طناز و شما

بهترین سن برای بچه‌دار شدن در زنان و مردان

بهترین سن برای بچه دار شدن چه سنیه؟. آیا باید زود بچه‌دار بشیم یا صبر کنیم؟ چه سنی بهترین زمانه؟ آیا سن و سال خاصی برای بچه‌دار شدن وجود داره؟ طناز فرازی هستم و امروز در سایت طناز و شما می‌خوایم این موضوع مهم رو به‌طور کامل بررسی کنیم و بهترین سن برای بچه‌دار شدن رو براتون توضیح بدیم.

سن مناسب برای بچه دار شدن قانون کلی نداره

قبلاً گفتم، بازم می‌گم: ما برای هیچ‌کدوم از کارایی که انجام می‌دیم، قانون نوشته شده روی سنگ نداریم که حتماً ۱۸ سالگی دیپلم بگیر، حتماً ۲۲ سالگی لیسانس بگیر، حتماً تا ۳۰ سالگی سر کار برو و این کارو، این کارو، این کارو انجام داده باش، حتماً تا ۳۲ سالگی بچه‌دار شو. نه، این «حتماًها» حتمی نیست!

یه حرف‌های اشتباه، باورهای اشتباه، حرف‌های اطرافیان یا یه ستاپ‌هایی که به اشتباه خودمون برای خودمون می‌ذاریم. وگرنه هیچ‌کس جایی ننوشته که شما حتماً در این زمان‌های به خصوص باید این کارها رو انجام داده باشید. اگه انجام بدید، باریکلا، آفرین، موفقین، بهتون سه تا ستاره می‌دیم. اگه انجام ندین، یه چراغتونو خاموش می‌کنیم، دو تا چراغ داریم برای ادامهٔ بازی، موفقم نشدین؟ نه!

هیچ‌کدوم از اینا به تکی، به نوبهٔ خودش، نشانهٔ موفقیت یا خیلی زرنگ و زبل بودن یا همه کارها رو سر جاش انجام دادن نیست. بهتره که یک سری کارها رو آدم در یک بازهٔ زمانی انجام بده به دلایل خاصی. نداد، مهم نیست. دیرتر، اشکالی نداره.

چالش‌های بچه‌دار شدن در سن خیلی پایین

بچه دار شدن در سن کم

اما حالا چون خیلی بچه‌دار شدن رو پرسیدین، من بهتون می‌گم چه اتفاقایی می‌افته اگه سن خیلی پایین باشه، سن میانسالی باشه یا سن خیلی بالا. ما اگه در سن خیلی پایین، بین ۱۷-۱۸ سالگی تا ۲۴-۲۵ سالگی بچه‌دار بشیم، چون اختلاف سنی‌مون با فرزندمون کمه، اون حالت مادر-پدر بودن و فرزند، به مرور زمان، هرچی بچه بزرگ‌تر می‌شه، کم‌رنگ‌تر می‌شه و اون‌جوری که بچه باید روی ما و تجربه‌ها و حرفامون حساب کنه، حساب نمی‌کنه. بیشتر میشیم شبیه دوستش تا مامان-باباش. و خب خیلی خوب نیست. مادر-پدر، مادر-پدرن، دوست بچه‌شون نیستن.

یه اتفاق دیگه‌ای که معمولاً می‌افته، و این خیلی دیر می‌افته، کسایی که الان بچه دارن، الان منظور من رو نمی‌فهمن. وقتی بچه‌ش ۱۵-۱۶-۲۰-۲۲ سالشون بشه، متوجه میشن. سنمون که به ۴۰-۵۰ سالگی می‌رسه، اگه سن خیلی کم بچه‌دار شده باشیم، احساس می‌کنیم که به خاطر بچه‌دار شدن و اون بچه و کارایی که داشته، از خیلی از کارهای زندگیمون موندیم، عقب افتادیم، و یک سری پیشرفت‌ها رو نکردیم یا به یه جاهایی که می‌خواستیم نرسیدیم، به خاطر بچه.

