طناز و شما

توقع، انتظار، مسئولیت و وظیفه در روابط عاطفی

یه چند تا کلمه هست که خیلی از اوقات تو رابطه‌هایی که داریم، با هم اشتباه می‌گیریمشون و همین اشتباه گرفتن باعث ایجاد کدورت و دلخوری و ناراحتی و غمگین شدن و دعوا و مشاجره و خدای نکرده چیزهای بیشتر می‌شه.من طناز فرازی هستم، روانشناس و امروز تو سایت طناز و شما می‌خوایم به طور کامل این مفاهیم رو بررسی کنیم و ببینیم چطور می‌تونیم با شناخت دقیق این تفاوت‌ها، رابطهٔ بهتری داشته باشیم.

توقع: چیزی که شما در من ایجاد می‌کنید

توقع داشتن در روابط عاطفی

اولین مفهومی که خیلی اشتباه گرفته می‌شه، توقعه. توقع رو من از شما ندارم؛ توقع رو شما در من ایجاد می‌کنین! و بعد این خیلی نامردیه که وقتی تو من ایجاد شد و شما یهو یک رفتار یا عادت یا کاری رو تغییر دادین و من ناراحت شدم یا کنجکاو شدم، به من بگین «چرا؟»

مثال عملی از ایجاد توقع

مثل چی؟ من با شما دوست می‌شم. یه مدت که از دوستی‌مون می‌گذره، شما به عنوان یه مرد، هفته‌ای سه شاخه گل میاین به من می‌دین. حالا گلش مهم نیست؛ یه دفعه رزه، یه دفعه مریمه، یه دفعه نرگسه، بسته به فصلش داره. ولی شما هر هفته این کار رو انجام می‌دین.

حالا ممکنه یه هفته اون وسط جا بیفته چون مسافرتین یا یه هفته بیزینستون، آخر سال باید حساب‌کتاب‌ها رو ببندین، نشده. اما از چهار هفته، سه هفته‌شو حتماً این کار رو می‌کنین، شایدم هر چهار هفته. به ندرت پیش میاد انجام ندین.

بعد نامزد می‌کنیم، این ادامه داره. ازدواج می‌کنیم، شش‌ هفت ماه اول ادامه داره. یهو قطع می‌شه!

خب من هفتهٔ اول هیچی نمی‌گم، هفتهٔ دوم چیزی نمی‌گم. از هفتهٔ سوم ناراحت می‌شم. من که نیومدم از اول به شما بگم «شما برای من سه شاخه گل بگیر و هر هفته این کارتو تکرار کن برای مدت طولانی». شما خودتون تصمیم گرفتین این کار رو بکنین.

اما الان با این گذشت زمان، این برا من به صورت یک عادت بسیار خوشایند و خوبی دراومده. الان که یهو قطعش کردین، آره من یه هفته دو هفته رو متوجه می‌شم؛ شاید کارتون هست، شاید حواستون پرت شده، شاید حالتون خوب نبوده، شاید خدای نکرده عزیزی رو از دست دادین. بیشعور که نیستم!

اما اگه بگذره این زمان و اتفاق خاصی هم نیفتاده باشه که شما زیر فشار باشین و شما این کار رو نکنین، خودتونو بذارین جای من. من فکر نمی‌کنم «چی شده؟ این چرا این کارو دیگه نمی‌کنه؟» بعد خانمم که هستم، خلاقم که هستم، فکرم ۱۵۰۰ جای مختلف می‌ره که چی شده که شما این سه شاخه گل رو برای من نمی‌گیرین!

