آیا بعد از ورود به یه رابطهٔ جدید، باید با اکسمون قطع ارتباط کنیم؟ لایک کردن پستهاش چطور؟ چت کردن؟ اگه اکسمون تو فامیل باشه چی؟ اگه ازدواج کرده باشیم تکلیف چیه؟ این سوالاتی هست که خیلیها باهاش دستوپنجه نرم میکنن. طناز فرازی هستم، روانشناس و امروز در سایت طناز و شما میخوایم بهطور کامل دربارهٔ ارتباط با پارتنر قبلی صحبت کنیم و ببینیم در چه شرایطی رابطه با اکس اشکالی نداره و چه زمانی باید کاملاً قطع بشه.
رابطه با اکس در دوران دوستدختری و دوستپسری
اینکه ما با اکسمون رابطه داشته باشیم یا نداشته باشیم، خیلی بستگی به شرایط مختلفی داره. اول بریم سراغ دوستدختر دوستپسرا و اینکه آیا من که یه پسر یا یه دختر هستم و الان دوباره وارد یه رابطهٔ جدید شدم، با اکسم حرف بزنم یا نزنم؟ تو اینستاگرامم باشه یا نباشه؟ لایک بکنم یا نکنم؟
وقتی میگیم در ارتباط باهاش باشیم، همهٔ اینا رو شامل میشه. چون من معمولاً یکیشو مثال میزنم، بعد توی دایرکت احساس میکنم بدیهیه، میان میپرسن «خب مثلاً اگه چت نکنیم ولی پستاشو لایک کنیم چی؟»
وقتی با کسی در رابطه نیستیم
یه زمانی هستش که من یه دوستدختر یا دوستپسری داشتم، رابطم باهاش تموم شده، شده اکسم، با هیچکس دیگهای هم در ارتباط نیستم. میخوام پستشو لایک کنم، حرف بزنم، چت کنم؟ هیچ اشکالی نداره.
وقتی اکسمون تو فامیل و دوستان نزدیکه
اگه با شخصی در رابطه باشم و اکسم کسی بوده که توی فامیل و دوست و آشناست، دوست آشنای خیلی نزدیک که چارهای نیست و بخوام نخوام میبینمش، و اگه بخوام رابطه رو کامل قطع کنم یه جور خیلی معذب و بیمعنی میشه، لازم نیست خیلی بهش نزدیک باشم. ولی خب در حد سلام و علیک و «حال شما چطوره» یا یه تکست بده یه کاری ازم میخواد یا حالم بپرسه، جواب میدم و بیادبی نمیکنم.
چرا؟ چون اکسم دختر خالم بوده، چون دوست صمیمی خانوادگیمونه که هر دو هفته یه بار حتماً میبینیمشون، چون دوستی که همیشه باهاشون مسافرت میریم.
اون کسی که الان در حال حاضر پارتنر منه باید این مسئله رو بفهمه و بچه نباشه که بابا من نمیتونم خالم و دختر خالمو همه به خاطر شما که تازه دوستدخترمی، این رابطهٔ دوستدختر دوستپسر، بیام خط بکشم. این بیمعنیه!
وقتی رابطهٔ قبلی کوتاه و سطحی بوده
یه موقعی هست اکس من یه شخصی بوده که رابطم باهاش دو هفته طول کشیده، سه هفته طول کشیده. اصلاً رابطهٔ معنادار حساب نمیشه، نه عمقی داشته، نه تاریخچه داشته، نه اتفاقی افتاده، نه چیز فیزیکی توش بوده. یه بغل کردیم همو.
اگه من این آدمو میبینم و صحبت میکنیم یا یه چیزی مثلاً شاخهٔ کاریمون یکیه، جفتمون ایرانگردی میکنیم مثلاً، یا من گروه کوهنوردی دارم اون گروه ایرانگردی داره، خب من لایک کنم یا من باهاش حرف بزنم اتفاقی نیفتاده. اصلاً انقدر رابطهٔ ما صمیمی و گرم و عمیق نبوده که شما بخوای به عنوان اکس من حساب بشی. درسته که اسمت اکس منه، ولی خب واقعاً اتفاقی نیفتاده. بنابراین اینم اشکالی نداره.
