب افت فشار دارن. طبیعتاً باید حواسمون باشه چیز شیرین بخورن، کارهای سنگین نکنن دو سه روز اول.
معمولاً ۵-۶ روز قبل از پریود این اتفاقا میافته. بعضیا هیچیشون نمیشه که خب چقدر هم عالی، چقدر هم خوب! یا خیلی خوب بلدن کنترلش کنن، دچار هیجانات احساسی نمیشن، هیچی نیست، یا اگه هست میگذره میره.
دو نوع واکنش عاطفی قبل از پریود
بقیه دو تا حالت دارن از نظر روحی عاطفی:
حالت اول: یک سری خشمگینتر از قبل میشن. یعنی چون حساسیتشون بیشتر میشه، زودتر از حالت عادی عکسالعمل نشون میدن یا عصبانی میشن یا به نقطه جوش میرسن.
حالت دوم: یه عده دیگه هستن که حساسیتشون در جهت دلشکستگی بیشتر میشه. یعنی انقدر حساس میشن که با چیزایی که قبلاً اصلاً ناراحت نمیشدن و دلشون نمیشکست، یهو الان میزنن زیر گریه. بعد منی که مثلاً همیشه با شما شوخی میکنم و شما اوکی، الان یه شوخی کردم خیلی خیلی کمتر و پایینتر از اون چیزی که قبلاً بوده، شوکه میشم که این که همیشه مثلاً اوکی بود، چرا الان یهو اینجوری شد؟ به خاطر تغییرات هورمونیه.
میل جنسی در طول ماه
میزان میل جنسی خانمها هم معمولاً دو زمان در ماه میره بالا: یکی قبل از تخمکگذاری که وسط فاصله دو تا پریوده—معمولاً اگه پریودهاشون منظم باشه—یکی هم توی چند روز قبل از پریود. میل جنسیشون افزایش پیدا میکنه.
رفتار آقایون با خانمها در دوران پریود چجوری باشه؟
در دوره قبل از پریود که گفتم، یک خانم یا یه خورده اگه از این مدلهاست که خشمگین میشه، خب سر به سرش نذارین. اگه مدلی که دلش زود میشکنه، بازم شوخی نکنین، یه چیز بدی نگین، هواشو بیشتر داشته باشین، توجه بیشتری بکنید.
آقایونی که میپرسن چه کار کنیم، خود خانمها هم وقتی من میدونم، من خودمو میشناسم—مثلاً من فرض کنید من طناز از این تیپهایی هستم که زودتر ناراحت میشم—خب وقتی خودمو میشناسم، یا خودمو تو اون موقعیتهایی که ممکنه ناراحت بشم قرار نمیدم، یا قبلش خودمو آماده میکنم که ببین، الان پریودم، اگه رفتین ناراحت شدم، خودمو باید نگه دارم، یه وقت حرفی نزنم، یه وقت چیزی نگم.
تغییرات خانمها در دوران حاملگی
درباره خانمهای حامله چون برای 9 ماه میزان این هورمونها در یک حالت خاص میمونه (بالا پایین بودنش) بیشتر خانمها اینجوری هستن که میل جنسیشون افزایش پیدا میکنه، خانمها حساس تر میشن، زودتر ناراحت میشن، زودتر خوشحال میشن، زودتر گریه میکنن و چون ظاهرشون هم داره عوض میشه به شدت احتیاج به توجه و محبت دارن که بدونن با وجود این چاقی، ترک برداشتن بدن، پف کردن صورت و دست و پا هنوز هم جذابن، هم در دوران حاملگی و هم بعد از زایمان. و در مورد زایمان، یکی از کارهایی که آقایون میکنن اینه که چون خانم حامله است و میترسن باهاش رابطه فیزیکی داشته باشن که نکنه بلایی سر بچه بیاد، اصلاً بهش نزدیک نمیشن.
میل جنسی در دوران حاملگی
بعد این خانمی هم که الان میل جنسیش خیلی زیاد شده نسبت به خودش، مثلاً ممکنه یه خانمی قبلاً یه بار در ماه میخواسته، الان چهار بار میخواد. خب برای اونی که یه بار در ماه دوست داشته رابطه جنسی داشته باشه، الان چهار بار میخواد، تغییر خیلی زیادیه دیگه، شده ۴ برابر. یکی هفته سه بار بوده، الان مثلاً هر روز دلش میخواد. یکی دیگه هر روز بوده، روزی دو بار میخواد. هر کسی به نوع خودش، میل جنسیش زیاد میشه.
