طناز و شما

احساس امنیت در رابطه یعنی چی؟ ابعاد مختلف امنیت در روابط عاطفی

وقتی از «احساس امنیت در رابطه» صحبت می‌کنیم، خیلی‌ها فکر می‌کنن یعنی رمز گوشی طرف رو داشته باشیم یا بدونیم هر لحظه کجاست. اما واقعاً امنیت در رابطه همینه؟ چرا بعضی‌ها با وجود دسترسی کامل به زندگی همسرشون، هنوز احساس امنیت نمی‌کنن؟ طناز فرازی هستم، روانشناس و امروز در سایت طناز و شما می‌خوایم به طور کامل دربارهٔ ابعاد مختلف احساس امنیت در روابط عاطفی صحبت کنیم و ببینیم چه عواملی باعث می‌شن که این احساس از بین بره.

رابطهٔ امن یعنی چی؟

رابطهٔ امن یعنی رابطه‌ای که توش احساس امنیت کنیم. اما امنیت از چه نظر؟ از خیلی نظرات! اشتباه ما اینه که به خاطر یه سری حرف‌هایی که خیلی توی شبکه‌های مجازی زده شده، فکر می‌کنیم که اگه تو یه رابطه‌ای گوشی و موبایل و کامپیوتر طرف مقابل کد نداشته باشه، هر وقت بهش زنگ بزنیم برداره، به تمام سوال‌هامون جواب بده، به هیچ خانمی نگاه نکنه و من دقیقاً بدونم در هر ساعتی کجاست، این به معنای احساس امنیت در رابطه‌ست. در حالی که همچین چیزی نیست!

این فقط یه قسمت خیلی کوچیکشه که تازه خیلی از اوقات به جای اینکه به من احساس امنیت بده، هم منو بیشتر استرس می‌ده و هم طرف مقابلم رو (چه خانم چه آقا) می‌ریزه به هم. فکر نکنین فقط خانم‌ها هستن که می‌پرسن و گیر می‌دن و سوال می‌کنن. نه! من خیلی کیس داشتم که آقا بوده و خانم رفته تا خونهٔ مامانش بیاد، ولی مرتب می‌پرسه: «کجایی؟ کجایی؟ الان کجایی؟ کی رفتی؟ کی اومدی؟» این‌ها احساس امنیت تو رابطه نیست.

ابعاد مختلف احساس امنیت در رابطه

ویژگی‌های یک رابطه امن

احساس امنیت چند شاخه داره و فقط یه دونه نیست:

امنیت مالی

من می‌تونم از نظر مالی احساس امنیت بکنم یا نکنم. اگه همسر من یه هفته سر کاره و دو هفته بیکاره، من از نظر مالی احساس امنیت نمی‌کنم تو رابطه. اگه خانم خانه‌دارم و همسر من قمارباز باشه، احساس امنیت تو رابطه نمی‌کنم. اگه همسر من اعتیاد خیلی شدید داره و هی همه چیز رو برمی‌داره و می‌فروشه و خرج مواد می‌کنه، من احساس امنیت نمی‌کنم.

امنیت احساسی و عاطفی

اگه همسر من (چه زن چه مرد) به من اندازهٔ کافی توجه نکنه، احساس امنیت نمی‌کنم. همهٔ ما می‌دونیم که طرف مقابلمون دوستمون داره و عاشقمونه، بی‌شعور که نیستیم! اگه با من ازدواج کردی و تشکیل خانواده دادی و بچه داریم و هر دو داریم زحمت می‌کشیم، من می‌دونم شما منو دوست داری و شما می‌دونی من دوستت دارم.

اما این دوست داشتن لازمه که هر چند وقت یه‌باری کلامی و رفتاری نشون داده بشه. من به شما نشون بدم و به شما بگم که دوست دارم، شما خوب، من قدردانم، هیچ تغییری نکرده، تو بهترین مرد زندگی منی، تو زیباترین خانم زندگی منی، تمام توجه من به تو شوهرمه، تمام عشق من به تو خانوممه. این‌ها لازمه تکرار بشه که من احساس امنیت کنم.