بعد به صورت یا خیلی مستقیم، خیلی از مامان-باباها می‌گن: «من به خاطر شما موندم تو خونه.» الان بچه‌ها می‌تونن بیان کامنت بذارن این زیر که چه‌قدر بچه‌هایی هستن که از مادر-پدرشون شنیدن که «من به خاطر شما این کارو انجام ندادم»، «به خاطر شما اون کارو انجام دادم»، «اگه این کارو می‌کردم اون موقع، به جای بچه‌دار شدن، این می‌شد»، «اگه اون کارو نمی‌کردم، این اتفاق می‌افتاد». همه‌مون آینده‌های بسیار طلایی و روشنی داشتیم و قرار بوده که سفیر و وزیر بشیم. به خاطر اینکه، طفلک، بچه که در سن کم به دنیا آوردیم، به هیچ‌کدوم از این جاهایی که باید می‌رسیدیم، نرسید!

این یه مشکل دیگه است وقتی تو سن خیلی پایین بچه‌دار می‌شیم. یه مسئلهٔ دیگه اینه که معمولاً ما تو سن کم، خیلی تکلیفمون هنوز با خودمون و زندگیمون روشن نیست. یه فکرایی تو سرمون هست، یک آرزوهایی داریم، ولی با واقعیت‌های زندگی هنوز مواجه نشدیم.

بنابراین ممکنه که اصلاً تصمیممون به بچه‌دار شدن، تصمیم درستی نباشه. یعنی فکر می‌کنیم که خب می‌خوام بچه‌دار بشم، ولی اگه که ۵ سال، ۶ سال، ۱۰ سال بعد بود، می‌گفتیم که نه، من مثلاً سه تا بچه نمی‌خواستم، کاش دوتا بود، کاش یکی بود، کاش مثلاً تا این سن بچه‌دار نمی‌شدم.

اینام یه چیزایی هست که پیش میاد. می‌گم چون نمی‌دونیم، می‌خوایم مهاجرت بکنیم، بعد با بچه سخته. می‌خوایم این کارو بکنیم، با بچ ه سخته. و اینا تصمیماییه که به مرور، وقتی بزرگ‌تر می‌شیم، می‌گیریم. تصمیمایی نیست که تو سن کم بگیریم. تجربه‌مون هنوز کمه در زمینهٔ زندگی.

در مقالهٔ اختلاف سنی در ازدواج چه‌قدر باشه؟ گفتیم:

زن زودتر از مرد به بلوغ روحی، روانی و عاطفی می‌رسه. با هم مچ خوبی می‌شن، همدیگرو درک می‌کنند، و اگه هم رو دوست داشته باشن و انعطاف‌پذیر باشن، رابطه رو خیلی خوب می‌برن جلو.

این همون مسئله‌ای هست که در بچه‌دار شدن در سن کم هم پیش میاد. ما هنوز به بلوغ کافی برای تصمیم‌گیری درست نرسیدیم.

مشکلات بچه‌دار شدن در سن بالا

اگر این مال سن خیلی پایین، یعنی سنایی می‌گم ۱۷-۱۸، بعضیا که تو کامنت‌های من مثلاً ۱۶ سالگی بچه‌دار شدن، تا سن ۲۲-۲۳-۲۴، از اون‌ور، سن بالاتر، یعنی اگه بعد از ۴۴-۴۵ سالگی بخوایم بچه‌دار بشیم، به خصوص خانم‌ها. چرا به خصوص خانم‌ها؟ برای اینکه آقایون معمولاً، حالا تو فرهنگ ما، میزانی که با بچه در تماس هستن، مسئول کاراش هستن، باهاش سر و کله می‌زنن، می‌برنش این طرف، اون طرف، به درس و کار و الان مریض شده، الان داره دندون در میاره، رسیدگی می‌کنند، کم‌تر از خانم‌هاست. ولی این، آقایون رو هم شامل می‌شه. الان توضیح بدم، مشخص می‌شه.

