پاسخ: دکتر طناز فرازی
یه سری واقعیتها هست که بچه از اول باید ببینه، یه سری واقعیتها هست که وقتی به یه سن خاصی برسه براش توضیح میدیم، یکسری واقعیتها هستش که بچه هیچوقت نباید ببینه. ما جروبحث داریم تا جروبحث! اگر منظور شما از جروبحث اینه که مادر با پدر سر یک مسئله اختلافنظر دارند، چاییشونو ریختن نشستن دور میز دارن با هم مثل دو تا آدم بالغ راجع بهش صحبت میکنند که: «به نظر من این معلمو باید مثلاً برای بچه بگیریم»، «به نظر ایشون نباید بگیریم»، یا «به نظر من این رفتار مامانِ من با بچه تو مهمونی درست نبوده»، «به نظر شما مامانِ من هیچ کار اشتباهی نکرده»؛ اگه بحث اینجوریه، بله، هیچ اشکالی نداره بچه شاهدش باشه. چون یاد میگیره که بحث کردن و اختلافنظر داشتن نهتنها اشکال نداره، بلکه یه بخشی از زندگیه و خیلی راحت میشه راجع بهش صحبت کرد و مسئله رو حل کرد، و با نگاه کردن ابزارش رو هم یاد میگیره که مثلاً: صدام باید اینجوری باشه، اینجوری بشینم، یه وقتی باشه هر دو اوکی باشیم، راحت باشیم. اینو از ما یاد میگیره.
اما اگه منظورتون از جروبحث کردن، دادوبیداد و بیادبانه حرف زدن و توهین کردنه، خیر؛ بچه اصلاً همچین چیزی رو نباید ببینه. برای اینکه بچه، مامانش مامانشه، باباش باباشه، و اونها رو تو دو تا ظرفیت جدا (از همسرِ خوب یا بد) دوست داره. و اینکه من بخوام با طرف دعوا کنم یا دادوبیداد کنم، اصلاً به بچهم نهتنها کمکی نمیکنه که بخواد چیزی یاد بگیره، بلکه خرابم میکنه، خیلی کارا رو، روش نادرست هم بهش یاد میده.
بارها گفتیم که از لغتها باید درست استفاده کنیم. «بچه دفاع کردن از خودشو یاد میگیره» یعنی چی؟ مگه جروبحث و حلمسئله کردن ربط به دفاع داره؟ ما قرار نیستش که تو بحث کسی رو محکوم کنیم. بحث یعنی من یک نظری دارم که با نظر شما متفاوته، ما میشینیم راجع بهش صحبت میکنیم. همین جملهٔ شما ایراد داره، یعنی انگشت اشارهٔ من به طرف یکی گرفتم که تو اینجوری، تو اونجوریه! این اسمش بحث نیست، این اسمش دعواست. و دعوا رو هم بچه بهتره که نبینه؛ چون دعوا نه راهکار خوبیه، نه کار به جایی میبره، نه چیزی رو حل میکنه، معمولاً بیشتر هم ایجاد اشکال میکنه؛ این یکی.
دوم اینکه دفاع کردن؛ ما باید به بچه یاد بدیم که رابطههایی رو انتخاب کنه و جوری رابطه رو ببره جلو که محل زدوخورد نشه. رابطه که جنگ و میدان نبرد نیست که من بخوام با رفتار اشتباهی که با همسرم دارم (حالا چه خانومم چه آقا) به بچه یک چیز خیلی اشتباهی رو یاد بدم راجع به کارای دیگهای که داره انجام میده یا راجع به روابطش. بعداً به جای اینکه بهش یاد بدن که: «شما هم اگه یه روزی بچهدار شدید، جلو بچهت صداتو نمیبری بالا. وقتی همسرت هست با همسرت درست صحبت میکنی، احترامشو نگه میداری»، این اینا… همون بچههایی که بد بزرگ میشن، به حرف پدر مادرم گوش نمیدن، جلوشونم وایمیستن، با بقیه هم بیادبانه صحبت میکُنن، مدرسهم باید بریم… این بچهها جزء همین گروهن که این چیزا رو میبینن.
بچه شب زنگ نمیزنه، خونهم نمیاد، زنگ میزنی تلفنم برنمیداره. این کارهای ماست در سن کمِ بچه که قشنگ پایهها رو جوری میریزه که بزرگتر شد، رفتاراش اینگونه باشه اگه دوست دارین انجام بدید.

