سوال کامل مخاطب: سن پسرم دو سال و نیم هست. داستانی که دوست داره براش تعریف کنم، موضوعاتی هست که در طول روز براش اتفاق افتاده؛ مثلاً رفتیم رستوران، رفتیم مهمونی یا پارک. میگه: «رفتیم مهمونی رو برام تعریف کن» یا «با فلان بچه بازی کردم رو برام تعریف کن».
چیکار کنم که به داستانهای دیگه هم علاقهمند بشه؟ و اینکه اصلاً همین روش خودش رو میشه ادامه داد؟ چون میخوام آموزش غیرمستقیم هم داشته باشه.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
اینکه پسر فسقلی کوچولوی شما از چه نوع داستانی خوشش میاد، اصلاً مهم نیست. اتفاقاً اگه دوست داره داستان مال جاهایی باشه که رفته، شما میتونین همون اتفاقی که افتاده و دوست داره بشنوه رو براش تعریف کنین؛ ولی یه خرده بهش شاخ و برگ بدین و اون درسی رو که دوست دارین بچه بگیره، قاطی اون داستان کنین.
بعد هم بعضی از اوقات امتحان کنین اون شخصیت اصلی داستان رو پسر کوچولوی خودتون بذارین. مثلاً فرض کنین من یه داستان تعریف کردم راجع به پسری که میخواد سوپ سنگ درست کنه، شما اسم پسرتون امیره، مثلاً بگین که آره… (البته داستانایی که دردناک نیستا! مثلاً نگین امیر پدر و مادرش از بین رفتن، چون اینجوری بچه میترسه). تو داستانایی که اوکیه، خود کاراکتر بچه رو بذارید به جای شخصیت اصلی داستان. بعد اون شخصیتهای دیگه رو هم پدر، مادر، پدربزرگ، خاله، عمو، عمه و کسایی که بچه میشناسه و باهاشون راحته انتخاب کنید؛ همون آدمهایی که تو چیزای روزمرهای که براش اتفاق میافته هستن، اونا رو بکشید قاطی داستان کنید. به بچه بگین: «مثلاً میخوام یه داستان دیگه تعریف کنم راجع به خاله فلان یا عمه فلان که تو هم توش هستی.»
وسط داستانایی که خودش دوست داره، یا میگم به داستانای خودش پر و بال بدین و اون درسی رو که دوست دارین بچه بفهمه، قاطی اون داستان روزمره خودش بکنین. هیچ اشکالی نداره؛ یعنی این چیز بدی نیستش که آدم نگران بشه و بگه: «نه، آخ آخ، الان اینجوری شد!» نه، اتفاقاً خیلی هم خوبه.
خب بچه اینو دوست داره؛ مثل تیپ نقاشیه. من آبرنگ و زغال کار میکنم، خواهرم رنگ روغن کار میکنه، یکی رنگ روغن طبیعت میکشه، یکی آبستره (Abstract) کار میکنه. هر کسی یه چیزی رو یه جوری دوست داره دیگه! بچه شما هم اینجوری داستان دوست داره.