تو سن بالاتر، چهل و چهار پنج سالگی برای خانم‌ها، ۴۷-۴۸ سالگی برای آقایون، اتفاقی که میفته اینه که ما، از یه طرف، قدر بچه رو بیشتر می‌دونیم و دیگه می‌دونیم چرا بچه‌دار شدیم و می‌خوایم با اون بچه چه کار کنیم. اما صبر و حوصله‌مون، به خاطر سن و سالمون، کم می‌شه.

خانم‌ها معمولاً در این بازهٔ سنی، دورهٔ پیش‌یائسگیشون شروع می‌شه که خیلی روی مودشون، اخلاقشون، صبر و تحملشون، انعطاف‌پذیریشون، حالت‌هاشون تأثیر می‌ذاره. آقایون هم همین‌طور. آقایون هم، وقتی طرف به سن، فرض کنید من ۵۵ سالمه، بچه‌م تازه شده یک بچهٔ مثلاً ۱۳ ساله، با اون شور و شوق جوانی، می‌شه ۶۰ سالم، این بچه شده، حالا فرض کنین که ۱۸ سالشه، می‌خواد دوستاشو دعوت کنه، با صدای بلند موزیک بذاره تو اتاقشون. من حوصله ندارم! یعنی می‌رم به اون بچه: «۶۰ سالمه، اونم ۱۷ سالشه، حالا پسر یا دختر، موزیک می‌ذاره. صداشو کم کن!» نه برای اینکه بچه‌مو دوست ندارم، برای اینکه کشش روانی و تحمل این صدای زیاد رو من الان ندارم. ولی برای بچه عادیه.

با دوستاش دارن می‌گن، می‌خندن. «ای بابا، ای بابا!» بچه می‌خواد بره بیرون، ساعت ۱۱:۳۰-۱۲ شب. «الو، کجایی؟» چون نه حوصلهٔ بیدار موندن دارم تا بیاد که بخوام نگران نشم، بعد به خاطر سن و سالم، مثلاً حالا مامانش باشم، اضطراب و استرسمم رفته بالا. «۱۰ دقیقه پیش گفتی من ۱۰ دقیقه دیگه خونم.» دوباره. دفعهٔ سوم، نیومدی هنوز. دفعهٔ چهارم، دفعهٔ آخر من می‌ذارم بری بیرون!

وقتی سنمون بالا باشه، این اتفاقا می‌افته. دیگه می‌گم تحمل رو نداریم. و بعد چون همهٔ آدما با سن و سال، انعطاف… خوبه با سن و سال انعطاف‌پذیریمون بیشتر بشه، ها؟ ولی کار خیلی زیاد می‌خواد، توجه خیلی زیاد می‌خواد. و معمولاً واقعیت زندگی اینه که بیشترمون اون توجه رو نمی‌ذاریم. و برای همین با بالا رفتن سن، انعطاف‌پذیریمون، به جای اینکه بیشتر بشه، متأسفانه کم‌تر می‌شه.

بنابراین بچه‌هامونم همش در حال تغییرن. یه خورده اصطکاکا زیاد می‌شه. از یه خورده، گاهی هم بیشتر.

یه مسئلهٔ دیگه هم برای خانم‌ها اینه که خب در سنین بالاتر، حامله شدن سخت‌تره. کیفیت تخمک‌ها ممکنه بیاد پایین. اینو البته من مطمئن نیستم. تو بعضیا این اتفاق می‌افته به خاطر تغییرات هورمونی، تو بعضیا نه. اینو باید از متخصص زنان و زایمان بپرسین.

اما قطعاً حامله شدن به راحتی سنین جوانی نیست. و قطعاً برگشتن فیزیک من به حالت اول، به راحتی سن ۲۹-۳۰ سالگیم نیست. من در سن ۴۴-۴۵ سالگی، اگه ۵ کیلو اضافه کنم، ممکنه سه ماه، چهار ماه باید هم ورزش کنم، هم رژیم سفت و سخت بگیرم، حواسم باشه، بیاد پایین. ولی تو سن ۲۹-۳۰ سالگی، اون ۵ کیلو رو تو سه هفته کم می‌کنم. فقط کافیه شبا شام نخورم. خیلی متابولیسم بدنمون و سیستم بدنمون در این دو تا بازهٔ زمانی با هم فرق می‌کنه.

