یکی از سؤالاتی که خیلی از دخترها و پسرها باهاش دستوپنجه نرم میکنن، اینه که آیا باید دربارهٔ رابطهٔ فیزیکی در دیتهای اول صحبت کنیم؟ اگه طرف از ما سؤال کرد، چه جوابی بدیم؟ چه موقع درسته که این بحث رو مطرح کنیم و چه موقع اصلاً درست نیست؟ امروز در سایت طناز و شما میخوایم بهطور کامل دربارهٔ این موضوع صحبت کنیم و ببینیم که در شرایط مختلف چه تصمیمی بهتره بگیریم.
تفاوت رابطهٔ دوستدختر دوستپسری با رابطهٔ به قصد ازدواج

این مسئله که راجع به رابطهٔ فیزیکی اگه طرف تو دیت اول یا دو تا سه تا دیت اول از ما سؤال کرد چه کار کنیم، اصلاً بپرسیم یا نپرسیم، چند تا حالت مختلف داره. بازم مثل همهٔ چیزای دیگه سیاه و سفید نیست.
اگه من دختری هستم یا پسری هستم که رابطهٔ فیزیکی میخوام (حالا در هر حد و اندازه و مدل) و نمیتونم دوستیمو بدون رابطهٔ فیزیکی ببرم جلو و این رابطه از نوع دوستدختر دوستپسریه، همون دیت اول بهتره که بگم. چون اگه نگم، زمان میگذره، اون دختر طفلکی درگیر من میشه، من درگیر اون میشم، بعد من ازش میخوام، بعد اون نمیتونه. یا اگه من دخترم، ممکنه بخوام و اون پسر شرایطی داشته باشه که نخواد این کارو بکنه، یا نتونه، یا به هر دلیلی نشه.
وقتی دلبستگی ایجاد شده و وابسته هم شدیم، بعد جفتمون باید زجر بکشیم که رابطه جدا شه. یا یکیمون برخلاف میل باطنیش یه کاری که نمیخواد رو انجام بده و بعد بابت انجام اون کار از من طلبکار بشه. من بهش بدهی پیدا کنم که «من آره، من این کارو به خاطر تو کردم، من از این به خاطر تو گذشتم.» و این میشه یک پایهای برای شروع ناراحتی و مشکل و دعوا.
پس اگه رابطه قراره دوستدختر دوستپسری باشه و ادامه پیدا کنه، بهتره که من (چه دختر، چه پسر) از همون اول حرفمو بزنم اگه اهلش هستم و میخوام و دائماً میخوام بگم.
وقتی رابطه به قصد جدی شدنه
اگه رابطه به قصد آشنایی برای جدی شدنه، یعنی من از اول گفتم که من اهل دوستدختر دوستپسری نیستم و میخوام طرفمو بشناسم و بعد رابطه رو جدی کنم اگه از هم خوشمون اومد، شرایط فرق میکنه.
معمولاً دختر که نمیاد بگه، پسرها میگن. اینکه پسری بیاد و به من تو دیت اول یا دوم بگه که خب من مثلاً رابطهٔ فیزیکی میخوام، یا حتی در مورد رابطهٔ فیزیکی از من سؤال کنه، کار خیلی خوبی نیست. چون شما تو دو تا دیت، مگه دیت چند ساعته؟ دو ساعت، سه ساعت، چهار ساعت… شما تو هشت ساعت علامهٔ دهر نیستین که انقدر این آدمو خوب شناخته باشین که بخواین یهضرب برین ازش بپرسین مثلاً تو آدم گرمی هستی یا آدم سردی هستی، قبلاً با کسی بودی یا نبودی، این کارو دوست داری یا دوست نداری.
اگه بخوام سؤال بکنم در موردش، وقتی که رابطه جدیه من سوالی ندارم از شما تو دیت اول دوم سوم بپرسم. این سؤالها زمانی مطرح میشه که ما شرایط کلی همو فهمیدیم، پایههای شخصیتی همدیگرو شناختیم، از هم خوشمون اومده و میخوایم بریم مرحلهٔ بعد.
