در مورد کار کردن خانم و آقا و نوع خرج کردن و تقسیم مسائل مالی خیلی از من سوال کردین. امروز تو سایت طناز و شما میخوایم یکی یکی، قسمت به قسمت توضیح بدیم که چطور باید مسائل مالی رو در روابط مختلف مدیریت کنیم.
در دوران دوستی، نه خانم وظیفهٔ مالی داره نه آقا!

اگه من نوعی با یه نفر دوستدختر دوستپسریم، اولهای رابطه که خوب خیلی معنی خاصی ندارهt اگه طرف دعوتم کرد ناهار، شام، کافی، خوب کرده! اگه نه، نه. اگه از اول قرار گذاشتیم که هر کسی دنگ خودشو بده که قرار گذاشتیم و هیچ مشکلی ایجاد نمیکنه.
زمانی که اون مرحلهٔ آشنایی رد میشه و ما با یک نفر وارد رابطه میشیم، اون موقع به چند تا چیز بستگی داره:
- اختلاف سنمون چقدره
- از نظر مادی چقدر با هم فرق داریم
- آیا من دختری هستم که تو خونهٔ مامان بابام هستم و اون آدم شاغله
اینا رو همه رو که در نظر بگیریم، بعد میریم سر این قسمت که اون آدم از من چی میخواد.
واقعیتش اینه که در دوران دوستدختر دوستپسری هیچکس هیچ وظیفه و مسئولیت مستقیمی نسبت به اون یکی نداره. نه من خانم نسبت به آقا (چون خیلی تو دایرکتهای من زیادهها که خانمها میگن ما داریم خرج میکنیم)، اگه میکنین خودتون دلتون میخواد ولی وظیفه و مسئولیتی ندارین. نه آقا این وظیفه مسئولیت داره.
هر کدوم برای دیگری کاری انجام میدن، هدیه میگیرن، بیرون میبرن، رستوران میرن، حساب میکنن، بلیط میگیرن، مسافرت میرن. خیلی هم ممنون! بسیارم قدردانیم! دستشونم درد نکنه! ولی وظیفهشون نیست. دوست داشتن این کارو انجام بدن، انجام دادن.
استثنا: مگر اینکه… اینجا یه مگر داریم! اون آدم مقابل از من کار خاصی بخواد. مثلاً:
من خانم از شمای آقا بخوام که «نه! من هیچکدوم از این رنگهای بلوزاتو دوست ندارم، آبی کمرنگ بپوش!» همه رو… خب من اگه میخوام شما یک رنگ بپوشین، شاید شما در شرایطی نباشین که برین پنج تا بلوز آبی کمرنگ یا پررنگ آبی کمرنگ بخرین. خودم باید براتون تهیه کنم.
من دلم میخواد شما یه بوی خاصی رو بدین، خودم اون ادکلنو میخرم و به شما میدم که تا وقتی که با من هستین، اون چیزی که من دوست دارمو مصرف کنید. برعکسشم همینطور! اگه اون آقا دلش میخواد من یه کفش خاصی بپوشم، یه لباس خاصی رو بپوشم، یه چیز خاصیه، خودش باید برای من تهیه کنه.
اگر من دختری هستم که در منزل پدریم و کار نمیکنم و اون آقا دوست داره که روزی دو ساعت و نیم با من ویدیوکال کنه یا چت کنه یا تکست کنه یا رو واتساپ با هم زنگ بزنیم صحبت کنیم، و من داره از این پکیج اینترنتم، بستهٔ اینترنتیم کم میشه و برای من سخته که هی بخوام اینو هفته یه بار شارژ کنم، خودش باید این شعور رو داشته باشه که برای من اون بسته رو شارژ کنه. چون اون کاریه که اون از من میخواد!
چرا خانمها از پرداخت آقایون احساس امنیت میکنن؟
در غیر این صورت میگم وظیفهٔ خاصی نسبت به هم نداریم. اگه کاری بکنیم خیلی خوبه، خیلی قشنگه که آدم توجهش، محبتش، عشقش، دوستداشتنش، قدردانیش رو نسبت به طرف مقابل با هدیه نشون بده. یکی از راههاش اینه!