داشتن رابطه جنسی در دوران بارداری خطرناکه؟
اون وقت من مردم، چون میترسم آسیبی به بچه برسه، اتفاقی بیفته، به خاطر اون دوری میکنم. بعد این خانمه هم از دستم عصبانی میشه برای اینکه من کاری نمیکنم و توضیحی هم بهش نمیدم. فکرم در ضمن اشتباهه! رابطه جنسی آسیبی به بچه توی رحم نمیزنه، مگه اینکه من یک بیماری جنسی داشته باشم که به خانم منتقل کنم که اون اصلاً بحثش جداست.
ولی خود رابطه جنسی، اگه وحشیانه—اونم وحشیانهای در حد خیلی خیلی بدا، نه اینکه مثلاً حالا یه خورده یه کاری رو میخوام با خشونت انجام بده—وحشیانه نباشه، آسیبی به بچه نمیرسه. مگر اینکه زایمان بسیار بسیار پرخطره که به خانم گفتن بخواب از بستر، سه ماه اول تکون نخور، چون به دفعات اتفاق افتاده که بچه سقط شده. اون موقع آره، آدم محتاطتره.
ولی در شرایط عادی، ما داریم صحبت میکنیم، خانم دلش بیشتر میخواد، من مرد به خاطر اینکه میترسم بچه به اشتباه اذیت بشه، دارم فاصله میگیرم. بدش نه تنها عصبانی میشه که من کاری نمیکنم، دلشم میشکنه، نگرانم میشه، پر از استرس همیشه میشه که نکنه دیگه منو نمیخواد، نکنه منو دوست نداره، نکنه الان رفته با یه خانم دیگه چون من حاملم، نکنه هیکلم به هم ریخته. یعنی میشه ۱۱۰۰ تا مشکل!
راهحل: پیشنهاد دادن از طرف مرد
بنابراین این اولین مسئله که اگر شما به عنوان یک مرد، اگه میخواین بدونین در اون طول ۹ ماه چه کار کنین: شما به خانم پیشنهاد بدید و زیاد هم پیشنهاد بدید. اصرار نکنید ولی شما پیشنهاد دهنده باشین، چون خیلی از خانمها دلشون میخواد ولی اون غرور کاذبه اجازه نمیده که اونا پیشقدم بشن. اگه پیشقدم شدن که حتماً. اگر پیشقدم نشدن هم، شما بگین. اگه نخوان میگن نه دیگه. شما که بهتون بر نمیخوره که خواستن، چه بهتر! نخواستن، صبر میکنیم.
امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدمها علاقه دارید، در بخش آموزشهای رایگان، مطالب متنوع دیگهای هم هست که هر کدوم به یکی از چالشهای روابط میپردازن. دعوتتون میکنم که با استفاده از لینکهای پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:
- چه آدمایی بیشتر از بقیه خوشحالن؟
- چجوری با بچههامون بیشتر وقت بگذرونیم؟
- چرا بعد از ازدواج رابطه فرق میکنه؟
- به رابطه کات شده برگردیم یا نه؟
- بهترین سن برای بچه دار شدن
- چرا نباید در روابط حسابکتاب نگه داریم؟
- مسئولیت نگهداری از والدین به عهده کدوم فرزنده؟
نیاز خانمها به حمایت عاطقی در دوران بارداری
یه مسئله دیگه اینه که میگم حساسیتهاشون زیاد میشه، احتیاج به حمایت بیشتر دارن، دوست دارن شما هی مطمئنشون کنین و اون احساس امنیت رو توشون ببرین بالا که همراهشون هستین، بغل دستشون هستین، سر زایمان هستین، بعدش هستین، بچه رو اینجوری میکنیم، اونجوری میکنیم.