امنیت شخصیتی و عزت نفس

یکی از چیزای دیگه که به ما احساس امنیت می‌ده، رفتارهای طرف مقابله. کسی که دائم غرور منو بشکنه، یا اعتماد به نفسمو بگیره، یا عزت نفسمو بیاره پایین، من تو اون رابطه باهاش احساس امنیت نمی‌کنم. چون داره همه چیز منو از نظر شخصیتی خراب می‌کنه.

شاید از نظر مالی احساس امنیت دارم و دوستمم داره، اما یه جا که می‌شینیم هی منو کوچیک می‌کنه. من اصلاً دلم نمی‌خواد باهاش برم مهمونی. چرا دلم نمی‌خواد باهاش برم مهمونی؟ برای اینکه احساس امنیت نمی‌کنم که تو مهمونی همه چیزم اوکی می‌مونه و کرکترم سر جاشه. منو خُرد می‌کنه.

این موضوع با اعتماد متقابل ارتباط مستقیم داره. همون‌طور که در مقالهٔ اعتماد و حریم خصوصی در روابط توضیح دادم:

اعتماد، پایه و اساس هر رابطهٔ سالم و موفقی است. بدون اعتماد، رابطه نمی‌تونه به عمق و صمیمیت واقعی برسه. اعتماد یعنی اینکه من بتونم کنار تو راحت باشم، خودم باشم، ضعف‌هامو نشون بدم و بدونم که تو ازشون سوءاستفاده نمی‌کنی.

وقتی این اعتماد خدشه‌دار بشه، احساس امنیت هم از بین می‌ره.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

امنیت در نقش والدینی

گاهی از اوقات احساس امنیتی که نداریم، نسبت به والد بودن اون آدمه. می‌بینم طرف مامان خوبی نیست، بچه‌ام خیلی مدت طولانی خیس می‌مونه، خیلی زیاد مریض می‌شه، غذاش خوب نیست، وزن کم گرفته، مامانش اصلاً باهاش وقت نمی‌ذرونه. یا می‌بینم پدر درسته سر کاره، ولی روزهای آخر هفته که فرصت بیشتری داره، اصلاً به بچه اهمیت نمی‌ده.

زمان‌هایی که جلسهٔ اولیا مربیان هست، بله پدر سر کاره و شاید نتونه همه رو بیاد، ولی هیچ‌کدوم رو نمیاد و اصلاً نمی‌پرسه. بنابراین حس خوبی به من دست نمی‌ده. احساس می‌کنم نکنه منو دوست نداره، نکنه بچه رو دوست نداره.

پس احساس امنیت فقط این نیست که من رمز گوشی طرف رو داشته باشم و احساس امنیت کنم تو این رابطه. این‌ها حرف‌های سطحیه که ما می‌شنویم و حرف‌های درستی نیست اصلاً.

تهدید به جدایی: مخرب‌ترین رفتار برای احساس امنیت

یکی از چیزایی که تو فضای مجازی زیاد می‌بینم اینه که به آدم‌ها نشون بدیم که هر لحظه بخوایم می‌تونیم طردشون کنیم، حذفشون کنیم و بذاریمشون کنار. چون این به تو قدرت می‌ده و جرأت نمی‌کنن باهات فلان کار و فلان کار رو بکنن.»

اگه من نوعی که با شما در یه رابطهٔ عاطفی هستم و همسرم هستی، بهم نشون بدی که به راحتی و بدون هیچ دردسری می‌تونی منو حذف کنی و بذاری کنار، من بلافاصله فرداش از شما جدا خواهم شد و دیگه حتی جواب تلفنتون رو هم نمی‌دم.

یعنی چی «به آدما نشون بدین خیلی راحت می‌تونین بذارینشون کنار»؟ مگه من آدم نیستم؟ مگه خودم حیوونم که بتونم یهو صاحبم رو بذارم کنار؟ مگه رباتم که بخوام یکی رو هر لحظه بذارم کنار؟ خب همین می‌شه که رابطه‌ها فرم درست نمی‌گیره، شکل درست نمی‌گیره، عمیق نمی‌شه، به جایی نمی‌رسه و یک‌دو‌سه قطع می‌شه.