خب خانم‌ها چون معمولاً به ظاهرشون حساسن، خود بالا-پایین شدن هورمون‌ها که یه افسردگی خاص… افسردگی که نمی‌شه بهش گفت. بهش ما می‌گیم بلوز. یعنی یه حالت مثل غم و بین غم و اندوه و افسردگی و ایناست. بعد از زایمان پیش میاد. بعد اون وقت، اگه من فیزیکم اوکی نباشه، لباسامم نره، اینا، ناراحتم.

از اون‌ور، ممکنه همسرم هم عکس‌العمل نشون بده. چون من بیشتر توجهم به بچه است، به اون نیست. اون عادت کرده، سنش بالاتره، انعطاف‌پذیریش کم‌تره، زودتر بهش برمی‌خوره. ممکنه که ظاهر من اذیتش کنه. آره، نباید اذیت کنه، درسته. ولی باز برمی‌گردیم سراغ واقعیت‌های زندگی. خیلی خوبه یک مردی انقدر شعور داشته باشه که «بابا، این خانم بچهٔ شما رو به دنیا آورده، الان اینجوری شده. بچه الان کوچیکه، فرصت رژیم و غذایی اینجوری، ورزش نداره. بذار بچه بشه دو-سه سالش، برمی‌گرده.» خیلی خوبه مرد بفهمه. اما واقعیت زندگی اینه که در سن بالاتر، سخت‌تر قبول می‌کنه. شاید متوجه نشه. همهٔ مردا شاید نفهمن.

بهترین بازهٔ سنی برای بچه‌دار شدن

بچه دار شدن تو چه سنی مناسبه؟

این مال سن بالا. ولی در یک بازهٔ زمانی، خانم مثلاً بین ۲۴-۲۵-۲۶ سالگی تا ۳۰-۳۱-۳۲، و مرد بین ۲۹-۳۰ تا ۳۷-۳۸، اینا زمان‌های خیلی خوبیه برای بچه‌دار شدن. چون ما می‌دونیم چی می‌خوایم. تکلیف زندگیمون مشخصه. صبر و حوصله‌مون سر جاشه. انعطاف‌پذیریمون هست. از نظر فیزیکی اوکیم.

وقتی بچه به یه سن خاصی برسه، ما هنوز حالمون خوبه. حوصلهٔ بدو-بدو کردن باهاش داریم. حوصلهٔ بیرون بردن داریم. حوصلهٔ پا‌به‌پاش رفتن داریم. حوصلهٔ نشستن و یک بحث منطقی کردن با بچهٔ ۱۸ ساله داریم، به جای توبیخ و تنبیه و «تا زیر سقف من این کارو نمی‌تونی بکنی!» و «این کارو کنی، من می‌ندازمت بیرون!» و هی مامانه بخواد وسط بابا-بچه رو بگیره و اینا. خیلی خیلی کم‌تر پیش میاد. اصطکاک خیلی خیلی کم‌تره.

از اون‌ورم، به کارای خودمون رسیدیم. هی سر بچه‌مون منت نمی‌ذاریم. از این طرفم، بچه به موقع سرپا می‌شه که بتونیم به کارهای دیگه‌ای که در سن بالاتر بعد برای خودمون انجام بدیم، برسیم.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

استثناها همیشه وجود دارن

ولی با تمام این حرف‌هایی که زدم، می‌گم استثنا خیلی زیاده. سن و سال خاصی نداره. اگه شما بسیار بسیار بچه دوست دارید، الان ۴۰ سالتونه، تا الان بچه ندارین، معنیش این نیست که بچه‌دار نشید.

آمادگی قبل از بچه‌دار شدن

یه مسئلهٔ دیگه اینه که ما قبل از اینکه بچه‌دار بشیم، ما نباید اول حامله بشیم، بعد کتاب بخونیم که «در دورهٔ حاملگی چه کارهایی باید انجام بدن». خیلی از کارها هست که ما باید ۶ ماه، ۷ ماه، ۸ ماه قبل از اینکه حامله بشیم، شروع کنیم. چون توی یک ماه اول، یک سری از چیزها در مغز و ستون فقرات بچه شکل می‌گیره. و معمولاً ما اون یه ماه، یه ماه و نیم اول، خبری از حاملگیمون نداریم. تا زمانی که زمان پریودمون بگذره، پریود نشیم، بعد بریم تست بدیم، بفهمیم که حامله‌ایم.

