طناز و شما

نگهداری از والدین سالمند: مسئولیت فرزندان در برابر والدین

وقتی مادر و پدر سالمند می‌شن و به مراقبت احتیاج پیدا می‌کنن، چطور باید مسئولیت نگهداری رو بین خواهر و برادرها تقسیم کنیم؟ چرا معمولاً فقط یکی از بچه‌ها این بار رو به دوش می‌کشه؟ چطور می‌شه از خشم، عذاب وجدان و افسردگی جلوگیری کرد؟ این‌ها سوالاتی هست که خیلی از شما توی دایرکت‌ها و کامنت‌ها ازم می‌پرسین. طناز فرازی هستم، روانشناس و امروز در سایت طناز و شما می‌خوایم به طور کامل دربارهٔ این موضوع مهم صحبت کنیم.

چالش نگهداری والدین: دو انتخاب، دو دنیای متفاوت

یه مسئله‌ای که هم من خیلی خیلی باهاش آشنام، هم خیلی جالب بود برام که توی سوالایی که ازم می‌شه توی دایرکت‌ها و توی کامنت‌ها خیلی مطرح می‌شه: توی خانواده‌هایی که چند تا خواهر برادر هستن و مادر پدر پا به سن می‌ذارن و احتیاج به مراقبت و نگهداری دارن. حالا دچار بیماری‌های مختلف شدن یا کاراشونو خودشون نمی‌تونن انجام بدن یا اصلاً بعضی‌ها شب تنها می‌ترسن بخوابن.

اینجور موقع‌ها اگر ما خودمون ازدواج کردیم یا حتی نکردیم، فرقی نمی‌کنه، خانواده داریم یا نداریم، دو تا انتخاب که بیشتر نداریم: یا بریم و پیششون بمونیم یا کاراشونو بر عهده بگیریم و رسیدگی کنیم. این قطعاً و صد درصد از یه قسمت‌های زیادی از زندگی ما خواهد زد. یعنی کارمونو، مسافرتمونو، روح و روانمون رو تحت تاثیر قرار خواهیم داد. و در بعضی موارد، مثل وقتایی که کسی که نزدیکمون هست دچار دیمنشیا می‌شه یا دچار بیماری‌هایی می‌شه که سخت هستن، روح و روانمون هم اذیت می‌شه.

خب، خیلی از خانواده‌ها که موقعیت اینو ندارن بخوان پرستار بگیرن یا کمک بگیرن. تازه اگه بگیرن هم باز باید خودشون حتماً درگیر این مسئله باشن. پس اگه قبول کنیم که این کارو انجام بدیم، از یه سری چیزا باید بگذریم. اگه قبول نکنیم، به همه کارامون می‌رسیم ولی عذاب وجدان می‌گیریم.

اگر انجام بدیم، ممکنه که در طول زمان یک خشمی تومون به وجود بیاد. حالا چون مادر یا پدر مسن‌تر هستن و در اون سن مثل بچه میشن، اون خشم رو اونا که نمی‌تونیم پیاده کنیم. عصبانی می‌شیم از دست نزدیکانی که اون‌ها هم می‌تونستن کمک کنن یا می‌تونستن کار انجام بدن ولی انجام ندادن.

یعنی در هر دو حالت ما دچار احساس‌های خوب هستیم و احساس‌های بد. یا دچار خشم می‌شیم و طلب اینکه اینم باید می‌بود، اینم باید این کارو می‌کرد، اونم باید اون کارو می‌کرد رو روابطمون تاثیر می‌ذاره. عصبانی هستیم که از اینکه به یه سری از کارهای خودمون نرسیدیم، از یه سری چیزهای زندگیمون عقب افتادیم. یا عذاب وجدان و ناراحتی این رو می‌گیریم که می‌تونستیم یه سری کارا رو انجام بدیم و ندادیم.