ما چند تا راه بیشتر برای نشون دادن احساسامون به همدیگه نداریم:
- یا کلامیه
- یا فیزیکی (مثل بغل کردن، ماچ کردن، چیزهای دیگه)
- یا با گرفتن کادو و کتاب و اینجور چیزهاست
در غیر این صورت خب راه دیگهای نیست دیگه! من یا با رفتار و گفتارم نشون میدم، یا با کادو هدیهست، یا فیزیکی. دیگه راه بدی نداره! برای همین کار قشنگیه که آدم انجام بده.
از اون طرف هم یادمون باشه… من الان اینو بگم ناراحت میشین! به نظر شخصی من، مرد با زن متفاوته. طبیعتشونم متفاوته، سیستمشونم متفاوته، از نظر بیولوژیک هم متفاوت هستیم.
و اینکه بخوایم بیایم بگیم عین هم، حقوق برابر مساوی داریم، همهچیمون عین هم… اشتباه هست! درست نیست به نظر من. زن یک سری ظرافتهای زنانگی داره، طبیعتش متفاوته با مرد. و مرد یک سری قدرتهای خاصی در وجودش هست، و خوبه که اینا رو به هم نشون بدیم.
من اگه یک جنس ظریف و ملایم و شکننده هستم و تمام ظرافتهای یک خانمو دارم و مدلم مدل یک خانومه، از یک آدم حمایتگر قدرتمند که هوای منو داره خوشم میاد. این طبیعت منه!
منظورم این نیست که شاید وضع مالی من از شما خیلی هم بهتر باشه، ولی دوست دارم شما یه کاری رو برای من بکنین. برا من بریم رستوران، پرداخت اون صورتحساب هیچ کاری نداره، خیلی کار راحتیه، اما حسی که بهم میده حس خوبی نیست.
من اینو دارم میگم که آقایون متوجه باشن. این حرف، حرف قشنگی نیست، حرف اشتباهیه که بگیم که خانمها میخوان از ما بِکَنن! نمیگم همهٔ خانمها اینجوری نیستن، شاید بعضی از اوقات بعضی از خانمها همچین کاری بخوان بکنن، ولی بیشتر خانمها این چیزی که ازتون میخوان به خاطر کندن و گرفتن و اضافه کردن نیست. به خاطر اون حس خوب و احساس امنیت و احساس اینکه یه آدم قوی پشتشونه!
به خاطر این حس دوست دارن این کارو یا ازتون میخوان، مستقیم و غیرمستقیم. نه اینکه بخوان چیزی ازتون بگیرن! وگرنه مثلاً یه کافیشاپ بریم، من نمیدونم حالا چقدر شده، فرض کنید ۱۰۰ هزار تومن. فرقی نمیکنه من بدم یا شما بدین، اتفاقی نمیفته! یه دونه کافیشاپ. اما شما بدین، خیلی حسش برای من قشنگتر و بهتره!
برعکسشم هستا! این به مسئلهٔ مالی خیلی ربطی نداره. اما چون وارد صحبتش شدیم، مرد هم یه چیزایی هست که دوست داره. مرد هم از اینکه شما بهش نشون بدین که «تو قوی، تو حامی، تو قدرتمندی»، احترام بذارین بهش، غرورشو نشکنین، خوشش میاد. اینم باید حواسمون باشه با من خانم!
بعد از دو سال دوستی، توقعات مالی تغییر میکنه
پس این شد یک رابطهای که در حد دوستدختر دوستپسره. یعنی رابطههای کوتاه دو ماهه، سه ماهه، ۶ ماهه، ۹ ماهه.
رابطه معمولاً از یک سال و نیم دو سال که میگذره، پیچیدگیهاش یه ذره بیشتر میشه و توقع ما از پارتنرمون میره بالاتر. اون موقع شاید چیزا متفاوت باشه.
یعنی اگر از اول قرار گذاشتیم که همهچیز دنگی باشه تا وقتی دوستیم، خب مسافرتم بخوایم بریم، من بلیط خودمو میگیرم، پول هتل خودمو میدم، شما کارای خودتو انجام میدی، با هم میریم. حالا شاید اونجا شما غذا و رستوران و اینا رو حساب کنید، اشکالی نداره.
ولی اگر این حرفها رو نزدیم و رابطهمون داره میره جلو و بعد به یه جایی میرسه که میخوایم بریم مسافرت بعد از سه سال که دوستیم، این توقع مالی نیست که یک خانم از یک آقا داره. توقع بودن و حضور داشتن و اون حضور رو نشون دادن به عنوان یک تکیهگاه، یک آدم قوی و قدرتمنده که من دلم میخواد شما بلیطمو بگیرین و هتلمو بگیرین و با هم مسافرت بریم.
