طناز و شما

برطرف کردن نیازهای بچه‌های زیر 7 سال

بچه‌ها از بدو تولد تا بزرگسالی به عشق، توجه و زمان مفید نیاز دارن و مسئولیت ما به عنوان والدین یکی از بزرگ‌ترین تصمیماته که تا آخر عمر ادامه داره. طناز فرازی هستم و امروز در سایت طناز و شما می‌خوایم به طور کامل دربارهٔ مسئولیت والدین و نحوهٔ صحیح تربیت فرزندان و برطرف کردن نیازهای بچه‌های زیر 7 سال صحبت کنیم.

بچه از بدو تولد تا ۵-۶ سالگی به چی نیاز داره؟

نیاز به عشق و توجه کودکان

بیشترین چیزی که بچه‌ای که به دنیا میاد از بدو تولدش تا سن ۵-۶ سالگی بهش احتیاج داره، عشق و توجهه. عشق که یعنی مشخصه: بغل و ماچ و دوست دارم و با آدم باهاش احساسی برخورد بکنه، احساسشو به بچه نشون بده.

توجه یعنی اینکه هم به نیازهاش توجه کنم و هم با بچه زمان مفید بگذرونم. منظور من از توجه حداقل اینه، شاید فارسی نمی‌دونم لغتی که بخواد کامل و جامع باشه مثل لغت انگلیسیش، میشه توجه و زمان مفید گذروندن. این برنامه‌هایی که سوپرننی و نمی‌دونم پرستار فلان و این گفته اینجوری و اینا، همه مزخرفاته، بریزید اینا رو دور.

انتقاد از روش‌های نادرست تربیت بچه

این آدم‌ها روانشناس که نیستند، پرستار بچه، پرستار بچه است، درس روانشناسی هم نخونده، خیلیاشون که پرستاری هم نخوندن. اسمشون شده پرستار بچه چون مثلاً رفتن بچه‌ها رو نگه داشتن، بعد از یه مدتی طرف معروف شده. بعد اون آدم که هیچ تحصیلی در زمینه روانشناسی کودک نداره و چیزی نخونده و چیزی نمی‌دونه، بیاد به من بگه یا کتابی بنویسه که شما بچه رو در تختش بزارید، گریه کنه، انقدر گریه کنه تا بخوابه، گریه کرد نرید پیشش و بغلش نکنید؟

بچه هم آدمه

آخه این آدم چه می‌دونه؟ بچه مگه طول سگه که من اینجوری تربیتش کنم؟ بذارم تو اتاق، در ببندم، گریه کنه تا خوابش ببره که ساعت خوابشو بخوام تنظیم کنم؟ اگه اینجوریه، واقعاً بچه‌دار نشیم، همون توله سگ بیاریم دیگه، قشنگم می‌تونین بذارینش، درو ببندین. بازم نکنین، اگه دلتون میاد که تربیتش کنین که آقا شما این ساعت باید بیای اینجا سر جات بگیری بخوابی، تموم شد، ذوزن می‌خوای بکشی بکش، ناراحتم می‌خوای بشی بشو. که راستشو بخواین، من شخصاً طاقت این کارو با توله سگم ندارم، چه برسه به بچه!

بچه بغلی نمی‌شه

ولی بچه حیوون نیستش که. بعدم ما فکر می‌کنیم نه، بچه‌ها بغلی میشه. یعنی چی بچه بغلی میشه؟ مگه بچه من، اینو بارها گفتم، چرچیل که بشینه در مغزش یک نقشه: آهان، من اگه الان گریه کنم بغلم می‌کنن، منم که بغل دوست دارم، پس الان گریه کنم؟ درسته که بچه عادت می‌کنه، ولی اون چیزی رو که می‌خواد با گریه به من میگه. بله، می‌ذارمش زمین، اگه هنوز به بغل من احتیاج داره، گریه می‌کنه که من بغلش کنم.

بچه گریه‌اش و عصبانیتش و خواستنش از روی نیازه، از روی سیاست و بدجنسی و نقشه‌کشی که نیستش که. این بچه به بغل من احتیاج داره، بیشتر از بچه‌های دیگه هم به بغل احتیاج داره، آرامش می‌گیره اینجا تو بغل من، خب باشه، بغلم. من به دنیاش آوردم دیگه. یه فکری من باشعور که یه مغزی تو سرم دارم که این مغز داره کار می‌کنه، درشو نبستم بذارم تو ویترین، یه فکری با خودم کردم، بچه به دنیا آوردم.