رابطه با اکسی که رابطهٔ عمیق و طولانی داشتیم

اگه اکس من تو دوستدختر دوستپسری شخصی بوده که خیلی بهش نزدیک بودم، اون قاطی خانوادهٔ من شده، من قاطی خانوادهٔ اون شدم، قاطی خانوادههای هم شدیم، رابطهٔ جنسی داشتیم، با هم مسافرت رفتیم، از دوستیمون هفت ماه، هشت ماهه، عمیق، یعنی هفت هشت ماهی که ما هفته سه بارش همو دیدیم، رابطهٔ فیزیکی هم داریم، مسافرت هم رفتیم، یا اینا رو نداریم ولی مثلاً دو سال تنگاتنگ در ارتباطیم، حالا فقط رابطهٔ فیزیکی نداشتیم چون اعتقاداتمون اجازه نمیداده ولی دو ساله با همیم، نه دو سالی که هر چهار ماه یه بار همو میبینیم، روزی سه دقیقه یا هفتهای دو بار زنگ میزنیم، رابطهٔ درستحسابی طولانیمدت داشتیم؟
قطعاً من نباید با اون آدم در ارتباط باشم!
خیلی واضحه، معلومه که پارتنر جدید من ناراحت میشه یا عکسالعمل نشون میده. اصلاً چه معنی داره؟ من اگه شما رو دوست دارم و با هم اوکی بودیم که ادامه میدادیم. اگه نیستیم و هیچ ربطی هم به هم نداریم، چه ادامه دادنی؟
همکارتونم هست با شما چیکار داره؟ اگه خیلی مسئلهٔ مهمی هم هست، چون پارتنر من حساسه، از این همکار خواهش میکنم «اگه چیزی پیش اومد، شما به کمک من احتیاج داشتی، به علی تکست بزن، علی به من میگه، من جواب شما رو میدم.» تموم شد به همین سادگی! یا اگه من خانومم و اون آقاهه همکارمه، «آقای فلانی، به خانم فلانی بگین. خانم فلانی با من در ارتباطه، به من خبر میده.» تمام!
جواب به کسایی که میگن «مدرن نیستی»
اینکه «نه آخه تموم شده، شما مدرن نیستید، جدید نیستی، آدم عهد دقیانوسی هستید!» مگه احساسات و اینا عهد جدید و عهد قدیم داره؟ مثل اینه که شما بگی نه بچهدار شدن عهد قدیمه، بچهدار میشی؟ بچهدار شدی چه عهد قدیم چه عهد جدید!
اینم همینه. یعنی چی؟ نه من مدرنم، من با همه… لزومی نمیبینم؟ حرفای بچگانهست دیگه! لزومی نمیبینم قطع کنم؟ اگه لزومی نمیبینین، وارد رابطهٔ جدید نشین! خواهش میکنم. هر رابطهای احترامی داره، یه جایگاهی داره، یه چیزی هست.
اگه اون چند تا شرایط اول بود، طرفم چه خانم چه آقا باید متوجه باشه و بچهبازی در نیاره. اگه مثل این آخریه بود که رابطهٔ درستحسابی طولانی تاریخچهدار، اصلاً معنی نداره نه لایک کنم، نه زنگ بزنم، نه تکست بزنم.
طرفم زنگ و تکست زد؟ من جواب نمیدم! برای چی جواب بدم؟ فکر میکنی بیادبم؟ خب فکر کنه! این آدم در زندگی من چه جایگاهی داره که بخواد فکر کنه من با ادبم یا بیادب؟ فکر ایشون چه تاثیری در زندگی من یا آیندهٔ من خواهد گذاشت؟ چه فرقی میکنه، اصلا باشه یا نباشه؟ به من چه!
صداقت از همون اول رابطه
اگه تو دوستدختر دوستپسری تیپی هستم که میخوام باشم با همهٔ اکسام در ارتباط، به جدیده بگم «آقا من تیپم اینجوریه، با همهٔ اکسامم چه عمیق چه غیرعمیق در ارتباطم» همون اول، قبل از اینکه این آدم دلبسته بشه، وابسته بشه، احساساتی بشه. چون اون وقت اسمش میشه سوءاستفاده و من آدم خوبی نیستم.
