پاسخ: دکتر طناز فرازی
در مورد شرایط بچهدار شدن هم توی یوتیوب یه [ویدئوی] خیلی خیلی مفصل ضبط کردم. هم توی اون یکی پیج «طناز و گوگولیا» پستهای مختلف راجع بهش گذاشتیم.
حالا فرض کنیم مثلاً ۱۰ تا پارامتر باید باشه که آدم بتونه با خیال راحت بچهدار شه؛ حداقل از اون ۱۰ تا، ما باید شش هفت تاشو داشته باشیم که بچهدار بشیم. اگه زیر اونه، واقعاً کار درستی نیست و خودخواهیه. اگه هست، خب بچهدار میشیم. اگه به هر دلیلی یا شرایطش نیست یا نمیخوایم یا آمادگی نداریم و بچهدار نشیم و بعداً در سن بالاتر پشیمون بشیم و بچه بخوایم، خب اشکالی نداره.
یا میتونیم خودمون بچهدار شیم؛ الان مثل زمان قدیم نیست، آدما مواظب سلامت فیزیکیشون هستند. سن فیزیکی آدم از سن شناسنامهای در خیلی از موارد کمتره و مشکل خاصی پیش نمیاد. دکترای خیلی وارد و خوب داریم و بچه رو هم میشه چک کرد که بچه مشکلی نداشته باشه. بعد کلی… قدیم حالا ویتامین نبوده، نمیشده از قبل (مثلاً پنج شش ماه قبلش) آدم بدنشو آماده کنه، ممکن بوده خیلی چیزا به بچه نرسه یا از بدن مادر زیاد گرفته بشه، بعدش مادر دچار مشکل بشه. الان همه اینا رو میشه چک کرد، حتی سلامت بچه رو میشه چک کرد.
بله هزینهبر هست؛ و اگه آدم بهصورت طبیعی نتونه حامله بشه، بخواد IVF (آیویاف) کنه، IUI (آییوآی) کنه، از روشهای دیگه استفاده کنه گرونتر هست. آدم یا طبیعی میشه (اگه آدم پشیمون بشه و چون خیلی دلش میخواد صبر و حوصلش رو هم داره)، یا طبیعی نمیشه از روشهایی مثل میگم لقاح مصنوعی استفاده میکنه، یا نمیشه شرایط مالیش رو نداره، بعد میتونه بره بچه برداره.
اینهمه بچهٔ گوگولی مگولی، ناز، خوشگل، قشنگ، باهوش، همهمدل بچه داریم؛ دختر، پسر، سه چهار ماهه، دو سه ساله، ۷-۸ ساله، ۱۲-۱۳ ساله و همهشون بچههای خوبی هستند. چرا ما احساس میکنیم که حتماً من باید حامله بشم و بچه باید در شکم من بزرگ شه که من احساس مادر بودن بخوام بکنم؟ این خیلی حرف اشتباهیه، خیلی خیلی اشتباهه.
اینهمه مامانایی که ساروگیت (Surrogate) میگیرن، رحم اجارهای میگیرند در خارج از ایران و بچهدار میشن، یا از بانک اسپرم یا بانک تخمک، اسپرم یا تخمک میگیرند، بچههاشونو دوست ندارن؟ دارن دیگه، عاشق بچهشونن! چه فرقی میکنه؟ اینا یه سری حرفهای اشتباهه که حالا به دلایلی توی فرهنگ ما اومده یا حرفش زده شده یا یه چیز اشتباهی گفتن و منِ نوعی فکر میکنم که حتماً با تخمک من و اسپرم همسرم یه بچه باید قطعاً در شکم من پرورش پیدا بکنه تا من بخوام ازش لذت ببرم.
حاملگی خیلی کار سختیه و پدر بدن یک زن رو درمیاره. بدن خانمها (اینم یوتیوبشو دارم ضبط میکنم) خیلی خیلی در طول حاملگی تغییر میکنه. میگم حتی تا چشم آدم تغییر میکنه، سایز بدن آدم، سایز پای آدم خیلی از اوقات نیمشماره بعد از اینکه حامله میشه میره بالا و دیگه پایین نمیاد؛ یعنی تغییر اینقدر زیاده در بدن. بعد خیلی از اوقات حال آدمم بده، حالت تهوع شدید، غذا نمیتونه بخوره، بعدش وزنش [رو] نمیتونه کم کنه. بنابراین فکر نکنیم که حتماً خودم باید حامله بشم.
همسرتون هم اگه که آدم بچه نخواد، خب همسرشم نمیخواد، دوتایی نمیخوان که بچهدار نشدن. اگر بعدش پشیمون بشین، همسرتونم حتماً شما با دقت انتخاب کردید و خب اونم پشیمون شده، این شعور رو داره که اگه بهصورت طبیعی نشه، خب بریم بچه برداریم. اگر هم این شعور رو نداره و بچه هم ندارین، خب چهکاریه دیگه؟ شما باید خداحافظ دیگه بذارین! اگه کسی اینقدر از نظر سطح فکری بستهاست که میگه: «نه، حتماً باید بچه خودم باشه» از این حرفا… نسل منو نمیدونم فامیل منو اسم منو اینا… اصلاً دیگه موندن و حرف زدن نداره، فراموشش کنیم به همین سادگی.
و آخرم اینکه گفتم، بارها و بارها تو این صفحه راجع بهش حرف زدیم، تو اون یکی صفحه حرف زدیم: بچهدار شدن حتمی نیست، یه کاری نیست که حتماً همه باید انجام بدن. کار بسیار بسیار سختیه. حتی وقتی همه شرایط مساعده، همسر و خود آدم جفتشون بچه میخوان، شرایط مالی اوکیه، جفتشون بچه دوست دارن، از نظر زمانی میتونن باهاش باشن، هیچ مشکلی نیست؛ بچهداری و بچه بزرگ کردن کار بسیار بسیار سختیه.
و هرچی بچه بزرگتر میشه، سختیها و مشکلاتش هم باهاش بزرگتر میشه. شیرینی داره، شیرینیهاش بسیار عمیقه، [اما] سختیش بیشتره. و بعدم به یک سنی که میرسن بالوپر میگیرن میرن. بچه عصای دست پیری ما نیست، مال پُر کردن وقت ما نیست، مال رسیدگی به ما نیست، دوستمونم نیست.