چه زمانی باید بچه‌دار بشیم؟

تو، دوست، آشنا، فامیلم دیدم، بچه چقدر سخته، می‌دونم، بچه چه نیازهایی ممکنه داشته باشه. یا آمادگیش رو داره، بچه‌دار میشن، یا آمادگیش رو ندارم، بچه‌دار نمیشم. این رو بارها و بارها و بارها گفتیم.

شرایط مناسب برای بچه‌دار شدن

بچه‌دار شدن کار هر کسی نیست، بچه بزرگ کردن کار هر کسی نیست. بچه‌دار شدن به معنای موفقیت یا یکی از این باکس‌های موفقیت و تیک زدن نیست. بچه‌دار شدن به معنی اتفاقی که باید توی زندگی همه بیفته نیست. بچه‌دار نشدن به معنی اینکه من آدمی هستم که همه کارامو در زندگی انجام نداده یا یه چیز بزرگی کمه یا زندگیم دورش کامل نشده نیست. اصلاً و ابداً این‌ها باورهای اشتباهه.

بچه‌دار شدن مال زمانیه که من خانم با شمای آقا، با هم اوکیم، مدت یک سال دو ساله با هم همدیگرو می‌شناسیم، با هم زیر یک سقف زندگی کردیم، اصطکاکا از بین رفته، یک محیط آروم با انرژی خوب، معنیش این نیستش که بحث نمی‌شه‌ها، چرا، حتماً هر رابطه سالمی توش بحث هست، ولی داد و بیداد و دعوا و تنش و اینا نیست. یه رابطه خوبی دارین، یه محیط مناسبی برای بچه فراهم کردیم.

بچه روزیش با خودش نمیاره

فکر یک سال آینده‌اش از دوا، پوشک، دکتر رو کردیم. این حرف که بچه میاد روزیش با خودش میاره، آخه این چه حرف بی‌منطقیه که آدم بزنه؟ چه حرف بیخود بی‌منطقیه: بچه میاد روزشو با خودش میاره؟ نه، به خدا اینجوری نیست.

این بچه میاد الان، واکسن می‌خواد، پوشک می‌خواد، غذا می‌خواد، مدرسه داره، الان مدرسه‌ها همه یکی تبلت می‌خوان، کیف می‌خواد، لباس می‌خواد، این با خودش از اون تو چیزی نمیاره ها. دریا که نیست اونجا بره مثلاً صدف شکار کنه، میاد یه بسته مروارید هم با خودش بیاره که شما بفروشین، هزینه‌هاشو بدین که.

هر دو نفر باید بچه بخوان

بچه زمانی میاد که پدر و مادر هر دو بچه بخوان. اگه یکی نمی‌خواد، بچه‌دار شدن از اون تصمیم‌هایی هست که هر دو نفر باید راضی باشند و بخوان. به زور یا حالا چون من می‌خوام بکنیم، همه چیش با خودم، اینا نیست، رابطه‌تونو خراب می‌کنه‌ها. اگه هر دو نفر بچه نخوان و بچه‌دار بشید، به احتمال خیلی زیاد اون رابطه می‌رسه به طلاق و جدایی، چون فشار با بچه‌دار شدن خیلی زیاد میشه، مسئولیت‌ها خیلی زیاد میشه و وقتی اون کسی که نخواسته بخواد بره زیر بارش، اصلاً واویلا.

بچه‌دار شدن از اون تصمیم‌گیری‌های که مادر پدر هر دو باید راضی باشند، حداقل یک سال و نیم دو ساله دارن با هم زیر یک سقف زندگی می‌کنند، شناخت خوبی از هم دارند، رابطه‌شون رابطه با اعتدال خوبیه، بحث توش هست، خوشحالی هست، انرژی کلیه خونه خوبه و برای یک سال آینده بچه، خیالشون راحته که ما می‌تونیم چیزهایی که بچه لازم داره، نیازهای اولیه‌اش رو تامین کنیم.