یکی از چیزهای دیگه اینه که باهاشون در مسائل بچه شریک باشین، نه اینکه همه کاراتونو بدین بهش، یه حساب بانکی بدین «برو هرچی لازمه برای بچه بگیر دیگه»، یا «برو با مامانت اینجوری کن دیگه». این خیلی به یک زن حامله حس بدی میده چون از اون اول احساس میکنه که مگه بچه مثلاً فقط مال منه؟ چرا این، یعنی بچهشو دوست نداره؟ یعنی دیگه منو نمیخواد؟ یعنی تموم شد؟ یعنی حواسش یه جای دیگه است؟
تو خرید شرکت کنید. نمیگم ۵ ساعت برین خرید، من میفهمم که مردها خرید رو دوست ندارن. نیم ساعت اولشو بریم، بعد بگین «خب من میرم سر کارم موقع گرفتن». باهاشون بدین، یکی دو بار سر لباس بچه برین و شما هم اینو بگیرین، اونو بگیرین. سر انتخاب اسم بچه باشین. بهشون یه چیزی رو میبینین دوست دارن، هوس کردن، براشون بخرین.
محبت و توجه و از همه اینا مهمتر اون احساس امنیته.
تغییرات خانمها بعد از زایمان
بعد از زایمان از قبل از زایمان بسیار بسیار مهمتره. چون بعد از زایمان من بچه رو به دنیا آوردم. قبلش گوگولیم، تپلم، چاق شدم، ولی گوگولیم چون حاملم. بعدش دیگه گوگولی و اینا نیستم، چون حامله بعدش فقط چاقم. و این به من خیلی حس بدی میده به عنوان یه زن که تو هیچکدوم از لباسام نمیرم، ریخت و قیافم ریخته به هم.
بعد تازه بچه رو میدن بهم، یهو متوجه مسئولیتهاش میشم. خوابم میریزه به هم، غذا میریزه به هم، شیر میدم، موهام شروع میکنه ریختن، پوستم به هم میریزه. چون اون هورمونهایی که در بدن قبل از زایمان میرن بالا، باعث میشن پوست شفاف میشه، رشد مو بهتر میشه، پرتر میشه. بعدش یهو که میاد پایین و من شروع میکنم شیر دادن، پوست کدر میشه، شفافیتش میره، مو میریزه، هیکلم ریخته به هم.
نیاز به حضور و حمایت
بعدش به مراتب یک خانم به حضور شما بیشتر از قبلش احتیاج داره. به عنوان یک مرد، به جای اینکه شما بیشتر توجهتونو بدین به بچه—چون اون چند ماه اول، این فقط مال ۵-۶ ماه اوله، بعدش درست میشه—ولی تو اون ۵-۶ ماه اول، بچه شاید نیم ساعت در روز شما که باباشینو بخواد که مثلاً بهش بچسبین، ازتون اون حس رو بگیره، گرمای وجودتونو بگیره. بیشتر مامانشه که بهش میرسه. اما خانمتون خیلی خیلی خیلی بیشتر از اون بچه به شما احتیاج داره. خیلی بیشتر!
هم به اینکه کمکش کنین—حتی اگه مادر و خواهر و اینا هستن، شما یه چیز دیگهاین، شما براش با همه این آدما فرق میکنین—با بچه خوابیده تو تخت، شما برین از پشت بغلش کنین بخوابین، پیشونیشو دو تا ماچ کنید. شما بهش پیشنهاد رابطه جنسی بدین که فکر نکنه نمیخواینش. اگه دوست نداره یا هنوز زوده یا شرایطشو نداره، بذارین اون بهتون بگه «نه». شما پیشنهاد بدین که احساس نکنه خراب شده، تموم شده، بده، شما نمیخواین، شما نسبت بهش سرد شدین. شما پیشنهادتونو بدین.
کارهای عملی و کوچک با تأثیر بزرگ
بعد فقط که رابطه جنسی نیست! میتونین بغلش کنین، شبا بغلش کنین بخوابین. اگر خیلی بچه کالیکیه، نمیتونه خوب بخوابه، شیر بهش نمیسازه، ۱۰۰ دفعه باید پاشه، بهش بگین «شیر رو میتونن بگیرن بذارن تو یخچال. بگین مثلاً یه دفعه نزدیک صبحش رو تو پا نشو، تو بخواب، من که باید پاشم دوش و اینا بگیرم، من پا میشم راش میبرم، من پا میشم شیر رو میدم». فقط همون یه دفعه، همون یک کار، شما در طول روز آنچنان آرامشی به زندگیتون بده، اینقدر این خانم رو راحت کنه با یک لبخند و آرامشی بخوابه، انقدر پشتش قرص بشه!