بازم دارم میگم نه بعد از دو ماه سه ماه یا نه ماه دوستیها! دارم میگم یه سال و نیم دو سال که بگذره، دوستی باشه، عمیق بشه، اون وقت این توقعات، توقعات بهجایی میتونه باشه.
یادتون باشه، موضوع توقع، انتظار و مسئولیت در روابط عاطفی توضیحات خودشو داره و قبلا هم ویدیو براش ضبط شده و هم مقاله؛ اونجا اشاره کردم:
توقع رو من از شما ندارم؛ توقع رو شما در من ایجاد میکنین! و بعد این خیلی نامردیه که وقتی تو من ایجاد شد و شما یهو یک رفتار یا عادت یا کاری رو تغییر دادین و من ناراحت شدم یا کنجکاو شدم، به من بگین «چرا؟»
قبل از ازدواج: صحبت رک و پوستکنده
این بحث دوستدختر دوستپسری تموم شد. بریم سراغ کسانی که ازدواج میکنند.
ازدواجم، یا من خانمم، شمای آقا، تو همون جلسههایی که داریم صحبت میکنیم و برای آیندهمون برنامهریزی میکنیم، حرفش رو میزنیم.
من خیلی هم تو دایرکت دارم که پسرها رفتن خیلی رک به خانم گفتن که «اگه بخوایم مهاجرت بکنیم، من نمیتونم هزینههای شما رو بدم. آیا میتونی هزینههاتو بدی که با هم بریم بعد از اینکه عقد کنیم؟ یا نمیتونی؟ چون اگه نتونی، بعد باید دو سه سال دیگه صبر کنیم، این خراب میشه، اون خراب میشه، این نمیشه، زمانش میگذره.»
اشکالی هم نداره! طرف روراست داره میاد به ما میگه و واقعاً شرایطش رو نداره.
مثل آقایون که من میگم باید درک کنن زن یک حامی میخواد، زن هم زمانی که میخواد وارد یک زندگی مشترک با یک نفر بشه، باید درک کنه که «اگه من اوضاعم آنچنانی نیست و میخوام با هم مهاجرت کنیم یا با هم خونه بخریم یا با هم بسازیم، من میذارم، شمام بذارید که با هم بریم بالا! یا با هم یه تغییر خوب ایجاد کنیم!»
منظورم این نیست که مرد هرگز برای شما هیچوقت هیچ کاری انجام نخواهم داد. دارم میگم الان در این لحظه این ۱، ۲، ۳، ۴ رو میتونم انجام بدم. این ۵، ۶، ۷، ۸ رو نمیتونم انجام بدم. شما میگید چهکار کنیم؟ نظر شما چیه؟
خیلی از این چیزا سر عروسی هم پیش میاد. مثلاً پسر میاد به دختر میگه و خیلی کار خوبیهها که روراست باشیم از اون اول که:
«عزیزم! اگر من برات اون عروسی که تو در فکرت هست، در رویات هست، دوست داری بگیرم، هزینهٔ تالار اینقدر میشه، هزینهٔ غذا اینقدر میشه، تعداد مهمونا اینقدره، نمیدونم لباستو انقدر باید پول بدیم، عکاس و فیلمبردار انقدر میشه. هیچ مشکلی هم نیست، من اینو میدم. ولی اون وقت خونهای که بخوام رهن کنم، خونهٔ یه خوابهست تا دو سه سال دیگه که وضعمون بهتر شه. اگر نه، میتونیم یه مراسم خیلی کوچیک جمع و جور بگیریم، من اون پولو بذارم خونهٔ دو خوابه رهن کنیم.»
این خیلی هم قشنگه چون با هم نشستیم، داریم در آیندهمون تصمیم میگیریم! ولی این حرفها همه مال قبل از ازدواجه، یعنی قبل از اینکه برید و در محضر چیزی رو امضا کنین. خوبه که این نظراتی رو که دارین به هم بگین و حرفها رو به صورت مستقیم به هم بزنین.
نگین «حالا ازدواج میکنیم بهش میگم، حالا این کارو میکنیم، بعد حالا عقد بکنیم، بعد سر عروسی بهش بگم.» دیگه چارهای نداره! چون اینا زندگیتونو و رابطهتونو میبره زیر یک فشاری که بعد ممکنه که ضربههایی بهش بزنه که نشه درستش کرد یا به سختی بشه درستش کرد.
امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدمها علاقه دارید، در بخش آموزشهای رایگان، مطالب متنوع دیگهای هم هست که هر کدوم به یکی از چالشهای روابط میپردازن. دعوتتون میکنم که با استفاده از لینکهای پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:
- آداب کادو دادن و کادو گرفتن
- برای خواستگاری چه سوالاتی بپرسیم؟
- ازدواج با عشق بهتره یا منطقی؟
- همسرم به خونوادش وابستهست چیکار کنم؟
- آیا میشه شخصیت آدما رو تغییر داد؟
- ما در مقابل بچهها چه مسئولیتی داریم؟
- گریه بی دلیل کودک دو ساله
- ویژگی افراد کاریزماتیک
- نگهداری از پدر و مادر پیر
زن خانهدار یا زن شاغل: کدوم سیستم عادلانهتره؟

میریم سراغ بعد از ازدواج. میشه بعد از ازدواج خب سال اول میگذره، اون حرفهایی که زدیم گذشته.
یا سیستم اینجوریه که من خانم خونم و وظیفهٔ نگهداشتن خونه، آشپزی، بزرگ کردن بچهها، مدرسه بردن آوردن اینا رو قبول میکنم و شما مردید و شرایط مالی رو میپذیرید.
چون کار خانمها آقایون بسیار بسیار سختهها! من به شما قول میدم اگر یک ماه نقشها رو برعکس کنیم، یعنی خانم برن سر یه کاری که اندازهٔ شما حقوق میگیرن و شما قرار باشه بمونید خونه و به کارهای خونه از نظافت و بچه و مدرسه و درس و اینا رسیدگی بکنید، به یک هفته نکشیده التماس میکنی که «نه! همون بیا جامونو عوض کنیم! شما بیا سر جات، منم میرم سر جام. هر کاریم بخوای برات انجام میدم!»
فکر نکنین که یه خانم چون تو خونهست و داره آشپزی میکنه و خونه رو تمیز نگه میداره و به بچه میرسه، کارش کمه. کارش زیاده! نگرانیاش زیاده! استرسش زیاده! و واقعاً داره نصف زندگی رو رو دوشش میکشه!
خانمها متوجه باشند که اگر تو خونه هستن و دارن بچهداری میکنن و از خونه نگهداری میکنند و مرد میره بیرون، کارش و وظیفهاش کمتر از من خانم تو خونه نیست. مسئولیت مالی روی شونهٔ مرد بسیار بسیار مسئولیت سختیه، استرس و اضطرابش زیاده.
من خودم با اینکه بسیار آدم مسئولی هستم، از سن کم کار کردم، خیلی وظیفهشناسم، مدلمم عجیب غریبه، اما هرگز حاضر نبودم مرد به دنیا بیام! یعنی اگه هزار بارم بخوام برم و بیام، دلم میخواد همیشه خانم باشم. چون احساس میکنم اگر مرد بودم، حتی یک شب خواب راحت نداشتم از فکر به خانوادهام و ساختن براشون و تامینشون کردن و آیندهشون و واقعاً خوابم نمیبردا!
بنابراین فکر نکنیم که «نه! اون که خب میره یه سر کارو میاد دیگه! میخواست این کارم نکنه!» اینو… من این جمله اشتباهیه! «میخواست این کارم نکنه» این اصلاً کار آسونی نیست. استرس و مسئولیتی که روی شونهٔ مرد میذاره زیاده!
بنابراین اگر سیستم اینجوریه، مرد وظیفهشه که مسائل مالی رو هندل کنه. و این مسائل مالی… من نمیگم که آدم ولخرجی کنه، کارای بیخود انجام بده، ولی اگه خانمتون ریشهٔ موهاش داره سفید میشه، بذارید هفته یه بار، ماهی یه بار بره و موهاشو رنگ کنه! نگین «وای من باید پول اینم بدم؟» خب شما ندین، کی باید این پولو بده؟
اگه لازمه بره… مثلاً چون شمام دوست دارین! شمام از زن مرتب، قشنگ، خوشگل خوشتون میاد دیگه! فقط که خانم نیست! اگه بچه یه چیزی احتیاج داره، «ای بابا! تازه فلان موقع این پولو دادم!» برای خرج کردن و مسائل مالی منت سر همسرتون نذارین!
