طناز و شما

بازگشت به رابطه پس از جدایی

برگشتن به رابطه قبلی درسته یا نه؟ وقتی یک رابطه‌ای تموم می‌شه، آیا به اون رابطه برگردیم یا طرف رو برگردونیم؟ این سوال خیلی کلیه و باید تیکه‌تیکه‌اش کنیم و جواب بدیم. من طناز فرازی هستم و امروز در سایت طناز و شما می‌خوایم به طور کامل بررسی کنیم که در چه شرایطی برگشتن به یک رابطهٔ قبلی منطقیه و چه زمانی باید قاطعانه در رو به روی طرف ببندیم.

روابط دوست‌دختر-دوست‌پسر طولانی‌مدت

اگر رابطه دوست‌دختر-دوست‌پسریه، که رابطه دوست‌دختر-دوست‌پسری جوریه که به قصد ازدواج و ببینیم چه اتفاقی میفته و همدیگه رو بشناسیم شروع نمی‌شه و طبیعتاً یک پایانی هم داره دیگه. من بارها گفتم، الان باز هم می‌گم، اگه کامنت‌های زیر پست اینستاگرام رو هم بخونید می‌بینید که چقدر آدم این رو تجربه کردن. از روی هوا من صحبت نمی‌کنم.

روابط بالای سه سال و خطرات طولانی شدن

روابط دوست‌دختر-دوست‌پسری که خیلی طولانی هستن، بیشتر از سه‌چهار سال ازشون می‌گذره، اگر به ازدواج ختم بشن هم، اصطکاک توش بسیار زیاد می‌شه. معمولاً ازدواج موفقی نیست و خیلی خیلی از اوقات به جدایی ختم می‌شه. حالا یا جدایی عاطفیه یا جدایی به صورت طلاق و کامل.

بنابراین خواهش می‌کنم که اگه طولانی‌مدت دوست هستین، بدونید که خب دوستی خیلی هم خوبه، منم خوبم، شمام خوبین، یه جا تموم می‌شه. دوستی‌های کوتاه‌تر نه، اینو ندارن. البته می‌گم همیشه استثنا هستا، ما همیشه در تمام موارد استثنا داریم و منم نمی‌گم نیست، ولی بسیار بسیار بسیار کمه. و معمولاً ما خودمون همیشه «من همون استثنائم» ولی بیشترمون نیستیم جز اون دسته استثناها.

قهر جدی و فرصت بازگشت

آیا برگشتن به رابطه قبلی درسته؟

اگر رابطه دوست‌دختر-دوست‌پسریمون طولانیه، ازش دو سال و نیم، سه سال می‌گذره و با طرف یک بحثی می‌شه، دعوایی می‌شه که خیلی بدجوره، به اینجا که رسید، چون یک تاریخچهٔ سه‌چهار ساله پشتش هست، اگر هر کدوم از طرف مقابل، چه دختر چه پسر، خواستند که برگردند، به نظر من این فرصت رو بدید. چون حیفه، وقتی سه سال، ۴ سال با هم بودین، یعنی رابطه‌ای که توش جفتتون راحتین و داره بهتون خوش می‌گذره دیگه. آرامشتون و خوش‌گذشتنتون از ناراحتیتون بیشتره.

بنابراین یک اتفاقی که میفته، اجازه ندید که طولانی بشه. و اگر طرف خواست برگرده، خب آدم یه فرصت دیگه میده، مگر اینکه دیگه می‌خوایم ازدواج کنیم، این آدم هم حاضر به ازدواج نیست و موقعیه که دیگه می‌خوایم کیس‌های خواستگاری رو یا من برم خواستگاری یا بیان خواستگاری، و بنابراین باید رابطه‌ام با این آدم قطع کنم و بخواد برگرده، اجازه ندم.