من خیلی باید آدم مریض و بیماری باشم و از انسانیت فاصله گرفته باشم که هرکی رو هر وقت دلم بخواد به راحتی بتونم بذارم کنار و حذف کنم. یعنی چی این حرف؟ اصلاً خیلی حرف بد و بی‌معنیه! و نه تنها به من احساس قدرت نمی‌ده و نه تنها آدم‌ها رو دورم نگه نمی‌داره، بلکه اونایی که قوی‌ان و سرشون به تنشون می‌ارزه بلافاصله منو می‌ذارن کنار. اگرم نذارن، تظاهر می‌کنن که هستن ولی هیچ سرمایه‌گذاری توی اون ارتباط نمی‌کنن.

اون‌هایی هم که مجبورن تو اون ارتباط با من باشن، وقتی که این رو از من ببینن (چون دیگه کاملاً اون احساس امنیت از بین می‌ره) شروع می‌کنن فکر کردن که به چه روشی و چه زمانی در بهترین حالت می‌تونن از این رابطه با من بیان بیرون. من بهشون این امکان رو می‌دم که بشینن نقشه‌هاشون رو بکشن و فکراشون رو بکنن که چه جوری منی که خیلی راحت می‌تونم بذارمشون کنار رو قشنگ ول کنن و برن. و وای وای اگه این حرف رو فقط زده باشم که به شما درس عبرتی داده باشم و اون وقت اگه شما بذاری من بیچاره بشم!

تهدید به طلاق و رفتن: زهر رابطه

یکی از چیزای دیگه که احساس امنیت رو خیلی خیلی تو رابطه کم می‌کنه اینه که ما هر وقت با شخصی بحثمون می‌شه، تهدید کنیم به تموم کردن رابطه و رفتن. حالا دوست‌دختر دوست‌پسریم: «دیگه می‌رم، اسمتو نمیارم!» زن و شوهریم: «می‌رم ازت طلاق می‌گیرم! بریم خونهٔ مامانمون چهار شب بخوابیم، بریم خونهٔ خواهرمون، بریم خونهٔ برادرمون!»

این کاملاً احساس امنیت و اعتماد اون طرف به من رو (که من آدمی‌ام که می‌تونه روم حساب کنه برای کل زندگی) از بین خواهد برد. شما یه‌بار دوبار این کار رو با من بکنید، دیگه من اصلاً جدی بهتون نگاه نمی‌کنم. شما یه آدمی هستین که مورد و مشکل دارین و من باید یه فکری برای خودم بکنم.

اون وقت بعد از اون خانمه میاد می‌گه: «چرا شوهرم هیچی به اسمم نمی‌کنه؟» خب منم یکی بیاد بهم بگه هر سه ماه یه‌بار «می‌ذارمت می‌رم، طلاق می‌گیرم»، چیزی به اسمت نمی‌کنم. ما می‌خوایم با واقعیت‌ها سر و کار نداشته باشیم، یه سری حرف‌های اشتباه و یه سری چیزای غلط که راه افتاده رو بگیم، بعد انتظار داشته باشیم وقتی این حرکت رو می‌کنیم یه اتفاق دیگه بیفته.

مثل اینه که آب جوش داغ که داره هنوز قل‌قل می‌کنه رو برداشتم دارم می‌ریزم رو دستم که هیچی هم روش نیست، همین پوستِ دستمه، بعد انتظار دارم که نسوزه! چون یه نفر به من گفته: «آقا مغزت انقدر قویه که می‌تونی درد رو کنترل کنی.» خب بابا می‌سوزه!

هر چیزی که ما می‌شنویم درست نیست. به جای اینکه به واقعیت‌ها فکر کنیم، ما فقط در جا می‌خوایم یه حرفی رو بزنیم. اینکه اون حرف چه خرابی به بار میاره، یا چه چیزایی رو درست می‌کنه، یا عاقبتش چی می‌شه، یا بعدش تو ذهن و روح و روان اون طرف (چه زن چه مرد) چه اتفاقی میفته رو می‌ذاریم کنار.