وقتی اسم «پدر» یا «مادر» روی ما میاد، یک سری وظایف اصلی داریم، اینو من مفصل تو مقاله توقع، انتظار و مسئولیت در روابط عاطفی توضیح دادم:

ما آدم‌ها نقش و رول‌های مختلفی در زندگی داریم. من دختر خانواده هستم، خواهر هستم، همسر می‌تونم باشم، مادر باشم، دوست باشم، روانشناس هستم، خواهرشوهر هستم، دخترخاله هستم. هر کدوم از این اسم‌ها که روی من میاد، به خاطر فرهنگمون، به خاطر اجتماعی که داریم توش زندگی می‌کنیم و سالیان سال، یک سری وظیفه با این اسمی که روی من میاد تعریف شده.

این وظایف و مسئولیت‌ها رو نمی‌تونیم نادیده بگیریم.

بعد آدم بچه‌دار میشه، یه چند تا کتاب و اینا میخونه ببینه آقا بچه‌دار میشم، بعدش باید چیکار کنم، میپرسه از بقیه. بچه‌دار شدن شب نخوابیدن داره، ریختن مو داره، افسردگی بعد از زایمان داره، زیر بار مسئولیت رفتن شدید پدر از نظر تامین زندگی یه موجود کوچیکی که خیلی به ما نیاز داره رو داره، اینکه باید خیلی هوای خانمشو داشته باشه داره، گریه، زاری، تب، واکسن، دندون در میاره اینا رو داره. یه چیزی دارن بچه‌ها به اسم تریبل توز (دو سالگی وحشتناک)، چون یه تغییرات خیلی زیادی دارن میکنن، اخلاق و رفتارشون خیلی عوض میشه، هیجانی‌ان، کارای عجیب می‌کنن، اونو داره.

اگر آمادگی این چیزها رو ندارم یا اون شرایطی که گفتم نیست، بچه‌دار نمی‌شم. بچه‌دار شدن هنر نیست، کسی هم نمیاد اینجوری بزنه پشت: آفرینا بچه‌دار شدی، باریکلا، عالی، موفق شدی بچه‌دار شدی، ستارم، کسی نمیاد بهتون بده، مدالم به سینه‌تون نمی‌زنه. اصلاً و ابداً کمک آنچنانی هم که کسی بهتون نمیکنه.

زمان مفید گذروندن با بچه به چه معناست؟

وقت گذروندن با بچه ها

وقتی بچه‌دار میشم، بچه از من عشق می‌خواد، توجه می‌خواد و زمان. از وقتی که به دنیا میاد تا پنج شش سالگی تو این برهه، خیلی این سه تا چیز مهمه. بعدش، به اندازه این مدت اهمیت نداره، چون سقف و ستون تا 7-8 سالگی زده می‌شه، نهایتا تا 12-13 سالگی یک‌خورده اینور اونور می‌شه؛ بعدش دیگه دیوار و پنجره و دره؛ می‌شه خرابش کرد، جابجاش کرد و … ولی سقف و ستون تو سن کم ساخته می‌شه و تو اون سن بچه باید بدونه که مامان و بابام، مامان و بابای منن، دوستم نیستن، باید بدونه که مثل کوه پشتشیم و همیشه می‌تونه روی ما حساب کنه. باید بدونه که من برای مامان بابام کاملا کافیم، هر کاری بکنم یا نکنم به جایی برسم یا نرسم، بخوام مکانیک بشم یا متخصص مغز و اعصاب بشم یا بچه خوبی باشم یا معمولی باشم، عشق مامان بابام به من سر جاشه و کم نخواهد شد، باید بدونم که من رو دوست دارن، آینده من براشون مهمه. اینا رو بچه باید بدونه، نه با حرف، با عمل: بغل کردن، بوسیدن، با بچه بودن، توجه کردن به خواسته‌هاش، به نیازهاش و زمان مفید گذروندن.

حضور فیزیکی کافی نیست

چرا میگم زمان مفید؟ خیلی از اوقات مامانا میان پیش من: «با بچه‌ام خب، چقدر من خونم، من از صبح تا شب خونم». بعد خب از صبح تا شب خونه‌ای؟ آره دیگه، تو آشپزخونه هستم دیگه. بعد تو آشپزخونه دارن غذا درست می‌کنن، بعد با خواهرشون یه ساعت حرف می‌زنن، بعد میرن مثلاً لباسا رو پهن می‌کنن، بعد دوباره میان با اون یکی دوستشون صحبت می‌کنن، ۱۰ دقیقه تند تند با عصبانیت غذای بچه رو میدن.