اینکه کدومو انتخاب کنیم بستگی به روح و روانمون داره، بستگی به اولویت‌های زندگیمون داره، بستگی به جایی که هستیم داره، بستگی به خیلی چیزا داره. ولی بیشتر شخصیه. اما واقعیت رو باید قبول کنیم که در هر دو حالت ۱۰۰ درصدی نیست. چون خیلی دارم… من کامنتی که نگه و خیلی کار بزرگیه‌ها! یعنی بسیار بسیار کار سختیه. این کار واقعاً انرژی می‌بره، جدا آدم از یه سری کاراش باید بزنه.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

چرا معمولاً فقط یکی مسئول می‌شه؟

ولی من هرچی دایرکت و کامنت دارم می‌گیرم اینه که: «من این همه گذاشتم و الان مثلاً به این سن رسیدم، هنوز ازدواج نکردم، هنوز این کارمو نکردم، هنوز اون کار نکردم.» من می‌فهمم، ولی این انتخاب خودتون بوده دیگه.

و بعد ببینین، یه چیزی که معمولاً پیش میاد اینه که حالا به صورت فرهنگی منطقی، اون بچه‌ای که آخرین بچه است یا هنوز ازدواج نکرده یا تو خونه بوده، معمولاً مسئولیتو به عهده می‌گیره. و اونایی که ازدواج کردن کمتره.

این نیستش که «منی که ازدواج کردم، مادر یا پدرمو دوست ندارم» یا «کمتر از اون میزانی که شما دوستشون دارین دوستشون دارم» یا اینکه «احساس مسئولیت ندارم» یا «اینکه برام مهم نیستن». چرا مهمن! خیلی هم دوستشون دارم، احساس مسئولیتم می‌کنم. اما اینورم یک خانواده است که من مرد یا من زن مسئول یه قسمت زیادی از کاراشونم. من نمی‌تونم اینا رو ول کنم و بیام اونور. منم مثل شما باید انتخاب کنم.

چون حد وسطی معمولاً نداریم که بگم هم به این می‌رسم، هم به اون می‌رسم. اگر بخوام حد وسطو بگیرم، به هیچ کدوم نمی‌شه خوب رسید. این یک واقعیته. مثل اینکه من بخوام بگم: «من هم می‌خوام خیلی CEO خوبی باشم، مدیرعامل یه کمپانی خیلی بزرگ بشم و خیلی کارمو خوب انجام بدم. در عین حال می‌خوام مادر بسیار خوب و نمونه‌ای هم باشم.» نمی‌شه! این دوتا با هم جمع نمیشن. به اندازه کافی زمان و ساعت در طول یک روز برای انجام این کار نداریم. باید یکی رو انتخاب کنیم.

«من الان مسئول این خانواده‌ام، چهار تا بچه دارم، همسر دارم، خونه، زندگی، باید بهشون برسم. شمایی که دارین اینور به مامان یا بابا می‌رسین، از دست من و اون یکی برادر و اون یکی خواهرمون عصبانی و ناراحت نشین. تا جایی که بتونیم کمک می‌کنیم.» این نیستش که «نه تو برام مهمی»، «نه زندگی تو مهمه»، «نه مامان». چرا مهمه! وقت نیست. شما این مسئولیت را قبول کردین. دستتونم درد نکنه، می‌گم عالیم هست، خیلی هم کار بزرگیه. ولی خب از یه سری چیزا داری می‌گذری دیگه.

«من هم از یک سری چیزا دارم می‌گذرم. منم خوشحال نیستم. منم که اینور دارم به خانوادم می‌رسم، قطعاً ناراحتم، قطعاً عذاب وجدان دارم. اما اشتباهی که می‌کنیم اینه که فکر می‌کنیم: خب اون که داره زندگیشو می‌کنه و راحت و اصلاً براش مهم نیست.» نه! اونم راحت نیست، اونم فکر شب درگیره، اونم عذاب وجدان داره، اونم دلش تنگ میشه، اونم دلش می‌خواسته خیلی کارا رو بکنه و نمی‌تونه، نمیشه.

