سوال کامل مخاطب: من خیلی دنبال مشاور خوب گشتم، ولی هر بار به بنبست خوردم. گفتم این راه و امتحان کنم. ممنون میشم اگه شرایطشو داشتین، راهحلی من با این رابطه برام پیشنهاد بدین. خانم ۲۵ سالهم، آقا ۲۷ ساله، همکاریم. من یه همکاری (آقای x متولد ۷۷) دارم. از حدود دو سال پیش رابطهٔ ما بهگونهای بود که رفیق بودیم. ایشون یه روز اومد گفت من از خانم فلانی همکارمون خوشم میاد و اینا، و منم هی ترغیبش کردم برو بهش بگو، تا اینکه گفت میخوام برم بهش بگم و اگه قبول کنه طرحمو تمدید میکنم. منم گفتم اوکی. گذشت و این خانم گفت نه، ولی ایشون طرحو تمدید کرد، و وقتی ازش پرسیدم گفت بهخاطر چیزای دیگهایه که تمدید کردم. بعد ما یهکم رو ایشون زوم کردیم، و البته نخهای ریز هم از نظر من میداد، مثلاً تو جمع میگفت میخوام تو چاپستیک برام بگیری و اینا، تا اینکه یه روزی من حالم خوب نبود، تو پیویش حرف زدم و خیلی بیهوا و رک گفت آره، منم دوست دارم، ولی چون تو جمع و جلوی همه گفتم خوشم میاد، مخصوصاً از خودت خجالت میکشم و اینا. منم گفتم باشه، ما بالغیم و همکارانه ادامهٔ ارتباط میدیم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
قسمت اول پاسخ سوال شما فرمودین که دوست دارم و آقا هم در جواب گفته من هم دوست دارم. اینکه یکی بگه برو برام چاپستیک بگیر، نخ دادن نیست ها، عزیز من، شما اصلاً هیچ رابطهای با هم نداشتین. شما یه ارتباط تازه، ارتباط خوبی هم نداشتین، یه ارتباط با اعصاب خردکنی، دست و پا شکسته، بدون هدف مشخص داشتین که توش متوجه شدین و به جایی نمیرسه، تموم شده، رفته. فکر ایشونو از سرتون بذارین کنار. حتی اگه ایشون برگشتن و التماس کردن هم، شما دوباره واردش نشین. چند بار قهر شده، دعوا شده، رفتین، آمدین. این نشون میده که شما دو نفر به هم نمیخورین. چه اصراریه وقتی ما میفهمیم، نه یه بار، چند بار، که به یه شخصی نمیخوریم، گیر بدیم که حتماً همین شخص باشه؟ رها کنین دیگه.

