پاسخ: دکتر طناز فرازی
تا زمانی که اون موضوع، خطر خیلی بدِ فیزیکی برای بچه من یا بچه شخص مقابل نداشته باشه، دخالت ما پدر و مادرها توی روابط بچهها کار خوبی نیست؛ چون معمولاً موضوع رو سختتر و پیچیدهتر میکنه. بهتره که بذاریم خودشون حلش کنن.
منظورم از «فیزیکی» این نیستش که مثلاً بچه طرف، بچه منو هول داده. هول دادن به خودیِ خود خطرناک نیست؛ ولی اگه از پله یهو بچه رو هول دادی (حالا شانس آوردین یه بچه دیگه یا ناظم دیده و بچهمو نگه داشته)، اون بله خطرناکه. اما مثلاً پاککنش رو برداشته، سرِ میز انداختتش، یا از صندلی بیرونش کرده تا خودش بشینه؛ اینجور چیزها، چیزهایی نیستش که ما بخوایم خودمونو آتیش کنیم! یا مثلاً یه چیز بدی تو دفترش نوشته یا به بچههای دیگه یه حرفی زده.
این اتفاقات باعث میشه که من در منزل، با بچهام صحبت کنم. پشتشم و راهنماییش میکنم. به بچهام میگم که: «اگر میخوای من بیام مدرسه، مییام.» بیشتر بچهها معمولاً جوابشون «نه» است. چون این کار نه تنها به بچه من کمک نمیکنه، بلکه باعث میشه بچه من ضعیفتر دیده بشه. خیلی خیلی خوبه که من به بچهام ابزاری بدم که خودش یاد بگیره مسئله رو حل کنه یا از خودش دفاع کنه. اما به بچهام میگم که: «شما اگه میخوای یا دوست داری، هر وقت بخوای من پشتتم، هواتو دارم و مییام، بابات هست و مییاد.»
اما بذاریم در درجه اول بچهها خودشون با هم حل کنن. اگه دیدیم موضوع داره بزرگتر میشه، حرفهای من با بچهام تأثیری نمیذاره و بچه داره اذیت میشه، بازم من مستقیم دخالت نمیکنم. با معلمش، با مربی و با کسانی که در کلاس حضور دارن، تمام بچهها رو میبینن، اتفاقاتی که افتاده رو میبینن و در جریانش هستن، با اونها صحبت میکنم و ازشون خواهش میکنم حواسشون باشه و مداخله کنن.
مرحله آخرِ آخرِ آخره که من میرم مدرسه و شروع میکنم اونجا حرف زدن. و مرحله بعدیشم اینه که اصلاً میتونم برم اونجا کل مدرسه رو بریزم به هم! یعنی جاهایی هم هست که آدمی که خیلی آرومم هست، میره اصلاً پدر مدرسه و ناظم و مربی و معلمم درمیاره؛ بستگی به موضوع داره.

