طناز و شما

همسر من دوست من نیست! تفاوت میان راحت بودن و دوستی با همسر

یکی از باورهای رایج در جامعهٔ ما اینه که همسرمون باید بهترین دوستمون هم باشه. خیلی‌ها فکر می‌کنن اگه با همسرشون مثل دوست رفتار کنن، رابطهٔ بهتری دارن. ولی این باور می‌تونه به مشکلاتی در رابطه منجر بشه. امروز در سایت طناز و شما می‌خوایم به‌طور کامل بررسی کنیم که چرا همسر و دوست دو نقش کاملاً متفاوت در زندگی‌مون دارن و چطور می‌تونیم با درک درست این تفاوت، رابطهٔ سالم‌تری داشته باشیم.

دوست یعنی چی؟

دوست یعنی کسی که من باهاش می‌شینم، می‌گم، می‌خندم، راجع به هر چیزی می‌تونم صحبت کنم و بعد از اینکه اونجا رو ترک می‌کنیم، چیزی به من نمی‌گه، قضاوتی نمی‌کنه. اوکیه!

دوست‌های آدم، بیشترشون – نه همشون – از جنس خود آدم هستن. چون ما همجنسمون حرفمون رو بهتر می‌فهمه.

خوبی داشتن دوست از جنس مخالف

اینجا یه پرانتز باز می‌کنم: خوبه دوستایی از جنس مخالف هم داشته باشیم، فقط دوست! این چیزی که حالا در ایران بهش می‌گن دوست اجتماعی. چرا؟ چون گاهی از اوقات خوبه که یک نفر با یک زاویهٔ دید دیگه به یک چیزی نگاه کنه و نظرشو به ما بگه.

من اگه با دوست پسرم دعوام می‌شه، برم پیش یک دختر بشینم و باهاش صحبت کنم، اون مسئله رو تقریباً همون شکلی می‌بینه که من می‌بینم. چون ساختارش شبیه منه.

ولی وقتی برم پیش یه پسر عمم بشینم براش تعریف کنم که مثلاً من با اردلان – که دوست پسرمه – الان دعوام شده سر این، پسر عمهٔ من غش‌غش می‌خنده، می‌گه: «مثلاً سر این دعوا کردین؟ نه بابا، اون اصلاً منظورش از این کار این چیزی که تو فکر می‌کنی نیست، به خاطر این اینجوری کرد.» عه! جدی می‌گی؟ من اصلاً اینجوری بهش فکر نکرده بودم!

بنابراین، دوست بیشتر همجنس ما و یه تعدادی غیرهمجنس ما هستن.

نوع رابطه‌مون با دوست اینجوریه که می‌گیم، می‌خندیم، یه سری حرفایی رو می‌زنیم، تموم می‌شه، میره، تموم می‌شه.

همسر چه فرقی با دوست داره؟

چجوری با همسرمون راحت باشیم؟

همسر این خصوصیات رو نداره! اگه قرار بود همسر دوست باشه، یک کلمهٔ جدا به نام همسر براش انتخاب نمی‌کردن. همون «دوست» رو می‌آوردن می‌گفتن دیگه.

وقتی می‌گن «همسر»، حتماً یه فرقی با «دوست» داره که این همسره، این دوسته، می‌گن زن و شوهر یه فرقی داره با این دوست.

راحت بودن با همسر یعنی چی؟

راحت بودن با همسر – که فکر کنم بیشتر ما این اشتباه رو می‌کنیم – با دوست بودن باهاش متفاوته. من باید انقدر خیالم از همسرم راحت باشه که مطالبی که مربوط به شخص من در ارتباط با اون آدم (همسر) هست رو بتونم راحت بهش بگم. این می‌شه راحت بودن!

راحت بودن یعنی چی؟

یعنی من در زمینهٔ برنامه‌ریزی که برای زندگیمون کردیم، الان با شما مشکل دارم، نترسم، بیام، بشینم، حرفمو بزنم. بیام بگم که: «اردلان جان، من طناز، با اینکه الان مهاجرت کنیم، اینو بفروشیم، اینو بفروشیم، اینو بفروشیم، مخالفم. به نظر من ماشینو بفروشیم ولی خونه رو اجاره بدیم. اینو اینجوری کنیم.»

و خیالم راحت باشه که اون داد نمی‌زنه، عصبانی نمی‌شه، طرز فکرش راجع بهم عوض نمی‌شه.

راحت بودن در مسائل مختلف

انقدر باهاش راحت باشم که بیام بهش بگم که: «اردلان جان، مثلاً الان سر بچه تو خیلی بچه می‌خوای، من الان می‌خوام مثلاً یه سال دیگه این کارو، این کارو، این کارو بکنم، اینجوری، اینجوری.» نترسم!