اینا رو آدم باید در موردش بخونه، مطالعه کنه. الان مثل زمان قدیم نیست که هیچی در دسترس ما نیست. نه کتاب داریم، نه سایت هست، نه یوتیوب هست، نه اطلاعات آنلاین هست، نه مقاله هست. همه‌چیز الان در دسترس ما هست. و این قابل قبول نیست که یک خانمی بدون اینکه بدونه چه کارهایی رو باید انجام بده، چه کارهایی رو نباید انجام بده، چه چیزهایی رو باید بخوره، میزان چه چیزهایی رو باید در بدنش قبل از حامله شدن ببره بالا، ۶ ماه، ۷ ماه، ۸ ماه قبل از حامله شدن شروع کنه، این قرص و این قرص و این قرصو بخوره، اینا بره بالا که زمانی که بچه می‌خواد، بچه تشکیل بشه، فرم بگیره، این مواد به اندازهٔ کافی در بدنش باشه.

این‌ها رو من باید بدونم. باید بدونم در زمان حاملگیم چه رفتاری با بدنم داشته باشم. باید بدونم چه‌جوری می‌شه با بچه ارتباط برقرار کنم. باید بدونم از چه زمانی بچه در شکم من می‌تونه بشنوه صداها رو. اینا چیزای مهمیه که باید بدونیم. و باید بدونیم که بعد از اینکه من زایمان می‌کنم و بچه رو به دنیا میارم، چه کارهایی رو باید انجام بدم و ندم.

اینا خیلی مهمه. چون می‌تونم قبلش به همسرمم توضیح بدم که «آقای محترم، من بچه‌دار بشم، اینو، اینو، این پیش میاد.» وقتی من آمادگیشو دارم، خیلی راحت‌تر کنار میام با مسئله تا وقتی شما بچه‌دار می‌شی، بعد من می‌بینم «انقدر بچه دوست داشتی، بچه‌دار شدی، ولی هر روز هست نشستی داری گریه می‌کنی!» عجیبه برام، دیگه!

قبلاً هم تو حرفام گفتم، اینم باید حواسمون باشه که بچه‌دار شدن حتماً اجباری نیست، دلیل بر موفقیت نیست. نداشتنش معنیش این نیست که یک کمبودی هست، یک اتفاقی افتاده، یه چیزی درست نیست.

بچه دوست شما نیست

بچه مال این نیست که بعداً عصای دستم باشه. بچه مال این نیست که بعداً تنها نباشم. تنهایی من رو در سن بالاتر، همسرم و دوستام و خانواده‌ام باید پر کنن، نه بچه‌ام. ما بچه‌دار می‌شیم که به بچه رسیدگی کنیم، پرورشش بدیم، پرواز کردن رو یاد بدیم، و اجازه بدیم بره.

خیلی خوبه بچه‌مون در یک خانوادهٔ گرم، با کلی توجه و احساس، بزرگ بشه و خودش دوست داشته باشه که برگرده، که سر بزنه، که هوامونو داشته باشه. ولی من نباید تعمداً بچه رو جوری وابسته بار بیارم یا بهش عذاب وجدان بدم که بخواد در سن بالا بیاد و هی به من سر بزنه و باشه. و اگه نباشه، بهش عذاب وجدان بدم که «من این‌همه کار برای تو کردم!» خب می‌خواستی نکنی؟

مگه هیچ بچه‌ای «نامهٔ فدایت شوم» برای ما از اینجا فرستاده، از نافمون اومده بیرون، نامه رو خوندیم، «آخ آخ، این می‌خواد به دنیا بیاد! نامه رو فرستاده! آقا، بیا، بیا، بدو بدو، بیا بچه‌دار شیم، می‌خواد بیاد»؟! نکردن که. من و شما نشستیم، تصمیم گرفتیم بچه‌دار بشیم. بنابراین مسئولشیم. منتم نداره.