بچه هم خودش برای خودش نشسته در اون محلی که مادرش حضور داره، یا گاهی پدر، این و دنیا، خیلی از اوقات پدر بچه رو نگه میدارن، خیلی که نه، شاید ۲۰ درصد اوقات، شایدم یه خورده کمتر، حدودی میگما. نشسته، اون داره کاراشو میکنه، بچه هم خودش برا خودش در اون محلی که حالا مادر یا پدر حضور داره یا یه خورده اونورتر یا تو اتاق خودش داره بازی می‌کنه. این وقت گذروندن با بچه نیستا.

من از صبح تا شب با بچه‌هامم، معنیش این نیست شما از صبح تا شب در محلی که بچه یا بچه‌هات هستن حضور داری، ولی وقت باهاشون نمی‌گذرونی.

زمان مفید یعنی چی؟

وقت گذروندن یعنی:

  • من در حد بچه برم پایین، باهاش اون بازی‌های رو بکنم که بچه دوست داره
  • در حین بازی شروع کنم بهش آموزش دادن چیزای مختلف، یاد دادن
  • با بچه بشینم کارتون ببینم
  • با بچه بشینم کتاب بخونم
  • با بچه بشینم راجع به چیزهای مختلف صحبت کنم با زبان بچه
  • با بچه بشینیم کاردستی درست کنیم
  • با بچه بریم ورزش کنیم
  • با بچه این کارو انجام بدیم
  • با بچه بیایم گلدون گل درست کنیم، یاد بگیره گلارو اینجوری می‌ذارن بغل هم گل و اینجوری نگهداری می‌کنیم
  • با بچه تو آشپزخونه غذا درست کنم، آشپزی رو بهش یاد بدم، یه کارد که خیلی تیز نیست بهش بدم، بچه که مثلاً پنج شش سالشه، اینا رو خورد کن یا تو اینا رو با هم قاطی کن

میریزه آشپزخونه رو به هم، بریزه، تمیز میکنم، مهم نیست، بچه اینجوری باید یاد بگیره دیگه. این میشه زمان مفید با بچه گذروندن.

قاطی کردن بچه در کارهای خونه

ولی اینکه بچه اینجا یا بدتر از اون همون جایی که من هستم، نه تو اتاقش که سر و صداش خدایی نکرده منو ناراحت نکنه، داره طفلکی تنها با خودش بازی می‌کنه، منم اینور دارم به کارای خونه می‌رسم، اسمش زمان با بچه گذروندن نیستا.

بله، کار خونم، من دارم، می‌تونم تو کار خونه بچه رو قاطی کنم. می‌خوام لباسا رو بریزم تو ماشین، بهش بگم جورابا رو شما جدا کن، بریز تو ماشین، یا بغلش کنم، پودر رو بچه، از این کارا خوشش میاد، پودر اون بریزه تو ماشین. بنشونمش، ظرفایی که پلاستیکیه رو بدم اون خشک کنه، انقدر بچه‌ها این کارا رو دوست دارن. یا مثلاً پسر بچه است، از جارو خوشش میاد، یه چیز سر و صدا داره، ایناست دیگه، باید درست جارو نمی‌کنه، بدم، این هولش بده اینور اونور، کاری نداره که.

کارام که تموم شد، برم بشینم دو ساعت دو ساعت و نیم دیگه یک به یک با بچه بشینم، بازی کنم. کارای خونم تموم شد.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

برای والدین شاغل چطور؟

الان خیلی از مامانا ممکنه بگن که ما بیرون کار می‌کنیم. خب وقتی بیرون کار میکنیم، بچتون یا پیش یکی از اعضای خانواده است که از اونها باید خواهش کنید این کارا رو بکنن، یا شرایط زندگیتون جوریه که پرستار برای بچه گرفتید، باید پرستار مناسبی انتخاب کنید که اون این کارها را با بچه انجام بده در زمانی که شما نیستید، یا بچه مهد کودک خوبی میره که اون‌ها واردن و این کارا رو با بچه انجام میدن.