«اردلان جان، الان تو این رابطهٔ جنسی که ما داشتیم، من این کارو، این کارو، این کارو تو دوست ندارم، از این خوشم نمیاد، اینو اینجوری، اونو اونجوری.»

اینو می‌گن راحت بودن: که من بتونم بدون اینکه بترسم – شما آره بگی، نه بگی، داد و بیداد بشه، دعوا بشه، اتفاق بدی بیفته – حرفایی رو که ربط داره به رابطهٔ زناشویی‌مون، به رابطهٔ عاطفی‌مون، به زندگیمون، بیام به شما بزنم.

این می‌شه راحت بودن با طرف مقابل! اگه منو جایی نمی‌فهمی، خودمو برات توضیح بدم، راحت باشم بهت بگم و مجبور نباشم بهت دروغ بگم.

اینم یه چیز دیگه‌ای: راحتیه که منو توی تنگنایی نذاری که یه کاری رو که می‌خوام بکنم – که درسته – بخوای یه فشاری بهم بیاری که این فاصله ایجاد بشه که بخوام بهت دروغ بگم از ترس یا از اینکه قبول نمی‌کنی.

حالا ممکنه بعضی مواقع آدم اصلاً در موقعیتی باشه که حتی نتونه حرف بزنه.

مثال‌های ساده از راحت بودن

چیزای ساده، مثل چی؟ من باید هر روز برم، حتماً یه سر پنج دقیقه مامانم بزنم. بعد من می‌خوام داد و بیداد کنم! بعد خب، شما دیگه اون راحتی رو با من نداری. یا به من نمی‌گی یا دروغ می‌گی.

این از رابطه با همسر.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

دوست کسیه که باهاش درد و دل می‌کنیم

دوست اینه که من – الان خیلی خوبه ما بریم پیش مشاور و روانشناس، ولی واقعیت زندگی اینه – من وقتی در هفته یه بار با مامانم بحثم می‌شه، یه بار با خواهرم، یه بار با همسرم، یه بار با بچه‌ام مشکل دارم، نمی‌تونم هفته‌ای چهار بار پاشم برم روانشناس، این همه هزینه کنم. که اونو می‌ذارم برای چیزای خیلی مهم‌تر!

ولی چیزای عادی که می‌خوام درد و دل کنم، بهترین آدم دوستمه! دوستم اون کسیه که من می‌شینم حرفا رو می‌زنیم، بدون قضاوت، بدون اینکه بخواد جایی بره، بدون اینکه بخواد اتفاقی بیفته، گفته می‌شه، تموم می‌شه، میره.

این کار که من بگم «من با همسرم دوستم، من هر اتفاقی با مامان بابام بیفته میام برای همسرم تعریف می‌کنم» – خب، شما خیلی کار بدی می‌کنین! هم کارتون اشتباهه، هم خیلی بده.

شما این چیزایی که راجع به مامان و باباتونه میاین و همسرتون می‌گین، پس فردا در زندگیتون یه اتفاقی میفته، این همسر یه چیزی بهتون می‌گه، بعد خودتون پشت دست خودتونو داغ می‌کنید: «چه اشتباهی بود من کردم! چرا همچین حرفی زدم؟»

همسر شما نسبت به شما یک تعصبات خاصی رو داره. شما سه بار بیاین بگین «بابام اینجوری کرد، اشکمو درآورد»، از دست پدر شما عصبانی می‌شه، جبهه می‌گیره، این تو رفتار و اخلاق و کردار و گفتارش معلوم می‌شه. کار درستی نیست!

شما با خواهر یا برادرتون به مشکل بخورین، یه داد و بیدادی بشه، یه دعوایی بشه، نباید به همسرتون بگین. چون پس فردا اگه اتفاقی اون ور بیفته، بعد شما بخواید یک حرفی بزنید که به جز تو، خودت با خواهر برادرت اینجوریی، الان اومدی داری به من اینو می‌گی.

این مسائل، مسائلی که ما با دوستامون در موردش صحبت می‌کنیم، نه با همسرمون!

مثال‌های دیگه از چیزایی که به دوست می‌گیم، نه همسر

اینکه من الان دوران مثلاً قبل از یائسگی، همه چی ریخته به هم، اینا – همسر من؟ من در این حد بهش توضیح بدم که: «آقا، من الان مودم داره عوض می‌شه، این اینجوری شده، رابطهٔ فیزیکی‌یم اینجوری شده، دلیلش اینه.» حوصله نداره!

من امروز بشینم بگم «وای، من گرمازدم به خاطر این»، هی بیام هر روز هی توضیح بدم، هی بگم «وای، من الان اعصابم ریخته به هم به خاطر این»، «وای، من هورمونام ریخته به هم». حوصله نداره! چون هم منو نمی‌فهمه، هم درک نمی‌کنه. خیلی آدم خوبی باشه، اوکی، آقا، الان این آدم تا دو سال، سه سال، من باید حواسم باشه مودش اینجوریه. در همین حد!