یک نکته مهم که تو مقاله آداب دعوا کردن، قهر کردن و جدایی در روابط عاطفی توضیح دادم:

یکی از مهم‌ترین آداب قهر اینه که تفاوت بین قهر عادی و قهر جدی رو بشناسیم. قهر عادی یعنی ما یه هفته، دو هفته، سه هفته، یک ماه صحبت نمی‌کنیم بعد آشتی می‌کنیم. اما قهر جدی یعنی دیگه رابطه تموم شده، حرف دیگه، تماماً. نمی‌تونم، شمام نمی‌تونی. به این نتیجه رسیدیم که این رابطه رو ادامه ندیم.

روابط کوتاه‌مدت (زیر یک سال)

اگر رابطه دوست‌دختر-دوست‌پسریه که زیر یک‌ساله، وقتی که تموم می‌شه، تموم شده. چون شما زمانی که حتی یک سال نمی‌تونید به خوبی و خوشی با هم ادامه بدید… برای اینکه می‌دونین دیگه رابطهٔ دوست‌دختر-دوست‌پسری یعنی واقعاً ۷۰ درصد اوقات به بالا، من توش باید احساس آرامش کنم، بهم خوش بگذره و بگیم بخندیم.

و این دقیقاً به خاطر اینه که هنوز تکلیف واقعی رابطه مشخص نشده. زمانی که یه رابطه هنوز بین مرحلهٔ ارتباط و رابطهٔ واقعیه، معمولاً نشانه‌های مشخصی داره.

اگه کسی که باهاش تو رابطه‌ای هستین نمی‌تونه صریح و شفاف بگه که چی می‌خواد، اون در واقع داره بهتون می‌گه که چیزی که می‌خواد شمایین نیستید. و این یک علامت خطر بزرگه. یعنی یا نمی‌دونه چی می‌خواد، یا می‌دونه ولی می‌خواد شما رو نگه داره تا بهتر پیدا کنه.

— از مقالهٔ چجوری تکلیف رابطه رو مشخص کنیم؟

تعریف رابطهٔ سالم

تعریف رابطهٔ دوست‌دختر-دوست‌پسری اینه: ما زمان‌های خالیمون رو با هم می‌گذرونیم و توی اون زمانا بهمون خوش می‌گذره. کارایی می‌کنیم که دوست داریم، از با هم کوه رفتن، بیرون رفتن، سینما رفتن، مهمونی رفتن، از همه‌چیز لذت می‌بریم. اگر اینجوری نیست و می‌شه اعصاب خوردی پشت اعصاب خوردی یا من می‌خوام ازدوام کنم ولی شما نمی‌خوای یا از همون اول سر چیزای مالی دعوا داریم یا این یکی شکاکه اون یکی نیست و رابطه رو به این دلیل تموم می‌کنیم (رابطه زیر یک سال) دیگه برگشتن نداره.

چون نه تاریخچه‌ای پشتش هست و نه دوامی خواهد آورد.

چرخهٔ معیوب برگشت‌های مکرر

هر دفعه که من به اون رابطه برگردم یا اون طرف بخواد برگرده و من بگم اوکی و اجازه بدم، زودتر از دفعهٔ قبلی رابطه تموم می‌شه. اگه دفعهٔ قبل یه سال طول کشیده، دفعهٔ بعد هشت ماهه تموم می‌شه. دوباره به هم میزنیم، دوباره یا من نمی‌تونم یا اون نمی‌تونه، برمی‌گردیم، بعد ۶ ماهه تموم می‌شه. و هر طرف بیشتر ضربه می‌خوره، بیشتر اذیت می‌شه، به خصوص خانم‌ها چون خب طبیعتاً احساساتی‌ترن.

و متأسفانه هر بار بی‌احترامی و توهین نسبت به دفعهٔ قبل بیشتر می‌شه، نوع تموم شدن رابطه بدتر خواهد بود، اثری که رو من می‌ذاره بدتره و باعث می‌شه که یه وقتی زمانی ما بعداً تو خیابون هم همدیگه رو دیدیم، یا بد و بیراه بگیم به هم یا رومون و از هم بکنیم اونور بریم. چرا آدم به اینجا برسونه؟

