پاسخ: دکتر طناز فرازی
در مورد دختر شما، چند تا راهکار وجود داره:
کوتاه کردن و سوهان کشیدن: یکی از راهها اینه که ناخناشو قشنگ کوتاهِ کوتاه کنین، یه سوهانم بکشین. وقتی میکشه دیگه چنگ نمیافته و اگر قصدش از این کار چنگ زدنه، بعد از یه مدت که ببینه چقدر ناخن کوتاه و صافه و این کارو نمیتونه انجام بده، دیگه انجامش نمیده. این در واقع سریعترین راهه.
یه راه دیگه اینه که دستکش دستش کنین. میدونم سه سال و خردهایشه و هی در میاره؛ ولی شما هی دستش کنین و بگین: «وقتی ناخن بکشی مجبوری دستکش دستت کنی».
یه راه دیگه اینه که بنشونینش و سعی کنید ازش بپرسین که اصلاً برای چی این کارو میکنه. اینکه فقط بگید «این کار بده، انجام نده»، بچه سه ساله خیلی متوجه نمیشه. اینکه چرا عادت کرده این کار رو انجام بده، باید دید دلیلش چیه؛ جایی دیده؟ تو فیلمی دیده؟ فکر میکنه این کارو بکنه به جایی میرسه؟
بعد هم به من نگفتین که آیا وقتی عصبانی میشه این کارو میکنه؟ یا یه چیزی میخواد و بهش نمیدین این کار رو انجام میده؟ مثلاً از مهد کودک میاد این کارو انجام میده؟ خستهست؟ دلیلش چیه؟ اون دلیل که برطرف بشه، خب طبیعتاً دیگه این کارم انجام نمیده دیگه.
یه راه دیگه هم که ممکنه جواب بده اینه که الان به سنی رسیده که خوشگلی و نازی رو میفهمه. لاکهای مخصوصی الان اومده که اون مواد شیمیایی که برای بچه ضرر داره رو نداره و اصلاً مخصوص بچهها ساخته شده. میتونین ناخناشو یه کوچولو بلندتر کنین، خیلی قشنگ فرم بدین و براش لاک بزنین (نه اینکه بلندِ بلندا، یه جوری که یه ذره فرم بگیره). معمولاً دختربچهها خوششون میاد.
به محض اینکه چنگ زد، لاکو پاک کنین، ناخنو کوتاه کنین و بگین: «نه، اگه قرار باشه چنگ بزنی نمیشه؛ باید کوتاه کنیم، سوهان کنیم، لاکم نمیتونی داشته باشی». اگر از اون لاک خیلی خوشش بیاد، طبیعتاً این عادت رو هی کم میکنه و میذاره کنار؛ چون دوست داره اون لاکه باشه تا دستش خوشگل باشه.
یا یه استیکرهای خاصی هست که به دست میچسبونن؛ اگه میخواین لاک نزنین، اونم میتونین امتحان کنین. حالا این راه آخر (استیکر و اینا) بستگی داره که بچهتون چقدر ناز داشته باشه دیگه؛ چون دختره، چقدر از این چیزا خوشش بیاد.
من یادمه که دایی من خیلی از مامانم بزرگتر بودن (۲۱ سال بزرگتر بودن). مامانم بچه آخر و اتفاقیِ خانواده بودن و خودِ داییم هم فقط پسر داشتن؛ بنابراین دختر که من و خواهرم بودیم (که خب در ایران بودیم و ما رو میدیدن و دوست داشتن)، یه لغت خیلی خاصی به ما میگفتن که لغت قدیمیه ولی خیلی بامزهست؛ میگفتن «بچه قرتی»!حالا بستگی داره که بچههای کوچولو چقدر قرتی باشن (من میگم ناز داشته باشن، به قول قدیمیا قرتی باشن) که از این کارا خوششون بیاد و به خاطرش اون عادت بد رو کنار بذارن.