توقع در رفتار خانم‌ها

خانم‌ها هم همین. من به عنوان یه خانوم، از اون اول که دوست می‌شیم و بعد نامزدی و بعد ازدواج، اولاش تمام مناسبت‌ها رو – چون خانوم‌ها دوست دارن جشن بگیرن – جشن می‌گیرم برای شما:

  • سالگرد دوستی می‌گیرم
  • روز مرد رو می‌گیرم
  • روز تولدتونو می‌گیرم
  • مهندسین؟ روز مهندسو می‌گیرم

بعد یهو از سال بعد، از این مثلاً ۶ تا مناسبتی که من برای شما کادو می‌گرفتم، یه دونه رو می‌گیرم یا هیچ‌کدومو نمی‌گیرم.

من به عنوان مرد، خیلی کادویی و تولدی و اینا نیستم. ولی وقتی شما این کار رو انجام می‌دین و تکرار می‌کنین، یه دفعه که دیگه انجامش نمی‌دین، من می‌گم «چی شد؟ چرا انجام نمی‌ده؟ حواسش کجاست؟ چیزی شده؟ اتفاقی افتاده که من نمی‌دونم!»

راه حل: از اول درست شروع کنید

پس خواهش می‌کنم از همون اول اول دوستی و آشنایی، کاری رو برای طرف مقابل انجام بدید که:

  • یا می‌تونین همون‌جوری ادامش بدین
  • یا می‌تونین بیشترش کنین

اگر نمی‌تونید، انجام ندین! چون انجام دادنش و به خصوص تکرارش به صورت مداوم، در طرف مقابلتون ایجاد توقع می‌کنه. بعد اگر اون کار انجام نشه، از دستتون ناراحت می‌شه. به نظر شما بی‌منطقه، ولی به نظر اون آدم واقعاً منطقیه چون یک چیز مهمی عوض شده و الان من نوعی می‌رم توی فکر و خیال و این فکر و خیال‌ها آزارم می‌ده و اذیتم می‌کنه، به خاطر دوست داشتنم!

وظیفه و مسئولیت: نقش‌های مختلف زندگی

حالا ما آدم‌ها نقش و رول‌های مختلفی در زندگی داریم. من:

  • دختر خانواده هستم
  • خواهر هستم
  • همسر می‌تونم باشم
  • مادر باشم
  • دوست باشم
  • روانشناس هستم
  • خواهرشوهر هستم
  • دخترخاله هستم

هر کدوم از این اسم‌ها که روی من میاد، به خاطر فرهنگمون، به خاطر اجتماعی که داریم توش زندگی می‌کنیم و سالیان سال، یک سری وظیفه با این اسمی که روی من میاد تعریف شده.

وظایف مادری

من اگه مادر هستم، وظیفه دارم از بچه‌هام مراقبت و مواظبت کنم و اون‌ها رو به بهترین نحو بزرگ کنم. حالا یا خودم این کارو انجام می‌دم یا کمک می‌گیرم یا پرستار بچه می‌گیرم تو خونه یا بچه‌م رو می‌ذارم مهدکودک. در هر حال، به عنوان مادر، شما هر جای دنیا که برید – پدر هم وظیفه داره‌ها – ولی به عنوان مادری که بچه به دنیا آورده، اون اولویتش اولش با منه.

مگه جاهایی که خانم کار می‌کنه، مرد تو خونه‌ست که اون زیاد نیست. یا دوتاشون کار می‌کنند که باز بیشتر، مامانی هستند بچه‌ها؛ یعنی کاراشونو مادر انجام می‌ده. پدر هم بسیار سهم بزرگی داره. الان نگین «چرا فقط می‌گی مامان‌ها؟» خیلی خوبه که پدر هم قاطی مسائل بچه‌ها باشه، ولی مردها برای این کار ساخته نشدن. خانم‌ها خیلی بهتر بلدن با بچه ارتباط برقرار کنند.

وظایف در قبال خواهر و برادر

من به عنوان خواهر، یک سری وظایفی نسبت به خواهرم دارم. حالا اون ممکنه بخواد، ممکنه نخواد. ممکنه دوست داشته باشه من این کارو انجام بدم، ممکنه نداشته باشه. ولی اونا وظایف من در قبال خواهرمه.