مرد می‌گه: «طلاقت میدم! اینجوری کنی طلاقت می‌دم، اونجوری کنی طلاقت می‌دم.» یعنی چی؟ هر تقی به توقی می‌خوره می‌فرستمت خونهٔ مامان‌بابات! شما خیلی بیخود می‌کنی می‌فرستی خونهٔ مامان‌بابا! مگه روزی که از خونهٔ مامان‌بابا منو برداشتی آوردی اینجا به زور و التماس و یه شاتگان رو شقیقت بوده که الان می‌فرستی؟

یا برعکس خانم‌ها: «من می‌رم خونهٔ بابام، اخلاقتو درست کردی که کردی، نکردی من پامو تو این خونه نمی‌ذارم.» خب یهو نه تنها اون احساس امنیت و اعتماد رو از بین می‌بریم، بلکه یکی از این دفعات طرف می‌گه: «رفتی که رفتی، نمیام دنبالت، برو، برنگرد!» خیلی من کیس این‌جوری داشتم.

تأثیر بی‌ثباتی رابطه بر فرزندان

برای اینکه احساس امنیت در رابطه داشته باشیم و ایجاد بشه و خیلی خوب بمونه، باید به رفتارهامون و به گفتارهامون به‌خصوص زمانی که از دست هم ناراحت می‌شیم یا عصبانی می‌شیم، حواسمون باشه.

اون وقت این فقط برای ما بد نیست. اون بچهٔ کوچولویی که ۹ سالشه یا ۱۰ سالشه، هی تا مامانش با باباش قهر می‌کنه می‌ذاره می‌ره، باباش می‌ذاره می‌ره، مثلاً فردا صبح برمی‌گرده میاد خونه. شما فکر می‌کنین این احساس امنیتی که من می‌خوام با همسرم توی زندگی داشته باشم فقط مال من و شماست؟ این بچه‌ها حق ندارن که اون‌ها هم تو این خونه احساس امنیت کنن؟

اصلاً من فکر این بچه رو نمی‌کنم وقتی دارم به شوهرم (که اصلاً خیلی هم آدم بدیه) می‌گم که من شما رو می‌ذارم می‌رم. این بچه چه حسی داره که چپ‌راست مامانش داره می‌گه «من می‌رم»، باباش می‌گه «من می‌رم»، مامانش چهار روز نیست، باباش چهار روز نیست؟

این موضوع تأثیر مستقیم روی آیندهٔ بچه داره. همون‌طور که در مقالهٔ مسئولیت والدین در برابر بچه‌ها توضیح دادم:

بچه یک تیکه گوشت به دنیا میاد با یک صفحه لوح سفید و مثل خمیر می‌مونه. من این بچه رو دارم تغییر می‌دم، دارم فرم می‌دم، دارم شکل می‌دم و دارم سقف و ستون شخصیتش رو می‌سازم. مسئولش منم!

وقتی بچه تو محیطی بزرگ بشه که مدام تهدید به جدایی و رفتن می‌شنوه، این ناامنی توی شخصیتش حک می‌شه و روی روابط آیندش تأثیر می‌ذاره.

جمع‌بندی: احساس امنیت رو باید ساخت و حفظ کرد

احساس امنیت در رابطه یه چیزیه که اولش به طور خودکار هست، چون ما اگه به کسی نتونیم اعتماد کنیم و این احساس رو باهاش نداشته باشیم، نمی‌ریم توی محضر عقد کنیم یا وارد یه رابطهٔ جدی چندساله باهاش نمی‌شیم. پس بوده!

اینو من باید سعی کنم هی بیشترش کنم و روش بسازم و مراقب و مواظبش باشم که خراب نشه. یادمم باشه که این احساس امنیت فقط عاطفی نیست؛ رفتاری هست، روانی هست، احساسی هست، مالی هست. خیلی چیزای مختلف توش هست و فقط یه دونه نیست.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org