اگه تقاضایی هست که عجیبه یا زیاده، مثلاً ما دو تا ماشین داریم، الان بچهها میخوان وارد مدرسه بشن، باید هزینهٔ مدرسه رو من بدم، شمام الان اومدی به من شوهر داری میگی «من میخوام ماشینمو مثلاً از پراید بکنم ۲۰۶»، خب الان امکانش نیست! میتونین بشینین با همسرتون صحبت کنین. خوبه من خانم این رو از شما نخوام و صبر کنم. و من مرد هم اگر نمیشه، داد و بیداد نکنم، چیزای دیگه رو وسط نکشم. میشینم حرف میزنم: «عزیزم الان نمیشه، اجازه بده ۹ ماه دیگه دوباره میشینیم راجع بهش صحبت کنیم.»
اون موقع شاید شد، یه ضرب نه گفتن یا آره گفتن یا داد و بیداد کردن مشکلی رو حل نمیکنه. و حواسمون باشه ما این امضا رو که کردیم، دیگه من و تو نیستیم و میشیم ما! هر کاری که داریم میکنیم برای همهمونه، برای خانوادهست. من اگه یه ذره کوتاه بیام، به نفع هر دومونه. من مرد اگه یه ذره آرومتر باشم و استرس کمتر وارد کنم، به نفع همهمونه. اینو حواسمون باشه و رعایت همدیگرو بکنیم!
اما وظایف مالی زمانی که زن کار نمیکنه، در منزل هست و به امور منزل رسیدگی میکنه، به عهدهٔ همسره.
باز اینجا یه ولی داریم! اما اگه من نوعی خانم خونم، برای تمیز کردن خونه کارگر گرفتم، پولم خودم درآمدی ندارم و پولی وارد زندگی نمیکنم، برای تمیز کردن خونه کارگر گرفتم، بچه رم از سن یه سالگی گذاشتم مهدکودک، عصرم که میاد یا یه پرستار بچخ گرفتم یا میبرم میذارمش یه جای دیگه یا خواهرم میاد یا مامانم میاد، و مثلاً صبح میرم با این دوستم کافی میخورم، پسفردا میرم مثلاً یوگا، پس اون فردا میرن این کارو میکنن، پسفردا…
این دیگه من خانم خونه نیستم که نصف مسئولیتها رو دوش منه! چون اون کارایی رو که من باید انجام بدم و وظیفه به عنوان یک خانم خونه دارم، با هزینهٔ مرد تقسیم میکنم بین بقیهٔ افراد!
بنابراین اگر همسرم حرفی بزنه، حق داره! یا اگر بگه نمیکنم، حق داره! یا اگر گاهی از دستش چیزی در بره و عصبانی بشه، حق داره! یا باید اینکه از دستش در میره رو بپذیرم، یا شروع کنم به فکر این باشم که اگه کار خونه، تمیز کردن و دوست ندارم، خودم یه منبع درآمدی پیدا کنم که این قسمتیش که وظیفهٔ منه رو خودم هندل کنم، خودم پول بدم کارگر بیارم خونه رو تمیز کنه.
این منطقیه، این راه و روش درسته! چون ما از اول ازدواج وظایف رو تقسیم کردیم. من کار خونه و بچه رو قبول کردم، شما هزینههای مالی رو قبول کردید. جفتشم به یه اندازه سخته. این سختتر، اون سختتر، من بیشتر، من کمتر نداره!
مگه اینکه مرد خودش بخواد بگه «عزیزم! من دوست دارم تو از ساعت ۴ بعد از ظهر که من میام بیا بغل دستم بشین!» شما میگی «آقای عزیز! نمیتونم چون اگه بخوام از چهار بغل دست تو بشینم، غذا اینو اون میمونه!» اون بگه «اصلاً یه آشپز بگیر! هفتهای دو بار بیاد کل آشپزی هفتمونو بکنه که تو پیش من باشی!» این باز بحثش جداست.
شرایط تقسیم درآمد زمانی که زن و مرد هردو شاغلن
حالا اگه من شاغلم و مرد شاغله، این برعکس میشه. اگه ما جفتمون داریم کار میکنیم و جفتمون پولمون رو داریم میاریم میذاریم وسط که زندگی رو بچرخونیم، من خانم نمیشه مسئول کارهای خونم باشم!