ولی زمانی که از سر کار برگشتید، حتماً باید، حالا بنا به وقتی که دارین، نیم ساعت، یک ساعت، یک ساعت و نیم، اون یک به یک با بچه نشستن، بغلش کردن، گوش کردن، ماچش کردن، بهش رسیدن، خودتون حموم ببرینش، خودتون مسواک کنین، خودتون موش و شونه کنین، باهاش ماشین بازی کنین، باهاش یه کارتون ببینین، اینو حتماً باید انجام بدین.

طول مدتش مهم نیست، کیفیت اون زمانی که با بچه می‌گذرونین مهمه. حالا نگین خب طول مدتش مهم نیست، من یه ربع با بچه وقت صرف می‌کنم. یه ربع فایده نداره، مینیمم دیگه نیم ساعت ۴۵ دقیقه در روز باید بچه یک به یک باهاش بشینید و اون کاری که برای بچه در سن اون مناسبه انجام بدید و سعی کنید درس‌های زندگی رو در قالب کارهایی که با بچه می‌کنید به بچه یاد بدید.

اهمیت ۵-۶ سال اول زندگی

بارها گفتم: بچه‌ای که درست بزرگ بشه، من دیگه نگرانی ندارم وقتی به تینیجری میرسه یا وقتی وای این کارو کرد، اون کارو کرد، اینجوری شد، اونجوری شد، نه. شخصیت آدما تو سن‌های خیلی پایین شکل می‌گیره، مفصل این موضوع رو تو مقاله آیا می‌شه آدما رو تغییر داد گفتم:

بنابراین قبل از اینکه ما کسی رو انتخاب بکنیم… کسایی که انتخاب کردنی نیستند: ما مامان بابامون، مامان بابامونن. خواهر برادرمون، خواهر برادرمونن. بچه‌مون، بچه‌مونه. بچه‌مون دست خودمونه‌ها، یک لوح سفید، یک خمیر خیلی نرم می‌دن دستمون، من دارم می‌سازمش. هر اتفاقی هم که بیفته، مسئول مستقیم شخص بنده هستم. هیچ غُری هم نمی‌تونم بزنم بعداً که… آیا این خیلی به‌صورت نادر و استثنا پیش میاد که من و پدر بچه تمام سعی و تلاشمونو کرده باشیم، کارارم درست انجام داده باشیم، یک دفعه بچهٔ ما چند تا مسئلهٔ شخصیتی خیلی عجیب غریب داشته باشه که مسئولش ما نباشیم؟ بسیار بسیار کم پیش میاد. پس اون دست خودمونه.

برای همین ما باید مسئولیت کاملمون رو بپذیریم و از همون ابتدا به درستی بچه رو تربیت کنیم.

بچه‌ای که درست بزرگ شده مثل بچه واکسینه شدست

بچه که از نظر توجه و عشق و احساس پره، مثل یه آدمیه که بر علیه یک بیماری ویروسیا باکتریایی واکسینه شده، خوب، قطعاً یا نمی‌گیره یا اگر بگیره، خیلی خفیف‌تر از منی که هرگز واکسن نزدم اون بیماری رو می‌گیره و خیلی سریعتر خوب میشه و اثری هم روش نخواهد گذاشت.

خیلی خیلی خیلی خیلی این ۵، ۶، ۷ سال اول مهمه در ساختن بچه‌ای که بعداً ۱۳، ۱۴ سالش میشه، هی نگم بچه ۱۳ ساله است، این کارو نمی‌کنه، چیکار کنم، بچم اینه، به حرفم گوش نمیده، چیکار کنم، بچه الان رفته سیگار داره میکشه، چیکار کنم، بچه الان اینجوری شد، چیکار کنم، بچه‌ام درس نمیخونه، چیکار کنم، بچه‌ام داره وارد روابطی میشه که براش خوب نیست، چیکار؟

اینا، اینا پیش نمیاد یا اگر پیش بیاد، خیلی خفیف‌تره، خیلی سریع‌تر بچه به مسیر درست برمی‌گرده، ما خیلی راحت‌تر خواهیم بود.

۵-۶ سال سخت می‌گذره

۵، ۶ سال سخت می‌گذره، چون باید از یک سری کارایی که دوست داریم بزنیم و اون زمان رو بذاریم برای بچه‌مون. که آدمی که عقل سلیم داره و اون شرایط رو رعایت کرده، بچه‌دار شده، حتماً این کار رو انجام میده، فکرشو کرده. بعدش یک عمر راحته. بچه‌ای که خوب بزرگ بشه، بعد از آب در نمیاد، کار اشتباه نمیکنه.