امیدوارم این مطلب تا اینجا براتون مفید بوده باشه. اگه به موضوعات روابط بین آدم‌ها علاقه دارید، در بخش آموزش‌های رایگان، مطالب متنوع دیگه‌ای هم هست که هر کدوم به یکی از چالش‌های روابط می‌پردازن. دعوتتون می‌کنم که با استفاده از لینک‌های پایین بقیه مقالات رو هم مطالعه کنید:

وظایف زن و شوهر

نسبت به همسرم یک سری وظایف دارم. من اگه خانم تو خونه هستم، اینو خیلی رک و واضح دارم می‌گم‌ها:

  • اگر جفتمون کار می‌کنیم بیرون: جفتمونم تو خونه همکاری می‌کنیم؛ هم برای تمیز کردن، هم بچه نگه داشتن، هم آشپزی، هم جمع کردن ظرف‌ها. به خصوص اگه من هم حقوقم رو میارم، با هم همه کار رو داریم می‌کنیم.
  • اگر من خانم بیرون کار نمی‌کنم و شما آقا کار می‌کنید: ولی شما آقا مسئول همه چیز هستین، من پولمو می‌ذارم تو جیب خودم، وظایف خونه با منه.

من می‌تونم کار نکنم. اگه کار می‌کنم، تقسیم می‌شه همه چیز – یه بحثه. اگه نه، یه بحث دیگه.

حالا اینجا نمی‌خوام وارد حقوق زن و مرد بشم، ولی ما حد وسطو نمی‌تونیم انتخاب کنیم. ما یا قبول داریم که زن و مرد با هم متفاوتن و بنابراین حقوقشون با اینکه عادلانه و منصفانه و برابره، عین هم و یکسان و مشابه نیست – این دو تا با هم فرق می‌کنه – یا نه، عقیده دارم که زن و مرد عین همدیگه هستند، حقوقشونم عین هم، همه چیز عین هم. پس باید پای حرفم بمونم! نمی‌شه هم خدا هم خرما. یه جا خواستم عین همیم، یه جا نخواستم عین هم نیستیم که حالا اون بحثش جداست.

شما هم به عنوان مرد، یک سری وظایف براتون تعریف شده:

  • اگه من باید برم مومو رنگ کنم، شما هزینه‌شو باید بدین
  • هر سه هفته یه بار مسافرت می‌ریم، به عهدهٔ مرده
  • کارای بچه‌ها به عهدهٔ مرده
  • من خریدی دارم، به عهدهٔ مرده

اینا می‌شه وظایف و مسئولیت‌های ما در قبال افرادی که باهاشون در ارتباط هستیم، بسته به اسمی که رومونه و جایگاهی که داریم.

انتظار: آنچه من از شما دارم

انتظارات در روابط عاطفی

یه مسئلهٔ دیگه انتظاره. انتظار اون چیزی هستش که من از شما دارم – برخلاف توقع که شما در من ایجادش می‌کنید و مسئول مستقیمش هستین. انتظار اون چیزیه که من بر اساس:

  • خانواده‌ای که توش بزرگ شدم
  • چیزهایی که دیدم
  • تجربه‌های گذشته که دارم
  • کتابی که خوندم
  • فیلمی که دیدم

از شما به عنوان پدر، مادر، همسر، بچه، برادر، دوست و رفیق دارم.

انتظارات متفاوت از دوستی

یه نفر ممکنه انتظاراتش از دوستش این باشه که «من اگه حالم بد بود، هر ساعتی از شبانه‌روز به شما زنگ زدم، شما چون دوست صمیمی منی باید جواب بدی».

یه نفر دیگه انتظارش از دوست صمیمیش اینه که «شما مثلاً از نظر مالی باید حواست همیشه به من باشه».

یه کس دیگه‌ای از دوست صمیمیش انتظارش اینه که «من هر جا می‌رم همراهم باش. می‌رم مسافرت بیا، اینجا می‌رم بیا، اونجا می‌رم بیا».

