سوال کامل مخاطب: من ۱۰ ساله که با همسرم ازدواج کردم و یک بچهٔ داریم. به لحاظ اخلاقی با همسرم سازگاری دارم، ولی مشکل بزرگی که دارم اینه که من کار بسیار سنگین و پر استرسی دارم و تمام بار تأمین زندگی به دوش منه. همسرم هیچوقت کار نکرده و علاقهای هم به کار کردن نداره؛ بهشدت هم ولخرجه و مرتب تو پاساژ و مراکز خرید برای خودش وسایل لاکچری میخره. راستش خیلی خسته شدم و دیگه واقعاً از اینهمه تفاوت دنیای اون و من بریدم. تمام دوستای دوروبرمون زن و شوهر پابهپای هم کار میکنن و برای آینده و زمان بازنشستگی پسانداز میکنن؛ ولی من هر چی کار میکنم، همسرم خرج میکنه و ما پسانداز درستی نداریم. چند وقته تصمیم به جدایی گرفتم، چون این فاصلهٔ دنیاهامون مرتب بیشتر و بیشتر میشه. من دوست دارم با کسی زندگی کنم که همراه خودم باشه و مثل خودم در تأمین زندگی تلاش کنه و طرز فکرهامون شبیه باشه. تصمیم به جدایی گرفتم، ولی مردد هستم. پیشنهاد شما چیه؟
پاسخ: دکتر طناز فرازی
راستشو بخواین، من متوجه مشکلتون، اختلاف نظرتون و اختلاف نوع نگرشتون به مسائل مالی و آیندهٔ زندگی هستم. و تا حدودی هم حق با شماست؛ خب خرج کردن تمام چیزایی که آدم درمیاره، در هیچ فرهنگی و هیچکجای دنیا کار درستی نیست. اما دلیلتون با یه بچهٔ ۸ ساله، دلیل کافی برای جدا شدن نیست. من بارها و بارها گفتم که جدا شدن اثر بسیار بدی رو بچه میذاره و یه چیزایی رو تو بچه خراب میکنه که نمیشه درستش کرد. شما هم مسئول مستقیم این بچه هستید. حالا سؤال من اینه: شما تا حالا چند بار با همسرتون بدون محکوم کردنشون و بدون دعوا کردن و بدون انگشت اشاره به سمتشون گرفتن صحبت کردین که من پولی که درمیارم انقدره و انقدرشو باید پسانداز کنیم؟ میخوایم بعداً این کار رو انجام بدیم، این کار رو انجام بدیم، اینجوری کنیم، اینجوری کنیم، اینجوری کنیم؟ یا زندگی سخت شده، بهتره که با هم کار کنیم؟ یا اگه با هم کار نمیکنیم، شرایط باید اینجوری اینجوری تغییر کنه؟ چند بار این کار رو کردید و جواب نداده که الان یکضرب میخواید برین سر جدا شدن؟ ببینین، آدم وقتی به یه کسی میگه که من با شما زندگی میکنم و میسازم، بر اساس یه سری دیدهها و یک سری احساسات بوده دیگه. شما یک آدم عاقل هستین و یک چیزهایی حس کردین، یه چیزهایی دیدین، یه دودوتا چهارتاهایی کردید و رفتید ازدواج کردید. الان اونا که از بین نرفته؛ که میگین مشکل دیگهای هم با همسرتون جز این مسئله ندارین. خب شما از روز اول همسرتون بهتون نگفتن که علاقه به کار کردن ندارن؟ راجع به این مسئله هیچوقت باهاشون حرف نزدین؟ نوع خرید کردن و خرج کردنش رو نمیدونستین؟ حالا ممکنه نوع خرج کردن رو ندونین و بعداً بفهمین؛ ولی در مورد اینکه علاقهای به کار کردن دارند یا نه که حتماً باید بدونین. این چیزیه که با حرف زدن، نه با داد و بیداد و جروبحث و دعوا – خیلی خوب میتونه کنترل بشه، میتونه هندل بشه. و حیفه که آدم یک زندگی ۱۰ ساله با یه بچهٔ ۸ ساله رو سر یه چیزی که خیلی مسئلهٔ پیشپاافتادهای هست و میشه درستش کرد، خراب کنه.