مرحلهٔ بعد برای کسی که رابطه فیزیکی براش مهمه اینه که از شما میپرسه: آیا شما با این کارها مشکلی داری یا نداری؟ آیا آدم گرم یا سردی هستی به نظر خودت؟ آیا از اینا خوشت میاد یا بدت میاد؟
وقتی چند ماه از رابطه گذشته
یه موقعی هست من رابطه رو به قصد یک رابطهٔ جدی شروع کردم و الان چند ماه ازش گذشته و نزدیکتر شدیم، همو بیشتر شناختیم و داره جدیتر میشه. اینجاست که ممکنه ازتون رابطهٔ جنسی بخوام، نه اینکه راجع بهش از شما سؤال کنم. بهتون میگم من میخوام این تجربه رو داشته باشم به تمام دلایل اشتباهی که به نظر من (البته خیلی خیلی هم اشتباه که نه) مثل: اگه به هم نخوریم، اگه اینجوری نشه، حالا شاید تو گرم باشی، شاید تو سرد باشی.
چرا امتحان کردن طرف قبل از ازدواج کار عاقلانهای نیست؟
چون بارها گفتم، الان بازم میگم: ما با دوبار سهبار چهاربار امتحان کردن طرف قبل از ازدواج نمیتونیم متوجه بشیم که آیا این آدم گرمه یا سرده، یا انرژیش زیاده یا کمه، به من میخوره یا نه.
چون اون آدم اگه از من خوشش اومده باشه و مشکلی در زمینهٔ برقراری رابطهٔ فیزیکی داشته باشه و بدونه رابطهٔ فیزیکی برای من مهمه و قبول کرده باشه که با من یک رابطهٔ فیزیکی داشته باشه، حتماً انقدر زرنگ و باشعور هم هست که فکر اینجاشو کرده باشه که هیچ ضعفی از خودش نشون نده. یا اداشو در میاره، یا فیلم بازی میکنه، یا قرص مصرف میکنه. در هر حال، اون چیزی که تو این دو تا سه تا چهار تا پنج تا ده هفتهای که ما با هم رابطه داریم به من نشون میده، همون چیزیه که من میخوام و میپسندم.
بنابراین به نظر من خیلی کار عاقلانهای نیست که من با کسی که در رابطهٔ جدی به قصد نامزدی و ازدواج باهاش هستم بخوابم، صرفاً برای اینکه ببینم ما رابطهٔ جنسیمون به هم میخوره یا نه.
پرسیدن و انجام دادن فرقی نداره
پرسیدن در موردش با انجام دادنش خیلی فرقی نمیکنه. چه بسا که در پرسیدن، طرف شاید خیلی صادقانهتر به من جواب بده تا بخواد وارد عمل بشه.
اگه کسی از من بخواد رابطهٔ جنسی رو و من تو سیستمم نیست، اصلاً و ابداً نباید چون اون خواسته و کیس خوبیه این کارو انجام بدم. چون اگه این کارو انجام بدم و بعد نشه، من هزار و یکصد و ده تا مشکل پیدا میکنم به عنوان یک دختر.
پسرها از نظر احساسی زودتر اونام مثل ما ضربه میخورن و اذیت میشن، ولی خودشونو زودتر از ما میتونن جمع و جور کنن. ما خانمها جوری اذیت میشیم که بعد خیلی اثرات جانبی زیادی خواهد گذاشت.
وقتی کسی تو دیت اول یا دوم این موضوع رو مطرح کنه
بنابراین اگه شخصی توی دیت اول دوم که ما به قصد ازدواج و آشنایی برای ازدواج رفتیم، از ما راجع به رابطهٔ جنسی چیزی بپرسه یا بخواد با ما رابطهٔ جنسی داشته باشه، به نظر من اون ارتباط اصلاً ادامه دادنش درست نیست.
من همونجا استاپ میکنم یا خیلی جدی به طرف میگم که من اصلاً از این حرفا خوشم نمیاد و اهلش نیستم. اگه میخواین تکرار کنین، دیگه ادامه ندین. اگه جدیه، دیگه تکرار نکنه. یا اگه نه، شما رو به خیر و ما رو به سلامت. تمام.
امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدمها علاقه دارید، در بخش آموزشهای رایگان، مطالب متنوع دیگهای هم هست که هر کدوم به یکی از چالشهای روابط میپردازن. دعوتتون میکنم که با استفاده از لینکهای پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:
- احساس امنیت تو رابطه یعنی چی؟
- دلایل سرد شدن و یکنواختی رابطه
- حساب و کتاب نگه داشتن در روابط
- پیشنهاد ازدواج از طرف دختر
- بعد از جدایی با اکسمون ارتباط داشته باشیم؟
رابطهٔ مجازی و خطرات فرستادن عکس نود و ویدیو

یه موضوع دیگه اینه که ما زمانی که دوستدختر دوستپسر هستیم، حالا یا رابطهٔ مجازی داریم یا همدیگرو میبینیم. اینا رو میگم آخه همش متفاوته.