جفتمون از اون پولی که میاریم با هم کارگرم میگیریم، بچه رم یه جایی میذاریم یا براش پرستار میگیریم یا یه مهدکودک خوب میذاریم. جفتمون با هم هزینهها رو میدیم و زندگی رو میچرخونیم. و کارای خونه رو بعد از اینکه اون کارگره رفت و جفتمون اومدیم خونه، با هم انجام میدیم.
نمیشه من خانم از صبح تا ساعت ۶ برم سر کار، شمام از صبح تا ساعت ۶ بری سر کار، بعد که میایم خونه، اون کارگرمون میره، دو تا یا سه تا بچهمونم هستن، من خانم خونه باز بخوام شال و کلاه کنم به بچهها برسم، کارهای خوابشونو بکنم، شامو بذارم، جمع کنم، بشورم، بردارم. نه! اون قسمت از کار هم باید بین جفتمون تقسیم بشه.
اگه من مرد این کارا رو دوست ندارم و دوست ندارم تو این قسمتش با شما شریک بشم و تقسیم کنیم کارو، پس من خانم هم درآمدم رو لازم نیست بیارم بذارم وسط! چون این دیگه عادلانه نیست که من هم کل درآمدم رو بیارم بذارم وسط، همه خرجها رو با هم انجام بدیم (همه رو چه خرج منه، چه شما، چه بچهها، چه خونهست، چه کارگره، چه آب و گاز و برقه)، بعد عصر هم که میایم خونه، شما بری لباستو بپوشی بشینی جلو تلویزیون فیلم و سریال و فوتبال ببینی، من بخوام دوباره برم لباسمو بپوشم برم تو آشپزخونه، بعد اینو بخوابونم، بعد این اتاقو جمع کنم، بعد کیف مدرسه اینو ببندم، بعد ناهار فرداشونو حاضر کنم!
این واقعاً عادلانه نیست! اگه شما نمیتونی، هیچ اشکالی نداره، ولی منم به عنوان خانم پولمو میذارم تو جیب خودم! شما میشی مسئول من، مثل اینکه من خانم خونم و کاری انجام نمیدم. نهایتش من پول اون کارگری که میاد از صبح تا عصر که من نیستم رو خودم پرداخت میکنم، ولی بقیهٔ هزینههای من، رنگ مومه، نمیدونم اینه اونه، باید برای بچهها این کارو بکنم، الان میخوایم بریم عروسی لباس بخوام بخرم، با شماست دیگه! پولو میاریم وسط میذاریم؟ و اینا نیست! چون عادلانه نیست.
اگر خودتون توقع ایجاد کردین، حق اعتراض ندارین!
یه موقعی هم هست که ما خودمون به خاطر دل خودمون یه کارایی رو میخوایم انجام بدیم. من خانم میام از اون اول رابطه شروع میکنم یک سری خرجها رو انجام دادن. میام برای شما ماهی یه دونه کادو میگیرم، بنزین ماشینتو میدم، نمیدونم پول موبایلتو میدم.
سالی یه بار باید موبایل عوض میکنی، الان دو سال و نیمم هست تو رابطهایم. بعد یهو از اینکه این کارا رو دارم انجام میدم در بیام، به ذهنم میاد یا یه دوستیم، یه دوستپسری داره، یا یه… در یه رابطه عاطفی که اون کارا رو انجام نمیده، منم اونو دلم میخواد. یهو میام سیستمو عوض میکنم.
نمیتونیم! اگه یک سیستمو شروع کردیم و خودمون میخوایم شروع کنیم، طرف ازمون اینو نخواسته، بیام بعد سیستمو بریزم به هم چون یهو دلم یه چیز دیگه خواسته!
قبلا تو مقالهٔ توقع، انتظار و مسئولیت در روابط عاطفی راجع بهش صحبت کردیم:
ما یک سری توقعها رو خودمون توی طرف مقابل ایجاد میکنیم. من میام برا شما این کارا رو میکنم، نه یه بار دوبار سه بار، ۶ ماه، یک سال. خب این کارو درسته دل خودم خواسته براتون کردم، ولی الان تو شما شده توقع!
اولش اصلاً اینو از من نمیخواستیا! هیچوقتم به من نگفتی بیا شارژ موبایل منو بده یا هفتهای یه بار ماشینمو بیا بنزین بزن. خودم شروع کردم. اما دیگه بعد از یه سال اگه نکنم، شما میگین «یهو چی شد؟ این کارو انجام نداد! چه اتفاقی افتاد؟ مگه من چهکار کردم؟» کل دوستی رو میریزه به هم!
