پاسخ: دکتر طناز فرازی
این الان شد چندتا سوال توی سوال. اول اینکه برای بچهٔ سهساله خیلی توضیحی لازم نیست. بچهها در سن ۳ سالگی متوجه میشن، اما هرچی بزرگتر میشن بهخصوص اگه دورشون رو آدمهای بامحبتی گرفته باشن، این موضوع کمتر و کمتر یادشون میمونه. فقط اولش خیلی اذیت میشن؛ چون از نظر فیزیکی هم نیاز دارن یعنی فقط دلبسته به مادر نیستن، بلکه وابسته هم هستن.
بچهٔ هفت ساله قطعاً بیشتر و بهتر متوجه میشه و باید در یک فرصت مناسبی نشوندش و براش توضیح داد. خیلی خیلی مهمه که بلافاصله که براشون توضیح میدیم، دل بچهها رو قرص کنیم به اینکه کسی خواهد بود؛ نه لزوماً یک خانم دیگه یا مادر دوم، بلکه کسانی که بچهها میتونن روش حساب کنن و میتونن بهش نزدیک بشن.
مثلاً خوبه اگه خالهای دارن که بهش نزدیکن، عمهای دارن که بهش نزدیکن یا مادربزرگها هستن، اونها حضور داشته باشن که بچه رو بغل کنن، نوازش کنن و وقتی این حرف به بچه زده میشه، بهش بگن که ما همیشه هستیم. «فکر نکن الان تنها شدی، فکر نکن الان کسی نیست؛ ما دائم هستیم.»
اینکه پرسیدین چجوری بگیم مادرت خیانت کرده… من ازتون خواهش میکنم که هرگز به هیچ بچهای (چه دختر، چه پسر، در هیچ سنی، نه ۲، نه ۵، نه ۷، نه ۱۶، نه ۲۰) نگین که مادر یا پدرش خیانت کرده. این یک مسئلهٔ بسیار بسیار خصوصی بین زن و شوهره و اصلاً و ابداً هیچ ربطی به بچهها نداره. گفتنش یه چیزهایی رو تو بچه میشکنه و خراب میکنه که تا آخر عمر نمیشه جبرانش کرد.
شما اگه بچهتون رو دوست دارین، هیچوقت این رو بهش نمیگین. بچه که از خون و گوشت و پوست هر دو نفره؛ فقط مال مادر یا پدر نیست که بخوایم آزارش بدیم یا اذیتش کنیم. بنابراین ما اصلاً هیچوقت همچین حرفی رو به بچه نمیزنیم.