اگه تیپم اینجوریه، از همون اول میگم و تکلیف طرفو روشن میکنم. اون یا میپذیره و میاد در رابطه و دیگه حق حرف زدن نداره، اگه پذیرفته، چون تا بگه من بهش میگم «من که اول به شما گفتم من به عنوان خانم با تمام این آقایون چت میکنم، شما گفتی اوکی مشکلی نداری، الان مشکل چیه؟»
قانون یکسان برای هر دو طرف
اگه به شما بخوام بگم من با دوستدختر قبلیم در ارتباطم، مهمونی هم هستن میان میرن گروهی، مشکلت چیه الان؟ اگه نه، صبر کنم یه کسی بیاد که اونم به من بخوره.
و این حرف خیلی… نمیشه من خودم یه خطو بگیرم به شما بگم نه شما حق نداری. اینم بیمعنیه دیگه! اگه برا من خوبه، پس برای شمام خوبه و بالعکس.
رابطه با اکس در دوران ازدواج

حالا اگه بریم وارد رابطهٔ زناشویی بشیم، همسر من، همسرا نگفتم زن یا مرد باز با من دعوا نکنین آقا رو گفتین خانم گفتین، همسر یعنی زن یا مرد، شخصی که همسر من میشه مهمترین شخص زندگی میشه.
در یک برههای از زمان بچهها میان و در حد همسر، تا کوچولون یه خورده بالاتر از همسر چون نیازهاشون بیشتره، بعد میان در حد همسر قرار میگیرند تا بخوان کاملاً مستقل بشن. ولی بعد از اینکه مستقل شدن، باز همسر من میاد بالا. چرا؟
این آدم آدمیه که در کل زندگی من هست. سود و ضرر من سود و ضرر ایشونه، پیشرفت و پسرفت من پیشرفت و پسرفته این آدمه. این آدم با من قراره پیر بشه. زمانی که ما پا به سن بذاریم اولین کسی که داریم همدیگر هستیم.
بچههامونو خیلی خوب تربیت کردیم، هر کدوم یه جای دنیا هستن. مگه من برای مامان بابام نبودم؟ ایران نبودم؟ چه فرقی میکنه که کانادام در فاصلهٔ ۱۷-۱۸ ساعته، ۲۰ ساعته، ۲۲ ساعته؟ دبی هم در فاصلهٔ دو سه ساعته، اروپا هم در فاصلهٔ ۶-۷ ساعته. وقتی نیستم نیستم!
این موضوع رو مفصل تو مقالهٔ تفاوت دوران دوستدختری-دوستپسری با دوران ازدواج توضیح دادم:
رابطهٔ دوستدختر-دوستپسری با رابطهٔ زن و شوهری و همسر بودن کاملاً متفاوته. انتظارات ما تو این دو نوع رابطه با هم فرق میکنه، مسئولیتهامون فرق میکنه، کارهایی که میخوایم با هم انجام بدیم فرق میکنه.
همسر، قلب زندگیه
بچههای ما یا نخواهند بود یا اگر باشند سر خونه و زندگی و کار و بچه و اینای خودشونن. این همسر منه که من بگم «آخ منو ببره دکتر، پام اینجوری شد، الان اینو بخر، الان پرستاری کنم، الان اون هوای منو داشته باشه، من هوای اونو داشته باشم، با هم یه چایی بخوریم، با هم یه بیرون بریم، با هم مسافرت داخلی بریم، مسافرت خارجی بریم، با هم حرف بزنیم، با هم بگیم، با هم بخندیم، با هم فیلم ببینیم.»
این مهمترین شخص زندگی منه!
امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدمها علاقه دارید، در بخش آموزشهای رایگان، مطالب متنوع دیگهای هم هست که هر کدوم به یکی از چالشهای روابط میپردازن. دعوتتون میکنم که با استفاده از لینکهای پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:
- بازگشت زنان بعد از جدایی به رابطه
- رابطه و ازدواج با مرد متاهل
- همسر من دوست من نیست
- سکوت در رابطه
- ازدواج آدم منطقی و احساسی
- رابطه جنسی قبل از ازدواج
- رابطه امن یعنی چی؟
- درخواست نود از پارتنر
مهمترین شخص بودن یعنی چی؟
مهمترین شخص زندگی بودن یه توضیح کوچیک بدم، معنیش این نیستش که من همیشه و دائم شما رو انتخاب میکنم. مثلاً اگه مامانم مریض شه بهش سر نمیزنم چون تو مهمترین شخص زندگیم هستی؟
تو مهمترین شخص زندگی من هستی، بیشتر جاهام شما میای اول. ولی خب وقتی یه کسی به من احتیاج داره و اون رو هم دوست دارم، منم بچهایم که در دامن خانواده بزرگ شدم، بچهٔ با اصل و نسبیام، ول نمیکنم اونا رو.
اگه این تیپی باشم که مامانمو به خاطر تو ول کنم و تو خیلی خوشحال باشی که من عروسی کردم و گربه رو دم حجله کشتم، و این دختر برای من مامان باباشو ول کرد یا این پسر برای من مامان باباشو ول کرد، بسیار بسیار غمگین و ناراحت باشید! چون شما رو هم جایی ول خواهد کرد و رفت.
بچه که این همه سال پیش خانواده بوده و هوای خانوادهاش رو نداره، هوای شما رو هم بعداً نخواهد داشت. بچهٔ خوب در خانواده بزرگ شده، ریشهداره. این با چسبندگی و وابستگی بیمارگونه متفاوتهها، اونو بعداً توضیح میدم.
وقتی همسرمون از رابطه با اکس ناراحته
بنابراین همسر من اصل زندگی منه، قلب زندگیه. این زندگی همهچیش مهمه، دستش، پاش، ششهاش، و این قلب زندگیه، مرکزشه.
پس اگر همسر من از اینکه دختر خالم قبلاً با هم دوستدختر دوستپسر بودیم تا مرحلهٔ نامزدی رفتیم و بد نشده، و این همسر من اینو میدونه، و الان دوست نداره جاهایی که دختر خالهٔ من هست برم چون دختر خالمم آدم بگو بخند شوخیه، اون طفلکم منظوری نداره ها ولی خب تو مهمونیا پیش همه وایمیسته، پیش منم وایمیسته، میگه میخنده، عادتم داره وقتی میخواد بگه بخنده بحثشو میذاره رو شونم، همسر من خوشش نمیاد از این کار، حس خوبی بهش دست نمیده؟
خیلی هم منطقی نیست چون اون آدمم شوهر داره بچه داره، ما معمولاً میگیم «بابا این مال خیلی وقت پیش بود، الان طرف شوهر و بچه داره.» خب باشه! من خوشم نمیاد، من معذبم.
وقتی همسرم معذبه، من دوبار دختر خالم اومد طرفم یه خورده بخواد دستشو بذاره رو شونم، فاصله بگیرم، اونم متوجه میشه، دستشو نمیذاره رو شونهٔ من.
اگه از بگو بخندمم ناراحت میشه، دوبار بیاد بگه بخندم، «ببخشید فلانی کارم داره برم، ببخشید باید برم دستشویی، ببخشید یه تلفن مهم دارم.» بیشعور که نیست دیگه! نمیکنه این کار رو.
خیلی اوضاع خرابه؟ سعی میکنم بیشتر جاهایی که دختر خالم هست و تعداد مهمونا کمه و احتمالش خیلی زیاده که وقت زیادی رو به من بگذرونه، یه بهانهای میارم نمیرم. مهم نیست، اصلاً این چیزا اصلاً مهم نیست.
تازه میگم این زمانیه که طرف تو خانوادهست. نمیکنم دیگه! دوستدختر قدیمی و این و اون که بماند. همه خداحافظ!
بستن فصلهای قبلی قبل از ازدواج
ببینین ما زمانی که میخوایم ازدواج کنیم، یه فصلهایی رو تو زندگیمون باید ببندیم. اگه اون باز باشه و من ازدواج کنم، مشکل میشه.