اشتباهات رایج والدین

اشتباهات رایج در فرزند پروری

وقت صرفش بشه یعنی چی؟

وقت صرفش بشه، توجه بهش بشه. وقت صرف کردن نیست: اینو می‌خوای بیا، اونو می‌خوای، این یه مدل از سر باز کردنه. نمیگم آدم چیزایی که بچه می‌خواد براش نخره. من بچه درست اگه تربیت کرده باشم، اگر بیاد چیزی بگه، ۱۰۰ براش می‌خرم، چون می‌دونم یه فکری پشتش هست، می‌دونه چی می‌خواد، می‌دونه برای چی استفاده می‌کنه، اصلاً ازش سوال نمی‌کنم برای چی می‌خوای، حتماً براش می‌گیرم.

ولی این مال اون پنج شش سال اوله. در مورد خریدم یه چیزی بهتون بگم: بچه لوس نمیشه تو سن کما کوچیکی. بعضیا میگن عه، بچه‌ت وقتی هی اینو میگه، اونو میگه، براش نگیر، این، این پشت بچه رو خالی می‌کنه. بچه تو اون سن خیلی ما رو امتحان می‌کنه که ببینه آیا می‌تونه رو ما حساب کنه یا نه، چقدر می‌تونه رو ما حساب کنه. و چون این لوحش سفید سفید، پاک پاکه، تجزیه تحلیل نمی‌کنه، همون عملی که انجام شده، همون رو بهش نگاه میکنه.

بچه رو با آموزش درست بزرگ کنیم

حالا مثلا یه چیزی بچه میخواد که براش بد نیست و اوکیه و مشکلی نداره، خب میخواد، براش انجام بدید. نه زیاد، ولی نگین نه، نمی‌کنم چون ماه پیش اینو گرفتم، این ماه اینو نمی‌گیرم. توضیح بدید که مثلاً دخترم، پسر من، اینو این ماه گرفتم، شما هنوز داریا، ولی باشه، اینم برات می‌گیرم، اما ماه دیگه نمی‌گیریم، میزاریم دو ماه بعد می‌گیریم، ۳ ماه بعد می‌گیریم. به بچه باید آموزش داد به روش درست، نه داد و بیداد کرد، با اخم و تختم و دعوا و «من که تازه برات گرفتم» نه.

مقایسه نکردن بچه‌ها

یا یکی از حرفایی که به بچه‌های کوچیک: «هیچ بچه مثل تو نیستا!» اصلا من با بچه‌های دیگه چیکار دارم؟ من با بچه خودم کار دارم. خیلی مامانای دیگه هم مثل شما نیستنا، خیلی بابای دیگه هم مثل شما نیستنا، خیلی بهترن. خوبه بچه‌ام بیاد اینو به ما بگه.

چه ربطی داره؟ آدم بچه‌شو با کسی مقایسه نمی‌کنه که، یا کار خودش رو به عنوان مادر یا پدر با کار مامان باباهای دیگه مقایسه نمی‌کنه که. من هر حرفی دارم به شما بزنم، به شما می‌زنم، شما هر حرفی داری به من می‌زنی، ما با بقیه چیکار داریم؟ این خانواده، خانواده ماست، شرایط خاص خودشم داره، آدمای خاص خودمونم هستی، چه ربطی به بقیه داریم که هرجا به نفعم باشه بگم، هرجا به نفعم نباشه نگم؟

خاطرهٔ مقایسه

من یادمه یکی از حرفایی که خیلی کوچیک بودم، کلاس اول دبستان بودم، مامانم بهم زدن و هیچ وقت یادم نرفت. و بعداً یک پایه، اون موقع خیلی ناراحت شدما، حالا ماجراش طولانیه، ولی بعداً متوجه شدم که چه حرف درستی بوده و چقدر در آینده من تاثیر گذاشت و چقدر منو راحت کرد از خیلی نظرات.