انتظارات مثل اثر انگشت

انتظارا خیلی خیلی خیلی بی‌نهایت زیاده و مثل اثر انگشته؛ از آدم به آدم فرق می‌کنه. حتی در یه مورد خاص می‌گم مثل دوست، یکی نیست که انتظاری که من از دوست صمیمیم دارم، شما از دوست صمیمیتون دارین. حتی خواهر من از دوست صمیمیش داره، اینا با هم متفاوته. هیچ قانون و قاعدهٔ کلی هم نداره.

انتظارات خانوادگی

من ممکنه تو خونه‌ای بزرگ شدم که می‌بینم مثلاً پدرم هر هفته بدون هیچ دلیل خاصی برای مامانم کادو می‌گیره. این تو من یه چیزی رو ایجاد می‌کنه که من هم بعداً از همسرم ممکنه همچین انتظاری رو داشته باشم – به خاطر اینکه عموم این کارو می‌کنه، داییمم کرده، کلاً تو خونوادهٔ ما رسمه. خب این انتظار رو از بچگی من پیدا می‌کنم، بعد شمام که میاین، این انتظارو ازتون دارم.

یا مثلاً من آدمی هستم که مذهبی هستم و در خانوادهٔ ما همه راس ساعت نمازشون رو می‌خونن. اینا چیزاییه که با کیس‌هایی که داشتم دارم می‌گم‌ها؛ این چیزایی که واقعاً اتفاق افتاده! ما سر صبح پا می‌شیم نماز صبح، ظهر، عصر رو با هم، مغرب، شام با هم. شامم خانواده‌ای هستید که مذهبین، شمام نماز می‌خونی، روزه می‌گیری، حجابت سر جاشه. در این موارد اصلاً با هم هیچ مسئله‌ای نداریم.

ولی شما همیشه صبحتو با ظهر و عصر می‌خونید. این برای من خیلی عجیبه! من انتظار دارم، من که صبح پا می‌شم، خب شما با من صبح پاشی بخونی. می‌دونین چی می‌گم؟

شناخت انتظارات قبل از رابطه جدی

همونطور که در مقاله آدم مناسب رابطه رو چجوری پیدا کنیم توضیح دادم، این چیزیه که ما اگه یک نفر رو زمان کافی برای شناختش بذاریم – ۶ ماه، ۹ ماه – و وقت کافی باهاش بگذرونیم… من اینو قبلاً هم گفتم:

اینکه من شما رو یک سال می‌شناسم ولی مجازیه و دوبار در طول این یه سال همدیگرو بیشتر ندیدیم، این اسمش شناخت نیست! شناخت به صورت مجازی به وجود نمیاد. به صورت مجازی ما می‌تونیم یک سری اطلاعات رو از فرد بگیریم، فقط همین. نمی‌تونیم بشناسیمش چون:

  • نمی‌بینم بیرون چیکار می‌کنه
  • تو برخورد با آدم‌ها چه‌جوریه
  • ناهار و شام می‌ریم چه‌جوریه
  • عصبانی می‌شه چه‌جوریه
  • یه وقت قرار داری، من دیر می‌رسم، چی می‌شه

شناخت خاصی نمی‌تونم با فقط تلفنی حرف زدن با شما داشته باشم، حتی اگه میزان ساعت‌هاش زیاد باشه.