اگه رابطهٔ مجازی داریم و تا حالا همدیگه رو ندیدیم، حالا بعضیها میخوان سکس چت بکنن. میل خودشونه، انجام بدن، هر کاری دوست دارن بکنن. به نظر من سلیقهایه، یکی خوشش میاد یکی نه، یکی اوکیه یکی اوکی نیست به هزار و یکصد و ده تا دلیل.
ولی اگه طرف ازتون خواست که با وبکم وصل بشین و قسمتهایی از بدن خودتون رو نشون بدین، یا اگه ازتون خواست که عکسهای خاصی براش بفرستید (زمانی که رابطهٔ مجازی شروع شده و مجازی ادامه پیدا کرده و شما هرگز طرفو ندیدید و باهاش وقت نگذروندید) اصلاً و ابداً تحت هیچ شرایطی این کارو نکنید.
چون اون عکس و اون ویدیو میشه اسکرینشات بشه و بمونه و خدا میدونه که بعداً چه اتفاقهایی ممکنه با همون یک عکس یا یک ویدیو برای شما و زندگیتون بیفته.
بنابراین اصلاً و ابداً این درخواست درستی از هیچکس نیست.
رابطهٔ تازهشروعشده و درخواست عکس یا ویدیوی خاص
اگه دوستدختر دوستپسریم و تازه یه ارتباط شروع شده، سه هفته میشناسیم، چهار هفته میشناسیم، اونم اصلاً جایی برای اینکه من از شما عکس خاصی بخوام یا ویدیوی خاصی بخوام (چه دختر از پسر، چه پسر از دختر) نداره.
ما هنوز اصلاً درست نشناختیم همدیگرو، بعد من بخوام بیام یک همچین چیزی که خیلی شخصی و خصوصی و خیلی هم پرحاشیهست از شما بخوام؟ اصلاً و ابداً!
اگه دارم این کارو میکنم، عواقبشو هم بپذیرم که این آدم آیا آدم باظرفیتیه یا نیست؟ آیا اگه رابطه تموم بشه از اینها استفادهٔ خاصی میکنه یا استفادهٔ خاصی نمیکنه؟ خودش پاک میکنه، از دیتاشم میریزه دور و انگار نه انگار؟ اینا خیلی مهمه.
اگه رابطه به قصد ازدواجه چی؟
اگه باز رابطه به قصد ازدواج و آشناییه، خب شما داری منو جلوت میبینی. اینکه دیگه بخوای عکس برهنهٔ من رو به عنوان یک زن یا یک مرد ببینی، اصلاً چه معنی میده؟ این درست نیست.
ما اگه خانوادههای بازی هستیم میتونیم با هم گروهی (من با مامانم بابام، شما با مامان باباتون) بریم یه جایی یا یه مسافرت یا جایی که استخر هست. من مایو پوشیدم، شما پوشیدیش، آقا منو میبینه، من شما رو میبینم. ولی لازم نیست من عکسی برای شما بفرستم. این کار کار درستی نیست.
شما میای خونهٔ ما برای ناهار یا شام، من لباسی میپوشم که بیشتر بدنمو نشون میده اگه خیلی شما حتماً باید یه چیزی ببینی که بدونی آیا این بدنو میپسندی یا نه. ولی غیر از اینها نه! اصلاً معنی نداره که من بخوام برای شما عکسی یا فیلمی بفرستم یا یک چیزی صوتی ضبط کنم بفرستم که شما بعداً بتونین یا بر علیه من استفاده کنید، یا منو مجبور کنید که تو اون رابطه بمونم، یا منو مجبور کنید یه کارهایی که نمیخوام انجام بدم.
خطر باجخواهی و سوءاستفاده
یا اصلاً از من بخواین از من حق سکوت بگیرید، حق سکوت بگیرین که مثلاً اگه میخواین اینو برای فلانی نفرستم یا پخش نکنم، بیا اینقدر بزن به حسابم، یا این کارو کن، یا اون کارو کن.
این چیزایی که من دارم به شما میگم، اتفاقاتیه که بارها و بارها و بارها و بارها افتاده.
نمونهٔ واقعی از سوءاستفاده
پسره از دختره خوشش میومده، دختره عاشق یکی دیگه میشه (کیس بهتری بوده) و هیچ کاری هم با هم فیزیکی نکردن، فقط یکی دو تا عکس براش فرستاده و ویس.
