سوال کامل مخاطب: من خانم ۳۷ سالهام و همسرم ۴۴ سالشه. چند سال با هم تو رابطه بودیم و ۱۰ ساله ازدواج کردیم، ولی من خونهٔ پدرم هستم؛ چون همسرم اصلاً مسئولیتپذیر نیست. بهشدت عصبی، پرخاشگر و زودرنجه و قهراش طولانیه؛ در واقع همیشه من برای آشتی رفتم و میگه: «عادت ندارم حتی اگه مقصرم، بیام.»
یک ماهه باهاش قهرم؛ بهخاطر اینکه بابت موجودی حسابش بهم دروغ گفته چون اصلاً بهم پول نمیده و همش میگه ندارم، ولی برای خودش خوب خرج میکنه. یه درخواستی ازم داشته که کار درستی نبوده و من قبول نکردم؛ گفت: «از لحاظ رفتاری تحریمت میکنم» و تمام خطهای من رو بلاک کرده.
دوست ندارم باز من برم سمتش بمونم هم نمیاد، برم هم اولش لجبازی میکنه. اصلاً اهل حرفزدن بعد از دعوا نیست و میگه: «ول کن، حوصله ندارم.» بهشدت دروغ میگه، کلاً بیحوصله و افسردهست و هیچ شغلی هم نداره. توی جشن و مهمونی هم نمیاد؛ پدربزرگم هم فوت کرد، بهخاطر لجبازی اصلاً نیومد که آبروی من حفظ بشه. همش بهونه میاره و میخواد همه بهش توجه کنن. بچگی خوبی نداشته و خیلی نادیده گرفته شده. الانم که دارو نخوره، اصلاً نمیتونه شبها بخوابه. میگن این افراد خودشیفته هستن، درسته؟ نمیدونم چه کار کنم، چون خیلی وابستهش هستم و دوست دارم کمکش کنم.
پاسخ: دکتر طناز فرازی
ببین عزیزم، الان چند تا مشکل هست. اولاً اینکه نه، این تعریف خودشیفتگی نیست، خودشیفتگی یک سری چیزای دیگه باید باشه که یک شخص بخواد خودشیفته بشه. این چیزی که شما دارین به من میگین بیشتر شبیه یک نوع… نه افسردگی به معنی بیماری افسردگی که باید بستری بشن، ولی به نظرم ایشون یه خورده افسردگی دارن و دلیلش هم واضحه. ارتباطهای خوبی ندارن، سرشون شلوغ نیست، فکرشون مشغول نیست.
آدمی که مشغول نباشه فکرش به جاهایی میره که درست نیست و چیزهای کوچیکو برای خودش بزرگ میکنه. من نمیدونم ایشون چرا سر کار نمیرن، هیچ توضیحی ندادین. تصورمم از اینکه میگین از من یه درخواستی داشته، انجام ندادم، اینه که احتمالاً در رابطه با نوعی یا کاری در زمینهٔ رابطهٔ فیزیکی بوده. شاید این چیزیه که به ذهنم رسید وقتی خوندم متنتونو، باید بدونم چی بوده، چون خیلی چیزا هستش که ما نسبت بهش گارد داریم ولی خیلی مسئله خاصی ممکنه نباشه. شاید بشه آدم یه دفعه بگه باشه، بعد بگه نه خوشم نیومد، دیگه امتحان نکنه.
اینکه در مورد حسابشون بهتون دروغ گفتن، ایشون اولین نفر نیستن که این کارو میکنن. بیشتر از ۸۰ درصد آقایون، شایدم ۹۰ درصد در همه جای دنیا یا اصلاً نمیگن یا اگر زیر فشار برن که بگن دروغ میگن. این یه چیز مشترک خیلی مسئله ایجاد نمیکنه. اینکه میگین برای خودش خرج میکنه، برای من خرج نمیکنه، من نمیدونم شما شاغل هستین نیستین، حرفی هم از بچه نزدید، نمیدونم بچه آیا دارین یا ندارین. سنی که ازدواج کردین هیچ کدومتون سنتون کم نبوده و خیلی عجیبه برای من که شما این چیزایی رو که الان دارین توشون میبینین قبل از ازدواج ندیدین؟
حرفی هم که دارین میزنین که من خیلی بهش وابسته هستم، وابستگی مثل یه نوع اعتیاد میمونه، درست مثل ایشون که اگه شب قرص نخوره نمیخوابه، شمام حس و حالتون نسبت به ایشون اینه. این با دلبستگی فرق میکنه، برای همین باید یه خورده توضیح به من بیشتر بدین که بتونم بیشتر راهنماییتون کنم.