اهمیت شناخت انتظارات

اگر زمان کافی و وقت کافی برای شناخت یک آدم بذاریم، این‌ها رو قبل از اینکه وارد رابطهٔ جدی بشیم، واقعاً ۶۰ درصد، ۷۰ درصدشو می‌تونیم تشخیص بدیم که:

  • انتظارات این آدم از چیه؟
  • سر تولدش از من چه انتظاری داره؟
  • برای مسافرت انتظارش چیه؟
  • بعداً تو زندگی چه انتظاراتی داره؟
  • خونش دوست داره چجوری باشه؟

اینا همه انتظاره. انتظار داره چند سال بعد خونمونو عوض کنیم. و این انتظارات، چیزاییه که اگر بدونیم:

  • هم بهتر تصمیم می‌گیریم
  • هم بعداً تو ذوقمون نمی‌خوره
  • هم دعوا و داد و بیداد راه نمی‌افته

مثال عملی از انتظار

من وقتی از اول می‌دونم که شما دوست دارید من هر سال تولد شما رو سورپرایز کنم، خب می‌دونم دیگه! تغییرشم که نمی‌تونم بدم تو این سن و سال. این رو می‌دونم، وارد رابطه می‌شم.

اگر انتظارات رو نشناسیم چه می‌شه؟

اگر ندونیم که تقصیر خودمونه! اگر وقت و زمان کافی نذاریم، انتظارات طرف مقابل رو تشخیص ندیم و بعد بریم و بخوره تو ذوقمون، اذیت بشیم، کاملاً تقصیر ماست.

اگر بدونیم باهاش مشکل داریم و با طرف مقابلمون راجع به این انتظار که به نظر من نوعی بی‌منطقه – «من این کارو نمی‌تونم بکنم، این انتظار زیاده، این انتظار بیجاست، این انتظار کمه» – اگر بدونیم و راجع بهش باهاش حرفی نزنیم و فکر کنیم که «من می‌رم و ازدواج می‌کنم و بعد از ازدواج این آدم رو تغییر می‌دم یا بهش یاد می‌دم یا می‌فهمونم بهش»… سخت در اشتباه هستیم!

نمی‌تونید بعد از ازدواج این کار رو بکنید. اگر هم خیلی شانس بیارین، طرف خیلی انعطاف‌پذیر باشه، دوستتون داشته باشه، همکاری کنه، بتونید یکیشو تغییر بدید، اون ۱۲ تای بقیه رو نمی‌تونید!

و بعد فشار میاد بهتون. تازه عصبانی هم می‌شین چون شما انتظارتون از این آدم رفته بالا که «الان که یه زندگی زناشویی دارین و تا اینقدر منو دوست داری، بابت اون دوست داشتن یه انتظاراتی توی شما به وجود اومده. خوب منو درک کن! منو بفهم! حرف منو قبول کن!»

اونم می‌گه: «خب من که از قبل از ازدواج بهت گفتم! شما که می‌دونستی من اینجوریم!»

مثال‌هایی از انتظارات پنهان

انقدر ما داریم که یکی از دو نفر – یا خانم یا آقا – با مثلاً سیگار کشیدن طرف مقابل مشکل داره، یا با مشروب خوردن مشکل داره، یا با این کار مشکل داره، و نمی‌گه که «من نمی‌تونم توی خونه با آدم سیگاری زندگی کنم. هیچکس دورم سیگاری نبوده».

سیگار کشیدن کار بدی نیست، ضرر داره براتون، ولی تو فرهنگ ما مثل اعتیاد و نمی‌دونم اینجور چیزا نیست. خب یکی سیگار می‌کشه، یکی نمی‌کشه. یکی ویپ می‌کشه، یکی نمی‌کشه.

من دیدم شما می‌کشین. ۶ ماهه داریم با هم می‌ریم میایم، یک کلمه به شما حرف نزدم که این بوش منو آزار می‌ده یا اگر تو خونه بکشید… تمام، واقعاً نمی‌دونم آدم سیگاری دورتون بوده یا نه. من پدرم سیگاری بودن و جداً وسایل خونه بوی سیگارو می‌گیره. یعنی این نیستش که فقط همون موقع که طرف می‌کشه؛ پرده و مبل – اگه پارچه‌ای باشه – و اینا جدی جدی بوی سیگار می‌گیره.