تموم شد یعنی تموم شد

تموم شد دیگه، تموم شد، درست شدنی نیست. من اینو بارها گفتم، مثل اینه که آدم ببخشید یه غذا رو می‌خوره، حالش به هم می‌خوره، بعد دوباره اون به‌هم‌خورده رو برداره همون موقع بخوره. خیلی جالب نیست دیگه. رابطهٔ زیر یه سال… الان نگین خب اون چهار-پنج ساله چی؟ نه، اون مثل اینه که آدم حالت تهوع داره ولی حالش به هم نمی‌خوره.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

دلایل اصلی برگشتن به روابط ناموفق

یکی از علت‌هایی هم که ما هی می‌خوایم برگردیم به یه رابطه‌ای که می‌دونیم درست نیست، یا اون طرف می‌خواد برگرده، مال اینه که طاقت اون مدتی که باید صبر کنیم که این وابستگی… که گفتم تمام وابستگی‌ها یک نوع اعتیادند، این وابستگی بره، طاقت اون یه تیکه رو نداریم.

اگه سه‌چهار هفته، ۵ هفته، یک ماه، دو ماه طاقت بیاریم، تموم می‌شه ها. رابطه… «دلم براش تنگ شده»، «وای آخی»، «وای اینجا می‌رفتیم»، «وای اونجا». زنگ نزنید و تکست نزنید. و اگه طرف زد، شمام جواب ندید. اجازه بدید تموم شه.

این وابستگی که من گفتم دقیقاً یکی از دلایل اصلیه که چرا ما نمی‌تونیم از یه رابطهٔ نامناسب بیایم بیرون. خیلی‌ها فکر می‌کنن این عشقه، اما واقعیت چیز دیگه‌ایه.

گاهی ما اولین بار که یک طرف رو می‌بینیم، شروع می‌کنیم خیلی خیلی زیاد دیدنش، خیلی خیلی زیاد باهاش صحبت کردن، خیلی خیلی زیاد تکست زدن و این به صورت یک عادت در میاد. یکی وابستگی. وابستگی با دوست داشتن و عشق و دلبستگی فرق می‌کنه. هر نوع وابستگی مثل یک اعتیاده و یک رابطهٔ بیمارگونه‌ست.

— از مقالهٔ تفاوت عشق، دوست داشتن و خواستن در روابط عاطفی

ارتباطات سه‌چهار ماهه اول

خب این از رابطه‌های دوست‌دختر-دوست‌پسر. ارتباطم که اصلاً هیچی، ما توی سه‌چهار ماه اول تو مرحلهٔ ارتباطیم. باور کنید بعضی از این کامنت‌هایی که برای من میزنین یعنی وای، به من می‌گین که «من سه هفته است با طرف تو رابطم». آخه سه هفته چه جوری می‌شه رابطه باشه؟ ارتباط هنوز شکل نگرفته. تو سه هفته شما به من می‌گین «تو رابطه، این تو سه هفته؟». ما رابطهٔ سه‌هفته‌ای نداریم. آخه اونا که اصلاً هیچی.

ازدواج بدون بچه و برگشت به رابطه

می‌ریم سراغ ازدواج. ما یا ازدواج کردیم، بچه نداریم، یا ازدواج کردیم و بچه داریم. اگر ازدواج کردیم و بچه نداریم و رابطه‌مون تموم شده، تموم شده یعنی یا طلاق کامل اجرا شده، نه قهری که من رفتم خونهٔ مامانم یه ماه. مثلاً حالا شما چون یه خیانت کردی بعد شما ناراحتی، بعد می‌خوای… بعد اونا نه ها.

تعریف جدایی واقعی

رابطه تمام شده یعنی طلاق یا جاری شده، اجرا شده، یا در حال انجام مراحل طلاق هستیم. یعنی دیگه جدیه، دادخواست طلاق اومده و دادگاه و دیگه برو بیا به دادگاه. به این مرحله اگه رسیده و ما بچه نداریم، اگه رابطه جوری بوده که توش زد و خورد و جر و بحث و دعواهای دائمه، یعنی هر روز ما داریم داد و بیداد و دعوا می‌کنیم و من بشقاب می‌شکنم، زد و خورد فیزیکی توش بوده و تموم شده، رها کنید در هر شرایطی که هستین.