یا هی بهش بگین «بگین من که تو رو همهجوره دوست دارم، ولی اگه خودت الان از این موضوع ناراحتین که کاری نداره. بیا برو ورزش. میخوای شبا بریم با هم؟ بچه رو بذاریم تو کالسکه، بریم با هم راه بریم. میخوای من تو این کرییرها من بچه رو میارم، یا با هم بریم، نیم ساعت میریم، نیم ساعت میایم؟ هر روز یه ساعت راه بریم. هم برا خودتون خوبه، هم برای بچه خوبه، هم برای همسرتون خوبه». همراه باشین باهاش.
میخواد رژیم بگیره که وزنش بیاد پایین، ولی سرش شلوغه، بچه هست، نمیتونه هم برای خودش غذای رژیمی درست کنه، هم برای شما که حتماً دوست دارین پلو بخورین، هر روز پلو درست کنه. نخورین! شمام دو ماه پلو نخورین، با اون همراهی کنین. بگین «منم از همین غذای رژیمی شما میخورم، همینو درست کن». یا کارشو کم کنید، بگین «خب اشکال نداره، مامانت و اینا هرچی درست کردن برای من بذارن، من شب سر راه میگیرم میارم. مامان من درست میکنه برای سه روز، سه روز غذا برا من میده. شما نگران خودتو، تغذیتو، رژیم تو و اینا باش».
اهمیت بیشتر این دوره
خیلی بعد از زایمان، رسیدگی و توجه به همسرمون، به مادر بچه، مهمتره از قبل از زایمان. خیلی که بدونه ما بینهایت بیشتر از قبل دوسش داریم. الان چون قبلاً فقط همسرم بودی، الان همسرمی، هم مامان بچهامی، عشقم نه تنها بهت کم نشده، وحشتناک بیشتر شده. نه تنها عشق، یک قدردانی بسیار بسیار زیادی دارم ازت به خاطر این کاری که کردی.
ببینین آقایون، شما چون اطلاعاتتون در مورد خانمها و زایمان و تغییر و تحولات بدنشون کمه، واقعاً شاید متوجه نیستید که یک زن با زایمان یک بچه داره چه کار بزرگی انجام میده. یه سری از اتفاقایی که برای بدن میفته که برگشتپذیر نیست، نیست. یه سریش که برگشتپذیره، با زمان و رسیدگی خیلی زیاده که تعداد آدمایی که اونقدر به خانم خودشون زمان بذارن و اون وقت و منابع مالی رو داشته باشن که اون هزینهها رو بکنن، اونقدر زیاد نیستن. بنابراین خیلی از خانمها از خیلی از چیزهاشون میگذرن وقتی بچه به دنیا میارن.
میدونستین که حتی تا مردمک چشم خانمها عوض میشه وقتی که باردار میشن؟ یعنی این باردار شدن اینجوری نیست که من فقط رحمم جا باز میکنه، شکم میاد جلو، بعد میره تو. رو کل بدن من از فرق سر تا نوک پا تأثیر میذاره. بنابراین این حس قدردانی که «مرسی، همچین کار بزرگی شما کردی که یک بچه آوردی، دادی». کار شمام خیلی مهمه آقایون که بعداً مسئولیت فراهم کردن یک زندگی خوب، یک آموزش خوب، یک آینده خوب برای بچه به عهده میگیرین، خیلی کارتون بزرگه.
ولی الان راجع به شما صحبت نمیکنیم، الان داریم راجع به خانمها صحبت میکنیم. از شما هم حتماً قدردانی میشه بعداً، اما الان بعد از زایمان، این خانم موقع رسیدگی به این خانم نشون دادن عشق و توجه و محبت بیشتر، چه در رفتارم، چه به صورت کلامی و قدردانی ازش.
دو ماه سه ماه = یک عمر آرامش
دو ماه، سه ماه، اگه مثل پروانه دورش بچرخین، یک عمر زندگی راحت و با آرامش خواهید داشت. چون حالش خوب میشه و هیچوقت چیزی نیست که یک نقطه برگشت باشه. برگشتن و عطف به ما سبق کار خوبی نیست، ولی خب بیشتر خانومها انجام میدن. شما اینو تمومش میکنین، همچین چیزی نخواهد بود در زندگیتون. به خصوص که مامانها عادت دارن بعداً، بچه بزرگ میشه، برای بچه هم تعریف میکنن. میدونن «من زایمان کردم، بابات به جای اینکه این کارو کنه، منو گذاشت دو هفته رفت…» وای! آخه چرا ما از این کارا میکنیم؟ ولی خب میکنیم دیگه! ما به عنوان خانم، من عذرخواهی میکنم، ولی ما از این کارام گاهی میکنیم.