و من قبل از اینکه اینو به شما توضیح بدم، می‌تونم نگم «سیگار نکش». بگم: «عزیزم، چون من به بوی سیگار حساسم، هیچکس هم دورم نمی‌کشیده، خواهش می‌کنم بعد از ازدواج تو بالکن سیگار بکش، تو حیاط سیگار بکش. برو بیرون یه قدمی بزن، سیگارتو بکش بیا. چون تو خونه اگه بکشی اینجوری می‌شه، اینجوری می‌شه، اینجوری می‌شه. من اذیت می‌شم، بوش اذیتم می‌کنه».

ولی اگه نگم، بعد ازدواج «وای! بار سیگار روشن کردی؟!» طرف یه خورده شوکه می‌شه دیگه! می‌گه «این چی شد؟ ما ۶ ماهه داریم با هم می‌ریم میام، یک کلمه حرف نزده!» خب من دوباره می‌رم زیر سوال دیگه که «این حالش خوبه؟ حالش بده؟ اینکه هیچی نگفته بود! الان چرا اینجوری شده؟»

موارد استثنا

موارد خاص فرق می‌کنه. اینکه من الان حامله شدم، یهو بگم حساس شدم، ۹ ماه به طرف می‌گم «این کارو نکن، اون کارو نکن»، این متفاوته‌ها. چون من معمولاً زمانی که یه حرفی می‌زنم، کیس‌های استثنا رو تو دایرکت می‌پرسین. ولی استثنان! من دارم راجع به چیزهای کلی زندگی صحبت می‌کنم.

استثنا داریم همیشه؛ زمان خاص، حالت خاص، خدای نکرده آدم عزیزیو از دست می‌ده، تو اون دو سه ماه بعدش زیادتر از حالت عادی حساسه چون یه غم بزرگ داره. ناخودآگاه چیزای دیگه هم براش خیلی آزاردهنده می‌شه. اینا فرق می‌کنه.

جمع‌بندی: تفاوت‌ها رو بشناسیم

پس:

  • توقع رو من خودم در شما ایجاد می‌کنم
  • انتظار از طرف شماست ولی تشخیصش، شناختش، پذیرفتنش یا تغییر دادن و صحبت کردن در موردش با منه
  • وظیفه و مسئولیت افراد هم در قبال جایگاهی که با ما در زندگی دارند و اسمی که روشونه مشخصه

اگه نکته‌ای براتون مبهم باقی مونده یا کنجکاوید بیشتر بدونید، حتماً سوالتون رو تو کامنت‌ها برام بنویسید. سوالاتتون رو می‌بینم و پاسخ رو به صورت صوتی تو بخش «پرسش و پاسخ» سایت منتشر می‌کنم تا یک گفتگوی عمیق‌تر و زنده‌تر با هم داشته باشیم.

راستی، داخل سایت برای کلی موضوعات مهم دیگه هم مقاله داریم و می‌تونید با استفاده از لینک‌های پایین به اونا دسترسی داشته باشید:

نظرتون چیه؟

ورود به سایت
نام کاربری / ایمیل / شماره موبایل خود را وارد کنید
بازیابی کلمه عبور
شماره موبایل یا پست الکترونیک خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
تغییر رمز عبور
یک رمز عبور برای اکانت خود تنظیم کنید
تغییر رمز با موفقیت انجام شد
ورود به سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر
ثبت نام در سایت
شماره موبایل / ایمیل را تایید و اطلاعات را تکمیل کنید
ثبت نام در سایت
شماره موبایل یا ایمیل خود را وارد کنید
برگشت
کد تایید را وارد کنید
کد تایید خود را در کادر زیر وارد کنید
ارسال مجدد کد تا دیگر

سلام به دوستان عزیزمون!

قبل از اینکه سوالتون رو بپرسید، چند تا نکته هست که دوست داریم باهاتون در میون بذاریم. این نکته‌ها برای اینه که هم شما راحت باشید و هم ما بتونیم به بهترین نحو بهتون کمک بکنیم.

