سوال کامل مخاطب: من خانمی ۴۳ ساله هستم که توی سن ۳۸ سالگی، بنا به شرایطی با آقایی که ۲۴ سال از من بزرگتر بود، ازدواج کردم. من در این ۵ سال، فقط و فقط تحقیر شدم و محکوم به این ازدواج بودم. این آقایی که من باهاشون ازدواج کردم، وضعیت مالی خوبی داره؛ اما حاضر نیست برای من هزینهای بکنه. ایشون دارای شخصیت خودشیفته هستن و دارای خصلت خساست؛ حتی برای فرزندش هم بهزور هزینه میکنه. همش در صحبتهاش موقع بحث و جدل میگه: «این ازدواج مد نظر من نبود، من این بچه رو نمیخواستم.» بعد از چند ساعت، از حرفی که زده پشیمون میشه. من توی این زندگی حال خوبی ندارم و کمبودهای روحی، روانی و معنوی رو به شدت حس میکنم. از شما درخواست کمک دارم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببینید عزیزم، ما خیلی از اوقات باید خودمون رو جای طرف مقابل بذاریم و وقتی که از دید اون آدم به زندگی نگاه کنیم نه این چیزی که توی سرِ منه و زاویهٔ دید خودم، متوجه میشیم چرا این کار رو میکنه. این آدم شما و بچهاش و زندگیش رو بسیار بسیار دوست داره و دلیل خساستش اینه که از از دست دادنِ شما و فرزندش میترسه. میترسه که اگر شرایط مالی خیلی خوبی براتون فراهم کنه و دستتون رو باز بذاره و کمکم اوضاعتون خوب بشه، بعد از یه جایی بهش بگید: «شما رو به خیر و ما رو به سلامت.» شما ازشون خیلی جوونتر هستین، قطعاً سرحالترین، زیباترین، انرژیتون بیشتره و با بچه ارتباط بیشتر و بهتری دارین. خب من خودمو میذارم جای ایشون؛ یه آقایی که از شما ۲۴ سال بزرگترم، مثل شما زیبا نیستم، جوون نیستم، خیلی حال و حوصله ندارم؛ ولی رابطهام با بچه خیلی دوستش دارم و این شانس رو آوردم که این دو نفر باشن. خیلی میترسم که یهو نباشن یا از دستشون بدم.
من جای شما باشم، بهجای جروبحثهای مالی، سعی میکنم این احساس امنیت رو در ایشون ایجاد کنم که: «هر اتفاقی هم که بیفته، من هستم؛ من جایی نمیرم؛ من همسر شما و مادر بچهٔ شمام؛ شما رو دوست دارم و هستم.» زمانی که این آدم این احساس امنیت رو بکنه، خواهید دید که در مسائل مالی هم خیلی دستودلبازتر میشه و رفتارشون کمکم عوض میشه. اما این طول میکشه؛ این اینجوری نیست که شما یه هفته باهاشون خوب رفتار کنید، بعد بگین: «چرا احساس امنیت ایجاد نشد؟ پس چرا هیچ کاری نکرد؟» این یک موضوعیه که نُه ماه، یک سال یا یک سال و نیم باید انجام بشه و تداوم داشته باشه. چون اگر من سه ماه این کار رو بکنم، بعد یهو بگم: «وای چه اشتباهی کردم باهات ازدواج کردم! کاش میمردی، نمیدونم، کاش نبودی، کاش اصلاً هرگز این اتفاق نمیافتاد»، کل اون سه ماه رو هم خراب کردم رفته. خیلی باید مواظب گفتار و رفتارتون برای مدت ۹ ماه، یک سال یا یک سال و نیم باشید تا این احساس امنیت رو توی ایشون ایجاد کنید. من بهتون قول میدم همه چیز عوض میشه.