شرایط بازگشت در ازدواج بدون بچه

اگر رابطه جوریه که اینجوری نیست، حالا یه اتفاقاتی افتاده که شاید من بزرگش کردم، شما بزرگش کردین، سوءتفاهم ایجاد شده، چند تا چیز پشت سر هم بوده، هر کدوم از منِ زن یا شمای مرد باید بشینیم به چند تا چیز فکر کنیم. اگه طرف مقابل بخواد برگرده یا اگه خودم تصمیم به رفتن یا طلاق گرفتم و الان می‌خوام برگردم:

اولاً اینکه چرا می‌خوام برگردم؟ آیا شرایط با قبل فرق کرده یا نه؟ من به یه دلیلی درخواست دادم که جدا شم یا به یه دلیلی ترک کردم یا شما به یه دلیلی رفتین دیگه. آیا اون دلایلی که به خاطرش ترک کردیم برطرف شده؟ آیا دارند درست میشن؟ آیا تغییری توش ایجاد شده یا خیر؟

مورد بعدی اینه که آیا منی که توی یک حالت خیلی عصبانی یا هیجانی شاید تصمیم به طلاق یا رفتن یا ترک کردن گرفتم، الان که آروم‌تر شدم، می‌بینم که بودن با شما با اون شرایط، از نبودن با شما بهتر هست یا نیست؟

ملاحظات عملی برای جدایی

این در صورت که بچه نداریم یعنی چی؟ مثلاً من خانم عصبانی شدم سر اینکه شما قرار بوده مثلاً به مواد اعتیاد داشتید و ترک کنید و ترک نکردید و من الان رفتم تقاضای طلاق دادم. خب آیا خانوادهٔ من طلاق منو ساپورت می‌کنه؟ آیا از نظر اقتصادی توانایی رسیدگی به خودم و مستقل زندگی کردن رو دارم؟

آیا با مهر طلاق خوردن در شناسنامه‌ام… که حتماً از ویدیوها، پست‌هایی که من گذاشتم و کامنت‌های زیرش می‌دونین چه جوریه دیگه. من کاملاً با این مسئله مخالفم که «وای طلاق گرفته باید با طلاق‌گرفته ازدواج کنه». آی نه، اصلاً و ابداً. طلاق چیزی نیستش که یک چیز وحشتناک که طرف مثلاً آدم‌کشهٔ حرفه‌ایه و مثل خفاش شب، اون موقع‌هاست. و آی و وای، نه تنها که گرفته دیگه رفته، نتونسته، اومده بیرون. ولی دید جامعهٔ ما متأسفانه اینجوری نیست.

پس آیا با مهر طلاق اوکیم؟ شانسم یهو کم نمی‌شه؟ به یه چشم دیگه‌ای بهم نگاه نمی‌کنن؟ کسایی که بهم نزدیک میشن چیزهای دیگه‌ای جز یک رابطهٔ گرم، صمیمی، معنادار که بعد بخواد به جاهای دیگه برسه، از من نمی‌خوان؟ حرف نخواهم شنید؟ دلم برای این آدمی که دارم ترکش می‌کنم چون اعتیاد داره بعداً تنگ نمی‌شه؟ کفهٔ ترازوی بدا واقعاً از خوبا خیلی سنگین‌تره؟ اینا رو نگاه می‌کنم.

تصمیم‌گیری منطقی

اگه همهٔ اینا اوکی بودن که خوب، جدا می‌شم و برم، نمی‌گردم. طرفم بخواد برگرده، می‌گم خیر. ولی اگه طرف مقابل داره اصلاح می‌شه و واقعاً داره تغییر می‌کنه و سعی و تلاشش و می‌کنه و خودمم می‌بینم که یه تصمیمی گرفتم که یه خورده عجولانه بوده یا میام با خودم فکر می‌کنم… چون ببینید، ازدواج و طلاق احساسی نیست.