بنابراین شما یه مدت کوتاه به ما برسین، یک عمر آرامش و رضایت خاطر همسرتون و بچههاتون رو که بعداً بزرگ میشن، برای خودتون بخرین که داستان و اینا اون وسطا نباشه. اگرم داستانی هست، داستان خوب باشه. که میدونی، مثلاً «اینجوری شده بود، بابات میومد با من راه میرفت که وزنمونو بیاریم پایین. میدونی فلان موقع فلان چیزو عوض کرده بودم، ۱۲ شب پا شد رفت برام گرفت آورد». اجازه بدین که زندگیتون پر از این داستانها برای بچهها باشه، نه داستانهای غمانگیز ناراحتکننده.
دوران پیش یائسگی: سختترین دوره برای هر دو

دوره قبل از یائسگی. از پریود و زایمان به مراتب سختتره. چون بدن، تغییراتی که میکنه رو به مثبت و جلو نیست. از فشارهای عاطفی که میاره و ما هی دو روز خوشحالیم، سه روز ناراحتیم، زود به هم میریزیم، زود خوشحال میشیم، زود ناراحت میشیم، عصبی میشیم، خشمگین میشیم، ممکنه به آدما بیشتر از شرایط عادی بپریم، از اونها گرفته تا بالا رفتن کلسترولی که خوب نیست، الدیال، تا بیماریهای قندی که بیشتر ممکنه بشه احتمال گرفتنش، تا از دست رفتن عضلات بدن، پوکی استخوان. تمام اینا ربط مستقیم دارن به دوران قبل از یائسگی.
یعنی زن فقط روح و روانش نیست، عاطفهاش نیست که داره بالا پایین میشه و آسیب میبینه. از نظر فیزیکی هم داره دچار تغییرات بسیار بسیار بسیار شدید و بسیار بسیار بسیار زیادی میشه.
در دوره پیش یائسگی برعکس دورههای قبل از پریود و زایمان، نوع دیگهای از عدم تعادل هورمونی رخ میده و حساسیتها هنوز هست اما میل جنسی به خاطر تغییر شرایط فیزیکی و تغییر هورمونها کم میشه؛ معمولا به خاطر خشکی واژن و کاهش ترشحات، رابطه جنسی دردناکتر میشه. حساسیت به بو هم در دوران پیش یائسگی خیلی زیاد میشه.
نحوه حمایت کردن از همسر در دوران پیش یائسگی
این خانمی که شما الان دوره پیش یائسگیشو باشین، همون خانمیه که یک عمر زندگی رو در کنار شما بوده و هواتونو داشته و پشتتون بوده. الان احتیاج داره که تو یک فاصله ۳ تا ۵ ساله، شما درکش کنید. اخلاقها ممکنه به شدت عوض بشه. همسرتون دیوونه نشده، طوریشم نشده، خولم نشده. به هم ریختگی شدید هورمونی که به خاطر تخمکگذاری انجام میشه، چون دیگه ما اون تعداد تخمک رو نداریم، آزاد شدنشون سخته، هورمونها، میزانشون بسیار بسیار عوض میشه که مجبور کنند این تخمک آزاد شه و بیاد، و این بدن رو بسیار اذیت میکنه.
مثل اینکه من دائم تو اون دو سه روز قبل از پریودم که اولش بهتون گفتم، آدم یه خورده توجه و محبت بیشتر کنه، این مثل اینکه اون دو سه روز بخواد ۳ تا ۵ سال طول بکشه. ببینین من نوعی خانم چه حالی بهم دست میده! خودم چقدر حالم بده! بعد شمام بخواین درکم نکنین، شما هم ناراحت بشین: «بازم امروز غذا نداریم؟ بازم امروز ناراحتی؟ باز من یه چیزی گفتم، تو شروع کردی داد و بیداد؟»
تحمل و انعطافپذیری
اشکالی نداره! این همه این خانم به پای شما و بچهها بوده و مونده و ساخته و رشد داده. حالا سه تا پنج سال من مرد و بچهها به پای این خانم باشیم و متوجه باشیم، یک سری چیزها رو بپذیریم، انعطافپذیریمونو بیشتر کنیم و یه سری چیزا رو اصلاً تحمل کنیم. انعطافپذیری نداریم، دوستم نداریم، خوشمون نمیاد، تحمل میکنیم. این آدم زندگیشو برای من گذاشته، الان من تحمل نکنم، خیلی کار بدیه دیگه!