«این نمی‌خواسته بیاد، من آوردمش!» مسئولشم.

اینم که می‌گیم «تا کی محصول بچه‌هامون هستیم؟» تا زمانی که نفس می‌کشیم. نوع مسئولیتمون عوض می‌شه. ما به عنوان پدر-مادر، همیشه مثل کوه پشت بچه‌مون وایسادیم، چه ۵ سالشه، چه ۱۰ سالشه، چه ۱۵ سالشه، چه ۲۰ سالشه، چه ۳۰ سالشه، چه ۵۰ سالشه.

برای درک بهتر مسئولیت والدین نسبت به فرزندان، مقالهٔ مسئولیت والدین در برابر بچه‌ها رو بخونین:

من به عنوان یک مادر یا پدر، مسئول بچه‌ام هستم تا زمانی که زنده‌ام. نوع مسئولیتم فرق می‌کنه، شکلش عوض می‌شه، اندازش متفاوت می‌شه با سن بچه، ولی مسئولم. من سر بچه‌ام هرگز منت نمی‌ذارم برای چیزی. اگه کاری رو می‌کنم، کردم. منتشو سر بچه نمی‌ذارم. می‌خوام نکنم! بچه‌م دوست من نیست. بچه‌مه! همراه من نیست. پرستار من نیست. شریک موقع تنهایی من نیست. عصای دست پیری من نیست. بچه‌ام بچه‌مه! بعدم بال و پر می‌گیره و می‌ره.

آدم بچه‌شو در هیچ سنی رها نمی‌کنه. به معنی اینکه پشتش وایساده. بچه‌شو آزاد می‌ذاره که تصمیم بگیره و بره دنبال زندگیش، بدون عذاب وجدان، بدون «وای، یک لیوان آبم الان بچه‌ام دست من نمی‌ده! من این‌همه کار کردم! من از نمی‌دونم کارم گذشتم، از تحصیلم گذشتم، از این گذشتم! من شاگرد نمونه بودم! حالا یک لیوان آب…» این بچه، بازی‌ها چیه؟ مگه تئاتر داریم، بازی می‌کنیم؟

بچه عصای دست ما نیست. این زمان و این انرژی رو برای رابطه‌ای که بخواد در سن بالا به دردمون بخوره، باید روی همسرمون بذاریم. چهار تا، پنج تا دوست نزدیک داشته باشیم. دوستی‌های معنادار. خانواده‌مون هستن. خواهر-برادرا هستن. دختر خاله، پسر خاله. کسایی که هم سن و سالمونن. بچه‌مون نیستا.

یعنی اگه کسی داده با این فکر بچه‌دار می‌شه که «بچه بعداً بیاد این کارو، این کارو، این کارو برای من بکنه»، نه!

بچه مال ثروت نیست

یک حرف وای-وای-وای خیلی اشتباه دیگه‌ای که من شنیدم اینه که… نه، از یه نفرو، از چندین نفر. سن رفته بالا، بعد می‌گن: «نه، دیگه من یه ازدواج بکنم، یه بچه داشته باشم.» الان مثلاً تو این سن. «توام که من می‌شناسمت، می‌دونم اصلاً بچه دوست نداری! بچه اصلاً به سیستم زندگیت نمی‌خوره!» «نه، ازدواج کنم، بچه… چرا؟ این‌همه مال و اموال برای کی بمونه؟» ای…

یعنی واقعاً شما می‌خواین یه نفرو بیارین تو دنیا، تو سن ۵۴-۵۵ سالگی، که اصلاً هم حوصله ندارین، بعدا هم غر می‌زنین بچه‌ام سخت بزرگ میشه، که مال و اموالتون برای یکی بمونه؟! این‌همه آدم محتاج، یعنی پره، پره، دور، همه‌جا پره، از جوون و بچه و بی‌سرپرست و یتیم و خانواده‌هایی که سخت داره بهشون می‌گذره، تو همون کشور خودمونا. اصلاً خارج که ولش کنین، هیچی. همونجا. خب بذارین برای اونا. خیلی، باز کنین، تقسیم کنین.