خواستن همیشه به این معنی نیست! این یک باور اشتباهه که: «نه، اگه کسی کاری رو بخواد انجام می‌ده.» نه نمی‌شه! من الان دلم می‌خواد ۲۴ ساعت در طول روز بکنم ۲۸ ساعت. خیلی هم دلم میخواد. مدیتیشنم بلدم، آدم قوی‌ام، می‌تونم ۲۴ ساعتو بکنم ۲۸ ساعت. «خواستن توانستن است»؟ نه! نیست! همچین چیزی وجود نداره. این در مورد همه چیز صدق نمی‌کنه.

خیلی خواستن‌ها توانستن نیست. من خیلی دلم می‌خواد برم فضا، اما شرایط فیزیکیم، سنیم، موقعیتیم، خانوادگی، این اجازه رو به من نمی‌ده. خیلی هم بعد باید از نصف چیزا بگذرم.

همه ما، تصمیمهایی که در زندگیمون می‌گیریم که بزرگه، همیشه سر چند راهی هستیم و بر اساس اولویت‌هامون که ربط داره به شخصیتمون، به علایقمون، به مسئولیت‌هامون، یکی رو انتخاب می‌کنیم و واردش می‌شیم و کل مسئولیت‌ها و خوبی‌ها و بدیا و ناراحتی و فکرها و عذاب وجدانا و خوشحالیاشو، همه رو با هم به عنوان یه پکیج به صورت کامل می‌پذیریم.

همون‌طور که در مقالهٔ توقع، انتظار و مسئولیت در روابط عاطفی گفتیم:

«ما آدم‌ها نقش و رول‌های مختلفی در زندگی داریم. من دختر خانواده هستم، خواهر هستم، همسر می‌تونم باشم، مادر باشم، دوست باشم. هر کدوم از این اسم‌ها که روی من میاد، به خاطر فرهنگمون، به خاطر اجتماعی که داریم توش زندگی می‌کنیم و سالیان سال، یک سری وظیفه با این اسمی که روی من میاد تعریف شده.» وقتی من فرزندم، مسئولیت‌هایی دارم. وقتی من خواهر یا برادرم، مسئولیت‌های دیگه‌ای دارم. و همهٔ این مسئولیت‌ها گاهی با هم تداخل پیدا می‌کنن و باید انتخاب کنیم.

راهکارهای تقسیم مسئولیت در خانواده

مسئولیت فرزندان در برابر والدین

برای همین، خواهش می‌کنم، وقتی می‌خوایم مسئولیت‌های این چنینی در قبال پدر مادر قبول کنیم – که می‌گم خیلی هم بزرگه، خیلی هم خوبه، خیلی هم عالیه – اون طرفش رو هم از اول بدونید و بپذیرین که یه جوری اذیتتون نکنه که بعداً دچار افسردگی بشین، حالتون بد بشه. بدونین که تا آخرش چه جوریه. یا اگه احتیاج به کمک دارید، بگین!

بگین: «مثلاً خواهر من، من این کارا رو می‌کنم ولی فلان روز در هفته، شما و اونی که خواهر و اون یکی برادر، این یه روز و نیمو با هم منیج کنید. با هم مواظب مامان یا بابا اینا باشیم.» چون این یک روز و نیم در هفته رو من احتیاج دارم. می‌خوام وقتای دکترمو بذارم، می‌خوام برم بیرون، می‌خوام اینجوری کنم، می‌خوام اونجوری کنم. یه هفته می‌خواین برین مسافرت، از قبل باهاشون هماهنگ کنین: «می‌شه یه هفته رو می‌شه هندل کرد. ۱۰ روزو می‌شه هندل کرد.» که یه چیزی نشه که بخواین خیلی خیلی خشمگین و عصبانی بشین، ناراحت بشین، افسرده بشین و احساس کنید که کل بار مسئولیت اومده رو شونه شما.