کادوی گرون دادی، بعداً منت نذار!

یا اگه من پسر دلم میخواد برا شما الان برم یه کادوی خیلی خیلی گرون آنچنانی بخرم، دلم میخواد بیام این ساعتو من برا شما بخرم، تولدت بهت بدم. اگه این ساعتو گرفتم و تولد شما بهت دادم، بعدش نمیتونم بیام بهت بگم یا سرت منت بذارم که…
یه حالا یه دعوایی میشه، یه بحثی میشه، یا مثلاً من به شما میگم «نمیدونم الان میخوایم بریم مسافرت، من که نمیتونم این هزینه رو بدم!» شما میدونی «اصلاً تقصیر منه که مثلاً اینقدر کادوی فلان فلان برات خریدم! این کارا رو برات کردم! رستوران اینجوری… باید این کارو نمیکردم! همونجوری خورد خورد بهت فلان چیزو میدادم!»
یا این… این حرفها زشته! یا یه کار مالی و مادی رو اگه نمیخواین، برای کسی انجام ندین. یا اگه انجام دادین، تموم شد رفتا! نه اون چیزی که خریدین به طرف دادین، دیگه مال شماست که بگین بعد از اینکه رابطه خدای نکرده قطع بشه، تموم شه، بذارین کنار بگین «چیزای منو بیار بده!»
چیزای من نیست! شما اونو خریدین، دادین به طرف، تموم شده رفته! این چیزای خودشه دیگه، مال خودشه. هر کاری بخواد باهاش میکنه. میخواد نگه میداره، شاید ناراحت باشه از دستتون، تا یه مدت استفاده نکنه، بعد از یکی دو سال ناراحتیش بخوابه استفاده کنه. شاید بندازه تو سطل آشغال، شاید ببخشه به یکی، شاید بره بفروشه. اون دیگه به من و شما مربوط نیست چیکار میکنه. چیزای خودشه، هر کاری بخواد میکنه!
اینم از این قسمتش! نمیتونیم هم توقع داشته باشیم که چون من این ساعت برای تا الان خریدم، توام باید این کارو برا من میکردی یا باید اون کارو برای من بکنی! نه! میخواستی نخری!
اگرم کسی میاد غیرمستقیم بهتون میگه، همینهها! زور که نکردتتون! یه شاتگان نذاشته رو شقیقهتون بگه «یا این ساعتو برای تولد من میخری یا ماشه رو میکشم!» بگه! بگه «اینو برا من بخر!» هزار بار بگه! اگه نمیتونین یا نمیشه یا بعدش میخواین ازش یه درخواست نابجا بکنین یا بعد شما میخواین بهش بگین این کارو این کارو بکن، واقعاً اصلاً نکنین!
طرف یا میپذیره، یا اگه اینقدر بچهست که سر یه چیز کوچیک مالی یا یه کادو میخواد رابطه رو به هم بزنه، بذارین به هم بزنه! زودتر بهتر از دیرترها! به هم بزنه، بره، تموم میشه!
خلاصه: وظایف مالی از دوستی تا ازدواج
اصلاً پس دوستدختر دوستپسری توقع کمه، مگه اینکه اون آدم از من کاری بخواد، خودش باید کاراشو انجام بده.
دوستدختر دوستپسری که از دو سال اینا میگذره، یکم متفاوته.
قبل از ازدواج، حرفهایی که از نظر مالی داریم، خیلی رک و واضح و روشن به هم میزنیم. حتی اگه غیرمنطقیه! حتی اگه من خانم میخوام برم سر کار و هیچ پولی به شما ندم، قبلش میگم!
بعد از ازدواج، طبق حرفهامون عمل میکنیم. یا اگر شرایطی تغییر کرد، من خانم خونه بودم، حالا بعد از سه سال دارم میرم بیرون کار میکنم، اونم که توضیح دادیم. یا همه کارا رو با هم، یا اگه قراره من هم بیرون هم خونه… دیگه پس پولم مال خودمه! نه از این.
اگه نکتهای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنتها برام بنویسید. سوالاتتون رو میبینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر میکنم تا یک گفتگوی عمیقتر و زندهتر با هم داشته باشیم.
راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و میتونید با استفاده از لینکهای پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