اینا حرفاییه که من به دوستانیم که از جنس خودم هستن می‌تونم بگم. چون می‌فهمم! من میگم «وای، گرمازش»، «آخ، منم همینطور! دیشب خیس عرق بودم، اصلاً خوابم نبرد.» هم من آروم می‌شم، هم اون آدم می‌فهمه من چی دارم میگم.

این به همسر خیلی چیز نیستش که دائم بخوام بهش بگم.

من الان یه پسر ۳۰ ساله دارم، یه کاری کرده. این دوستمم پسرش ۲۸ سالشه، میرم: «وای، این اینجوری، اینجوری…» اگه به پدره برم بشینم بگم، یهو کل سیستم خانواده می‌خوره به هم! چون پدرش به این مسئله حساسه. این حرفی نیستش که من بگم «من با همسرم خیلی دوستم، خیلی من میرم بهش میگم».

خب، شما اشتباه می‌کنین! می‌خواین یه مشورت کنین؟ به دوستتون بگین!

همسر مال کارای دیگه‌ایه

همسر من دوست من نیست که من همه چیزها رو بتونم بهش بگم، باهاش در موردش صحبت کنم، همه جا با اون برم.

همسر هستن مردایی که خرید کردنو دوست دارن، تا یه حد خاصی. بیشتر آقایون حوصله ندارن با من از این مغازه به اون مغازه، به اون مغازه، به اون مغازه. این کار، کاریه که من با دوستام انجام می‌دم. دوست مال این کاره، همسر مال این کار نیست!

همسر من حوصله نداره بیاد سه ساعت با من بشینه تو سالن – حالا اگه سالنی جایی هستین که مثلاً می‌شه دوتایی با هم مورنگ کنم، هایلایت کنم، درست کنم – اون دوستمه باهام میاد. دوست، دوسته! همسر، همسره!

انتظارات و توقعات متفاوت از دوست و همسر

ما انتظارات و توقعاتی که از دوستمون داریم، با انتظارات و توقعاتی که از همسرمون داریم متفاوته.
اون کارایی که با دوستمون می‌کنیم، با اون کارایی که با همسرمون می‌کنیم متفاوته.
اون مسئولیت‌هایی که نسبت به دوستمون داریم، مسئولیت‌هایی که نسبت به همسرمون داریم متفاوته.

تو مقاله توقع، انتظار و مسئولیت تو روابط عاطفی این موضوع رو خیلی کامل بررسی کردم:

توقع رو من از شما ندارم؛ توقع رو شما در من ایجاد می‌کنین! انتظار اون چیزی هستش که من از شما دارم – برخلاف توقع. انتظار اون چیزیه که من بر اساس خانواده‌ای که توش بزرگ شدم، چیزهایی که دیدم، تجربه‌های گذشته که دارم، از شما به عنوان پدر، مادر، همسر، بچه، برادر، دوست دارم. مسئولیت یعنی چیزی که من باید انجام بدم چون قبولش کردم و بهش متعهدم. وظیفه یعنی چیزی که بر اساس جایگاهم باید انجام بدم. ما آدم‌ها نقش و رول‌های مختلفی در زندگی داریم و هر کدوم از این اسم‌ها که روی ما میاد، به خاطر فرهنگمون و اجتماعی که داریم توش زندگی می‌کنیم، یک سری وظیفه با این اسم تعریف شده.

پس وقتی همسر رو دوست فرض می‌کنیم، داریم مسئولیت‌ها و انتظارات دو نقش کاملاً متفاوت رو با هم قاطی می‌کنیم و این باعث سردرگمی و ناامیدی می‌شه.

این‌ها یکی نیست! و راحت بودن با همسر در یک ارتباط، در یک گفتگو، در زمینهٔ عاطفی، با دوست بودن باهاش متفاوته. این دو تا کلمه با هم فرق داره.

راحت بودن با دوست هم فرق می‌کنه

من ممکنه یه دوستی داشته باشم، اصلاً باهاش راحت نباشم، خیلی از چیزای زندگیمو نتونم بهش بگم. چون مثلاً پنج، شش سال ازم بزرگتره، خیلی هم قبولش دارم، ولی روم نمی‌شه راجع به این و این و این باهاش صحبت کنم.

با اون یکی دوستم می‌تونم راجع به این چیزا حرف بزنم.

راحت بودن با دوست فرق می‌کنه!

ما یه مشکلی که داریم اینه که کلمه‌ها رو انقدر قاطی می‌کنیم، بعد به مشکل می‌خوریم. چون به اشتباه می‌افتیم.