یه دیکته به ما گفته بودن که خیلی خیلی سخت بود و بالاترین نمره بعد از من بود ۱۶، من شده بودم ۱۹ و ۷۵، ۲۵ صدم، یه اشتباه کوچیک داشتم، اونم اینکه قورمه سبزی رو من قرمه سبزی نوشته بودم، واوش نبود. مامانم به من گفتن چرا شدی ۱۹٫۷۵؟ من گفتم که خب بقیه بالاترین نمره بعد از من ۱۶ شده، خیلی دیکته‌مون سخت بود. مامانم گفتن که من با بقیه چه کار دارم، شما هم چرا خودتو با بقیه مقایسه میکنی، شما چرا شدی ۱۹ و ۷۵؟ شما که این قورمه سبزی رو سه چهار بار نوشته بودی، چرا دقت نکردی؟

هر چند که من بچه لجبازی بودم، تقریبا تا دو سه ماه بعدش همیشه قورمه سبزی رو با اینکه می‌دونستم، همون قرمه سبزی می‌نوشتم که لج و لجبازی کنم با مامانم. من رابطم با من، خیلی رابطه خاص عجیبی بود، خیلی هم رابطمو باهاشون دوست داشتم، هنوزم دارم، اما تموم شد دیگه.

من هرگز خودم رو در هیچ زمینه‌ای، هیچ زمینه‌ای با هیچ آدمی هرگز مقایسه نکردم. هیچ وقت مقایسه کار درستی نیست و ما هرگز بچه‌مون رو با کسی مقایسه نمی‌کنیم، نه در خفا و پشت در بسته وقتی فقط خودمونیم و خودش، نه، خیلی خیلی بدتر از اون، در جمع و جلوی دیگری.

تنبیه جواب نمیده

اگه حرفی دارم به بچه‌ام بزنم، بدون مقایسه با دیگری، اون حرف رو به بچه‌ام می‌زنم، بدون کوبیدن، بدون توبیخ، بدون تنبیه، بدون داد و بیداد. تنبیه روی بچه جواب نمیده، تشویق کار خوب جواب میده، تنبیه برای کار بد جواب نمیده.

خالص‌ترین عشق

پس کلاً هدفم از این مقاله این بود، که توشم خیلی چاق به نظر میام. بچه از بدو تولد تا زمانی که میشه شش هفت سالش، احتیاج به وقت، وقت مفید گذروندن داره، احتیاج به توجه و برآورده شدن نیازهاش داره و احتیاج به عشق و محبت. بچه دوست داره بغلتون باشه، بغلش کنید، اون، اون موقع به بغل شما، به اون گرماتون، به اون دست محکمتون احتیاج داره.

بچه از وقتی به دنیا میاد تا شش هفت سالگی، چه جوری من یا شما خانم یا آقا دلش می‌خواد یک شخص دیگه جوری عاشقش باشه که من دنیای اون آدم باشم، من همه چیش باشم، خب ما برای بچه‌هامون همینیم. از وقتی به دنیا میان تا هفت هشت سالگیشون، کل دنیاشون تو ما خلاصه شده. حالمون خوب باشه، بد باشه، دعواشون بکنیم، نکنیم، داد بزنیم، نزنیم، لاکمون مرتب باشه، نباشه، چاق باشیم، لاغر باشیم، بوی غذا بدیم، ندیم، کثیف، تمیز، دنیاش منم.

ما که انقدر دنبال یه همچین چیزی هستیم، خب وقتی برای شش هفت سال داریمش، چرا نهایت استفاده رو ازش نکنیم؟ بده دیگه. ما چیزایی رو که داریم نمی‌بینیم، میریم یه جای دیگه دنبال یه چیزی می‌گردیم که حتی نزدیک به اینم نمیتونه باشه.

من همیشه میگم بزرگترین و قشنگ‌ترین و عمیق‌ترین عشق، عشق مادر به بچه نیست، چون توش یک سری تعصبا و یک سری توقعات نانوشته هست. همیشه به نظر من قشنگ‌ترین، عمیق‌ترین، خالص‌ترین عشق، عشقیه که بچه‌ها از بدو تولد تا ۶، ۷ سالگی، حالا گاهی تا بیشتر، گاهی همیشه، به مادر پدرشون دارند. خیلی خیلی قشنگه، خیلی خالصه، خیلی عمیقه، خیلی بی‌شیل پیله است، فقط به خاطر خود من مادر. و حیفه که بذاریم این سال‌ها بگذره و بگیم حالا بزرگ شه، باهاش وقت می‌گذرونم. اون موقع دیگه نمیخواد بچه با ما وقت بگذرونه. حیفه، ازش استفاده کنیم.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org