اینکه چقدر من تو دایرکت دارم «من الان ازدواج کردم، با همسرمم هستم، ولی دوستپسر سابقم که از بچگی عاشقش بودم به دلیلی جدا شدیم به هم نرسیدیم» یا «دوستدختر سابقم که همدیگرو خیلی میخواستیم ولی تو دانشگاه مامانش اینا گفتن نه جدا شدیم اومده و الان من رابطم باهاش گرم شده و الان من چیکار کنم؟»
این میشه وقتی که کتاب باز داریم! همه رو نبستیم، نذاشتیم تو کارتون، نبخشیدیم، این اتفاق میافته.
اون آدما تموم شدن رفتن، اصلاً دیگه مهم نیستند. طرف من دوست نداره باهاشون باشم، نیستم. دوست نداره زنگ بزنم، نمیزنم.
تفاوت حریم خصوصی با رابطه با اکس
این در مورد پارتنر قبلیه؛ من نگفتم که طرف هرجا اینستاگرام میره هرکی رو میبینه اشتباسه، اصلاً حق نداره اینستاگرام داشته باشه، حق نداره یوتیوب داشته باشه. نه! اون یه بحث دیگهست، اون حرف بچگانه است.
ولی اگر من با پسر یا دختری در ارتباطِ جنس مخالفی بودم، نه اینکه طرف همکارم بودهها، ارتباط احساسی داشتم، و الان پارتنرم که زنم شده نمیخواد؟ نمیبینمش! تکستم نمیزنم، زنگم نمیزنم، جوابم نمیدم، شمارشم پاک میکنم، فالو اینستاگرامشم میندازم کنار، آنفالو میکنم. تموم شد! زنمه، شوهرمه.
اصلاً مهم نیستن اونا دیگه!
گروههای دوستانه چی؟
«نه من این گروه دوران بچگیم باید برم.» همسرتم ببر! تو گروهی بگو من همسرمم اد میکنم. مگه کار خلاف و خطایی دارین انجام میدین که همسرتون نباشه؟
یه گروه بچههای مثلاً حالا وقتی شما دبستان میرفتین مختلط بوده، یا بچههای دانشگاه که مختلطه، یه گروه درست کردن بگو بخند و خنده و ایناست، خب همسرتونم باشه! چه اشکالی داره؟
خل و چلو دیوونه که نیست همسرتون چه زن چه مرد، که وقتی تو گروه داره همه چیزو میبینه بخواد حساس بشه وقتی اکسی وجود نداره. یه سری چیزا جزو بدیهیاته، یه سری کارام بچگانهست.
حرفهای کودکانه دربارهٔ جنس مخالف
اینکه من بخوام به شما بگم که از زمانی که با من ازدواج کردی با هیچ جنس مخالف دیگهای در ارتباط نباش، حالا چه مردم به همسرم که زنه این حرفو بزنم، چه زنم به همسرم که مرده این حرف بزنم، این میشه حرف کودکانهٔ بچگانه!
مگه میشه من جز شما با هیچ جنس مخالفی در ارتباط نباشم؟ مردم مادر دارم، خواهر دارم، دختر خاله، دختر عمه، دختر دایی، دختر عمو، دوستای صمیمی، همکار، مشتری. مگه میشه؟ و برعکس!
اینا رو با هم قاطی نکنیم!
نتیجهگیری
اما در ارتباط با اینکه با کسی رابطهٔ عاطفی داشتیم، همه رو گفتیم. اگه دوستدختر دوستپسر باشیم، اگه ازدواج کرده باشیم، نوع رابطه چه جوری باشه، رک و راست حرفمونو بزنیم از اون اول. اگه تیپی نیستم که بخوام ارتباط قطع کنم، بگم.
و بیخودی مسائل رو که انقدر ساده و بدیهیه پیچیدش نکنیم!
اگه نکتهای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنتها برام بنویسید. سوالاتتون رو میبینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر میکنم تا یک گفتگوی عمیقتر و زندهتر با هم داشته باشیم.
راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و میتونید با استفاده از لینکهای پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