1. درباره پاسخ‌ها

از زبان دکتر طناز فرازی: سعی می‌کنم تا جایی که تجربه و دانشم اجازه میده به بیشتر سوال‌ها پاسخ بدم. البته چون تعداد سوالات زیاده، اول تیم من اون‌ها رو بررسی می‌کنه و سوالاتی که تکراری نیستن رو برای من میفرسته.

2. سوال‌ها و جواب‌ها برای همه منتشر میشن

چرا اینکار رو می‌کنیم؟
چون معتقدیم دغدغه‌ها و سوالات شما می‌تونه به خیلی‌های دیگه هم کمک کنه. برای همین:

همه پاسخ‌ها (البته با اجازه شما) توی وب‌سایت منتشر میشن.

✅ سوال‌ها رو به صورت ناشناس منتشر می‌کنیم. اسم شما جایی نمیاد.

✅ لطفاً توی سوالتون، اسم، آدرس، شماره تلفن خودتون یا دیگران، جزئیات خیلی خصوصی و شخصی مربوط به خودتون یا اطلاعات دیگران رو بدون اجازه‌شون ننویسید.

???? یک نکته مهم: اگر نیاز دارید جزئیات خصوصی رو مطرح کنید، بهتره از فرم‌های خصوصی یا ایمیل استفاده کنید. تو پروفایلتون یک فرم دیگه برای مشاوره با خانم دکتر طناز فرازی داریم. این فرم کاملا امنه و مستقیم برای خانم دکتر ارسال میشه.

3. موقع پرسیدن سوال این نکات رو حتما رعایت کنید:

✅ سن خانم و آقا یا هر شخص دیگه ای که در موردشون سوال دارین

✅ مجرد هستین یا متاهل

✅ فرزندی دارین یا خیر؟ چند سالشونه؟ جنسیتشون چیه؟

✅ چند وقته ازدواج کردین؟ یا چند وقته در رابطه هستین؟

سوالات کلی نپرسید مثلا: ما با هم می‌تونیم ازدواج کنیم؟ ضعیفم باید چیکار کنم؟

 ????مواردی مثل اسم، شهر محل سکونت یا اطلاعاتی که ممکنه با مطرح کردنش هویتتون لو بره رو ننویسید

???? دقت کنید خانم دکتر فقط یک بار سوال شما رو پاسخ می‌دن هر موردی که باعث می‌شه خانم دکتر بتونن بهتر راهنمایی کنن رو ذکر کنید.

4. چه سوالایی رو نمی‌تونیم جواب بدیم؟

  • تجویز دارو – این کار فقط با معاینه حضوری امکان‌پذیره
  • موضوعات مربوط به خودکشی یا آسیب به خود
  • محتوای خشونت‌آمیز یا توهین‌آمیز
  • سوالات با محتوای نامناسب

5. موارد اورژانسی

توجه فرمایید: این فرم برای موارد اورژانسی و بحرانی مناسب نیست!

اگر در شرایط بحرانی هستید، لطفاً فوراً با این شماره‌ تماس بگیرید:

???? اورژانس اجتماعی: 123

???? یا به نزدیک‌ترین مرکز درمانی مراجعه کنید.

6. تغییرات احتمالی

ممکنه گاهی این قوانین رو به‌روزرسانی کنیم. اگر از سایت استفاده می‌کنید، یعنی با تغییرات هم موافقید. پیشنهاد می‌کنیم هر از گاهی یه سری به این صفحه بزنید.


تأیید نهایی

با زدن دکمه “موافقم”، تأیید می‌کنید که:

  • این نکات رو خوندید و باهاشون موافقید.
  • می‌دونید که سوال و جوابتون ممکنه منتشر بشه (برای کمک به دیگران).
  • در صورت نیاز، اطلاعات خصوصی رو حذف می‌کنید.

آخرین به‌روزرسانی: 31 شهریور 1404

اگر سوالی درباره این قوانین دارید، می‌تونید به ما ایمیل بزنید:
info@tannaz.org