سوال کامل مخاطب: من ۳۸ سالمه و ۸ ساله که ازدواج کردم و همسرم ۴۰ سالشه. این چند وقت رو من برنامهریزی کرده بودم که برای بچه دومم اقدام کنم و میخوام دو تا بچه داشته باشم؛ چون خودم تک فرزندم و آسیبهای تکفرزندی رو میدونم. ولی بهخاطر شرایط ایران، من این تصمیم رو فعلاً نگه دارم. برام مهمه که میگن اختلاف سنی بچهها با هم زیر سه سال باشه و من هم دخترم ۲ سال و یک ماهش هست و همین الان باید اقدام کنم؛ ولی بهخاطر وضع مملکت ذهنم درگیره که چیکار کنم؟ برای بچه اولم چون پلیکیستیک هستم، بعد از سه ماه دارو مصرف کردم و باردار شدم و دارو دادن به من، قرص برای بارداری به من دادن و بهخاطر بالا بودن هورمونهام این نگرانیها رو دارم. از لحاظ مالی هر دوی ما در تلاش هستیم که وضع مالی خوبی داشته باشیم و چون میدونم درست میشه، برای همین نمیدونم چیکار کنم؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
اولاً عزیز من، کی به شما گفته دو سال اختلاف سن خوبه؟ اصلاً از نظر روانی دو سال اختلاف سن خوب نیست. دو سال اختلاف سن رو پزشکها میگن به مادر، پزشکهای زنان زایمان که حداقل نمیگم حداکثر، حداقل ۲ سال صبر کنید؛ چرا؟ چون ما حداقل ۶ ماه تا یک سال شیر میدیم بعضیا دو سال شیر میدن تا بدن من بخواد به حالت طبیعی برگرده، موادی که توش باید ذخیره بشه، ذخیره بشه که آسیب نبینن و بچه بتونه خوب رشد کنه، یه یک سالی طول میکشه. برای همین میگن حداقل دو سال صبر کنید که مادر از نظر فیزیکی بعد از زایمان دوم یه دفعه همه چیزش نیاد پایین و اذیت نشه و بدن برای بچه دوم آماده باشه.
از نظر اختلاف سنی بچهها، اصلاً و ابداً همچین چیزی نیست. بچهٔ دو ساله اصلاً در شرایط عاطفی نیست که من میخوام بچه دومی رو بیارم اما معرفی کنم بهش؛ این بچه آسیب میبینه. اگه بچهٔ من خیلی بچهای هست که مستقله، زود مستقل میشه دخترا معمولاً زودتر مستقل میشن، از نظر احساسی جا میافته، من از مثلاً سه سالگی میذارمش پیشدبستانی، یه جامعه برای خودش داره، سه سال و نیم چهار سالش بشه خوبه اقدام کنم برای حاملگی. تازه حامله بشمها! اگر نه، دختر خیلی دلبستگی زیاده وابستگیش زیاده، نمیره پیشدبستانی یا اگه پسر که پسرا بیشتر طول میکشه، تازه چهار سال و نیم، پنج سالش میشه من باید اقدام کنم برای حامله شدن که حداقل بچهها ۵ سال و نیم تا ۶ سال و نیم اختلاف سنی داشته باشند که بچه اول از نظر روحی و روانی اذیت نشه. پس این در مورد اختلاف سن بچهها.
در مورد تکفرزندی و آسیبهاش؛ دو تا فرزند و سه تا فرزند و چهار تا فرزند هم آسیب داره. کی به شما گفته که فقط تکفرزندها آسیب میبینند؟ این حرف، حرف قدیمی و اشتباهه که تکفرزند آسیب میبینه؛ خیر، همچین چیزی نیست. تکفرزند بودن خوبیها و بدیهای خودش رو داره، دو به بالا فرزند هم خوبیها و بدیهای خودش رو داره. هیچکدوم عالی و پرفکت نیست؛ این کاملاً بستگی به مادر پدر داره که مادر پدر در چه شرایطی هستند برای بچهدار شدن.
الان که اصلاً وقتش نیست و با توجه به اینکه شما سنتونم ۳۸ هست، الان یه سال و نیم، دو سال صبر کنید؛ دیر نمیشه برای بچه دوم. اگر بعد از یک سال و نیم، دو سال نشد حامله بشید، که دیگه هیچی، بذارید کنار. اگر میشد و اوکی بود حامله بشید. بعد شرایط رو نگاه کنید؛ شرایط دخترتون رو ببینید، شرایط مالی را ببینید. همسرتون حتماً باید با شما موافق باشند؛ یعنی نباید اینجوری باشه که شما به ایشون عذاب وجدان بدین: «نه، بچه دله، من میدونم چون من تک بودم…» بعد ایشون رو بخواین به زور قانع کنین برای بچهدار شدن مادرپدر هر دو باید واقعاً بخوان. اگر بعد از الان، یک سال و نیم، دو سال گذشت، از نظر فیزیکی شما اوکی بودید، هر دوتون بسیار میخواستید، شرایط مالی اوکی بود، شرایط مملکت اوکی بود، بچه که بیارید خوبه؛ اگه هر کدوم از اینا نبود، نه. نبود هیچ اشکالی نداره؛ بچه تک آسیب نمیبینه عزیز من، اینجوری نیست.