خیلی‌ها این سه مفهوم رو با هم اشتباه می‌گیرن و همین باعث می‌شه که انتظارات غیرواقعی از روابط‌شون داشته باشن. ما عشق در یک نگاه نداریم. عشق همراه با شناخت میاد و شناخت زمان می‌بره. اون اتفاقی که در یک نگاه می‌افته، خواستن خیلی زیاده. من یک نفر رو می‌بینم و یک‌دفعه از چیزهای مختلف خوشم میاد – ظاهرش، طرز حرف زدنش، اون انرژی که داره. کل این‌ها با هم باعث می‌شه که بسیار بسیار خوشم بیاد و این خوش آمدن خیلی زیاد و خواستن رو گاهی با دوست داشتن و عشق اشتباه می‌گیریم. بعد کم‌کم که شناخت اومد، این وارد یک فاز دوست داشتن می‌شه و یک دلبستگی داره ایجاد می‌شه، نه وابستگی.

همین اشتباه رو درباره دوست و همسر هم می‌کنیم. وقتی می‌گیم همسرم دوستمه، داریم دو نقش کاملاً متفاوت رو با هم قاطی می‌کنیم. این موضوع خیلی مفصل‌تر تو مقاله تفاوت عاشق شدن با دوست داشتن بخونید.

یه نمونهٔ خیلی واضح دیگه، این عشق و عاشقی! «من عاشقتم بابا!» نگین به طرف بعد از دو ماه «من عاشقتم»! اون تو ذهنش یک سری چیزایی به «عاشقی» وصله که بعد اون توقع رو از شما داره. اون وقت شما کاری که می‌کنین در حد «دوست داشتنم» نیست. خب، می‌ریزین فکر طرفو به هم، رابطه‌تونو خراب می‌کنین، همه چی می‌ریزه به هم!

هر کس جایگاه خودشو داره

حد و مرز بین روابط

ما مامان بابامون، مامان بابامونن. خواهر برادرمون، خواهر برادرمونن. بچه‌مون، بچه‌مونه، همسرمونه. دوستامونم، دوستامونن. با همم فرق می‌کنن! وظیفه‌هاشونم فرق می‌کنه. رابطه‌مونم با هر کدومش با اون یکی متفاوته.

همشونم می‌تونیم از صفر دوست داشته باشیم تا ۱۰۰، ولی معنیش این نیستش که همسر من جای مامان بابامم هست، بعد دوستم همسرمم هست، بعد این دوستم جای خواهرمم هست. نه! خواهرم خواهرمه، دوستم دوستمه!

حالا ممکنه با خواهرم رابطهٔ خیلی خوبی ندارم، به دوستم خیلی نزدیکم، ولی این دوتا یکی نیستند، فرق می‌کنند!

نتیجه‌گیری: این توقع رو از هم نداشته باشین

نزنین این حرفا رو به همدیگه! ایجاد اشکال می‌کنه و این توقع رو از هم نداشته باشین.

و دوست ما، درباره چندم، دوست ما نمی‌شه همسرمون باشه. این ارتباط دوستی با ارتباط زن و شوهری با هم متفاوته.

حالا که این تفاوت رو فهمیدیم، باید بدونیم هر کدوم از این رابطه‌ها نیاز به مراقبت خاص خودشو داره

یه رابطه مثل یه گل می‌مونه. گل تو گلدون میارن به من، سبز، قشنگ، خوشگل. من اینو ببرم بذارم یه جای تاریک سرد، بهش آبم ندم، خراب می‌شه. رسیدگی می‌خواد. رابطه‌هام همین شکلیه. چه با دوست، چه با همسر – هر کدوم نیاز به توجه و مراقبت خاص خودشون رو دارن. فرقشون اینه که نوع رسیدگی و مراقبتی که به هر کدوم می‌کنیم متفاوته.

“به مشکل می‌خوریم اگر همسرمون دوستمون هم باشه و همین نوع رسیدگی رو ازش انتظار داشته باشیم. رابطهٔ «همسرم دوستم هست» جواب خوبی نداره، چون هر کدوم مراقبت و توجه خاص خودشون رو می‌خوان.” این موضوع رو مفصل تو مقاله چجوری رابطه پایدارتری داشته باشیم بررسی کردم.

حالا الان پس فردا: «نه خانم دکتر، من با شوهرم دوستم هستم» یا مثلاً «من با زنم دوستم هستم، ۱۰ سالم هست، خیلی هم رابطهٔ خوبی داریم».

بعد من میام مثلاً می‌پرسم که: «خب، منظورتون چیه از دوست؟» چیزایی که میگن، چیزایی که باهاش راحتین، ولی ربطی به دوستی نداره. راحت بودن با دوست متفاوته!

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org