فقط من اینو قبلاً هم گفتم: اگه ما فقط بر اساس احساس بخوایم ازدواج کنیم یا جدا بشیم، صد درصد به مشکل خواهیم خورد و بعدش پشیمون میشیم. حتماً عقل و منطق و احساس باید با هم باشند. خب بنابراین احساسی تصمیم گرفتم، طرف داره تغییر می‌کنه، منطق و دو دوتا چهارتا میگه «تو این رابطه باشم بهتره»، میذارم طرف برگرده یا خودم برمی‌گردم.

پس ازدواجی که بچه توش نیست هم مشخص شد.

ازدواج با بچه‌های بزرگ

حالا ازدواجی که بچه هست. اگه بچه‌ها بزرگ شدن… و بزرگ منظورم اینه که دختر ۱۸-۱۹، پسر ۲۱-۲۲، این یعنی بزرگ شدن. نه اینکه «بچهٔ من ۱۳ سالشه، بزرگ شده». نه.

اگر بچه‌ها بزرگ شدند و اگر بچه‌ها با طلاق ما مشکلی ندارند… چون بچه با بچه فرق می‌کنه، بعضی از بچه‌ها اصلاً دوست ندارن و حاضر نیستند که پدر یا مادرشون رو با خانم یا آقای دیگه‌ای ببینن. یعنی اگر من تصمیم بگیرم به اینکه جدا شن، باید بدونم اگه نمی‌خوام بچه‌هامو از دست بدم، باید یک زندگی مجرد، مطلقه‌ای داشته باشن. نمی‌تونن فکر کنن که «خوب از این جدا میشم، بعد می‌رم به آمال و آرزوهای قبلی میرسن». اینا واقعاً دلم می‌سوزه.

نقد پیج‌های مشاوره‌دهندهٔ نادرست

از این پیج‌هایی که به اشتباه، نه… «شما چرا، شما ۵۰ سالگی برای چی فکر می‌کنی نه، دیر نشه؟» «عزیزم خودت مهمی». نه. خانم ۵۰، ۵۵، ۴۵، شصتی که بچه داره، شما خودتون اول نیستید، بچتون اوله و اون اتفاقی که با این جدایی قراره برای بچتون بیفته…

اگه بچتون در مرز ازدواج، با یه خانواده‌ای که برای اونا خیلی مهمه که مادر و پدر این بچه هنوز با هم باشن و طلاق نگرفته باشن و جدا نشده باشند، نباید طلاق بگیریم. «نه، پس من زندگیمو گذاشتم، اینا بزرگ شدن، محکومم به اینکه…» بله، محکومین. می‌خواستین بچه‌دار نشین؟ به همین سادگی.

این دقیقاً همون چیزیه که باید همهٔ والدین بدونن. وقتی تصمیم می‌گیریم بچه‌دار بشیم، در واقع داریم یه مسئولیت بزرگ رو قبول می‌کنیم که تا آخر عمر ادامه داره.

من به عنوان یک مادر یا پدر، مسئول بچه‌ام هستم تا زمانی که زنده‌ام. نوع مسئولیتم فرق می‌کنه، شکلش عوض می‌شه، اندازش متفاوت می‌شه با سن بچه، ولی مسئولم. من سر بچه‌ام هرگز منت نمی‌ذارم برا چیزی. اگه کاری رو می‌کنم، کردم. منتشو سر بچه نمی‌ذارم. می‌خوام نکنم! بچه‌م دوست من نیست. بچه‌مه! همراه من نیست. پرستار من نیست. شریکه موقع تنهایی من نیست. عصای دست پیری من نیست. بچه‌ام بچه‌مه! بعدم بال و پر می‌گیره و میره.

— از مقالهٔ مسئولیت والدین در برابر بچه‌ها

مسئولیت والدین در قبال آیندهٔ فرزندان

اون احساسی رو که لازم دارید، یا اون توجهی که بهتون نشده رو از جای دیگه‌ای جز مرد دیگری دریافت کنید، اون احساسی که می‌خواستید یا دریافت نکردید، یا توجه را از جایی جز زن دیگری دریافت کنید… این همه، ما چیزهای مختلف داریم. مگه فقط باید یک مردی تو زندگی من یا من مرد، یک زنی تو زندگیم باشه که من بخوام احساس توجه و قدردانی و محبت و اینا رو داشته باشم؟ اصلاً همچین چیزی نیست.