این همون زنه، عوض نشده، همسرتون همون آدمه با همون اخلاق، همون احساسات، همون مدل. این تغییرات که برای بدن جا بیفته، تثبیت که بشه، دوباره من اوکی میشم. اما این تثبیت شدنش دیگه سه روزه، چهار روزه یا ۹ ماه و بعد ۵-۶ ماه بعد از اون ۹ ماه نیست. سه سال ممکنه طول بکشه، چهار سال ممکنه طول بکشه.
وظیفه مرد و بچهها
من به عنوان یک مردی که شما کل زندگیمو در کنارم بودی، اینو به شما مدیونم که الان من کوتاه بیام. شما یهو عصبانی میشی، یه چیزی میگی: «من قندونو گذاشتم اینجا، در قندونو نذاشتم!» شما که خانوممی هستی اومدی، حواست نبوده، دستت خورده، این ریخته، دادشو سر من میزنی. من هیچی نگم، من بگم «بله، حق با شماست، ببخشید، دفعه بعد در قندونو میذارم».
الان چی رو میخوام به شما ثابت کنم؟ الان موقعی که شما رو بفهمم و بهتون توجه کنم، با فهمیدنتون، با کوتاه آمدن و با انعطافپذیر بودن، این رو من به عنوان همسر به شما مدیونم. بچههامم اگر بخوان عکسالعمل نشون بدن، من پدر باید بچههامو کنترل کنم که «مامانتونه، حالا این کارو میکنه که بکنه. این همه به شما رسیده، این همه دیر اومدی، زود اومدی، درس خوندی، نخوندی، نشسته. حالا ۳ سال شما تحمل کن، سه سال شما سکوت کن، سه سال شما هیچی نگو، اصلاً حق با تو، مامانت اشتباه کرده، تو معذرت خواهی کن. چه اشکالی پیش میاد؟»
تازه هرچی ما این توجه بیشتر کنیم و انعطافپذیری و درکمونو از موضوع ببریم بالا، زودتر این خانم به آرامش میرسه. چون خانومها خودشون متوجه میشن معمولاً، بلافاصله بعد از اینکه عصبانی میشن یا یک حرکتی ازشون سر میزنه که با خود واقعیشون فاصله داره به خاطر این تغییرات هورمونی، به خودشون میان. یعنی بلافاصله پشیمون میشن. ولی چون تعدادش زیاد میشه، نمیتونن هر دقیقه بیان «ببخشید ببخشید»، هی توضیح بدن. تازه خیلی از خانمها خودشون نمیدونن که الان در این دوره پیش یائسگی هستن.
فهمیدن دوره پیش یائسگی
فهمیدنش کار راحتی نیست. فهمیدنش مال کسیه که خیلی با بدن خودش آشناست، چکآپهای متداول میره، هم از نظر خون، هم از نظر پوکی استخوان، هم دکتر زنان زایمان که بخواد بفهمه «من الان دوره پیش یائسگیم شروع شده». چون دوره پیش یائسگی خیلی قبلتر از زمانی که ما پریودمون بخواد نامنظم بشه شروع میشه. خیلی قبلترش. اینجوری نیست که خب «الان پریود من نامنظم شد، یعنی دوره پیش یائسگی» یا «وقتی که پریودم کامل قطع بشه». نه، دوره پیش یائسگی بسیار قبلتر از اون شروع میشه.
بنابراین ما با درک خوبی از این موضوع، میتونیم حال همسرمونم بهتر کنیم، اونم زودتر کوتاه میاد، اونم سعی میکنه بیشتر خودشو کنترل کنه. ولی باید حواسمون بهش باشه.
اگه نکتهای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنتها برام بنویسید. سوالاتتون رو میبینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر میکنم تا یک گفتگوی عمیقتر و زندهتر با هم داشته باشیم.
راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و میتونید با استفاده از لینکهای پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