دختره میخواد بره ازدواج کنه، تاریخ عقد و اینا معلوم شده، این پسرم هی اصرار که نه بیا با من، بیا با من. دختر هم گفته نه. یه خورده به عقد پسر رفته، عکسها و ویسها و اینا رو گذاشته جلوی این آقایی که قرار بوده با هم یا عقد بکنن یا عقد کردن.
فکر میکنین چه اتفاقی افتاده؟ منم که به اون آقا توضیح ندادم کل رابطههای قبل از ایشون و دقیقاً تو هر رابطه چه اتفاقی افتاده و من چه کار کردم!
نمونهٔ دیگه از طرف پسرها
من یک پسری هستم، یه موقعیت خیلی خوبی پیدا میکنم، عاشق دختری میشم از یه خانوادهٔ بسیار خوب، خوشم میاد ازش، میخوام ازدواج کنم باهاش. یهو یکی از دوستدخترای قدیمیم (یعنی میگم فکر نکنین فقط برای دخترا پیش میاد) یکی از دوستدخترای قدیمیم با یک عالمه تکست و چت و عکس میاد این خانم و خانوادهاشو پیدا میکنه و اینا رو بهشون نشون میده.
میدونم که قبل من و قبل شما بوده. ولی ما زمانی که احساسات هیجانیمون یهدفعه فوران میکنه، معمولاً تصمیمهای اشتباه میگیریم. من و خانوادهٔ من نمیگیم بابا این قبل این پسره بوده. یهو میگیم «وای! اینی که این کارا رو کرده و عکس اینجوری فرستاده و چت اینجوری با این دختره کرده، چه کارهایی که نکرده!»
حالا کافیه خانوادهٔ من یه خورده سنتیتر و مذهبیترم باشن.
خطر هوش مصنوعی و جعل تصاویر
الان AI که بیداد میکنه، غوغا میکنه! کافیه یک عکس منو که گرفته شده بذارن و یه سری پرامپت بدن که من شروع کنم به صحبت کردن و حرفهایی زدم که اصلاً هرگز نزدم. لب و دهنمم درست مثل اون حرفا تکون میخورهها!
همه هم میتونن. انقدر AI داره با سرعت پیشرفت میکنه که یه کسی که خیلی هم وارد نباشه به سیستم کامپیوتر و اینا، یه اپلیکیشن میگیره، این عکس منو میده، اون تکستم میزنه، این کاملاً لب منو بر اساس اون تکست تغییر میده و مثل اینه که من اونجا با اون قیافه وایسادم و این حرفا رو دارم میزنم.
حالا بیا ثابت کن، تحقیق کن که «بابا به خدا به پیر به پیغمبر این من نبودم، این AI بوده، من همچین حرفی نزدم، همچین کاری نکردم، همچین چیزایی نگفتم!» یا یهو عکس من بره از روی سایت خاصی سر در بیاره با اون ویسهایی که فرستادم.
میگم: «سری که درد نمیکنه رو دستمال ببنده!» چرا وقتی میشه از کلی اتفاقهای که خوشایند نیست جلوگیری کرد، آدم خودشو بیاد به دردسر بندازه؟
چطور جواب رد بدیم؟
طرف اینو گفت، من خیلی راحت (چه پسر از دختر خواست، چه دختر از پسر) همچین چیزایی از آدم خواستن: «نه، من الان احساس راحتی نمیکنم این کارو بکنم.»
اگه نه، مستقیماً نمیخواین بگین و میخواین فرصت بدین که طرف بهتر بشناسدتون و شما بهتر بشناسین: «نه، الان موقعش نیست، شاید بعداً.»
گذشت، بیشتر شناختینش، خوشتون اومد ازش، بعد میگین: «نه، بعداً هم فکر نکنم. من اصلاً اهل این چیزا نیستم.» یا طرف میمونه یا میره.
این به مراتب سادهتر و راحتتره از اینکه بخواد یک سری اتفاقاتی بیفته که پنج تا شش تا ده تا آدم بزرگ جاافتادهٔ باتجربهم نمیتونن بیان درستش کنن و جمعش کنن.
اگه نکتهای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنتها برام بنویسید. سوالاتتون رو میبینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر میکنم تا یک گفتگوی عمیقتر و زندهتر با هم داشته باشیم.
راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و میتونید با استفاده از لینکهای پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