یکی از علت‌هایی که خیلی از روابط ما سرانجام موفقی نداره دقیقاً همینه که من تمام اون توجه… ما حجمی که از توجه و احساس نیاز داریم خیلی زیاده و یک آدم نمی‌تونه این حجم و همشو به من بده. حتی ۵۰ درصدش نمی‌تونه بده.

بنابراین بله، اگه بچه، بچه دارید و برای آیندهٔ بچتون بده، یا بچتون مثلاً می‌خواد بره تو یه کار سیاسی که خانواده‌اش و اینو، این خیلی مهمه، خب این ظاهر خانواده رو شما حفظ کنین. چه پدرین، چه مادر، بچتونه، مسئولیتتونه. هر کاری که بتونید و در توانتون باشه برای موفقیتش، پیشرفتش انجام بدین، باید انجام بدین.

زمان مناسب برای جدایی با بچه‌های بزرگ

جدا شدن با وجود داشتن بچه

حالا گاهی بچه‌ها بزرگ شدن، می‌گم بازم تأکید می‌کنم، دختر بالای ۱۸، پسر بالای ۲۱-۲۲، و شرایط خونه و زندگی و اتفاقایی که افتاده و مامانشون چه کار بدی کرده یا باباشون چه کار بدی کرده، یا مامانشون چه کارایی رو نکرده، باباشون چه کارایی رو نکرده، می‌دونن و مشکلی هم با جدایی ندارن. تازه بعضی از بچه‌ها که میان می‌گن، می‌گن «بابا خب جدا شین، انقدر ما بهشون غر میزنیم».

که «من به خاطر تو موندم، من به خاطر تو از این گذاشتم». بچه می‌خواستی نکنی؟ مگه من ازت خواهش کردم انجام بدی؟ می‌خواستی بری. ولی آها، دیدی من این همه به پاش موندم، آخر سر به من گفت «خب می‌خواستی بری».

اگه بچه‌ها در شرایطی هستند که کم و بیش می‌دونن چه خبره و مشکلی هم ندارند، یا مثل قبل شرایط خونه، زندگی بسیار بده… یعنی داد و بیداد و دعوا و ناراحتی و بزن و بشکن و زد و خورد، خدایی نکرده، فیزیکیه دیگه، اگر جدایی قابل قبوله ها. نه اینکه آخ، بعضی از سوالا رو از من می‌پرسین، من واقعاً احساس می‌کنم فکر می‌کن من اینجا توی جیبم، لباسم، اینا، یه چوب جادویی مثل اینجوری، مثل این فرشته تو سیندرلا از آستین هم در میارم، اینو می‌چرخونم و یک راه جدید، غیرقابل تصوری خلق می‌شه.

بعد با واقعیت‌ها زندگی کنیم. تو سوال به من می‌گین که «من شرایط مالی حتی برای حمایت از خودم ندارم، چه رسد به بچه‌هام. خانوادمم گفتن با لباس سفید میری، با لباس سفید بیا. اصلاً طلاق منو ساپورت نمی‌کنن و بچه‌ها کوچیکم. شما به من بگین چیکار کنم، نمی‌تونم تو زندگی بمونم». خب عزیزم، ما واقعیت، یا در زندگی باید بمونیم تا پشتتونو ببندید، قرص و محکم کنید، خودتونو یه حرفه‌ای یاد بگیرین، سر کار برید، بعد بیاین بیرون. یا خب نمی‌شه، بیاین بیرون دیگه. راه سه و چهار و پنج نداره، اینجوریه.

بنابراین اگر تو این حالت که بچه‌ها اوکین، شما می‌تونید خودتون رو ساپورت کنید، جایی دارید که برید، از پس زندگی مستقل بدون همسر برمیاید، جدا شید. طرف می‌خواد برگرده، بگید نه. خودتون هم برنگردید.