همون‌طور که در مقالهٔ سکوت در رابطه گفتیم:

سکوت و نگفتن حرف‌ها باعث می‌شه که خیلی مشکلات بعداً بزرگ‌تر بشن. اگه احساس می‌کنین که دارین زیر فشار می‌رین، حرف بزنین. به خواهر و برادرهاتون بگین که احتیاج به کمک دارین.

این حس «فاصله تون رو از کسانی که بسیار بسیار دوستتون دارن و بسیار بهتون نزدیکن» زیاد می‌کنه. خیلی بی‌خود و بی‌جهت، چون اشتباه دارین، فکر می‌کنین چون مسیر رو اشتباه رفتین، چون یه چیزایی تو سرتون برای خودتون ساختین که درست نیست.

وقتی هم یه مشکل خیلی بزرگ، خب همه با هم بیاین بشینین سر این مشکل بزرگ: «صحبت می‌کنیم. اگه تقسیم شدنیه، هر کسی یک قسمت رو می‌پذیره.» حالا من، یا تواناییم از بقیه بیشتره یا می‌تونم، یا اصلاً از نظر مالی، وضعیتم یه جوریه که می‌گم اوکی، من مثلاً یه پرستار می‌گیرم می‌ذارم، این قسمتا رو بقیه هندل کنن.

بشینید حرف بزنید. نه اینکه یکی همه کارا رو بکنه، بعد به روی خودشم نیاره، هیچی هم نگه. بعد از اونور یا عصبانی بشه، پشت سر این خواهر صحبت کنه، پشت سر اون برادر صحبت کنه، باورهای اشتباه، فکرای اشتباه و همه چیزو بخواد بزنه به هم.

حفظ سلامت روانی نگهدار اصلی والدین

یه مورد دیگشم اینه که ما زمانی که داریم به یک کسی که سالمند هست رسیدگی می‌کنیم، حواسمون به روح و روان خودمون خیلی باید باشه. و به اون خواهر برادرانی که دورتر هستند و حالا یا نمی‌تونن اصلاً کمک کنند یا کمک می‌کنند در حد خیلی کم، هرجا که بتونن، حواسشون باید به این خواهر یا برادری که مستقیم با مادر یا پدر سالمند در ارتباط هست باشه.

چون در اکثر موارد، از نظر عاطفی و روانی، این شخصی که با آدم سالمند هست به صورت دائمی، از خود اون سالمند بیشتر تحت فشاره. یعنی احتمال دپرس شدنش، ناراحت شدنش، مشکل دار شدنش، بسیار بسیار زیاده. و ما باید حواسمون باشه که این اتفاق نیفته. حتماً یه روز در هفته رو داشته باشند که خودشون برای خودشون کاری که می‌خوان بکنن. بریم پیششون سر بزنیم، بگیم، بخندیم که نذاریم به جایی برسه که دچار حالت‌های افسردگی بشن یا غمگین بشن یا بخواد خیلی بد بشه دیگه. حواسمون باید حتماً بهش باشه.

نتیجه‌گیری

پس هر وقت در یک همچین موقعیتی قرار می‌گیریم، بدونیم که هیچ کدوم از دو طرف قطعاً خوشحال نیستند. یکی دچار خشم و ناراحتی خواهد شد و احساس می‌کنه خیلی چیزاشو باخته. یکی هم دچار زجر و عذاب وجدان این خواهد شد که نمی‌تونه یه کارایی رو بکنه. این نیستش که «این ور خیلی خوبه، این ور بده». فقط انتخابه دیگه. هر کسی یک انتخابی داره بر اساس اولویت‌هایی که در زندگیش داره، بر اساس مسئولیت‌هایی که داره و بر اساس توانایی‌های که داره. خیلی اینو پیچیدش نکنید.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org