این چه حرف اشتباهیه که من بچه‌دار شم که همه به خاطر اینکه اموالم برسه به یه نفر که هم‌خون خودمه؟! یعنی شما حاضرین یک نفر رو بدبخت کنید، بدون توجه، بدون عشق لازم؟ این بچه بیاد بار بیاد، بعد مثلاً به ۲۰ سالگی هم که می‌رسه، پدرش فوت کرده، مامانشم یه گوشه افتاده که اموالتون به کسی برسه؟! چه حرف اشتباهیه آخه؟

شرایط بچه‌دار شدن

بچه باید وارد جایی بشه که هر دو نفر… این از اون تصمیماییه که هر دو نفر راستی باید موافق باشن، ها؟ اگه یکی بچه می‌خواد، اون یکی نمی‌خواد، باید انقدر صبر کنیم و صحبت کنیم. صحبت، نه قهر و دعوا و باهاش حرف نزنین و «من برم خونهٔ بابام، تو برو خونهٔ مامانت» تا مجبور شی قبول کنی بچه‌دار شدنو!

بچه‌دار شدن جز اون تصمیماییه که هر دو نفر حتماً باید موافق باشن و راضی باشن که بچه‌دار شیم. و ما زمانی بچه‌دار می‌شیم که رابطه‌مون اوکیه. نه اینکه بچه‌دار بشم که با اون بچه رابطه درست کنم یا تو رو به زور نگه دارم.

در مقالهٔ آداب مشورت و تصمیم‌گیری کردن گفتیم:

سخت‌ترین تصمیمی که ما در زندگیمون می‌گیریم، انتخاب کردن شریک یا پارتنر مناسب برای یک عمر زندگیه. شما یک نفر بخواین انتخاب کنید که یک عمر باهاش زندگی کنین، بچه‌دار بشین، یه سری مسئولیت‌های بزرگ… خیلی چیزا توش باید دخیل باشه قبل از اینکه ما بتونیم این تصمیمو بگیریم.

بچه‌دار می‌شیم زمانی که رابطه‌مون خوبه، شرایط مهیاست، بچه رو میاریم در یک محیط گرم، پر از عشق، که بتونیم اون چیزایی که لازمه رو بهش بدیم و بزرگش کنیم.

اگه شرایط مهیا نیست، صبر می‌کنیم، بچه‌دار نمی‌شیم. اگه یکیمون نمی‌خواد، صبر می‌کنیم، بچه‌دار نمی‌شیم. اگه هنوز رابطه‌مون مشکل داره، خیلی بالا-پایین داره، جر و بحث‌های عادی، گاهی بالا-پایین، اینا اوکیه. ولی اگه رابطه خیلی متلاطمه، خیلی بدجور شده، اوکی نیست. «مرز اینه که جدا بشم، جدا نشم، اصلاً نمی‌تونم این آدمو تحمل کنم»، بچه رو نمیاریم که فیکسش کنیم، درستش کنیم. بچه بدترش می‌کنه. فشارها رو بیشتر می‌کنه. اوضاع خراب‌تر می‌شه.

بچه، وقتی دو نفر راضین، تو یک بازهٔ سنی مناسب که چه بهتر، شرایط مهیاست، میاریم که بهش رسیدگی کنیم، مثل کوه همیشه پشتش باشیم، و بعد رهاش کنیم، آزادش کنیم، بره دنبال زندگی خودش.

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

2 دیدگاه

  • ۴۳ سالمه یک بچه ۲۰ ماهه دارم همسرم خیلی مشتاق و اصرار داره بچه دوم هم داشته باشیم بچه اولم رو با ای وی اف باردار شدم و یکم زمان برد تا باردار شدم
    با توجه به سنم و اینکه فعلا خسته از بچه داری هستم بنظرتون درسته برای بارداری دوم (مجدد از طریق ای وی اف) اقدام کنم؟

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org