ازدواج با بچه‌های کم سن

اگر بچه‌ها کوچیکن که اصلاً فکر جدایی رو نکنید، مگر اینکه می‌گم باز محیط خونه یک محیط به شدت پریشان و آشفته و دائم داد و بیداد و دعوا و زد و خورده که اون محیط برای بزرگ شدن بچه بدتر از طلاقه. یعنی باید بین بد و بدتر یکی رو انتخاب کنید. هیچ‌کدومش خوب نیست، یکیش بده، یکیش بدتره. طلاق بده، اون محیط بدتره. طلاقم به بچه آسیب می‌زنه تو اون سن و سال، جدا شدن… یعنی طلاق و جدا شدن آسیب میزنه، تو اون خونه موندن هم آسیب میزنه، ولی تو خونه بیشتر آسیبش بنابراین، جدا بشید.

شرایط ویژهٔ برگشت با بچه‌های کوچک

اگر که بچه خیلی کوچیکه، بچه‌های زیر دو سال و نیم، سه سال… البته بچه‌های الان که خیلی باهوشن، زیر ۲ سال چیز زیادی یادشون نمی‌مونه، بنابراین ضربه‌ای نمی‌خورن از طلاق. ولی به شرط اینکه شما برای اون بچه بتونید دقیقاً همون زندگی رو درست کنید، چه پدرش هستید، چه مادر، که وقتی شما و همسرتون با هم بودید اون بچه داشته. در غیر این صورت در حق اون بچه ظلم کردید.

اینم که خب بچه خیلی کوچولو. بچه‌هایی که کوچیک هستند یعنی بین سن ۳ تا ۱۸-۱۹ سال، و محیط خونه محیط آرومیه، حالا طرف چه خانم، چه آقا، هر کاری کرده، محیط خونه به هم نریخته، آشفته نشده، آرومه، هرکی داره کارش رو انجام میده. اگر به اون مرحله رسیده که طلاق یا انجام شده یا در جریانه، ولی طرف می‌خواد برگرده، ۱۰۰٪ اجازه بدید که برگرده.

و به قول ایرانیا خیلی اصطلاح عامیانه… من معمولاً از چیزهای عامیانه استفاده نمی‌کنم، ولی واقعاً الان جاشه: از خر شیطونم من نوعی میام پایین. اگه چیزی هم هست که در حال درست شدن نیست یا طرف دارسعی می‌کنه ولی من می‌دونم درست نخواهد شد، میزارم که برگرده و بیاد. چون برای بچه‌ها قطعاً و صد درصد بهتره.

جمع‌بندی و نتیجه‌گیری

پس خیلی دسته‌بندی کردیما، گفتیم که:

  • اگه ارتباطه که اصلاً هیچی
  • رابطهٔ کوتاه زیر یک سال، یک سال و نیم، گفتیم
  • رابطه‌های طولانی بالای دو-سه ساله گفتیم
  • ازدواج‌هایی که بچه توش نیست گفتیم
  • ازدواج‌هایی که بچهٔ خیلی کوچیک توشه گفتیم
  • بچه‌ها اگه بزرگ هستند کی، چه جوری، در چه حالتی
  • اگه بچه‌ها توی سن خاصی هستند چه جوری و چرا

بنابراین می‌گم سیاه و سفید نیست. یه سوالی که از من می‌کنین، تازه این یه سری شرایط بود، من می‌تونم الان ۵۰-۶۰ تا… که نه، ولی حداقل ۵-۶ تا شرایط مختلف دیگه هم به این موردهایی که گفتم اضافه کنم که اگه اینجوری شد این، اینجوری شد اینجوری شد. چون از خانواده به خانواده فرق می‌کنه.

اما اینا یه تیترهای کلیه که اگه گوش کنین، بالاخره به یکی از این چهار-پنج تایی که من گفتم، نزدیک‌ترین دیگه. بر اساس اونا تصمیم بگیرید که آیا خوبه برگردین، یا آیا خوبه اجازه بدید طرف برگرده اگه همچین درخواستی کرده، یا نه.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org